- ساختار «فرماندهی پدافند سایبری سپاه» تغییر میکند
- حرمت داشتن و استفاده از سلاح هسته ای از دیدگاه فقهی
- با معنی "خدمت به مردم" بیشتر آشنا شوید / 25 قطار مترو در گمرک بندرعباس خاک می خورند!
- وقتی تعداد سخنرانان گروه محصولی از حضار بیشتر است
- ایمیلها بار دیگر "بدون اطلاع" قطع شد
- ایران صادرات نفت به انگلیس و فرانسه را متوقف کرد
- معاون رييس موساد ترور شد
- نظرات هاشمی در جلسه با هیئت ۵نفره
- موزه عبرت ایران گلباران شد
- انتقال تروریست و اسلحه از عراق به سوریه
- نیجرساعدی قذافی را تسلیم لیبی نمی کند
- بازداشت 4 نفر از عوامل انفجار حلب سوریه
- معرفی نامزدهای جشنواره تئاتر فجر
- واکنش خبرنگاران خارجی به حضور میلیونی مردم
- بیانیه باشگاه استقلال برای هوادارانش
نيازمنديها
رزرو کاملا آنلاین بیش از 100 هزار هتل توسط کارتهای عضو شتاب (تاییدیه آنی)
www.BerimSafar.com
گفتگوی سیاسی رضا امیرخانی؛
احمدی نژاد به عنوان سیاست ورز قدرت طلب، کمترین تغییرات را داشته است. نوع نگاه او به سیاست به هیچ عنوان آرمانگرایانه نبوده است/ حسن جمهوری اسلامی این است که ما هنوز با آرمانهای انقلاب داریم جمهوری اسلامی را نقد میکنیم/صداوسیمایی که به دلیل موضعگیری سیاسی ولو نادرست آقای شجریان ، ربنای او را پخش نکند، دارد احساس انسداد در مردم ایجاد میکند
رضا امیرخانی، از نویسندگان متعهد ادبیات انقلاب اسلامی است که زمینههای مختلف نوشتن اعم از ادبیات،اقتصاد و سیاست را برای نوشتن آزموده است، او حالا فقط مینویسند، در گفتگوی مشروح نسیم بیداری با امیرخانی - این نویسنده هنوز جوان صحبت کرده و وی از نظرات ویژه سیاسیاش پرده برداشته است.

به انتخاب «فردا»گزیدهای از گفتگوی وی را در ذیل میخوانید:
*فضای سیاسی گاهی وقتها به شکلی دچار انسداد میشود که سیدمهدی شجاعی، وقتی به دغدغه همیشگی اش که اخلاق است، میآید و در فضای انتخابات راجع به موضوعی غیراخلاقی، که دست کم امروز غیراخلاقی بودن آن بر همه ثابت شده، اظهار نظر میکند و موضع میگیرد، یک آدم سیاسی درجه دو که در پوستین فرهنگ افتاده، به خودش حق میدهد که به او توهین کند.
*حسن جمهوری اسلامی این است که ما هنوز با آرمانهای انقلاب داریم جمهوری اسلامی را نقد میکنیم و این خیلی با ارزش است. نوع حکومتی که امام خمینی در ذهن داشت، با ظلم همبستگی ذاتی نداشت و برای همین راضی بود که وارد این حکومت شود. خیلی از بزرگان دیگر مذهبی ما مبارزه با شاه جزو آرمانهایشان بود، اما داشتن حکومت آرمانشان نبود. به همین دلیل هم هیچ ایدهای برای حکومت آینده در ذهنشان نبود دلیلش هم این بود که به هرحال، در ذات حکومت آینده در ذهنشان نبود. دلیلش هم این بود که به هرحال، در ذات حکومت، ظلم را میدیدند. حاکم چارهای نداشت به غیر از این که چشم کور کند و به پا غل ببندد و شانه را سوراخ کند و ظلم کند برای این که حکومتش بماند. علما میگویند که دلیل ندارد من با لباس پیغمبر وارد این بازی شوم. امام خمینی به نظر من، این موضوع را مد نظر داشت که میتوانیم حکومتی داشته باشیم که ظالم نباشد. برای این ادعا میشود نمونههای زیادی پیدا کرد؛ مثلا چرا امام خمینی باید بیاید بین این همه کشورهای اسلامی، تقریبا خودخواسته سفر به پاریس انتخاب کند؟ چرا وقتی به پاریس رفت، با امروزی ترین ابزار آن روز، یعنی رسانه وارد مبارزه شد؟ چرا با امروزی ترین ابزار آن روز، یعنی رسانه وارد مبارزه شد؟ چرا با امروزی ترین مدیوم قابل انتقالی که وجود داشت، یعنی یک نوار کاست، مبارزه را ادامه داد؟ همه اینها نشان میدهد که امام به شرایط روز پایبند بود و میخواست برای دنیای مدرن حکومتی عادلانه بسازد. این که ما امروز بگوییم در فلان واقعه، چارهای جز بدرفتاری با مردم نداریم، با ذات انقلاب اسلامی در تعارض است و فقط یک خطای حکومتی نیستند. اصلِ مشروعیت جمهوری اسلامی را به خطر میاندازد.
* من میخواهم بگویم نطفه انقلاب اسلامی در ایران منعقد شد، اما اصلا معلوم نیست که در ایران هم متولد شود. شاید این نطفه در جنین دیگری رشد کند و آن جنین به نظر من، ترکیه است. یعنی امروز ترکیه در فهم دموکراسی و در فهم دنیای مدرن، بسیار از ما جلوتر است.
*رسانه ملی، احساس استبداد را به مردم انتقال میدهد. در این باره اتفاقا باید خیلی مصداقی صحبت کرد. صداوسیمایی که به دلیل موضعگیری سیاسی ولو نادرست آقای شجریان ، ربنای او را پخش نکند، دارد احساس انسداد در مردم ایجاد میکند. صداوسیما باید به قدری ربنای شجریان را پخش کند که عدهای از مخالفان سیاسی آقای شجریان، تحصن کنند برای عدم پخش آن و عاقبت رئیس صداوسیما بیاید و در دفاع بگوید که«ربنا» ربطی به اظهارات سیاسی شجریان ندارد. به این صورت میشود احساس انسداد را از بین برد. این صدا را نباید مسدود کرد. مسدود کردن این صدا، احساس انسداد سیاسی در مملکت ایجاد میکند
*من هم شاید به آیتالله هاشمی رفسنجانی نقد داشته باشم، اما از استاندار آقای هاشمی که تا روز آخر استاندار او بود، نمیپذیریم که بیاید و دوره او را نقد کند. اگر این استاندار یک روز مانده به پایان دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی از کارش استعفا میداد، به او حق میدادم تا پایان عمر رکیک ترین الفاظ را نسبت هاشمی به کار ببرد. همین طور که امروز به دور و بریهای آقای احمدی نژاد نمیتوانم اجازه بدهم که مانند ما که او را نقد میکنیم، نقدش کنند. آنها در شرایطی که همه انتقاد داشتند به احمدینژاد، روش و منش او را پذیرفتند بنابراین امروز حق ندارند به او مثلا به دلیل نوع برکناریشان، بتازند. این نشان میدهد که اخلاق سیاستمدارهای ما به نسبت سایر صنوف پایین تر است. در اهل فرهنگمان از این تغییرات ناگهانی نمیبینیم مگر در کسانی که باز بخواهند سیاسی باشند. یعنی نسبت فلان هنرمند با هنرمندی دیگر به این راحتیها تغییر نمیکند. یکسری اعتقادات دارد و برآنها ، هرچند غلط ، پایمردی میکند و پای حرفش میایستد. متاسفانه در سیاستداران ما، امروز این پرنسیب وجود ندارد. سیاستمداران ما با هر مقیاسی که بسنجیم از سایر صنوف پایین تر هستند و این، اتفاق بسیار بدی است. وزیر امور خارجه فلان کشور را که تز دکترایش در مورد پاییندی به دین در دنیای مدرن با محوریت کشورش است و این تز هم اکنون کتاب شده است با سیاستمداران بی کتاب ما! نکته دیگری که مخصوص فضای امروز ما است، این است که ما با همان بلاهتی که روزی آقای احمدی نژاد را بالاتر از جایگاه خودش مینشاندیم، امروز هم داریم ایشان را پایین تر از جایگاهش مینشانیم. احمدی نژاد به عنوان سیاست ورز قدرت طلب، کمترین تغییرات را داشته است. نوع نگاه او به سیاست به هیچ عنوان آرمانگرایانه نبوده است که بگوییم تغییر کرده است یا منحرف شده است. روزی که در ابتدای دولت میخواست تعطیلات نوروز را به شیوه سلف تبلیغاتی آن روزهایش، مرحوم شهید رجایی، پنج روزه کند و امروز نوروز را هدیه ایرانی به امام زمان میداند. اتفاقا من در این دوعبارت تناقض نمیبینم. چون ایشان در یک دستگاه فکری و منطقی صحبت نکرده است. حفظ قدرت سیاسی آن روز اقتضائاتی داشته، امروز هم اقتضائاتی. دقیقا مثل تمجید ایشان از آیتالله هاشمی در سفر استانی به اردبیل و تخریب همان آقای هاشمی در مناظرهها، این شان سیاستورزی مثل احمدی نژاد است. تغییر در احمدینژاد نیست. تغییر در گروهی است که دیروز رای او را مورد تایید امام زمان میدانستند و امروز او را مشرک بالله میدانند. تغییر مال این آدمهاست که موضوعی غیر مقدس را مثل این جور سیاستورزیها را پیوند میزنند با مقدسات. چه در روزگار بالاکشیدنش و چه امروز در روزگار پایین کشیدنش. اتفاقا بسیاری از اموری که امروز به احمدی نژاد نسبت میدهیم، حقش نیست.
*صادقانه بگویم که من اصلا جریان انحرافی را نمیشناسم. ما دوجریان داشتهایم. جریانی موافق آقای احمدینژاد و جریانی مخالف آقای احمدی نژاد. این دوجریان به هیچ عنوان دوقطب هم نبودهاند. غفلت رسانه و زیرکی احمدینژاد و البته لجاجت بی جای بعضی از مخالفان او، این فضا را در انتخابات88 دوقطبی کرد. بسیاری از موافقان انقلاب اسلامی و دوستاران رهبر، جزو جریان مخالف احمدینژاد بودهاند. حالا اما در جریان موافق احمدینژاد، عدهای بعد از شش سال متوجه شدهاند که مسیر را اشتباه رفتهاند، جرات اعتراف به اشتباه را ندارند، برای همین جریان انحرافی را ابداع کردهاند تا در حقیقت، تصمیمشان را توجیه کنند.
*فضای ما متاسفانه، فضای هیجانی است و در این فضای هیجانی به طور طبیعی، نسلش را پرورش میدهیم که عصبی است. این نسل از من میخواهد که موضع گیریام را با ساعت خبرگزاری فارس تغییر دهم. من نمیتوانم این کار را بکنم.من مخالف آقای احمدینژاد بودم و هنوز هم هستم، اما احساس میکنم اتفاقا همین دوستان امروز بیش از حقیقت امر دارند نسبت به آقای احمدی نژاد انتقاد میکنند. نه، او چیزهای مثبتی داشته که باید آنها را هم ببینیم. این که فکر میکنیم مشایی به تازگی از سیارهای دیگر ماموریت گرفته است، قلب واقعیت است. امثال ایشان از همان ابتدا، کنار دولت و اصلا خود دولت بودهاند.

به انتخاب «فردا»گزیدهای از گفتگوی وی را در ذیل میخوانید:
*فضای سیاسی گاهی وقتها به شکلی دچار انسداد میشود که سیدمهدی شجاعی، وقتی به دغدغه همیشگی اش که اخلاق است، میآید و در فضای انتخابات راجع به موضوعی غیراخلاقی، که دست کم امروز غیراخلاقی بودن آن بر همه ثابت شده، اظهار نظر میکند و موضع میگیرد، یک آدم سیاسی درجه دو که در پوستین فرهنگ افتاده، به خودش حق میدهد که به او توهین کند.
*حسن جمهوری اسلامی این است که ما هنوز با آرمانهای انقلاب داریم جمهوری اسلامی را نقد میکنیم و این خیلی با ارزش است. نوع حکومتی که امام خمینی در ذهن داشت، با ظلم همبستگی ذاتی نداشت و برای همین راضی بود که وارد این حکومت شود. خیلی از بزرگان دیگر مذهبی ما مبارزه با شاه جزو آرمانهایشان بود، اما داشتن حکومت آرمانشان نبود. به همین دلیل هم هیچ ایدهای برای حکومت آینده در ذهنشان نبود دلیلش هم این بود که به هرحال، در ذات حکومت آینده در ذهنشان نبود. دلیلش هم این بود که به هرحال، در ذات حکومت، ظلم را میدیدند. حاکم چارهای نداشت به غیر از این که چشم کور کند و به پا غل ببندد و شانه را سوراخ کند و ظلم کند برای این که حکومتش بماند. علما میگویند که دلیل ندارد من با لباس پیغمبر وارد این بازی شوم. امام خمینی به نظر من، این موضوع را مد نظر داشت که میتوانیم حکومتی داشته باشیم که ظالم نباشد. برای این ادعا میشود نمونههای زیادی پیدا کرد؛ مثلا چرا امام خمینی باید بیاید بین این همه کشورهای اسلامی، تقریبا خودخواسته سفر به پاریس انتخاب کند؟ چرا وقتی به پاریس رفت، با امروزی ترین ابزار آن روز، یعنی رسانه وارد مبارزه شد؟ چرا با امروزی ترین ابزار آن روز، یعنی رسانه وارد مبارزه شد؟ چرا با امروزی ترین مدیوم قابل انتقالی که وجود داشت، یعنی یک نوار کاست، مبارزه را ادامه داد؟ همه اینها نشان میدهد که امام به شرایط روز پایبند بود و میخواست برای دنیای مدرن حکومتی عادلانه بسازد. این که ما امروز بگوییم در فلان واقعه، چارهای جز بدرفتاری با مردم نداریم، با ذات انقلاب اسلامی در تعارض است و فقط یک خطای حکومتی نیستند. اصلِ مشروعیت جمهوری اسلامی را به خطر میاندازد.
* من میخواهم بگویم نطفه انقلاب اسلامی در ایران منعقد شد، اما اصلا معلوم نیست که در ایران هم متولد شود. شاید این نطفه در جنین دیگری رشد کند و آن جنین به نظر من، ترکیه است. یعنی امروز ترکیه در فهم دموکراسی و در فهم دنیای مدرن، بسیار از ما جلوتر است.
*رسانه ملی، احساس استبداد را به مردم انتقال میدهد. در این باره اتفاقا باید خیلی مصداقی صحبت کرد. صداوسیمایی که به دلیل موضعگیری سیاسی ولو نادرست آقای شجریان ، ربنای او را پخش نکند، دارد احساس انسداد در مردم ایجاد میکند. صداوسیما باید به قدری ربنای شجریان را پخش کند که عدهای از مخالفان سیاسی آقای شجریان، تحصن کنند برای عدم پخش آن و عاقبت رئیس صداوسیما بیاید و در دفاع بگوید که«ربنا» ربطی به اظهارات سیاسی شجریان ندارد. به این صورت میشود احساس انسداد را از بین برد. این صدا را نباید مسدود کرد. مسدود کردن این صدا، احساس انسداد سیاسی در مملکت ایجاد میکند
*من هم شاید به آیتالله هاشمی رفسنجانی نقد داشته باشم، اما از استاندار آقای هاشمی که تا روز آخر استاندار او بود، نمیپذیریم که بیاید و دوره او را نقد کند. اگر این استاندار یک روز مانده به پایان دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی از کارش استعفا میداد، به او حق میدادم تا پایان عمر رکیک ترین الفاظ را نسبت هاشمی به کار ببرد. همین طور که امروز به دور و بریهای آقای احمدی نژاد نمیتوانم اجازه بدهم که مانند ما که او را نقد میکنیم، نقدش کنند. آنها در شرایطی که همه انتقاد داشتند به احمدینژاد، روش و منش او را پذیرفتند بنابراین امروز حق ندارند به او مثلا به دلیل نوع برکناریشان، بتازند. این نشان میدهد که اخلاق سیاستمدارهای ما به نسبت سایر صنوف پایین تر است. در اهل فرهنگمان از این تغییرات ناگهانی نمیبینیم مگر در کسانی که باز بخواهند سیاسی باشند. یعنی نسبت فلان هنرمند با هنرمندی دیگر به این راحتیها تغییر نمیکند. یکسری اعتقادات دارد و برآنها ، هرچند غلط ، پایمردی میکند و پای حرفش میایستد. متاسفانه در سیاستداران ما، امروز این پرنسیب وجود ندارد. سیاستمداران ما با هر مقیاسی که بسنجیم از سایر صنوف پایین تر هستند و این، اتفاق بسیار بدی است. وزیر امور خارجه فلان کشور را که تز دکترایش در مورد پاییندی به دین در دنیای مدرن با محوریت کشورش است و این تز هم اکنون کتاب شده است با سیاستمداران بی کتاب ما! نکته دیگری که مخصوص فضای امروز ما است، این است که ما با همان بلاهتی که روزی آقای احمدی نژاد را بالاتر از جایگاه خودش مینشاندیم، امروز هم داریم ایشان را پایین تر از جایگاهش مینشانیم. احمدی نژاد به عنوان سیاست ورز قدرت طلب، کمترین تغییرات را داشته است. نوع نگاه او به سیاست به هیچ عنوان آرمانگرایانه نبوده است که بگوییم تغییر کرده است یا منحرف شده است. روزی که در ابتدای دولت میخواست تعطیلات نوروز را به شیوه سلف تبلیغاتی آن روزهایش، مرحوم شهید رجایی، پنج روزه کند و امروز نوروز را هدیه ایرانی به امام زمان میداند. اتفاقا من در این دوعبارت تناقض نمیبینم. چون ایشان در یک دستگاه فکری و منطقی صحبت نکرده است. حفظ قدرت سیاسی آن روز اقتضائاتی داشته، امروز هم اقتضائاتی. دقیقا مثل تمجید ایشان از آیتالله هاشمی در سفر استانی به اردبیل و تخریب همان آقای هاشمی در مناظرهها، این شان سیاستورزی مثل احمدی نژاد است. تغییر در احمدینژاد نیست. تغییر در گروهی است که دیروز رای او را مورد تایید امام زمان میدانستند و امروز او را مشرک بالله میدانند. تغییر مال این آدمهاست که موضوعی غیر مقدس را مثل این جور سیاستورزیها را پیوند میزنند با مقدسات. چه در روزگار بالاکشیدنش و چه امروز در روزگار پایین کشیدنش. اتفاقا بسیاری از اموری که امروز به احمدی نژاد نسبت میدهیم، حقش نیست.
*صادقانه بگویم که من اصلا جریان انحرافی را نمیشناسم. ما دوجریان داشتهایم. جریانی موافق آقای احمدینژاد و جریانی مخالف آقای احمدی نژاد. این دوجریان به هیچ عنوان دوقطب هم نبودهاند. غفلت رسانه و زیرکی احمدینژاد و البته لجاجت بی جای بعضی از مخالفان او، این فضا را در انتخابات88 دوقطبی کرد. بسیاری از موافقان انقلاب اسلامی و دوستاران رهبر، جزو جریان مخالف احمدینژاد بودهاند. حالا اما در جریان موافق احمدینژاد، عدهای بعد از شش سال متوجه شدهاند که مسیر را اشتباه رفتهاند، جرات اعتراف به اشتباه را ندارند، برای همین جریان انحرافی را ابداع کردهاند تا در حقیقت، تصمیمشان را توجیه کنند.
*فضای ما متاسفانه، فضای هیجانی است و در این فضای هیجانی به طور طبیعی، نسلش را پرورش میدهیم که عصبی است. این نسل از من میخواهد که موضع گیریام را با ساعت خبرگزاری فارس تغییر دهم. من نمیتوانم این کار را بکنم.من مخالف آقای احمدینژاد بودم و هنوز هم هستم، اما احساس میکنم اتفاقا همین دوستان امروز بیش از حقیقت امر دارند نسبت به آقای احمدی نژاد انتقاد میکنند. نه، او چیزهای مثبتی داشته که باید آنها را هم ببینیم. این که فکر میکنیم مشایی به تازگی از سیارهای دیگر ماموریت گرفته است، قلب واقعیت است. امثال ایشان از همان ابتدا، کنار دولت و اصلا خود دولت بودهاند.
نظرات کاربران
غیر قابل انتشار: ۳
انتشار یافته: ۶۹
پاسخ ها
ناشناس
|
|
۱۲:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۹
خیلی به حرفهات آب و تاب و کلاس نده عزیز . من ده سال علوم سیاسی خوندم دوبار به احمدی نژاد رای دادم پشیمان هم نیستم. چشم هایم را هم روی خطاهایش نبسته ام اما اگر بخواهیم هرکس را با برخی خطاها حذف کنیم نه تو مانی و نه من. جالبه همیشه از محدود بودن دایره خودی گلایه دارید اما در مورد احمدی سریعا حکم ارتداد میدید
ناشناس
|
|
۰۳:۴۰ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۰
من نفهمید این ده سال علوم سیاسی خوندن شما چه ربطی به بحث داشت؟! بروزش تو کجای نظرتون بود؟! اتفاقا حرف همین جاست که اگر قرار است هرکس را با برخی خطاها حذف نکنیم بسیار لایق تر از احمدی نژاد و اعوان و انصارشان هستند که امروز به ناحق مغصوب حاکمان این کشور هستند. شما اتفاقا طبق تعریف آقای امیرخانی در همان دسته موافقان احمدی نژاد قرار می گیری و با این گونه نظریاتی تایید می کنی که جریان انحرافی توهمی بیش نیست
قتي تو انتخابات حامي موسوي بود ازش انتظار ديكه اي نيس
پاسخ ها
ناشناس
|
|
۱۶:۴۷ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۷
تو کتاب جانستان گفته که به محسن رضایی رای داده. ضمنا حامی هیچکسی هم نبوده در انتخابات هیچوقت!
رضای امیرخانی نفس ماست در این روزگار که هنوز به آرمان ها وفاداریم و از سیاست ورزی خسته
کاش یک موضعگیری خفیف درباره ی فتنه و توهین هایی که به رهبر انقلاب شد نیز می گرفتند
پاسخ ها
حسین
|
|
۲۲:۴۳ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۷
به نظرم موضع گیری های ایشون رو نخوندید که این طوری می گید، حداقل همین کتاب جانستان کابلستان ایشون رو بخونید تا بفهمید دفاع از جمهوری اسلامی و به تبع اون رهبری یعنی چی!
ناشناس
|
|
۱۰:۳۴ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۸
اينم يه جور توجيه براي اينكه جرات نداريد بگيد در حمايت از احمدي نژاد اشتباه كرديم!! موضوع رهبر را مطرح مي كنين كه تازه معلوم نيست كه نفوذي هاي خودتان همين كاررا كرده باشند كه حالا مي خواهيد بهانه اش كنيد
ناشناس
|
|
۱۲:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۹
در حمایت از احمدی اشتباه نکردیم. همان وقت هم بر ایشان انتقاد داشتیم اما هنوز هم خیر الموجودین است. چه روش زشتی است که هر کس بر سرکار میاد رو بعد از دیدن چند تا خطا سر می زنیم از فوتبال گرفته و قضیه کیروش و ماداگاسکار تا بازی اول پرسپولیس تا دنیای سیاست
ناشناس
|
|
۱۶:۵۲ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۴
خیرالموجودنی شما این است؟! وای به روز شما و این کشور، واای !
به هرکس که رای داده اندبه خودشان مربوط است ما مقاله راخواندیم وحرف های شان درست بود که آقای احمدی نژاد همین بوده اند که حالاهستند وتغییری نکرده اند آرمان گرانبوده اند امابرنظرات شان همیشه ایستادگی کرده اندواین هم یک واقعیت است به هرتقدیردارددوره ایشان تمام می شود بیاییم به جای متهم کردن یکدیگر به فکرآینده باشیم وبه کسی رای بدهیم که به مصالح ایران بیندیشدگرچه همه مدعی هستند که خیرایران ومردم ایران رامی خواهند.اما به نظرم هرکه می خواهد رئیس جمهورشود باید قیدنفسش رابزند وفقط به فکرمردم وکشورباشد.درودبرسیدعلی آقا رهبر عزیزودوراندیش ایران اسلامی
پاسخ ها
علی
|
|
۰۱:۰۸ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۹
دیگر رای نمیدهیم
از اول همین بود اما خودش را چیز دیگری نشان داد و البته سر خیلیها کلاه رفت که به ایشان رای دادند.
با سلامصحبتهای آقای امیرخانی کاملا جهت دار و تنظیم شده بر اساس منافع عده ای است.
مثلا همین که ایشان میگوید اون کسانی که به احمدی نژاد رأی دادن حاضر نیستن که اعتراف به اشتباه بکنن کاملا حرف غلطی هست
مثلا خود من حالم از جریان انحرافی بهم میخوره و ایشالا که منقرض بشن ولی به هیچ عنوان از رأی دادن به احمدی نژاد پشیمون نیستم و بازم اگر ایشون کاندید بشه با کمال میل بهش رأی میدم هرچند که اشتباهات زیادی مرتکب شد ولی یک تار موش می ارزه به صدتای مخالفاش که نمونشون همین هاشمی هست.
اگر قرار به این صحبتهاست پس شهید رجایی و شهید بهشتی رو دربارشون باید چی گفت خب اونهام به خاطر اعتماد بیش از حد به اطرفیانشون این اتفاق براشون افتاد
قربون رهبرانقلاب برم که همیشه از دهنش طلا خارج میشه
ایشون هم دیروز فرمودند که اون کسانی که دارن انتقاد میکنن خیلی هاشون نیت پاک ندارن و به خاطر منافع حزبشون دارن انتقاد میکنن
واقعا همینطوره و همین الان اون کسانی که دارن به دولت حمله میکنن و جریان انحرافی رو دارن توی سر دولت میزنن به خاطر اینکه خودشون به قدرت برسن و در اصل دعوا سر تاج و تخت هست و نه مردم.
همین آقایون 24 سال مملکت دستشون بود یک یارانه ها که حداقل چیز بود اجرا نکردن اونوقت الان شاخ شدن
اصلا همین جریان انحرافی مگه کیا هستن اینها همین تیم هاشمی و اصلاح طلبها و امثال اینها هست و همین دستگیری هایی که میشه و وابستگی اینها به دانشگاه آزاد و تیم هاشمی معلوم میشه که چه خبره
اکثر مخالفین دارن از آب گل آلود ماهی میگیرین و به خاطر نظام و مردم دلسوزی نمیکنن
این به من اثبات شده
مثل همین آقای قالیباف که سایت فردا واسه تیم ایشون هست
پاسخ ها
حسین
|
|
۲۲:۴۵ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۷
ادب مرد به ز دولت اوست، مراقب کلمات و نسبت هایی که به دیگران میدید باشید، حداقل حرمت ماه رمضان رو حفض کن جناب!!
ناشناس
|
|
۱۰:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۸
آقا خيلي محشره عزيزم! پشت سر مشايي جون حرف نزن كه فردا همين پستي كهدادن بهت ازت ميگرن ها!!! ضمنا خدا پدرومادرشونو بيامرزه كه طرح يارانه ها رو اون موقع اينجوري اجرا تنكردن وگرنه معلوم نبود اون موقع كه كل درامد نفت هشامي و خاتمي 400 ميليارد دلار نبود توي 16 سال چي پيش ميومد وقتي كه توي 6 سال با 600ميليارد دلار اين گند بالا اومده!!!
ناشناس
|
|
۱۲:۰۶ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۹
آفرین عالی بود. سخن از زبان ما میگویی. نظر خود را نباید به همه تعمیم داد
درود بر هر که آزاده است. حتی اگر مخالف من باشد
عدهای بعد از شش سال متوجه شدهاند که مسیر را اشتباه رفتهاند، جرات اعتراف به اشتباه را ندارند.آقاي امير خاني عزيز آيا شما جرات اعتراف به اشتباهتان را در حمايت از ميرحسين موسوي داريد؟
چرا در اين مصاحبه طولانيتان به ان اشاره اي نكرديد؟
پاسخ ها
مسیح
|
|
۱۱:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۸
بالا اشاره شد؛ ایشون به محسن رضایی رای داده؛ و نقدهای جدی ایشون در دوران اصلاحات و زاویه شان با اصلاح طلب ها غیر قابل انکاره
ناشناس
|
|
۱۲:۵۰ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۸
به محسن رضایی رای داده بود!
نظر و راي نويسنده محترم كاملا معقول است ما ايراني ها نوعا افراد را يا به عرش مي رسانيم يا به فرش.مسئله اين است كه در كشور ما افرادي كه مي خواهند مسيوليتي بگيرند ابتدا بسياري حرف ها مي زنند كه به مرور فراموش مي نمايند (البته پس ار پيروز شدن بر رقيب)اين اشكال به احمدي نژاد وارد است بعدي هم شايد همين باشد و باز مشكل روي مشكل .صداقت و درستي كم ديده مي شود و مردم از اين موضوع ناراحتند والا خودمان مي دانيم مسايلي در سطح جهاني داريم كه لاينحل به نظر مي رسند و نبايد توقع معجزه داشته باشيم اما چرا براي عبور از يك مرحله به دروغ متشبث مي شويم ؟اين جاي تحليل و بررسي دارد لطفا يك بارديگر به مصاجبه ها .مناظره هاي آقاي احمدي نژاد در سال 1384 و1388 رجوع فرماييد .كمترين آن پست و مقام ندادن به اقوام و نزديكان است تا .......
مقاله دقیقی بود بسیار لذت بردم .
پاسخ ها
محمدرضا
|
|
۱۶:۵۹ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۹
مصاحبه بود داداش!
قصد توهین ندارم اما از شخصی که آغوش رهبر انقلاب را تجربه کرده در الیکه میلیونها عاشق ولایت در روستاا حتی از فاصله چندکیلومتری یار و محبوبشان را ندیده اند انتظار میره برای قدر دانی هم شده مواضع حضرت آقا رو در مصاحبه ها هم رعایت و هم مورد اشاره قرار بده اولا آقا از شخص رییس جمهور حمایت میکنند ثانیا آقا از خدمتاشون حمایت میکنند ثالثا به وجود جریان انحرافی در برخی پستهای کلیدی صریحا اشاره کردن نمیاخایید منصفتر باشید جناب امیرخانی؟
مشکل بچه پولدار بودن آقاي اميرخاني است
یک مقاله زاییده ذهنی مشوش و سر در گم و پر از تناقض بود که ارزش منتشر شدن نداشته.ایشان الان ادعای انقلابی بودن داره ولی انقلابش در ترکیه رخ می دهد دوستانی که خیلی خوششان امدیک بار دیگر و با تدبر بیشتر بخوانند.
جناب اميرخاني بفرمايند کدام قسمت نامه وحيد جليلي به شجاعي توهين بود. قبول دارم نامه سوزآوري بود. ولي توهين اميز نبود.
در ضمن فکر مي کنم آدمي که سابقه کار در همان نيستان شجاعي را دارد. سردبير روزنامه ابرار بوده سردبير ماهنامه سوره بوده نفر اول جشنواره مطبوعات بوده را نمي شود کسي که در پوستين فرهنگ افتاده ناميد.
متاسفم برايتان حضرت اميرخاني آِينده تلخي را براي شما پيش بيني مي کنم آِينده فردي شبيه عباس معروفي
آقای امیرخانی از جنابعالی توقعم نبود شما بفرمایید در شرایط آن روز چه کسی بر احمدی نژاد ترجیح داشت دو انتخاب وجود داشت یکی رای سفید و دیگری خیرالموجودین و امروز بعد از چند سال حقایق آشکار شده که ایشان هنوز هم از بقیه لایق تر بوده است .ضمن اینکه اگر شما به اندیشه امام اعتقاد دارید حتما فراموش نمی کنید که میزان حال فعلی افراد است اسلام امسال هاشمی ها را بسیار دیده که تغییر رویه داده اند . اگر گاهی فرصتی دست داد درباره سایر کاندیداهای آن روز هم سخن بگویید انگار چرخش های آقای موسوی و کروبی را نمی بینید و از تعلل رضایی در پیروی از ولایت یادتان نمی آید .شاید هم نامه هاشمی به رهبری را فراموش کرده اید.حداقل از حمایت های رهبری از احمی نژاد یادتان آید.ضمن اینکه بعد از چندین سال مطالعه کتابهای شما کم کم احساس می کنم به طرز مرموزی رو به سفارشی حرف زدن و سفارشی نوشتن آوردید خدا را در نظر بگیرید.
ملاک ما همانست که امام گفت اگر دیدید که کاری کردید و دشمن ناراحت شد بدانید که کار درست بوده و اگر شاد شد بدانید اشتباه کردید.که البته در ای ن دولت اغلب کارها از جنس ناراحت کردن دشن بوده است و اگر اشتباهات هم زیاد است به خاطر حجم بالای کار است فقط دیکته نانوشته غلط ندارد.و سخن بعد با جناب قالیباف فرمانده ای که انگار آرمان ها ی همرزمان شهیدش را فراموش کرده و نمی داند هدف وسیله را توجیه نمی کند . صندلی ریاست جمهوری چقدر ارزش دارد که از هیچ متلک و تهمت و افترایی ابا نمی کنید و هر روز سعی می کنید چوب لای چرخ دولت بگذراید.
پاسخ ها
قلی
|
|
۰۱:۱۲ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۹
متلک و تهمت و افترا چه کسی زد؟ و رییس جمهور شد؟ لطفا بفرمایید
ناشناس
|
|
۱۴:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۳
"تعلل رضایی در پیروی از ولایت یادتان نمی آید"شما چی تعلل احمدی نژاد و مقاومت در برابر حکم صریح رهبری را یادتان می آید یا خیر در زمان انتخابات هم چون همه چیز به نفع خودش بود تبعیت کرد وگرنه از اول اعتقادی به ولایت نداشت
اينكه ايشان گفته اند مخالفان ايشان دوستداران رهبري هستند اين را بايد بدانندكه من هم از دوستداران رهبري هستم ولي حامي رئيس جمهور و منتقد ايشان به خصوص اطرافيانش هستم.در ضمن ايشان بدانند پس حضرت آقا هم اشتباه كردند كه اين همه از ايشان حمايت كردند؟!
حضرت آقا در دوره نهم فرمودند با روي كار آمدن دولت آقاي احمدي نژاد انقلاب به مسير اصلي اش برگشت يا از ايشان به عنوان رئيس جمهوري مكتبي و حزب اللهي نام بردند و...
برادر عزيز فاين تذهبون!
درست است كه امروز همه حزب اللهي ها به خاطر دلبستگي آقاي احمدي نژاد به ليدر جريان انحرافي (مشايي) دلشان خون است ولي اين دليل نمي شود كه تر و خشك را باهم سوزاند و...
با كمال تاسف آقاي اميرخاني به هيچ عنوان انصاف را در اين نوشتار رعايت نكرده و همه چيز را سياه ديده است.
و اين نشان از عناد ايشان به شخص احمدي نژاد دارد.
اميدواريم كه شما فرداييان عزيز اين نظر ما را در سايت قرار دهيد.
با تشكر
پاسخ ها
ميثم
|
|
۱۲:۴۱ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۳
آيا از نظر شرعي رهبري معصوم هستند وامكان ندارد بر اثر مشاوره اشتباه اطرافيان
اشتباه كنند ؟
ناشناس
|
|
۱۶:۵۰ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۳
خیر معصوم نیستن اما تا حالا الحمدلله ندیدیم اشستباهی در این زمینه بکنن
خدا همتونو شفا بده انشالله-به زور میخواید نظرتونو تحمیل کنید
با سلام وعرض ادب خدمت بزرگواران عزیز:سعی کنیم عیاس معروفی دیگری نسازیم وانتقادرااگر درراستای حل مشکلات و بهترشدن اوضاع اقتصادی واجتماعی وطن عزیزمان است پذیرا باشیم این آزادی که امروز من وشما
می توانیم تبادل نظرکنیم ودرباره همه چیز صحبت کنیم آسان به دست نیامده است وحاصل خون جوانان سرزمین همیشه ماندگارما ست .این آزادی بیان حاصل ایثار ِ ایثارگرانی است که امروزدرکنارمانیستند و چه بسا فرزندان و همسرانشان بامشکلات فراوانی دست به گریبانند و مجدانه سعی می کنند که بار زندگی خود و فرزندانشان راشرافتمندانه بردوش ناتوان خودحمل کنند و درغیاب همسرانشان هم پدر باشند وهم مادر ؛یادمان باشد که این کارمشکلی است.پس سعی کنیم دستاوردهای انقلاب اسلامی را درجهت پیشرفت جامعه هزینه کنیم وفقط به منافع شخصی نیندیشیم به واقعیت های جامعه واقعی نگاه کنیم وبرداشت های سطحی را برای سهل اندیشان بگذاریم وبه تخریب هم نپردازیم
این منطق ِ همه کسانی است که دل درگرو ایران اسلامی دارند. بادرودبه رهبرآزاداندیش وطن اسلامی
والسلام
من تو يه مصاحبه از اميرخاني خوندم البته مال قبل 88 كه گفته بدر هربار تو هر انتخاباتي كه شركت كردم شكست خوردم يعني نامزد مورد نظر من راي نياورده چي جوري ميگين به احمدي نژاد راي داده...!
با سلام،خیلی خوبه که رضای امیرخانی بی پرده تر از قبل بیان کرد که در مورد حال این روزهای سیاست داخله ما چی فکر میکنه، اما به نظرم باید قبول کنه که سوزنش بر روی یک سری مسائل گیر کرده و نمیخواد روی دیگر یکسری از سکه ها رو هم ببینه...
بدون شک به بند بند نظرات سیاسی رضای امیرخانی نقد جدی وارده و جای چکش کاری داره با متر و میزان و شاقولی که خود امیرخانی توی کتاباش و سرلوحه هاش و مصاحبه هاش مطرح کرد نه با مقیاس های دیگه...
دقیقا نقدی که به رضا با عنوان " خواجه ربیع های عصرما" وارد بود، که متاسفانه نویسنده با اطناب متن فضا رو برای نقد متقابل باز کرده بود و نتونسته بود جان کلام خودش رو خیلی مختصر و مفید بیان کنه...
- اگر رضای امیرخانی " از نویسندگان متعهد ادبیات انقلاب اسلامی " چنان که در بالا اومده هست، که من با تمام وجود میگم هست، اگر روشن و نافذ می اندیشه، باید بدونه که دعوای انتخابات 88 یا بهتر بگم اونچه که در بعد به اون ضمیمه شد سر احمدی نژاد نبود، و چنان که الان شاهده دیگه بحثی هم ازش نیست... این حداقل و کف انتقاد سیاسی میتونه به اندیشه های این روزهای امیرخانی باشه...
به هرحال، باید از صمیم دل خوشحال باشیم که نویسنده دوست داشتنی این روزهای ما هنوز مستقل و آزاد اندیش و باایمان است...
پاسخ ها
احمد
|
|
۰۱:۲۰ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۹
دقیقا!رضای امیرخانی ظاهرا فراموش کرده که همه اون ماجراها تبدیل شده بود به جنگ و جبهه گرفتن عیله اصل نظام تبدیل شده بود... و اون دو قطبی که میگفتید نباید میشد، اما اتفاق افتاد، یکی از قطبها شده بود طرف مقابل نظام . عدم التزام به قانون و ولایت و ... هم کخ هیچی...
داستان اون نامه جناب آقای هاشمی به رهبری و آتشفشنهای سینه ها و اینها هم بماند برای تامل حاج رضا!
ناشناس
|
|
۱۶:۵۳ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۳
دقیقا!
دارم منفجر ميشم اميرخاني داره همچين حرفايي مي زنهايشون ميگن احمدي نژاد تغييري نكرده و از اول قدرتطلب بوده ميخوام بگم جناب اميرخاني ما كه موظف نيستيم بدونيم احمدينژاد نيت قلبيش از رياست جمهوري چي بوده؟ همچنين كه اجازه هم نداريم از نيت دروني آدما سر در بياريم ما به ظاهر حكم ميكنيم احمدينژاد هم دوره اول هم دوره دوم در ظاهر نشون داد با ولايته، دلسوز مردمه و دلش ميخواد خدمت كنه همين به نظر من كافيه كه هم ما ازش حمايت كرديم و هم رهبري در موردش حرفايي دارن كه در مورد كمتر دولتي در طول انتخابات داشتن
شما ميگين احمدينژادتغيير نكرده، اتفاقا ما ميگيم چون احمدي نژاد خوب بود نيتش خالص بود يه عده دورش رو گرفتن، شيطون به وسيله اونا در بعضي موارد منحرفش كرد همچنين كه تو صدر اسلام خيلي كسا كه مورد اعتماد اهلبيت بودن بعدا منحرف شدن حتي تو همين انقلاب خودمون آقا...
هنوز هم اگه انتخابات تكرار بشه و قرار باشه ما با دونستن شرايط الان احمدينژاد راي بديم به نظر من مناسب ترين گزينهس
در ضمن تا جايي كه ما ميدونيم خود آقاي شجريان گفتن من راضي نيستم ربناي من از تلويزيون پخش بشه، صاحب اثره حق داره تلويزيون كه سر خود اينكار رو نكرده اگه اينطوري ه همه مون ميدونيم يه عده از بازيگرا حامي موسوي بودن پس چرا فيلمهاشون راحت پخش ميشه...!!!!!!!!!
از شما توقع نداشتيم
از این پر تناقض تر متنی نخونده بودمخدا بهت رحم باباجان
بی تقوایی بد دردیه
بی بصیرتی بد دردیه
امیرخانی آنقدر از انقلاب دور است که نمی داند انقلاب متولد شده و دارد بزرگ و بزرگتر می شود. ثانیا ترکیه قابلیت رهبری انقلاب اسلامی را ندارد چرا که اسلام پذیرفته شده در ترکیه اسلام شیعی شهادت طلب و جهادگر و با رهبری اسلامی و دینی نیست. اسلام را کسانی می توانند رشد بدهند که رهبری دینی و اسلامی و حکیمانه و الهی دارند و این خصلت در حال حاضر جز در ایران اسلامی و ملت و رهبری بزرگوار و حکیم انقلاب در هیچ کجای جهان وجود خارجی ندارد.
پاسخ ها
ناشناس
|
|
۱۴:۳۶ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۹
قابلیت بحث داشتین بحث می کردم! متاسفانه ندارین....!
یحیی
|
|
۱۳:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۸
احسنت این انقلاب در حال توسعه در سراسر جهان است آنوقت امیرخانی حرف از تولد و جنین و نطفه و ... می زنند!!
خسته نباشی برادردر خلوت تفکرات خودت به چه نتایج مشعشعی دست یافتی
این همه سکوت کردی تا بگی ترکیه دنیای مدرن رو بهتر می شناسه؟؟؟!!!
تا بگی دموکراسی شناس تره؟؟؟!!
الله اکبر از این خلوت تفکرات که حکمت رو اینچنین بر زبان و دل انسان جاری می کنه
خسته نباشی برادر
پاسخ ها
ناشناس
|
|
۱۲:۵۲ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۹
تنها قسمت محل بحث انگار ترکیه شده است از این مصاحبه! ضمن این که بحثهای دیگر ایشان که تازه اینجا کامل نیست بسیار نو وجذاب است
ببینید کینه با آدم چه می کنه ؟!برای بعضی ها سکوت بهتر از اظهار نظره...
پاسخ ها
ناشناس
|
|
۱۴:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۹
این کینه نیست. زلالی نظر است. اگر میگفت هاشمی خائن است، موسوی کثیف است قالیباف دزد است اشکال نداشت و نظرش کارشناسانه بود. پس نظر کارشناس یعنی نظری که مثل شما باشد؟!
مطمئنی همه نظرارو منتشر کردی؟ اون انتشار یافته: 40 و نیافته: 0 بوداره ها!
این ما اهل فرهنگ هستیم که نقص نداریم ما باید انتقاد کنیم
ما هستیم که می فهمیم
آدم های سیاسی درجه دوی افتاده در پوستین فرهنگ غلط می کنند که به انتقاد از روی دلسوزی ما جواب می دهند
ما دلسوزان فهمیده وقتی نطق می کنیم دیگران گلاب می خورند در مقابل نطق ما اظهار نظر می کنند
وقتی اظهار نظر می کنند این یعنی انسداد سیاسی
مقصر کیست؟
صدا سیما!
فهمیدید!؟
بی تربیتا !
جسارتا فردا نیوزی ها اصل مصاحبه را بزنید. اونجا علاوه بر استاد شجریان دیدم که سهیل محمودی هم تعریف کرده. و گله کرده از عدم پخش برنامه های سهیل محمودی در رادیو و تلویزیون
پاسخ ها
فردانیوز
|
|
۱۶:۱۳ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۹
این مطلب خلاصهای از آن مصاحبه است. و «فردا» بخشهای از آن را آورده است.
امثال مخملباف اوایل انقلاب خیلی بهتر از امروز امیرخانی می اندیشیدند و نتیجه چه شد؟ترکیه سکولار، مولود واقعی انقلاب اسلامی امام؟
اقاي امير خاني عزيز نمكدون شكستن تو ذات ما ايرانيهاست و اگر كسي روزي دست ما را بگيرد و بلندمان كند / مطمئن باش تا بلند شديم پاشو ميگيريم!!!اقاي احمدي هم تو دورهء اقاي رفسنجاني اولين استاندار اردبيل شد و قبل از ان سابقهء مديريت استاني وبالاتر رو نداشت و ان موقع با پرچم دولت سازندگي در سطح كشور مطرح شد.و امروز هم كه ......
جناب امیرخانی عزیز تغریف شما از سیاست آرمانگرایانه چیست؟ برادر نمی دانم از این همه ظلم به که پناه ببرم. برادر نکنه احمدی نؤاد هم می بایست از میرحسین دفاع میکرد تا آرمانگرایی اش ثابت می شد. مثل جناب شجاعی که شما امروز مدافعش هستید.برادر دست بردارید از این همه ظلم.
برادر امیرخانیناسلامتی شما نویسنده هستین و ظاهرا طبق گفته ی طرفدارای کتاباتون، شما خیلی خوب می نویسین، نوشتنی که قبل از نگارش اون سعی می کنین فضا رو طوری برا مخاطب توصیف کنین که نره تو جاده خاکی ، اما متاسفانه چیزی که من تو این مصاحبه می بینم یه سری استدلال نامربوطه که به هم چسبوندین و انتظار دارین مخاطب نتیجه گیری رهنمون شما به سمت جاده خاکی رو به سمت جاده اصلی فرض کنه ...
سیاستمداران بی کتاب... دم امیرخانی گرم. فراموش نکنید احمدی نزاد اولین رئیس جمهور بی کتاب بعد از انقلاب اسلامی است. بازرگان (نخست وزیر) توحید طبیعت تکام، بنی صدر اقتصاد اسلامی، آقا صلح امام حسن، هاشمی، امیرکبیر و سرگذشت فلسطین (که هر دو عالی هستند) خاتمی از دنیای شهر تا شهر دنیا و استاد اعظم احمدی نژاد .... عضو هیات تحریریه نشریه جیغ و داد!! زیر دست حشمت الله طبرزدی که سردبیر بوده!!! تفاوت ها را ببینید و بفهمید!!! دم امیرخانی گرم
جناب امیرخانی...یادتان می آید.ابتدای کتاب جانستان را میگویم.
گفتید سکوت کردید چون هرچه هم نظر بدهید غیر تخصصی است.گفتید حاج منصور و شما و هر غیر سیاست مداری نظرش غیر تخصصی است.پس سکوت کردید.
اما چه شده که رضا امیرخانیه رمان نویس سکوت کننده در قضایای فته شده است کارشناس سیاسی؟
امیرخانی به هر کس که رای داده باشد، با سکوتش آن روزها و مصاحبه ی این روزهایش دارد از سبزها نهایت حمایت را می کند.
پس از 6 سال حاكميت مطلق اصولگرايان و وعده هاي بزرگ و تمام نشدني احمدي نژاد وضعيت سياسي اقتصادي فرهنگي اخلاقي امنيت در كشور چگونه است؟!
برایتان متاسفم جناب امیر خانی این الفاظ و عبارات از شما بعید بود به جرگه ی همانهایی پیوستید که در گفتارتان نامشان را برده اید.شم ساسی شما ضعیف است از رای شما پیداست.متعجبم که این همه سکوت چرا؟ زودتر می ریختید بیرون این درد دل رسوا کننده را!!!تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.
تو رضا امیر خانی هستی؟!
بعید می
مثل همیشه سخت مینویسی ... سنگین مینویسی ... امیرخانی سیاسی روکمتر دوست دارم.. کاش میشد به جای این حرفا رمان جدیدتو میخوندم.
نکاتی جالب توجهی در مصاحبه بود، اما رای به آقای احمدی نژاد بهترین کار هر رای دهنده بوده و هست.
باهمه احترام برای آقای امیرخانی باید بگم که کل تحلیلشون یک خیال پردازی بیشتر نیست و از اساس اشتباهه
صحبت های آقای امیرخانی بسیارمنطقی بود . البته کنایه های ایشون به خود صداسیما هم برمی گرده که همیشه در انتخابات یک طرفه عمل کرده
نظر شما
تازه های سایت
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین




جوابگو نیست واگرامروزازرای به ایشان پشیمان هستم به واسطه همین نظریه است زیرا آقای احمدی نژادمروج این شعار درعمل بودند اما من وامثال من نفهمیدیم .وحالا گله مند وپشیمانیم. ازاین به بعدبایددقیق ترباشیم و به شعارهای انتخاباتی کاذب دل نبندیم.