- طرح سؤال از رئیس جمهور اعلام وصول شد
- قیمت بلیت هواپیما افزایش نمی یابد
- همچنان مخالف تحریم سوریه هستیم
- بر سر ایران و سوریه معامله نمی كنیم
- دردسر تهیه برای ارز دانشجویان خارج از ایران
- انزجار شرکت سامسونگ از تبلیغ ضدایرانی
- آلودگی هوا در شمال جنوب شهر تفاوت ندارد
- انتقاد صریح صفارهرندی به دیپلماسی دولت
- مدارک دانشگاه های انگلیس معتبر است
- وزیری که به علت تخلف رانندگی استعفا داد
- تلاش برای پیدا کردن جایی که از آنجا آقا را ببینند
- محدوده زوج و فرد به دوربين مجهز ميشود
- پاسخ مهمانپرست به ادعای حمله ایران به آمریکا
- ارتش ترکیه شمال عراق را بمباران کرد
- تلاش آمریکا برای فرار از پیامد تحریم ایران
نيازمنديها
رزرو کاملا آنلاین بیش از 100 هزار هتل توسط کارتهای عضو شتاب (تاییدیه آنی)
www.BerimSafar.com
سایتی برای زنان و دختران فارسی زبان
بعد از انتشار این یادداشت انتقادی، حجت الاسلام ریاضت به آن پاسخ داد.
فرزاد فتاحی: شب قدر بود . شب بیست و سوم ماه مبارک، شبی که می گویند قدر بودنش به یقین نزدیکتراست.
دلم بلند بلند اصرار می کرد آن شب را به امامزاده علی اکبر چیذر بروم و رفتم . آنقدر خود را محتاج گفتن رازها و نیازهایم در برابر آن یکتای بی همتا ، ان ستار و آن رحمان می دیدم که دل از جراحت ضرغامی بریدم و راه چیذر در پیش گرفتم .
هر چه بیشتر نزدیک می شدم سیل آدمیانی چون من بود که سواره و پیاده به سوی امامزاده در حرکت بودند.هر قدم که نزدیک تر می شدی جمعیت متراکم تر و حرکت آهسته و سخت تر می شد .
گویی محشر را در محله چیذر تمرین می کردند که هر کس سر به زیر انداخته و مفاتیح را چون نامه اعمال در دست گرفته و زمزمه کنان و بی اعتنا به اطراف به سوی سرنوشت خویش می رفتند . این حس زیبا ولی حسرت آور تا آنجا ادامه می یافت که به محل استقرار بانوان می رسیدی ، آنجا که بر پارچه نوشته ای نوشته بودند «محل استقرار خواهران» . چرا که ازاین نقطه مناظری را می دیدی که باعث آزردگی خاطر تمام کسانی (اعم از زن و مرد) می شد که خالصانه به قصد قربت به آن مکان مقدس آمده بودند، مناظری که به یقین بر صفای روح و پاکی دل تاثیر منفی می گذاشت، مناظری که به راستی با آن قبور شریف شهداء که به زیبایی مزین به فانوسهای روشن شده بودند در تضاد بود، مناظری که که هر چقدر حجاب مومنات در آن داد می کرد بی حجابی عده ای نیز بیداد می کرد.
به هر حال باید از کنار این مناظر می گذشتی و گذشتیم که شاید آزمون آن شب را خداوند از همان بدو ورود شروع کرده باشد و او آگاه ترین به دلها است و نیک می داند در چنان شبی کسی نگاهی از سر هوس نمی کند که نگاهها هر چه بود از سر افسوس بود،که چه بر سر این مردمان آمده است که در چنان شبی و چنین مکانی اینگونه به در گاه خداوند آمده اند.تلاش کردم زمانی رسیده باشم که در داخل حرم جایی برای خود دست و پا کنم اما چه لذتی داشت بعد از آمن ممانعت و تندی خادمان حرم آرام گرفتن در کنار قبور عطر آگین شهدای با نام و گمنام خفته در حیاط امامزاده .
چه لذتی داشت سرمست شدن از عطر نیایش در آن شب پر از خلوص ، چه لذتی داشت قرائت دعای جوشن کبیر در میان جوانانی که به تلنگری بانگ العفو از زبان و سیل اشک از چشمان معصوم شان جاری می شد.
بعد از اتمام قرائت دعای پر از فضیلت جوشن کبیر روحانی عزیزی بر منبر رفت و چه خوب سخن آغاز کرد که هر چه بود خدا بود و زیبایی که زینب(س) در کربلا دیده بود.از باب الحوائج گفت، از علی اصغر، از عباس و از شریانهای بریده حسین(ع) که شریان حیات دین محمد (ص) شد .
از وضع حجاب گفت نه از بی حجابی های چند متر آن طرف تر از دیوار پشت منبرش ، نه از وضع حجاب در خیابانها بلکه بی مقدمه به سراغ فرهنگسراها رفت که مردم شما یکسری به به فرهنگسراها بزنید!! این حرف در میان آن جمعیت چون پتکی بر سر من و دهها چون من فرود آمد، به دو دلیل؛ 1) آن فضای پر از معنویت و عشق را گرد و غباری از جنس سیاست فرا گرفت2) من و شاید بسیاری چون من در آن جمع ، در ایام ماه مبارک رمضان لااقل چند روزی هر چند کوتاه مدت به قول ایشان یک سری به فرهنگسراهای شهرداری زده بودیم ولی چیزی جز فعالیت های دینی و مذهبی و مسابقاتی بر پایه مفاهیم قرآنی ندیده بودیم.
بی شک منظور از از فرمایش امام عزیز که قریب به مضمون فرموده اند که در مراسم های عزاداری مذهبی و منابر ، مسائل سیاسی نیز مطرح شود و نیز رضایت رهبر معظم انقلاب که مورد استناد سخنران محترم قرار گرفته بود این نیست که ما بدون تحقیق به تخریب سیاسی شخص ، نهاد و یا سازمانی خاص بپردازیم و کوهی از فعالیتهای مثبت و زحمات شبانه روزی آنها را زیر سئوال برده و وارونه جلوه دهیم.
به راستی بی حجابی امروز در تهران و یا بدون تعارف در کشور ناشی از عملکرد شهرداری تهران است ؟ یا ناشی از سخن و عملکرد کسانی است با موضع گیری خود در این مقوله حتی در مقابل مراجع عظام و علما نیز ایستاده اند؟
آیا دایره تاثیر گذاری فرهنگسراهای موجود در تهران آنقدر وسیع است که کلیه مراکز استانها را در نوردیده و به شهرهای کوچک نیز رسیده است .
آیا متولی فرهنگ سازی و سیاست گذاریهای فرهنگی در پهنه کشور شهرداری تهران و مدیران فرهنگسراها هستند؟
به هرحال و با غباری برخواسته از سیاست بر دلهای بارانی مان منبر به مداح خوش صدای اهل بیت حاج محمود کریمی رسید.و چه آتشی بر دلها می زد با آن نوای پر از سوز و گدازش،چه غوغایی به پا کرد وقتی از کمر شکسته حسین (ع) گفت ، چه دردی بر جانها انداخت وقتی از عباس گفت و از زبانش فریاد می زد« انا ابن علی المرتضی» ، چه داغی تازه کرد از برادران شهدا وقتی از وداع آخرین حسین (ع) با عباس گفت ، چه عطشی در گلو ها انداخت وقتی از عطش شش ماهه گفت ، چه دردی بر دلها گذارد وقتی از غربت زینب(س) و تازیانه بر بدن سه ساله گفت ...
دلها بود که می سوخت و اشکها بود که می ریخت و باز از عباس ، ازعلمدار ، از یل ام البنین ، از امید زینب ، از سقای حرم ، از پهلوان کربلا گفت و گفت تا آنکه او نیز مکثی کرد و رسید مبحث روز .
ولی او چون سخنران قبل از خویش از فرهنگسراها نام نبرد بلکه مردانه از وضع بد بی حجابی در مراسم های مذهبی و در کل جامعه گفت، لحنش و گفتارش به خوبی نشان می داد که او به واقع درد دین و درد حجاب دارد نه درد سیاست های خط دار!
اندکی گذشت و قرآنها به سر گرفته شد.و مخلوق بود که خالق را قسم می داد ... الهی به هذا القرآن ،به محمد ،به علی ... و سیل اشک آدمیان بود که به راه افتاده بود و چه خوب می توانستی سفیدی قلبت راببینی در دل آن تاریکی شب ، هر چند کسانی به هر دری زدند که با قلم سیاست به آن سفیدی خط دهند یا اگر نتواستند خط خط اش کنند .
شبهای قدر گذشت و دلهای بی قرار احیاء به ناچار از پی تقدیر خود یکسال خواهند دوید اما چه زیبا می شد اگر این شبها و مجالس آن را مامنی برای بازیهای سیاسی ندانیم و چه زیباتر اگر به زدودن زنگارهای ریا و دروغ و جهل از وجود خود همت بنهیم .
دلم بلند بلند اصرار می کرد آن شب را به امامزاده علی اکبر چیذر بروم و رفتم . آنقدر خود را محتاج گفتن رازها و نیازهایم در برابر آن یکتای بی همتا ، ان ستار و آن رحمان می دیدم که دل از جراحت ضرغامی بریدم و راه چیذر در پیش گرفتم .
هر چه بیشتر نزدیک می شدم سیل آدمیانی چون من بود که سواره و پیاده به سوی امامزاده در حرکت بودند.هر قدم که نزدیک تر می شدی جمعیت متراکم تر و حرکت آهسته و سخت تر می شد .
گویی محشر را در محله چیذر تمرین می کردند که هر کس سر به زیر انداخته و مفاتیح را چون نامه اعمال در دست گرفته و زمزمه کنان و بی اعتنا به اطراف به سوی سرنوشت خویش می رفتند . این حس زیبا ولی حسرت آور تا آنجا ادامه می یافت که به محل استقرار بانوان می رسیدی ، آنجا که بر پارچه نوشته ای نوشته بودند «محل استقرار خواهران» . چرا که ازاین نقطه مناظری را می دیدی که باعث آزردگی خاطر تمام کسانی (اعم از زن و مرد) می شد که خالصانه به قصد قربت به آن مکان مقدس آمده بودند، مناظری که به یقین بر صفای روح و پاکی دل تاثیر منفی می گذاشت، مناظری که به راستی با آن قبور شریف شهداء که به زیبایی مزین به فانوسهای روشن شده بودند در تضاد بود، مناظری که که هر چقدر حجاب مومنات در آن داد می کرد بی حجابی عده ای نیز بیداد می کرد.
به هر حال باید از کنار این مناظر می گذشتی و گذشتیم که شاید آزمون آن شب را خداوند از همان بدو ورود شروع کرده باشد و او آگاه ترین به دلها است و نیک می داند در چنان شبی کسی نگاهی از سر هوس نمی کند که نگاهها هر چه بود از سر افسوس بود،که چه بر سر این مردمان آمده است که در چنان شبی و چنین مکانی اینگونه به در گاه خداوند آمده اند.تلاش کردم زمانی رسیده باشم که در داخل حرم جایی برای خود دست و پا کنم اما چه لذتی داشت بعد از آمن ممانعت و تندی خادمان حرم آرام گرفتن در کنار قبور عطر آگین شهدای با نام و گمنام خفته در حیاط امامزاده .
چه لذتی داشت سرمست شدن از عطر نیایش در آن شب پر از خلوص ، چه لذتی داشت قرائت دعای جوشن کبیر در میان جوانانی که به تلنگری بانگ العفو از زبان و سیل اشک از چشمان معصوم شان جاری می شد.
بعد از اتمام قرائت دعای پر از فضیلت جوشن کبیر روحانی عزیزی بر منبر رفت و چه خوب سخن آغاز کرد که هر چه بود خدا بود و زیبایی که زینب(س) در کربلا دیده بود.از باب الحوائج گفت، از علی اصغر، از عباس و از شریانهای بریده حسین(ع) که شریان حیات دین محمد (ص) شد .
از وضع حجاب گفت نه از بی حجابی های چند متر آن طرف تر از دیوار پشت منبرش ، نه از وضع حجاب در خیابانها بلکه بی مقدمه به سراغ فرهنگسراها رفت که مردم شما یکسری به به فرهنگسراها بزنید!! این حرف در میان آن جمعیت چون پتکی بر سر من و دهها چون من فرود آمد، به دو دلیل؛ 1) آن فضای پر از معنویت و عشق را گرد و غباری از جنس سیاست فرا گرفت2) من و شاید بسیاری چون من در آن جمع ، در ایام ماه مبارک رمضان لااقل چند روزی هر چند کوتاه مدت به قول ایشان یک سری به فرهنگسراهای شهرداری زده بودیم ولی چیزی جز فعالیت های دینی و مذهبی و مسابقاتی بر پایه مفاهیم قرآنی ندیده بودیم.
بی شک منظور از از فرمایش امام عزیز که قریب به مضمون فرموده اند که در مراسم های عزاداری مذهبی و منابر ، مسائل سیاسی نیز مطرح شود و نیز رضایت رهبر معظم انقلاب که مورد استناد سخنران محترم قرار گرفته بود این نیست که ما بدون تحقیق به تخریب سیاسی شخص ، نهاد و یا سازمانی خاص بپردازیم و کوهی از فعالیتهای مثبت و زحمات شبانه روزی آنها را زیر سئوال برده و وارونه جلوه دهیم.
به راستی بی حجابی امروز در تهران و یا بدون تعارف در کشور ناشی از عملکرد شهرداری تهران است ؟ یا ناشی از سخن و عملکرد کسانی است با موضع گیری خود در این مقوله حتی در مقابل مراجع عظام و علما نیز ایستاده اند؟
آیا دایره تاثیر گذاری فرهنگسراهای موجود در تهران آنقدر وسیع است که کلیه مراکز استانها را در نوردیده و به شهرهای کوچک نیز رسیده است .
آیا متولی فرهنگ سازی و سیاست گذاریهای فرهنگی در پهنه کشور شهرداری تهران و مدیران فرهنگسراها هستند؟
به هرحال و با غباری برخواسته از سیاست بر دلهای بارانی مان منبر به مداح خوش صدای اهل بیت حاج محمود کریمی رسید.و چه آتشی بر دلها می زد با آن نوای پر از سوز و گدازش،چه غوغایی به پا کرد وقتی از کمر شکسته حسین (ع) گفت ، چه دردی بر جانها انداخت وقتی از عباس گفت و از زبانش فریاد می زد« انا ابن علی المرتضی» ، چه داغی تازه کرد از برادران شهدا وقتی از وداع آخرین حسین (ع) با عباس گفت ، چه عطشی در گلو ها انداخت وقتی از عطش شش ماهه گفت ، چه دردی بر دلها گذارد وقتی از غربت زینب(س) و تازیانه بر بدن سه ساله گفت ...
دلها بود که می سوخت و اشکها بود که می ریخت و باز از عباس ، ازعلمدار ، از یل ام البنین ، از امید زینب ، از سقای حرم ، از پهلوان کربلا گفت و گفت تا آنکه او نیز مکثی کرد و رسید مبحث روز .
ولی او چون سخنران قبل از خویش از فرهنگسراها نام نبرد بلکه مردانه از وضع بد بی حجابی در مراسم های مذهبی و در کل جامعه گفت، لحنش و گفتارش به خوبی نشان می داد که او به واقع درد دین و درد حجاب دارد نه درد سیاست های خط دار!
اندکی گذشت و قرآنها به سر گرفته شد.و مخلوق بود که خالق را قسم می داد ... الهی به هذا القرآن ،به محمد ،به علی ... و سیل اشک آدمیان بود که به راه افتاده بود و چه خوب می توانستی سفیدی قلبت راببینی در دل آن تاریکی شب ، هر چند کسانی به هر دری زدند که با قلم سیاست به آن سفیدی خط دهند یا اگر نتواستند خط خط اش کنند .
شبهای قدر گذشت و دلهای بی قرار احیاء به ناچار از پی تقدیر خود یکسال خواهند دوید اما چه زیبا می شد اگر این شبها و مجالس آن را مامنی برای بازیهای سیاسی ندانیم و چه زیباتر اگر به زدودن زنگارهای ریا و دروغ و جهل از وجود خود همت بنهیم .
------------------------------------------------
بعد از انتشار این یادداشت که توسط آقای فتاحی از کاربران سایت «فردا» نوشته شده، حجت الاسلام و والمسلمین ریاضت سخنران محترم این هیئت طی تماس تلفنی با مدیر سایت عنوان داشتند که نویسنده یادداشت مذکور تنها با توجه به سخنان ایراد شده در یکی از شب های قدر ماه مبارک رمضان به قضاوت درباره سخنان ایشان پرداخته است.
همچنین ایشان توضیحاتی را به صورت مکتوب برای سایت ارسال داشته اند که در ذیل منتشر می شود.
سلام ،عزیز من
متن سخنرانی موجود است که سخنران بی حجابی در کل جامعه را به انتقاد نشست از سینما ها که در شبهای رمضان تا سحر باز بود از صدا وسیما،از وضعیت خیابانها ،از آنها که می خواهند کنار سفره ی اهل بیت سفره ی ایرانی بیاندازند، از متولیان امور فرهنگی به زعم شما.گفت ولی سیاسی نگفت ،گفت اما کجا بودی که ببینی همین سخنران در شب نوزدهم نوک پیکان انتقادش که خیلی هم تند تر از شب بیست وسوم بود متوجه نه تنها پشتدیوار منبرش که متوجه داخل محدوده ی جلسه اش بود کاش می شنیدی که خانم ها را به علت عدم رعایت شؤونات جلسه ی ملکوتی رمضان تهدید به تعطیلی قسمت خواهرها نمود .
کاش عینک تنگ سیاست زدگی به ما اجازه می داد هشت جلسه ی پر بار معنوی را با دید محدود تنگ نوک بینی دیدن ،آن هم در یک جمله خلاصه نمی کردیم،کاش می شنیدید که در شب نوزدهم همان ها را که شما دراین معضل در متن خود مقصر شناخته اید به باد شدیدترین انتقادات گرفت وبر اساس آموزه های امام ومقام معظم رهبری گفت که این مملکت جایی برای شرق زده وغرب زده ندارد کاش سیاست زدگی دست از سر ما بردارد و هر انتقادی را سیاسی نبینیم ،آری من هم سر زدم به محیطهای اداری وغیر اداری ،من هم سرزدم به بعضی از فرهنگسراها وهمان مناظری که دل شما را درشب بیست وسوم در چیذر به درد آورد دل من را هم درآن محیطها وخصوصا در چیذر به درد آورد.قضاوت را بعهده ی صاحب جلسه حضرت عباس علیه السلام واگذار مینمایم وخود را مبرا از نقص ندانسته از حضرت حق طلب مغفرت نموده و از صاحب حقیقی جلسه عذر می خواهم که نارسا سخن گفته ام تا عزیزی که آمده بود تا از رحمت بیکران الهی بهره مند شود را باغبار تیره و تار سیاست مکدر نموده ام و از اینکه شب قدر شما را خراب نمودم از شما پوزش می طلبم.
التماس دعا
همچنین ایشان توضیحاتی را به صورت مکتوب برای سایت ارسال داشته اند که در ذیل منتشر می شود.
سلام ،عزیز من
متن سخنرانی موجود است که سخنران بی حجابی در کل جامعه را به انتقاد نشست از سینما ها که در شبهای رمضان تا سحر باز بود از صدا وسیما،از وضعیت خیابانها ،از آنها که می خواهند کنار سفره ی اهل بیت سفره ی ایرانی بیاندازند، از متولیان امور فرهنگی به زعم شما.گفت ولی سیاسی نگفت ،گفت اما کجا بودی که ببینی همین سخنران در شب نوزدهم نوک پیکان انتقادش که خیلی هم تند تر از شب بیست وسوم بود متوجه نه تنها پشتدیوار منبرش که متوجه داخل محدوده ی جلسه اش بود کاش می شنیدی که خانم ها را به علت عدم رعایت شؤونات جلسه ی ملکوتی رمضان تهدید به تعطیلی قسمت خواهرها نمود .
کاش عینک تنگ سیاست زدگی به ما اجازه می داد هشت جلسه ی پر بار معنوی را با دید محدود تنگ نوک بینی دیدن ،آن هم در یک جمله خلاصه نمی کردیم،کاش می شنیدید که در شب نوزدهم همان ها را که شما دراین معضل در متن خود مقصر شناخته اید به باد شدیدترین انتقادات گرفت وبر اساس آموزه های امام ومقام معظم رهبری گفت که این مملکت جایی برای شرق زده وغرب زده ندارد کاش سیاست زدگی دست از سر ما بردارد و هر انتقادی را سیاسی نبینیم ،آری من هم سر زدم به محیطهای اداری وغیر اداری ،من هم سرزدم به بعضی از فرهنگسراها وهمان مناظری که دل شما را درشب بیست وسوم در چیذر به درد آورد دل من را هم درآن محیطها وخصوصا در چیذر به درد آورد.قضاوت را بعهده ی صاحب جلسه حضرت عباس علیه السلام واگذار مینمایم وخود را مبرا از نقص ندانسته از حضرت حق طلب مغفرت نموده و از صاحب حقیقی جلسه عذر می خواهم که نارسا سخن گفته ام تا عزیزی که آمده بود تا از رحمت بیکران الهی بهره مند شود را باغبار تیره و تار سیاست مکدر نموده ام و از اینکه شب قدر شما را خراب نمودم از شما پوزش می طلبم.
التماس دعا
نظرات کاربران
غیر قابل انتشار: ۱
انتشار یافته: ۱۰
نويسنده خود نيز به درد سخنران دچار است . آنجا که ميگويد دل از جراحت ضرغامی بریدم و راه چیذر در پیش گرفتم. تا آنجا که ما اطلاع داريم مراسم شبهاي قدر در ساعات پاياني شب است.
پس نيازي نبود تعريضي به ضرغامي هم زده شود.
كسي حق ندارد راجع به پوشش ديگران اظهارنظرناآگاهانه كند.تنها خداست ازقلوب آگاه است...
ان اكرمكم عندالله اتقيكم
ايا شما مطمينيد جايگاه شما در جايگاه ربوبي بالاتراز همان دختر كم حجاب ميباشد؟
توبه كنيد و به خدا پناه ببريد
مسئله حجاب،یکی از متقن ترین مباحث دینی ما می باشد که متأسفانه شاهد آن هستیم که مورد بی توجهی حتی در مجالس مذهبی می شود.بنده به نوبه خویش از حس همیت و غیرت سخنران جلسه کمال تشکر دارم و آرزوی عاقبت بخیری برای غافلین از احکام الهی.یاحق
این متن زیبا حقیقتا مرا یاد همرزمان و برادر شهیدم انداخت مخصوصا آنجا که میگوید...چه دردی بر جانها انداخت وقتی از عباس گفت و از زبانش فریاد می زد« انا ابن علی المرتضی» ، چه داغی تازه کرد از برادران شهدا وقتی از وداع آخرین حسین (ع) با عباس گفت...پیشنهاد میکنم نگارنده که احساس میکنم از شیربچه های جنگ باشد با این قلم سوزناک مطالبی در مورد جنگ و شهدای جنگ بنویسند
خدایا ما را با شهادت بمیران
ممنون از سایت همیشه معتدل فردا
چقدر از ارزشهای امام و شهدا دور شده ایم،راستی چی شد که همه چی اینقدر رنگ باخته،مگه دولت اصولگرا نیست،مگه تابع ارزشها نیستند،مگه پیرو حضرت آقا نیستند؟به خدا داریم مسیر خلاف شهدا را با سرعت میریم،هیچ فکر کردین اگه همت و باکری و زین الدین و...بودند برخوردشان با این قضایا چی بود؟وای بر ما وای بر ما که فردای قیامت باید با شهدا رودر رو شویم،باید با حسین روبرو شویم....
نمیدونم چرا یه حسی بهم میگه نویسنده یادداشت(فتاحی) درست میگه،چون خودم این نوع برخورد سیاسی با قضیه حجاب رو چند جا دیگه هم دیدماحتمالا حاج آقا دوست داشتند آقای قالیباف رو یه نوازشی کنند
خدا همه رو از جمله من رو ببخشه
چرا شماها هم مثل من زیبایی این نثر را نمی بینید و چسبیدید به سیاسی بازی،بابا در هر کاری اول نیمه پر لیوان را ببینید،اول زیبایی ها را ببینید بعد نازیبایی ها رو،بعد سیاسی بازیهارودم همتون گرم
آدم پرستي خوب نيست. چه احمدينژاد و چه قاليباف.روي سخنم بيشتر با مديران سايته!
و لعنت خدا بر تمام آنان که قدر خون پدران و برادران شهیدمان را ندانستند و جامعه پاکمان را ناپاک و به بیراهه کشانده و میکشانند
نظر شما
تازه های سایت
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین

من آنشب آنجا بودم ولی هرگز نمی توانم به این زیبایی آنجا را توصیف و تعریف کنم