نيازمنديها
رزرو کاملا آنلاین بیش از 100 هزار هتل توسط کارت‌های عضو شتاب (تاییدیه آنی) www.BerimSafar.com
کد خبر: ۱۳۹۳۰۹
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۰
تعداد نظرات: ۴۳ نظر
گزارشی دردناک از محله ای تفریحی!
اگر جنس می‌خواید برید از ممد دراز بگیرین، اونهاش، از بالای باغ داره می‌آد... البت چون غریبه‌اید ریختتتون هم ترتمیزه بهتون نمی‌ده، پول بدید من برم براتون بگیرم. بدید دیگه..
یکی از بهترین و خوش آب و هوا‌ترین مناطق شمال غربی تهران تبدیل به پاتوقی برای معتادان به مواد مخدر صنعتی شده و با وجودآگاهی اغلب دستگاه های مسئول، برای رفع این معضل هنوز اقدامی نشده است.

به گزارش «فردا»، فرحزاد در تاریخ تهران، همواره محلی خوش آب و هوا و مناسب گردش و هواخوری بوده و با وجود حملهٔ بی‌امان برخی مظاهر مدرنیسم، همچنان، این اصالت را حفظ کرده و همین، عامل مهمی برای مراجعهٔ مردم تهران به این محل بوده و هست. در واقع همچنان، کسانی که قصد هواخوری، پیاده روی و یا صرف غذا با خانواده را دشته باشند فرحزاد احتمالا یکی از گزینه‌های انهاست و به هر حال به این نقطه از شمال غرب تهران سری می‌زنند.

یکی از راه‌های رسیدن به فرحزاد انتهای بزرگراه اشرفی اصفهانی است. درواقع با پایان این بزرگراه، خیابانی آغاز می شود که منتهی به باغ و باغچه های فرحزاد می شود.

در دو طرف این خیابان هم باغ‌هایی وجود دارد که همچنان در مقابل یورش آپارتمان‌سازهای امروزی مقاومت کرده و با درخت های متعددی که دارند نمای بسیار زیبایی هم به حد فاصل انتهای اشرفی اصفهانی و بزرگراه یادگار امام (ره) داده اند و می توان با نگاه به آنها؛ به یاد روزهایی افتاد که تهران بدون دود بود. نوستالژی که شاید از مهمترین دلایل جذابیت آن در شرایط معاصر باشد.

اما متاسفانه اکنون این‌ها، همهٔ موجودی باغ‌های فرحزاد نیست. چون حتی اگر در تابستان برگ‌های درختان بخش مهمی از واقعیت را پنهان کند و عموم گمان کنند که اوضاع همچون گذشته است، اما در پاییز امسال تاسف‌ اغلب عابران آغاز و در زمستان به اوج خود رسیده است؛ چرا که الان دیگر در هر متر این مکان معتاد یا معتادانی دیده می شوند که یا چمباتمه زده و به قول خودشان هنوز زنده‌اند؛ و یا عده ای دیگر از همین نوع، از شدت سرما و خماری امیدی به زنده ماندن ندارند

امثال این معتاد‌ان می‌ گفتندکه از سرما نمی‌میرند، چون بالاخره ماموران نیروی انتظامی از راه می‌رسند؛ آن‌ها که می‌توانند فرار می‌کنند، ولی مامواران ناجا رو به موت‌ها را سوار ماشین‌های نیروی انتظامی می کنند و به پاسگاه می‌برند. بعد به آن ها غذای گرم به عنوان شام و جای خواب در بازداشتگاه داده می شود و صبح که می‌شود بیرون شان می‌کنند. نه آزاد نمی‌شوند؛ از جایی که غذا و گرما برایشان دارد رانده می‌شوند.

در بینشان ازهمه گونه سنی هم هست، حتی کودکان یک و دو ساله که در خاک و آلودگی‌های آنجا می‌لولند و.... کس یا کسانی را که شبهی از پدر و مادر هستند، غرق در خماری و چرت و التماس به فروشندگان می‌بینند، اما پدر و مادری به خود نمی‌بینند. اگر چه این کسان وقتی برای خرید جنس پول ندارند و یا اینکه بابت خریدهای قبلی به فروشندگان مواد بدهکار مانده‌اند و نمی‌توانند بدهیشان را بپردازند، این‌ها را جلوی چماق به دستان نگهبان قاچاقچی‌ها پرت می‌کنند و به جانشان قسم می‌دهند، تا بلکه دل فروشندگان نرم شود و رحم کنند، اگر چه چنین هم نمی‌شود و همگی کتک می‌خورند و... فروشندگان این محل حکایت دیگری دارند.

سه یا چهار فروشنده هستند که آنجا را بین خودشان تقسیم کرده و با نامگذاری، محل را متعلق به خود کرده‌اند، پاتوق ممد دراز، پاتوق... هر کدام از فروشنده‌ها دو سه نفر نگهبان ویژه ( بخوانید بپا یا محافظ) دارند، نگهبانان با چماق‌هایی که به دست می گیرند و با جثه‌هایی درشتی که دارند هراس به دل هر بیننده‌ای می‌اندازند. در هنگامی که این افراد در باغ و محل چاتوق شان حضور دارند کافیست سرکرده‌ (یا همان صاحب پاتوق) ازمعتادی یا معتادانی، به هر دلیل، خوشش نیاید یا ناراحت شود، آنوقت روزگار آن بخت برگشته یا بخت برگشتگان سیاه است و محافظان صاحب پاتوق تا جایی که خسته شوند آن فرد یا افراد را کتک می‌زنند؛ هیچ کس هم جرات وساطت ندارد، چون باید سهمی از کتک‌ها را پذیرا شود. نمونه این رفتارهای فروشندگان مواد مخدر و محافظان شان را، شاید فقط در برخی فیلم فارسی‌ها دیده شده باشد. اما اینجا، فیلم نیست، عین واقعیت است؛ واقعیتی که دیدنش دل هر بیننده ای را به درد می اندازد. انگار به سال‌های دهه ۳۰ و ۴۰ در حلبی آباد برگشته باشند.

یکی از این معتادان که تازه مصرف کرده، در پاسخ به این سوال که چه کسانی به آن باغ قدیم و پاتوق فعلی می‌آیند، با مالش انگشت‌های شصت و اشاره بهم، تقاضای پول می‌کند، به چند نخ سیگار هم راضیست، می‌گوید: «... به این‌ها که تو خاک و خل می‌لولن نگاه نکنین، این‌ها مستاجر ثابت شیشه ان؛.... یعنی اون قده گرفتارن که نای رفتن و برگشتن ندارن، خیلی شون اصلا جایی ندارن که برن؛ خونواده و دوست و آشنا بیرون شون کردن؛ اما به جز این زمین گیرشده‌ها، کسایی هم هستن که با ماشین‌های آخرین مدل می‌آن؛ با عزت و احترامی که مواد فروش‌ها براشون قایل میشن، چندساعتی میمونن و تا می‌تونن مصرف می‌کنن و بعد یکی دو ساعت می‌رن؛ بعضی شون خرده مرامی هم دارن، پول چندتا از زمینگیر‌ها رو هم می‌دن تا ممد دراز بهشون جنس بده. »

برای ارایه اطلاعات بیشتر حاضر به همکاری نشد و گفت: «زیاتیش باعث می‌شه خمارشم. اگه پول می‌دی خودمو بسازم بمون؛... و گرنه ....»، واقعا ادامه نداد و از باغ هم خارج شد.

یکی دیگر از‌‌ همان افراد نزدیک شد،‌‌ همان اوضاع آشفته، مثل قبلی، تصور او، بدون آلودگی هایش، حاکی از این بود که ۲۰ و یا حداکثر ۲۲، ۲۳ سالش بیشتر نداشته باشد، گفت: «اگر جنس می‌خواید برید از ممد دراز بگیرین، اونهاش، از بالای باغ داره می‌آد... البت چون غریبه‌اید ریختتتون هم ترتمیزه بهتون نمی‌ده، پول بدید من برم براتون بگیرم. بدید دیگه...»

قرارشد در قبال جواب سوالات پولی بگیرد؛ و بگوید چه کسانی بیشتر به آنجا می‌آیند و می‌روند؟

گفت: «... می‌فهمم، درس خوانده‌ام؛ این لعنتی بیچاره‌ام کرد وگرنه الان لیسانسم را هم گرفته بودم،...». برخلاف بسیاری از معتادان کسی را مقصر نمی‌دانست. گفت: «همه چیز داشتم به جز فهم و شعور. بیخود و بیجهت احمق شدم و خواستم که سرخوش باشم، شدم الکی خوش و این شد حال و وروزم؛..... پدرم دق کرد و مرد و مادرم.... نمی‌دونم کجاس.... آخرین بار که رفتم خونه، دایی‌ام اومده بود. از مشهد. می‌خواست ببرش مشهد، پیش خودش. گفت نمی‌ذاره مادرم، یعنی خواهرش، فوری بره پیش بابام، از دست من..... زدم بیرون از خونه،..... مادرم نا‌ نداشت بیاد دنبالم .... دایی‌ام هم نمی‌ذاشت که بیاد؛ حالا دیگه هیچ کس برام نمونده،....» بغض کرد و گریه امانش نداد. بهتر که شد، جواب داد.

او درباره معتادانی که برای تهیه مواد مخدر به باغ‌های ابتدای فرحزاد در آمد و رفت هستند، گفت: «همه شون یا کراکین یا شیشه می‌کشن. بیشترشون هم هر دوشو مصرف می کنن. متنوعن اونهایی که می‌آن خودشونو با کراک و شیشه بسازن. بعضی‌ها میان جنس می‌خرن و می‌رن، بعضی‌ها جنس می‌خرن و بیشتر میمونن تا خودشونو بسازن، بعد ب‌رن. این‌ها روال زندگیشان شده اینکه نزدیک ظهر به این باغ‌ها می‌آن و غروب که می‌شه می‌رن. شاید زیاد نباشن اما توشون زن و مرد، پیر و جوون، همه جورش هست. بعضی خراب و داغون می‌آن و به ظاهر سرحال و قبراق می‌رن، اونهایی که بی‌پولن، خراب‌تر برمی گردن....» سیگار می‌خواست، نداشت. راه افتاد که از خیابان نزدیک باغ بخرد. در حینی که می‌رفت گفت: «این همه اطلاعات یه بسته سیگارکه می‌ارزید. نمی‌ارزید؟» قرار شد در حینی که می‌رود سیگار بخرد باقی را بگوید. خیالش که از پول سیگار راحت شد، گفت: «کسانی هم هستن که اونجا، روی زمین و خاشاک باغ خونه شون شده رو کارتون می‌خوابن و شب هم زیرکارتون تا صبح می‌لرزن از سوز سرما، کارشون اینه که می‌رن تو محل نزدیک باغ تا هر طور شده پولی جور کنن، اگه شما نبودید من هم همین کارو باید می‌کردم.»

از خیابان کنار باغ‌ها که عبور کرد به خیابانی رسید که می‌گفت پیش‌تر‌ها به عنوان یکی از دنج‌ترین و امن‌ترین خیابان‌های منطقه شناخته می‌شده، بعد اضافه کرد: «اینجا ۳۵ متری... چندوقتیه که عابرای غریبه، خاک آلوده، کثیف و ژولیده‌ای مث من و امثال من توش زیاد رفت و اومد می‌کنن، از گشتن و زیر و روکردن سطل‌های آشغال گرفته تا دله دزدی‌های احمقانه شده کارمون، من یه دوست هم پیدا کردم که هر وقت از جلوی مغازه‌اش رد می‌شم بهم چایی تعارف می‌کنه، برعکس خیلی‌ها که بار‌ها حتی دنبالم کردن تا کتکم بزنن؛ حق دارن، محلشون دیگه امن نیست، دوستم که بنگاه خونه داره می‌گفت مردم خوبین؛ می‌خوان که خوب بشید... برا همین... ولش کن.»

جوانک گفت: «همون بهم گفته که هر وقت خواستی ترک کنی خرجتو می‌دم تا بری اردوگاه مخصوص ترک.... خسته شدم. می‌رم. تو هم دیگه برو.»

نزدیک شب شده بود. دیدن تصاویری تلخ و دردناک تمام نیروی بیننده را صرف می‌کند. تا جایی که نایی باقی نمی‌گذارد.

شب، در خیابانی نزدیک به یکی از خوش آب و هوا‌ترین مناطق تهران، که ده‌ها آدم، غرق در اعتیاد، بی‌پولی، بدون بهداشت، امنیت، سلامت و... از عنوان آدم، غباری برایشان مانده، به واقع سیاه و دردناک است.

تنها چراغ روشن و نقطه امید بخش در این مکان، آن کسی بود که می‌خواست بدون آنکه جوانک معتاد را بشناسد، خرج درمانش را بدهد. برعکس باقی که می‌گفت، یا این‌ها را نمی‌بید، یا وقتی می‌دیدند که می‌خواستند کتکشان بزنند. آنکه به ایشان مواد مخدر می‌فروخت هم کتکشان می‌زد!

اما احتمال درمان برای آن همه که در باغ بودند و ماندند، یا می‌آمدند و می‌رفتند، چطور؟

در مغازه که باز شد مردی، که او هم جوان بود، اما مسن‌تر از جوان معتاد، از جایش بلند شد، سلام گرمی کرد و گفت: «منتظر بوده و می‌دانسته که می‌آییم.»، تعجب داشت این برخورد اول. کمی درنگ معلوم کرد که برای جوان معتاد برخاسته و به استقبالش آمده بود. جوانک مستقیم رفت پیش صاحب مغازه، انگار فقط او آنجا بود و چند نفر مشتری و... وجود خارجی ندارند.

گفت: خسته شده‌ام. به قولت عمل می‌کنی؟؛ مرد بی‌آنکه معطل کند گفت: الساعه. از مشتریانش عذر خواهی کرد و گفت: مغازه تعطیل است بفرمایید. کار واجب تری پیش آمده. باید برویم. جوانک با خودش حرف می‌زد و می‌گفت: «مادرم هنوز زنده است. برای یه دره نون بهم گفت: «ایشالله مادرت بمیره تورو نبینه» نگفت چه کسی. ولی گویا یکی از اهل محل ناسزایی به او گفته بود که برایش خیلی ناگوار تمام شده بود به حدی که تصیم گرفته ترک کند. بی‌هیچ توضیحی کرکره مغازه را بست و با جوانک راهی جایی شدند که می‌گفتند احتمال درمان وجود دارد
نظرات کاربران
غیر قابل انتشار: ۸
انتشار یافته: ۴۳
علیرضا
|
|
۱۲:۴۲ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۰
3
51
خواهش میکنم نتشر کنید ٰ‌اعتیاد با ید رخت ببندد خواهش میکنم این بلای خانمانسوز را نابود کنیددرودبر تو ای خبرنگار که این گزارش را تهیه کردی مسلمان بودن یعنی روشنی بخشیدن
araz
|
|
۱۳:۱۶ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۰
3
46
اشک در چشمانم حلقه رده و لی تاب گریستن هم نیست
باجوانان چه ها که نکردند
دلم می سوزد ازباغی که می سوزد
فائزه
|
|
۱۳:۱۸ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۰
6
39
روز به روز رو به زوال میرویم...
من هم از خبرنگاری که این گزارش رو تهیه کرده سپاسگزارم
حبیبیان
|
|
۱۳:۲۸ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۰
30
11
در مورد مواد مخدر جای خلخالی خالی چرا ماموران ومسئولان درست عمل نمیکنند .
kafsary
|
|
۱۳:۲۹ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۰
40
8
ای بابا بذار اینقدر بکشن تا بمیرن
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳:۴۳ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
چرا مگه آدم نيستنيه مشت حيوون موادفروش بايد بميرن اينها كه معتادن گناه كرده ان ولي مستحق مرگ نيستن ديگه آلوده شده اندبايد كمكشون كرد نه اينكه براي ترك هي ازشون پول بگيرن
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۲۱:۱۱ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۵
شما که امریکا هستید بعید است این حرف.اینها هم از جنس ما هستند.ادمن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
رضا
|
|
۱۴:۰۵ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۰
0
13
حالا كه پدر شدم تازه مي فهمم وقتي پسرت معتاد بشه چقدر قلبت مي تونه داغون بشه و واقعا دق بكني. كاش مي تونستم براي اين جووناي مظلوم كاري بكنم كاش
ناشناس
|
|
۱۴:۱۲ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۰
0
1
سلام
برادر عزيز بياييد از دريچه اي ديگر به اين مساله نگاه كنيم.مساله گفتم چون راه حل داره اگر بخواهيم مساله را حل كنيم . اونها هموطن ما هستند.ما كه توي خانواده اونها نبوديم ببينيم چرا كارش به اينجا كشيده.كجا بزرگ شده فكر ميكنيد من و شما مسئول نيستيم من كارمندم شايد ما جاي اونها رو گرفنيم.اگر اون جاي من بود حتما بهتر كار ميكرد.همه ما با توجه به جايگاهي كه داريم مسئوليم.فردا سايه اعتياد آنها روي سر خانواده من و شما ميافته.
ناشناس
|
|
۱۴:۴۴ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۰
5
3
اشغر جون بیا بشاژمت !!!!!
شکاک
|
|
۱۵:۴۸ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۰
4
4
دنبال اعتیاد بری بهتر از اینه که دنبال سیاست بری...!!!!!!!!!!!!!
ناشناس
|
|
۲۰:۲۶ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۰
4
24
خدای همه انها و ما را کمک کن
ناشناس
|
|
۰۲:۱۱ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
5
13
از نگهبان پارکینگ واقع در ترمینال بعث شنیدم که قسم میخورد هفته پبش نیروهای پلیس طرح امنیت اجتماعی و جمع آوری اراذل و اوباش ناکهان ریخته اند و همه معتادین را دستبند زده اند .. روی زمین خوابانیده اند و فیلمبرداری کرده اند .. بعد از اتمام فیلمبرداری هم همه را با اردنگی آزاد کرده اند .
با تشکر
مهدی
|
|
۰۶:۵۲ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
2
11
اخه چرا تو مملکت ما از همون اول جلوی این جور چیزا رو نمگیرن و میزارند تا گندش در بیاد تازه بعد بعد از این شروع می کنند براش برنامه ریزی کردن.
خبر نگار خیلی خیلی ممنون
ابوذر
|
|
۰۸:۲۷ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
2
14
//.. مجلس ما که به جای نجات جوانان از دام اعتیاد و بیکاری به دنبال سگ بازها هستند که برای آنان قانون درست کنند.
ای مجلسی های در خواب تا کی می خواهید بخوابید.
به جای خون مدرس در شما... جاری است.
...
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۶:۴۱ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
ایول خیلی با نظرت حال کردم
فقط مجلسی ها به فکر اینن که کسی اسم از کوروش و تاریخ نبره یا سگ بازی نکنه یا حجابش درست باشه مسایلی مثل بیکاری و تورم و اعتیاد و .. اصلا مهم نیست
فقط ... در خطر نباشه اون مهمه
ناشناس
|
|
۰۸:۲۹ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
2
7
نيروهاي انتظامي كي ميخوان عمل كنن
وقتي كسي با اينها برخورد نميكنه اين شائبه وجود دارد كه ...احيانا كاراي ...بكنن و مشكل ذرست كنن ...
بله دوستان دستگاههاي مسئول كاري نميكنن
...
ناشناس
|
|
۰۸:۵۱ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
1
7
....مگر حتما بايستي امثال ريگي باشد تا كاري صورت بگيرد.حتما جوابتان ار وجود اينهمه مواد در كشور اين است كه اگر جلوي ورود مواد را بگيريم معتادان تلف مي شوند؟؟؟برويد جوان ها را نجات دهيد چون در قيامت شما در راس كساني هستيد كه بايد پاسخگوي كم توجهي خود را بدهيد. (اگر ادعاي آزادي بيان را كه در دادش را مي زنيد داريد حرفهاي من را نمايش دهيد تا ديگران قضاوت كنند و در صورت وجود تفكر اشتباه بنده پاسخ دهند) تشكر
محمدرضاعوني
|
|
۰۸:۵۹ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
1
4
سلام.آفرين برتواي خبرنگار.واين سايت روشنگرو وزين.واقعاتشكر.منتظرمطالب كامل دراين مورد.ياعلي.
حمید
|
|
۰۹:۲۶ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
1
0
من از فردا تعریف میکنم کلی گل و بلبل بهش گفتم به خاطر این خبر سانسور میکنه میگن ترک عادت موجب مرض است همینه
ناشناس
|
|
۰۹:۳۱ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
1
6
ولی عوضش.. کسی شکم گرسنه به زمین نمیگذارد .
ناشناس
|
|
۱۱:۴۱ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
0
1
متاسفانه شما مسئولين اين سايت نيز از امثال همان گرو ه مسئولين ميباشيد كه در حرف زدن استاد هستيد امادر عمل ضد اراجيف خودتان عمل ميكنيد.ميدونستم شجاعت نمايش تمام مطالب من را ندارين.شما كه سانسور دارين چرا نظرسنجي ميكنيد
سروش
|
|
۱۱:۴۴ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
1
2
خوانندگان ونظردهندگان ! حتما از باطن ماجراخبر نداريد چون ظاهري نظر مي دهيد. دشمن براي ورود مواد به كشور هزينه ها مي دهد. نيروي انتظامي براي جلو گيري از آن شهيد مي دهد. به عقيده روانشناسان 99
درصد معتادها درمان ندارند. معتاد مجازات ندارد . همه اينها بر مي گردد به عدم توجه خانواده ها به اهميت تربيت فرزند . نميدانند نگاه به برنامه هاي ماهواره يعني ذبح كردن تدريجي فرزندان وهنگامي كه متوجه ميشوند كار از كار گذشته وآنوقت تقصير را گردن پليس و دولت و.. .مي اندازند . نميدانند وقتي ماهواره مي گويد دوست دختر يا پسر داشتن عيب ندارد يعني ميتواني بدون چارچوب زندگي كني كه نهايتش ميشود اعتياد. يا مي گويد روابط جنسي را از ماهواره ببين يعني حرمتي براي ارتباط پدر ومادرت قاءل نشو از روابط جنسي گرفته تا استعمال مواد مخدر.
همه چيز را گردن ديگران نيندازيد .فكر كنيد اگر خودتان دولت بوديد چگونه مي توانستيد با سيل مواد مخدر مبارزه كنيد ؟ انقدر تقصير را گردن ديگران نيندازيد. فكركنيد كه ديدن ماهواره براي شما وفرزندانتان چه عاقبتي دارد . باي همه با هم براي درمان اين درد كهنه تلاش كنيم .نه اينكه گردن ديگران بيندازيم
پاسخ ها
ناشناس
| UNITED STATES |
۱۵:۵۸ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۵
اصولاً چه نیازی هست که بقول شما دشمن برای ورود مواد به ایران هزینه کنه وقتی 29 تن مواد مخدر درجه یک اعلاء از گمرک فرودگاه امام ترخیص میشه
ناشناس
|
|
۱۲:۲۲ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
0
1
واقعا جاي تاسف داره تا كي سكوت و عدم رسيدگي
چقدر از زندگيها به خاطر مواد مخدر ازهم پاشيده و چه بچه ها كه بي پدر و مادر شده اند و اواره خيابون
ناشناس
|
|
۱۲:۵۶ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
0
0
بسيار متشكر از اين گزارش دردناك كه نقاط تاريك اين شهر منفور رو منعكس كرد
ولي كاش يه عكاس هم مي رفت و چند تا عكس از اين صحنه ها تهيه مي كرد
dd
|
|
۱۳:۲۷ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
0
1
درود به شرف اون مغازه داری که طوری با اون معتاد رفتار کرده بود که اگه یه روز قرار شد ترک کنه بدونه یه نفر همیشه هست که منتظره کمکش کنه من دستان با شرف ان کاسب را می بوسم
شیما
|
|
۱۴:۳۹ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
0
2
ای کاش به جای من یه مسول این متن رو میخوند ای کاش به جای اینکه روی صندلی نرم بشینن و قانون بیخود تصویب کنن بتونن از نیروی جوونشون درست استفاده کنن ای کاش میشد که یکی به این جوونا کمک کنه واقعا متاسف شدم فقط یه بار اقای احمدی به جای اینکه بره شهرستانها بره فرحزاد
خدایی بزنی هان
یاسین
|
|
۱۵:۴۵ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
0
2
هیچ چیز هیچ چیز جز فرهنگ سازی نمیتونه ریشه اعتیاد رو از جامعه ما بکنه.
یه خواهش هم داشتم: اونایی که دوست یا فامیل معتاد دارن ترکشون نکنند بلکه کمک کنن ترکشون بدن.
بیایید ما هم مثل این شرکت های هرمی هر کدوممون 2 نفر معتاد رو ترک بدیم و اون 2 نفر، 2 نفر دیگه تا الی آخر که ان شا الله همه معتادین جامعه از این گرفتاری خلاص بشن.
محسن
|
|
۱۶:۳۵ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
0
3
بهتر بود اگر واقعا تهيه كننده محترم قصد انعكاس واقعيتهاي اجتماعي را داشت به موضوع رواج فحشاء و بازار گرم آننيز در اين منطقه از تهران اشاره مي فرمودند ...
شیما
|
|
۱۷:۰۲ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
0
2
نظر منو نزدی ترسیدی فیلتر شی بابا خیلی ترسویی
آرشیتکت
|
|
۱۹:۲۱ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
0
1
خوب وقتی هیچ نهادی مسئولیت معتاد هارو به عهده نمی گیره چه کار میشه کرد ؟ ...
ناشناس
|
|
۲۱:۱۲ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
0
2
این حرفها را ول کن بگو بدونم قرار کی رئیس خبرگان شه ؟ کی معاون اول شه؟ کی رئس جمهور آ ینده شه ؟ اصلا پستا را قشنگ تقسیم کردند یا نه ؟ از فائزه چه خبر ؟ سران فتنه کحاند؟ مسئله ها اصل و فرع کن این اصل بود اعتیاد فقر فحشا بیکاری و..... همه فرعه حالیته یا نه
ناشناس
|
|
۲۲:۴۲ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۱
0
5
به نظر من اعتیاد ورواج موادمخدر یک پدیده سیاسی است که منافع بعضی افراد وگروهها در وجود ان است
پاسخ ها
امیراشکان
| UNITED STATES |
۰۳:۵۳ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۴
ورود افتخار آمیز 29 تن تریاک به وطن از مبادی رسمی فرودگاه بین المللی امام را به تمام زیر مجموعه ستاد مبارزه با مواد مخد و ستاد کشف و انهدام قاچاق کشور تبریک و تسلیت عرض می کنیم ....
ناشناس
|
|
۰۳:۲۹ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۲
0
0
برایتان جالب است اگر بدانید که به کلانتری و آموزش و پرورش _ به دلیل مدارس موجود_ شکایت کرده ایم و ترتیب اثری نداده اند. همه میدانند که فرحزاد و بلوارش محل خرید و فروش آزادانه مواد مخدر است و هیچ اقدامی انجام نمی شود. بدحجابی به اسلام لطمه میزند یا این همه معتاد ؟ حتما اعتباد و بی مصرفی جوانان به نفع آقایان است
Eiman
|
|
۰۵:۵۹ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۲
0
0
خانم مرسده عزیز
من دارم تلاش می‌‌کنم ببینم شاید ما فامیل هستیم و یا شاید فامیل بشیم !. آیا نام جدّ پدری یا مادری شما شخصی به نام حج محمد تقی‌ رزاقی بوده . یا اقوام آذری یا گیلانی دارید ؟ من هنوز امید دارم !
وقتتان خوش
پاسخ ها
فضول
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۵:۴۴ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۴
ایمان جان سایتو اشتباه اومدی عزیزم ایجا فردانیوزه چت روم جای دیگس !!!
محمد علي بخشي
|
|
۰۸:۳۸ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۲
0
0
فقط يك ذره اعتقاد به خدا و اراده خوب ونه خيلي قوي ميتونه انسان را از هر نوع پليدي حفظ كنه، اكثر معتادان خودشون مقصرند نه خانه نه مدرسه نه رژيم هيچكدام به اندازه خود شخص براي مبتلاء شدن و يا رها شده از اين دام موثر نمي باشد.
ma
|
|
۱۱:۳۵ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۲
0
0
baba ina hame bimaran komak mikhan oonam faghat na
سلام
|
|
۱۲:۱۷ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۲
0
1
به جای تفریحی بنویس هرزگی کدام خانواده می تواند به این مکان ها برود؟!!!
ناشناس
|
|
۲۰:۲۸ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۳
0
1
کار آمریکا و انگلیس و اسرائیل و بی بی سی و voe و کلا خارجیا است
آریا
|
|
۲۳:۳۸ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۳
0
1
آب از سرچشمه گل آلود است ...
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: