به‌روز شده در: ۲۹ شهريور ۱۳۹۳ - ۲۰:۲۵
کد خبر: ۱۵۲۱۱۹
تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۳:۱۳
تعداد نظرات: ۳۸ نظر
از علامه جعفري مي‌پرسند چي شد كه به اين كمالات رسيدي؟! ايشان در جواب خاطره‌اي از دوران طلبگي تعريف و اظهار مي‌كنند،كه هرچه دارند از كراماتي است كه به دنبال اين امتحان الهي نصيبشان شده.
«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتيم. خيلي مقيد بوديم، در جشن‌ها و ايام سرور، مجالس جشن بگيريم و ايام سوگواري را هم، سوگواري مي‌گرفتيم.


شبي مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) اول شب نماز مغرب و عشا مي‌خوانديم و شربتي مي‌خورديم. آن گاه با فكاهياتي مجلس جشن و سرور ترتيب مي‌داديم.

آقايي بود به نام آقا شيخ حيدرعلي اصفهاني كه نجف‌آبادي بود. معدن ذوق بود. او كه مي‌آمد من به الكفايه قطعاً به وجود مي‌آمد جلسه دست او قرار مي‌گرفت.

آن ايام مصادف شده بود با ايام قلب‌الاسد (۱۰ تا ۲۱ مرداد) كه ما خرماپزان مي‌گوييم و نجف با ۲۵ يا ۳۵ درجه خيلي گرم مي‌شد. آن سال در اطراف نجف باتلاقي درست شده بود و پشه‌هايي به وجود آمده بود كه عرب‌هاي بومي را اذيت مي‌كرد. ما ايراني‌ها هم كه، اصلاً خواب و استراحت نداشتيم.آن سال آنقدر گرما زياد بود كه اصلاً قابل تحمل نبود نكته سوم اين‌كه حجره من رو به شرق بود. تقريباً هم مخروبه بود.من فروردين را آنجا به طور طبيعي مطالعه مي‌كردم و مي‌خوابيدم. ارديبهشت هم مقداري قابل تحمل بود، ولي ديگر از خرداد امكان استفاده از حجره نبود.


گرما واقعاً كشنده بود. وقتي مي‌خواستم بروم از حجره كتاب بردارم مثل اين بود كه با دست نان را از داخل تنور برمي‌دارم، در اقل وقت و سريع!

با اين تعاريف اين جشن افتاده بود به اين موقع، در بغداد و بصره و نجف، گرما تلفات هم گرفته بود. ما بعد از شب نشستيم، شربت هم درست شد، آقا شيخ حيدرعلي اصفهاني كه كتابي هم نوشته بود به نام «شناسنامه خر» آمد.

مدير مدرسه‌مان، مرحوم آقا سيداسماعيل اصفهاني هم آنجا بود. به آقا شيخ علي گفت: آقا شب نمي‌گذره، حرفي داري بگو، ايشان يك تكه كاغذ روزنامه در آورد.

عكس يك دختر بود كه زيرش نوشته بود «اجمل بنات عصرها» (زيباترين دختر روزگار)، گفت: آقايان من درباره اين عكس از شما سوالي مي‌كنم.

اگر شما را مخير كنند بين اين‌كه با اين دختر به طور مشروع و قانوني ازدواج كنيد (از همان اولين لحظه ملاقات عقد جاري شود و حتي يك لحظه هم خلاف شرع نباشد) و هزار سال هم زندگي كنيد، با كمال خوشرويي و بدون غصه، يا اين‌كه جمال علي(ع) را مستحباً زيارت و ملاقات كنيد، كدام را انتخاب مي‌كنيد.

سوال خيلي حساب شده بود. طرف دختر حلال بود و زيارت علي(ع) هم مستحبي. گفت: آقايان واقعيت را بگوييد. جانماز آب نكشيد، عجله نكنيد، درست جواب دهيد.

اول كاغذ را مدير مدرسه گرفت و نگاه كرد و خطاب به پسرش كه در كنارش نشسته بود با لهجه اصفهاني، گفت: سيدمحمد! ما يك چيزي بگوييم نري به مادرت بگويي‌ها؟ معلوم شد نظر آقا چيست. شاگرد اول ما نمره‌اش را گرفت! همه زدند زير خنده. كاغذ را به دومي دادند. نگاهي به عكس كرد و گفت: آقا شيخ علي، اختيار داري، وقتي آقا (مدير مدرسه) اين‌طور فرمودند مگر ما قدرت داريم كه خلافش را بگوييم. آقا فرمودند ديگه! خوب در هر تكه خنده راه مي‌افتاد.

نفر سوم گفت: آقا شيخ حيدر اين روايت از امام علي(ع) معروف است كه فرموده‌اند: «يا حارث حمداني من يمت يرني» (اي حارث حمداني هر كي بميرد مرا ملاقات مي‌كند)‌

پس ما ان‌شاءالله در موقعش جمال علي(ع) را ملاقات مي‌كنيم! باز هم همه زدند زيرخنده، خوب اهل ذوق بودند. واقعاً سوال مشكلي بود. يكي از آقايان گفت: آقا شيخ حيدر گفتي زيارت آقا مستحبي است؟ گفتي آن هم شرعي صد درصد؟ آقا شيخ حيدر گفت: بلي.

گفت: والله چه عرض كنم. (باز هم خنده حضار)‌

نفر پنجم من بودم. اين كاغذ را دادند دست من. ديدم كه نمي‌توانم نگاه كنم، كاغذ را رد كردم به نفر بعدي، گفتم: من يك لحظه ديدار علي(ع) را به هزاران سال زناشويي با اين زن نمي‌دهم. يك وقت ديدم يك حالت خيلي عجيبي دست داد. تا آن وقت همچو حالتي نديده بودم. شبيه به خواب و بيهوشي بلند شدم. اول شب قلب‌الاسد وارد حجره‌ام شدم، حالت غيرعادي، حجره رو به مشرق ديگر نفهميدم، يك‌بار به حالتي دست يافتم. يكدفعه ديدم يك اتاق بزرگي است يك آقايي نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قيافه‌اي كه شيعه و سني درباره امام علي(ع) نوشته در اين مرد موجود است. يك جواني پيش من در سمت راستم نشسته بود. پرسيدم: اين آقا كيست؟

گفت: اين آقا خود علي(ع) است، من سير او را نگاه كردم. آمدم بيرون، رفتم همان جلسه، كاغذ رسيده دست نفر نهم يا دهم، رنگم پريده بود. نمي‌دانم شايد مرحوم شمس‌آبادي بود خطاب به من گفت: آقا شيخ محمدتقي شما كجا رفتيد و آمديد؟ نمي‌خواستم ماجرا را بگويم، اگر بگم عيششون بهم مي‌خوره، اصرار كردند و من بالاخره قضيه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خيلي منقلب شدند.

خدا رحمت كند آقا سيداسماعيل (مدير) را خطاب به آقا شيخ حيدر، گفت: آقا ديگر از اين شوخي‌ها نكن، ما را بد آزمايش كردي. اين از خاطرات بزرگ زندگي من است.
شماره پیامک: ۳۰۰۰۷۰۸۷
نظرات کاربران
غیر قابل انتشار: ۱۷
انتشار یافته: ۳۸
siyamak
|
|
۰۸:۱۰ - ۱۳۹۰/۰۳/۳۱
10
37
هرچی از شیخ بگید کم هست
ماجرای باده نصف لیوان هم بگید
ناشناس
|
|
۰۸:۱۶ - ۱۳۹۰/۰۳/۳۱
48
23
زكي
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۱:۴۵ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۵
آقای زکی:گوش نامحرم نباشدجای صحبت یار
ناشناس
|
|
۱۲:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۳/۳۱
11
20
عجب!!!
ناشناس
|
|
۱۲:۵۶ - ۱۳۹۰/۰۳/۳۱
10
15
و اما قدرت!
ناشناس
|
|
۱۳:۵۶ - ۱۳۹۰/۰۳/۳۱
14
45
خدایش رحمت کناد. عارفی بود والا و متقی به معنای واقعیی. افسوس که به قدر حق و ایشان را نشناخته و از وجودشان بهره نبردیم ... دریغ!
غلامرضا
|
|
۲۱:۲۵ - ۱۳۹۰/۰۳/۳۱
9
26
جامعه ای که قدر آفتاب و سیمرغ خود را نداند و بان آشنا نباشد چقدر از دنیا عقب است ؟ خدایش رحمت کند . افتخار بزرگی بود برای ایرانیان و مسلمین .
ناشناس
|
|
۰۸:۵۳ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۱
8
31
ايمان واقعي يعني همين!!!!!! ما ها فقط اسممون شيعه علي است ...........
ناشناس
|
|
۰۸:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۱
6
25
بسم الله الرحمن الرحیم
غضوا ابصارکم ترون العجایب
از گناهان چشم فرو بندید تاشگفتی های عالم راببینید
!!
|
|
۱۳:۲۲ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۱
5
30
بدیدم عابدی در کوهساری
قناعت کرده از دنیا به غاری
چرا گفتم به شهر اندر نیایی؟
که باری بند از دل برگشایی
بگفت:آنجا پری‌رویان نغزند
چو گل بسیار شد، پیلان بلغزند!
هنر آن نیست که نتوانی و کاری نکنی
هنر آنست که بتوانی و کاری نکنی
حسین
|
|
۱۴:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۱
8
16
خدا رحمتش کنه دست شمام درد نکنه
به سایت خطابه غدیر هم یه سری بزنید خیلی خوبه
محمود سبز
|
|
۲۲:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۱
3
10
من عاشق سادگی ، صداقت و خلوص این مرد پاک بودم و هستم... خدا رحمتش کند... و با مولایش علی مرتضی محشور گرداند... یا علی...
محمود سبز
|
|
۲۲:۱۰ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۱
3
7
من عاشق سادگی ، صداقت و خلوص این مرد پاک بودم و هستم... خدا رحمتش کند... و با مولایش علی مرتضی محشور گرداند... یا علی...
ناشناس
|
|
۰۸:۴۳ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۲
2
6
چه تفریحات سالمی!وچه مقایسه سالمتری!!!!!!!!!!!!!!
ناشناس
|
|
۱۵:۳۰ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۲
4
5
خداوند ایشان و همچنین همه علمای بزرگ نجف آباد را مورد رحمت خود قرار دهد انشاء الله
زهرا
|
|
۲۰:۱۷ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۲
18
11
کلی خندیدیم. طفلی توهم داشته اما نفهمیده. آخی!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ ها
h
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۵:۲۹ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۵
توهم شما دارید که نمیفهمید ائمه ما چه بزرگوارانی هستند وبه شیعیان ومحبا نشون عنایت دارند
مهدی
|
|
۰۰:۴۹ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۳
3
11
شاید باور این مسایل برای خیلی ها سخت باشه اما برای کسی که با تمام وجودخواب بزرگواری رو دیده و کمتر از چند روزبه شکل معجزه آسایی راهی خونه خدا شد خیلی عجیب نیست.کرامت اهل بیت اگر چه از چشم گرفتار بعضی ها دور مونده اما هیچ وقت تمومی نداره
ناشناس
|
|
۱۲:۱۶ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۳
14
5
نه بابا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
http://nalireza.persianblog.ir/
|
|
۱۳:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۳
3
9
او مصداق یک عالم وارسته بود
...آن عارف وارسته حب ریاست و دعوی در سیاست و حکومت نداشت و فقط بدنبال کشف حقایق .و حکمت های دینی بود...........
جواد
|
|
۱۷:۱۴ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۳
2
10
مردان خدا پرده پندار دریدند/ یعنی همه جا غیرخدا هیچ ندیدند
علیرضا
|
|
۱۶:۰۸ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۴
5
12
زهرا خانم از ترکیه و بقیه کاربران عزیز که از این مطلب تعجب کردید و احیانا" مسخره کردیدبا عبارتی نظیر نه بابا ، زکی و غیره توصیه میکنم اگر سوادتان قد میدهد بحث و مناظره علامه جعفری با پروفسور روژه گارودی را بخوانید بعد به عظمت و بزرگی این بزرگمرد ( علامه جعفری ) پی ببرید. جلسات و بحث ایشان با پروفسور هانری کربن را بخوانید و بسیاری از مقالات ایشان را بعد با الفاظ سخیف اظهارنظر کنید .العلما باقون مابقی الدهر
علی:اگر بیندیشیم
|
|
۲۲:۰۰ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۴
4
9
او بمصداق زمردی بود که کمتر کسی می توانست ارزش او را در حکمت حس کند.اوبه حق مطلق-به وسعت بی نهایت پیوست-به او که زمان برایش ساکن است.
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۲:۳۸ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۵
خیلی بیندیش!
ناشناس
|
|
۲۳:۰۰ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۴
13
4
یک عالم واقعی اینطور از خودش تعریف نمی کند پس معلوم است همش یک خالی بندی است
ناشناس
|
|
۰۹:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۵
12
3
مگه اون زمان قرص اکس بوده؟
سینا
|
|
۱۰:۰۰ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۵
2
14
مرد بزرگی چون ایشان چنین لیاقتی را دارد .
لطفا کسانی که عقلشان بیش از خاک نیست وبه افلاک نمی رسد مسخره نکنند.
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۲:۴۰ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۵
اشتباها می خواستم منفی بدم مثبت شد عکس زن زیبا درافلاک!!!!!!برو بابا
ناشناس
|
|
۱۷:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۸
6
2
واقعا
ناشناس
|
|
۱۷:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۸
5
2
واقعا
مهدی
|
|
۱۲:۱۷ - ۱۳۹۰/۰۶/۲۷
1
8
دوستانی که باور نمیکنند فقط برای چند دقیقه یکی از سخنرانی های ایشان را گوش کنند تا متوجه روح متعالی این مرد بشوند.(البته اگر بتوانند درک کنند)من که مجذوب خلوص و عظمت حرفهای این مرد میشوم.کاری به این حکایت ندارم که راست است یا دروغ من از روی تفکرات علامه درباره ایشون قضاوت میکنم.موفق باشید
امید
|
|
۱۴:۵۴ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۶
0
6
خدا رحمتش کنه
شیعه امیر المومنین
|
|
۰۲:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
0
9
واقا عالی بود.جانم فدای مولام امیرالمومنین
M O B I N
|
|
۱۱:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۲/۲۰
1
5
دنياي ما كجا و دنياي اينها كجا....
خدايا.....
اهل عشق هستن نه عيش
بهمن
|
|
۱۲:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۲/۲۳
0
3
واقعا بايد دين داشته باشي واعتقاد كه متوجه بشي
مهدی
|
|
۱۵:۱۶ - ۱۳۹۱/۰۳/۰۷
0
10
خوشابحال این بزرگواران ولیاقتی که کسب نمودند وبدابحال کسانی که این اوج لذت رابه باد ثمسخرمیگیرندمنهم به نوبه خودم یک لحظه دیدار جمال مولایم راحاضرنیستم بازیباترین زنهای عالم عوض کنم هرچند که حلالم باشند
حنا
|
|
۱۳:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۲
1
14
دمش گرم بوده واقعا اخه کمتر کسی از جمال یه زن زیبا میگذره کارش درست بوده ایول
حسین
|
|
۱۲:۱۱ - ۱۳۹۱/۰۷/۱۹
0
1
این یک امتحا ن الهی بوده
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه های سایت