- قیمت بلیت هواپیما افزایش نمی یابد
- همچنان مخالف تحریم سوریه هستیم
- بر سر ایران و سوریه معامله نمی كنیم
- دردسر تهیه برای ارز دانشجویان خارج از ایران
- انزجار شرکت سامسونگ از تبلیغ ضدایرانی
- آلودگی هوا در شمال جنوب شهر تفاوت ندارد
- انتقاد صریح صفارهرندی به دیپلماسی دولت
- مدارک دانشگاه های انگلیس معتبر است
- وزیری که به علت تخلف رانندگی استعفا داد
- تلاش برای پیدا کردن جایی که از آنجا آقا را ببینند
- محدوده زوج و فرد به دوربين مجهز ميشود
- پاسخ مهمانپرست به ادعای حمله ایران به آمریکا
- ارتش ترکیه شمال عراق را بمباران کرد
- تلاش آمریکا برای فرار از پیامد تحریم ایران
- تیم متخلف دربی شنبه معرفی میشود
نيازمنديها
رزرو کاملا آنلاین بیش از 100 هزار هتل توسط کارتهای عضو شتاب (تاییدیه آنی)
www.BerimSafar.com
سایتی برای زنان و دختران فارسی زبان
بخشهايي از اصولگرايان در عمل به شعارها و ادعاهاي خود درباره اصول اساسي و مشخصههاي بارز اصولگرايي، پايبندي..
فروكش كردن التهابات سياسي بعد از انتخابات رياستجمهوري و بازگشت آرامش به فضاي سياسي، توام شده با حضور بسيار كمرنگ اصلاحطلبان و ميدان داري مجموعه اصولگرايان در عرصه سياست. به موازات غيبت اصلاحطلبان، محل منازعات و رقابتهاي سياسي به درون مجموعه اصولگرايان رسيده و طي چند ماه گذشته شاهد تشديد اختلافات ميان طيفهاي مختلف اين مجموعه بوده ايم.
اوج اين اختلافنظرها تنشهاي اخير بين مجلس و دولت اصولگراست كه با وجود تصريحات قانوني براي حل آنها، همچنان ادامه دارد و در آخرين نمونه به گفته نمايندگان مجلس، دولت مصوبات خود در قالب آيين نامه و بخش نامهها را براي تطبيق با مصوبات مجلس بر خلاف اصل 138 قانون اساسي به قوه مقننه ارسال نميكند.اختلافات ميان مجموعه نيروهاي اصولگرا پديده تازهاي نيست و سابقه آن به سالها پيش بر ميگردد كه طيف جوانتري از مجموعه جناح موسوم به راست كشور، وارد عرصه سياست شدند و نتيجه انتخابات شوراهاي دوم در تهران و شهرهاي بزرگ را از آن خود كردند.
با اين حال و با وجود تفاوت سليقه ميان بخشهاي مختلف تشكيل دهند ه جبهه اصولگرايي- كه باعث تقسيم بنديهايي همچون اصولگرايان سنتي، تحول خواه، منتقد دولت، حامي دولت و...شده- حضور يك رقيب تاريخي به نام جبهه اصلاحطلبان مانع از عمق يافتن و فاصله گرفتن طيفهاي موجود در جبهه اصولگرايي ميشد. اصولگرايان به رغم اختلاف نظرهاي خود، در روز واقعه، به وحدت و ائتلاف نسبي ميرسيدند و منسجم تر از اردوگاه رقيب پاي به ميدان رقابت ميگذاشتند. موفقيت آنها در انتخابات مجلس هفتم، هشتم و رياستجمهوري دهم مويد اين ادعاست اما در ماههاي اخير حجم و كيفيت انتقادات اصولگرايان از يكديگر متفاوت از گذشته شده و به نظر ميرسد در نبود رقيب اصلاحطلب آنها با خيال آسوده تري عليه يكديگر موضع ميگيرند.
در خصوص اين قبيل اختلافات كه از آنها به اختلافات درون گروهي ياد ميشود، نظرهاي مختلفي وجود دارد. برخي معتقدند تفاوت سليقه در ميان هر جمعي، امري طبيعي است و اساسا عدم اختلاف نظر در يك مجموعه بزرگي همچون جبهه اصولگرايي، يك آسيب است. اين عده بر اين نظر تاكيد ميكنند كه اين قبيل اختلاف نظرها نه تنها مشكلي براي مجموعه اصولگرايان بهوجود نخواهد آورد بلكه عامل رشد و پويندگي و پايندگي آن خواهد شد.
در مقابل برخي تحليلگران، كارشناسان و فعالان سياسي بر اين عقيده هستند كه اختلافات موجود در بين اصولگرايان از حد معمول و طبيعي آن كه تفاوت سليقه خوانده ميشود، گذشته و به مرحله هشدار رسيده است. اين عده بهخصوص روي تنشهاي موجود بين طيفهاي مختلف اصولگرا در يكي دو ماهه گذشته انگشت ميگذارند كه سپهر سياسي جبهه اصولگرايي شاهد تندترين مواضع عليه يكديگر بود.
تجمع عدهاي اصولگرا در مقابل مجلس اصولگرا و نسبت دادن شديدترين اتهامات به برخي نمايندگان مجلس و بخصوص هيات رئيسه آن، به زعم اين كارشناسان زنگ خطري بود كه براي جبهه اصولگرايي به صدا درآمد. محمد رضا باهنر مرد بانفوذ اصولگرايان سنتي از همین زاویه در کنگره جامعه اسلامی مهندسین هشدار داد که اگر تفاوت آرای اصولگرایان از چارچوبهای مورد قبول فراتر رود، فرصتها به تهدید تبدیل میشود.
وي با بيان اينكه ما معتقديم تفاوت آرا و سليقهها در جبهه اصولگرايان، موتور تحويلپذيري را روشن نگه ميدارد، خاطر نشان كرد: يكي از تهديدات موجود جبهه اصولگرايي بخش كوچكي از خود جريان اصولگراست كه رفتار خود را براي حذف و بيتاثير كردن ديگر بخشهاي اصولگرايي هر روز شفافتر و صريح تر ميكند و براي افزايش سرمايه اجتماعي نه تنها به دنبال جذب هر چه بيشتر نخبگان نيست بلكه حضور نخبگان درون جريان اصولگرايي را نيز برنميتابد.
هشدارهاي باهنر در روزهاي بعد از طرف چهرههاي ديگر جريان اصولگرايي و البته با صراحت بيشتر ادامه يافت. تعابير و اصطلاحاتي همچون« خطر شبه اصولگرايي»، « خط انحراف در اصولگرايان»، « خطر خوارج جديد» و... كه در روزهاي گذشته مطرح شده، ناظر بر هشدارها در خصوص اختلافات درون گروهي اين مجموعه است.
در حقيقت وجه تمايز ميان دو نظرمربوط به اختلافات اصولگرايان در كيفيت و ريشه اختلافات است. در حالي كه دسته اول اختلافات را تفاوت سليقه و اختلاف نظر در شيوههاي مديريتي بين طيفهاي مختلف اين مجموعه ميدانند و آن را طبيعي ميخوانند، دسته دوم بر اين نظر اصرار دارند كه اختلافات موجود از حد تفاوت در شيوههاي مديريتي فراتر رفته و در حقيقت به اختلاف در مباني نظري و تئوريك رسيده است. اين كارشناسان و فعالان سياسي معتقدند كه بخشهايي از مجموعه اصولگرايان در عمل به شعارها و ادعاهاي خود درباره اصول اساسي و مشخصههاي بارز اصولگرايي، پايبندي چنداني ندارند و بهتدريج مرزبندي خود با ساير اصولگرايان را علني تر ميكنند.
اين كارشناسان انتقادات اخير آيت الله مصباح يزدي و ديگر علما همچون سيد احمد خاتمي و احمد جنتي از برخي سياستهاي فرهنگي را در همين راستا ارزيابي ميكنند. بر اين اساس اختلاف در شيوه، حال تبديل به اختلاف در مفاهيم و اصول چهار گانه اصولگرايي « اسلام، انقلاب، امام و ولايت» شده است. مرتضي نبوي از چهرههاي برجسته جامعه اسلامي مهندسين در همين ارتباط در گفتوگويي تاكيد كردهاست: « اين جريان متأسفانه قائل به ولايت فقيه آنطور كه امام راحل تبيين كرده و ما به آن معتقديم، نيستند. اينها ميگويند آدم ميتواند از طريق يك پيرزن بيسواد هم ارتباط برقرار كرده و نيازهاي ديني خود را تأمين كند و نيازي به روحانيت نيست.»
به هر روي آنچه در حال حاضر در مجموعه جريان اصولگرا مشهود است؛ اينكه اگر چه تا پيش ازاين، اصل حاكم بر روابط ميان طيفهاي مختلف اين جريان، وحدت در مباني و تفاوت در شيوهها بوده است اما به نظر ميرسد بعد از انتخابات رياستجمهوري و حذف اصلاحطلبان از عرصه رقابتهاي سياسي، تفاوت در شيوهها و روشها به تفاوت در مباني نيز سرايت كرده است. اين البته به آن معنا نيست كه اختلافات مبنايي اساسا در ميان اين مجموعه وجود نداشته و حال به يكباره بهوجود آمده است.
بخشي از جريان مذكور از سالها پيش ساز تكروي را كوك كرده بود. انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستاي دور سوم محلي براي عرض اندام اين جريان بود كه عنوان اصولگرايي را در انحصار خود ميديد و با اقبال عمومي مواجه نشد.بعد از آن هر چند در انتخابات بعدي به ناچار به اتحاد و ائتلاف در جبهه اصولگريان تن دادند اما پرواضح بود كه اين جريان به دنبال فرصتي ميگردد تا به صورت شفاف صف خود را از ساير مجموعه جدا كند.
حال حذف اصلاحطلبان فرصتي مورد انتظار را بدست داده و اين جريان به بهانههاي مختلف، انگها و اتهامات متفاوتي را به ساير طيفهاي اصولگرا ميزند تا حضور آنها در عرصه سياست را كمرنگ و بيتاثير كند. در چنين شرايطي است كه بسياري از شخصيتهاي مذهبي و سياسي اصولگرا خطر و تبعات چنين جرياني را گوشزد كرده و بر بازانديشي در محورهاي اتحاد آفرين جريان اصولگرا تاكيد ميكنند. بيشك مجموعه اصولگرا نيازمند يك بازنگري و پالايش در ميان جريانهاي موجود در خود است تا طيف خاصي كه رفتار و عملكرد آن بيان كننده فاصله گرفتن از مباني تئوريك اصولگرايي است، سرنوشت اين مجموعه را به سرنوشت خود گره نزند.
ابراهیم بهشتی- تهران امروز
اوج اين اختلافنظرها تنشهاي اخير بين مجلس و دولت اصولگراست كه با وجود تصريحات قانوني براي حل آنها، همچنان ادامه دارد و در آخرين نمونه به گفته نمايندگان مجلس، دولت مصوبات خود در قالب آيين نامه و بخش نامهها را براي تطبيق با مصوبات مجلس بر خلاف اصل 138 قانون اساسي به قوه مقننه ارسال نميكند.اختلافات ميان مجموعه نيروهاي اصولگرا پديده تازهاي نيست و سابقه آن به سالها پيش بر ميگردد كه طيف جوانتري از مجموعه جناح موسوم به راست كشور، وارد عرصه سياست شدند و نتيجه انتخابات شوراهاي دوم در تهران و شهرهاي بزرگ را از آن خود كردند.
با اين حال و با وجود تفاوت سليقه ميان بخشهاي مختلف تشكيل دهند ه جبهه اصولگرايي- كه باعث تقسيم بنديهايي همچون اصولگرايان سنتي، تحول خواه، منتقد دولت، حامي دولت و...شده- حضور يك رقيب تاريخي به نام جبهه اصلاحطلبان مانع از عمق يافتن و فاصله گرفتن طيفهاي موجود در جبهه اصولگرايي ميشد. اصولگرايان به رغم اختلاف نظرهاي خود، در روز واقعه، به وحدت و ائتلاف نسبي ميرسيدند و منسجم تر از اردوگاه رقيب پاي به ميدان رقابت ميگذاشتند. موفقيت آنها در انتخابات مجلس هفتم، هشتم و رياستجمهوري دهم مويد اين ادعاست اما در ماههاي اخير حجم و كيفيت انتقادات اصولگرايان از يكديگر متفاوت از گذشته شده و به نظر ميرسد در نبود رقيب اصلاحطلب آنها با خيال آسوده تري عليه يكديگر موضع ميگيرند.
در خصوص اين قبيل اختلافات كه از آنها به اختلافات درون گروهي ياد ميشود، نظرهاي مختلفي وجود دارد. برخي معتقدند تفاوت سليقه در ميان هر جمعي، امري طبيعي است و اساسا عدم اختلاف نظر در يك مجموعه بزرگي همچون جبهه اصولگرايي، يك آسيب است. اين عده بر اين نظر تاكيد ميكنند كه اين قبيل اختلاف نظرها نه تنها مشكلي براي مجموعه اصولگرايان بهوجود نخواهد آورد بلكه عامل رشد و پويندگي و پايندگي آن خواهد شد.
در مقابل برخي تحليلگران، كارشناسان و فعالان سياسي بر اين عقيده هستند كه اختلافات موجود در بين اصولگرايان از حد معمول و طبيعي آن كه تفاوت سليقه خوانده ميشود، گذشته و به مرحله هشدار رسيده است. اين عده بهخصوص روي تنشهاي موجود بين طيفهاي مختلف اصولگرا در يكي دو ماهه گذشته انگشت ميگذارند كه سپهر سياسي جبهه اصولگرايي شاهد تندترين مواضع عليه يكديگر بود.
تجمع عدهاي اصولگرا در مقابل مجلس اصولگرا و نسبت دادن شديدترين اتهامات به برخي نمايندگان مجلس و بخصوص هيات رئيسه آن، به زعم اين كارشناسان زنگ خطري بود كه براي جبهه اصولگرايي به صدا درآمد. محمد رضا باهنر مرد بانفوذ اصولگرايان سنتي از همین زاویه در کنگره جامعه اسلامی مهندسین هشدار داد که اگر تفاوت آرای اصولگرایان از چارچوبهای مورد قبول فراتر رود، فرصتها به تهدید تبدیل میشود.
وي با بيان اينكه ما معتقديم تفاوت آرا و سليقهها در جبهه اصولگرايان، موتور تحويلپذيري را روشن نگه ميدارد، خاطر نشان كرد: يكي از تهديدات موجود جبهه اصولگرايي بخش كوچكي از خود جريان اصولگراست كه رفتار خود را براي حذف و بيتاثير كردن ديگر بخشهاي اصولگرايي هر روز شفافتر و صريح تر ميكند و براي افزايش سرمايه اجتماعي نه تنها به دنبال جذب هر چه بيشتر نخبگان نيست بلكه حضور نخبگان درون جريان اصولگرايي را نيز برنميتابد.
هشدارهاي باهنر در روزهاي بعد از طرف چهرههاي ديگر جريان اصولگرايي و البته با صراحت بيشتر ادامه يافت. تعابير و اصطلاحاتي همچون« خطر شبه اصولگرايي»، « خط انحراف در اصولگرايان»، « خطر خوارج جديد» و... كه در روزهاي گذشته مطرح شده، ناظر بر هشدارها در خصوص اختلافات درون گروهي اين مجموعه است.
در حقيقت وجه تمايز ميان دو نظرمربوط به اختلافات اصولگرايان در كيفيت و ريشه اختلافات است. در حالي كه دسته اول اختلافات را تفاوت سليقه و اختلاف نظر در شيوههاي مديريتي بين طيفهاي مختلف اين مجموعه ميدانند و آن را طبيعي ميخوانند، دسته دوم بر اين نظر اصرار دارند كه اختلافات موجود از حد تفاوت در شيوههاي مديريتي فراتر رفته و در حقيقت به اختلاف در مباني نظري و تئوريك رسيده است. اين كارشناسان و فعالان سياسي معتقدند كه بخشهايي از مجموعه اصولگرايان در عمل به شعارها و ادعاهاي خود درباره اصول اساسي و مشخصههاي بارز اصولگرايي، پايبندي چنداني ندارند و بهتدريج مرزبندي خود با ساير اصولگرايان را علني تر ميكنند.
اين كارشناسان انتقادات اخير آيت الله مصباح يزدي و ديگر علما همچون سيد احمد خاتمي و احمد جنتي از برخي سياستهاي فرهنگي را در همين راستا ارزيابي ميكنند. بر اين اساس اختلاف در شيوه، حال تبديل به اختلاف در مفاهيم و اصول چهار گانه اصولگرايي « اسلام، انقلاب، امام و ولايت» شده است. مرتضي نبوي از چهرههاي برجسته جامعه اسلامي مهندسين در همين ارتباط در گفتوگويي تاكيد كردهاست: « اين جريان متأسفانه قائل به ولايت فقيه آنطور كه امام راحل تبيين كرده و ما به آن معتقديم، نيستند. اينها ميگويند آدم ميتواند از طريق يك پيرزن بيسواد هم ارتباط برقرار كرده و نيازهاي ديني خود را تأمين كند و نيازي به روحانيت نيست.»
به هر روي آنچه در حال حاضر در مجموعه جريان اصولگرا مشهود است؛ اينكه اگر چه تا پيش ازاين، اصل حاكم بر روابط ميان طيفهاي مختلف اين جريان، وحدت در مباني و تفاوت در شيوهها بوده است اما به نظر ميرسد بعد از انتخابات رياستجمهوري و حذف اصلاحطلبان از عرصه رقابتهاي سياسي، تفاوت در شيوهها و روشها به تفاوت در مباني نيز سرايت كرده است. اين البته به آن معنا نيست كه اختلافات مبنايي اساسا در ميان اين مجموعه وجود نداشته و حال به يكباره بهوجود آمده است.
بخشي از جريان مذكور از سالها پيش ساز تكروي را كوك كرده بود. انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستاي دور سوم محلي براي عرض اندام اين جريان بود كه عنوان اصولگرايي را در انحصار خود ميديد و با اقبال عمومي مواجه نشد.بعد از آن هر چند در انتخابات بعدي به ناچار به اتحاد و ائتلاف در جبهه اصولگريان تن دادند اما پرواضح بود كه اين جريان به دنبال فرصتي ميگردد تا به صورت شفاف صف خود را از ساير مجموعه جدا كند.
حال حذف اصلاحطلبان فرصتي مورد انتظار را بدست داده و اين جريان به بهانههاي مختلف، انگها و اتهامات متفاوتي را به ساير طيفهاي اصولگرا ميزند تا حضور آنها در عرصه سياست را كمرنگ و بيتاثير كند. در چنين شرايطي است كه بسياري از شخصيتهاي مذهبي و سياسي اصولگرا خطر و تبعات چنين جرياني را گوشزد كرده و بر بازانديشي در محورهاي اتحاد آفرين جريان اصولگرا تاكيد ميكنند. بيشك مجموعه اصولگرا نيازمند يك بازنگري و پالايش در ميان جريانهاي موجود در خود است تا طيف خاصي كه رفتار و عملكرد آن بيان كننده فاصله گرفتن از مباني تئوريك اصولگرايي است، سرنوشت اين مجموعه را به سرنوشت خود گره نزند.
ابراهیم بهشتی- تهران امروز
نظر شما
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین