در بدو ورود به ایران، اعضای این هیئت به هتل استقلال منتقل می شوند. گفته می شود در مدت اقامت چند روزه هفت دور مذاکره انجام می شود که سطح هیئت مذاکره کننده در هیچ مرحله ای برای گروه آمریکایی رضایت بخش نبوده و آن را نشانه بی توجهی مقامات ایران به حضور هیئت آمریکایی تلقی می کنند.

هاشمی رفسنجانی در سال 82 به روزنامه همشهری در مورد مک فارلین می گوید: «مک فارلین که به ایران آمد چند کانتینر قطعات مورد نیاز ما را با هواپیما آوردند. تعدادی موشک هاوک اسرائیلی هم آوردند که مدت ها در فرودگاه ماند و آنها مجبور شدند پس بگیرند.»


هاشمی رفسنجانی می افزاید: «آنها (آمریکایی ها) قطعات مورد نیاز ما را گران حساب کردند. 5 یا 6 میلیون دلار اضافه می خواستند. مثلاً از رقم 22 میلیون دلاری، ما فقط 14 میلیون دلار دادیم و بعد متوجه شدیم می خواهند مبلغ اضافه را از ما بگیرند و به کنتراهای نیکاراگوا بدهند که ما ندادیم. برای این موضوع مدتی کشمکش بود.»


گفته می شود در سپتامبر 1985 اولین محموله اسلحه خریداری شده توسط ایران، شامل یک هواپیما پر از موشک «تاو» و «هاوک» از تل آویو به تبریز آمد. رئیس وقت مجلس شورای اسلامی پس از ورود مک فارلین و در مورد محموله مشکوک تبریز به کیهان در تاریخ 17/01/1366 می گوید: «.. اینها 4-5 سال است که زحمت می کشند تا بگویند ایران از اسرائیل اسلحه خریده است. البته ما در اینجا ضرر کردیم و قبول هم داریم ولی دنیا فهمید که ما نمی دانستیم ... یک بار فهمیدیم که یک جریان اسرائیلی در این قضایا دخالت دارد جلوی تخلیه سلاح ها را گرفتیم و دستور دادیم که آن را برگردانند...» این سخن هاشمی رفسنجانی در آینده مورد تأیید اعضای کمیسیون تاور نیز قرار می گیرد و آنها نیز تأیید می کنند ایران محموله موشک هایی که روی آن آرم اسرائیل بود را برگشت داده است.


پس از افشای جریان ورود مک فارلین به تهران و در حالی که رژیم صهیونیستی به نوعی در این قضیه زیر سئوال رفته بود بیانیه ای از سوی اسحاق شامیر منتشر شد که در آن تأکید شده بود که «دولت اسرائیل تأیید می کند که به درخواست آمریکا در انتقال تسلیحات به تهران همکاری کرده است و وجه این تجهیزات توسط یک نماینده ایرانی به بانکی در سوئیس واریز شده است.»


پس از چند ماه گزارشی مخلوط از واقعیت و کذب در تاریخ 11  آبان سال 1360 (شماره دوم نوامبر 1986 ) در هفته ‌نامه الشراع لبنان چاپ شد که فضایی خاص و متفاوت را ایجاد کرد. در گزارش  الشراع ادعا شده بود که رابرت مک فارلین به همراه چند تن دیگر از مقامات بلندپایه آمریکایی با پاسپورت‌های ایرلندی به همراه یک محموله سلاح وارد تهران شده و با برخی مقامات جمهوری اسلامی دیدار کرده‌اند. همچنین ادعا شده که کتاب مقدس انجیل که ریگان آن را امضا کرده بود به همراه یک کیک و کلت به مقامات ایرانی به نشان دوستی اهدا شده است.


در این‌که چه عواملی موجب افشای ماجرای سفر این هیات آمریکایی در نشریه الشراع شده بود، اطلاعات صریح و قابل استنادی انتشار نیافت اما در عین حال تحلیل‌هایی وجود داشت. برخی عوامل رژیم صهیونیستی را که از روند معامله ایران و آمریکا عقب مانده یا حذف شده بود دلیل درز ماجرا و رسیدن اطلاعات به مجله الشراع راعنوان کرده اند. تحلیل دیگر هم درز این اطلاعات از سوی باند مهدی هاشمی معدوم بود.


اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی اولین کسی بود که با دستور امام در یک سخنرانی رسمی(13 آبان1365)  ماجرایی "مک فارلین" را افشا کرد. با این سخنرانی ابتکار عمل دراین جریان به دست ایران افتاد و بحرانی بزرگ و طولانی برای دولت آمریکا ایجاد شد بحرانی که بعدها از آن به ماجرای ایران کنترا ( Iran Contra affair) و ایران گیت معروف شد چرا که بعد از رسوایی واترگیت بزرگ‌ترین رسوایی سیاسی آمریکا خوانده می شد.


ایالات متحده آمریکا پس از انتشار گزارش الشراع و اظهارات هاشمی رفسنجانی چند روزی سکوت کرد. سرانجام 10روز پس از افشای ماجرا، رونالد ریگان رئیس جمهوری وقت آمریکا رسما به این موضوع اعتراف کرد و به دفاع و توجیه آن پرداخت.


ریگان دلایل اقدام خود را تجدید روابط با ایران، خاتمه جنگ ایران و عراق، محو کردن تروریسم دولتی و خرابکاری و تاثیر در امر بازگشت شش گروگان‌ آمریکایی از لبنان اعلام کرد. موضوع گرونگانگیری آمریکایی ها در بیروت می توانست آینده سیاسی ریگان را دچار مخاطره جدی سازد لذا به دلیل ناتوانی در حل این مساله هیئت حاکمه آمریکا تصمیم گرفت تا از نفوذ ایران کمک بگیرد.


آنچه سبب شد تا آمریکا برای آزادی گروگان های خود از ایران کمک بگیرد نقش آفرینی ایران در آزادی گروگان های هواپیمای پرواز تی‌دبلیوای ۸۴۷ بود که در تاریخ ۱۴ ژوئن ۱۹۸۵ ربوده شد و خلبان، هواپیما را به اجبار در فرودگاه بیروت بر زمین نشاند. این مسئله موجب توجه رونالد ریگان به نفوذ ایران در لبنان شد و درصدد برآمد مدتی بعد برای حل بحران ربایش برخی کارکنان سفارت آمریکا در بیروت مجدداً از کمک ایران سود برد.


«باب وودوارد» در کتاب خود موسوم به «واترگیت» این بحران را چنین توصیف می کند: «ریگان بهای سیاسی این معامله را خوب می دانست. او در سال 1980 پرزیدنت کارتر را شکست داده بود، حداقل بخشی از این پیروزی به خاطر این بود که کارتر موفق به آزادی گروگان های سفارت آمریکا در تهران نشده بود. ضعف یا تصمیم گیری غلط در باز پس گرفتن گروگان ها می توانست هلاکت بار باشد. ریگان در افکار عمومی روش خشنی را در مقابل ایران پیش گرفته بود. او بارها تکرار کرده بود که ایالات متحده با ملت های خائن و با گروه هایی که گروگان گیری می کنند، مذاکره نخواهد کرد.اما این عملیات محرمانه با خط مشی اظهار شده اش کاملاً مغایرت داشت. برای ریگان این یک خطر حساب شده بود تا گروگان ها را به وطن بازگرداند و روابطش را با ایران بهبود بخشد. در این عملیات محرمانه، مشکلات قانونی نیز وجود داشت. یک قانون آمریکا، فروش تسلیحات نظامی به ایران را به علت پشتیبانی ایران از تروریسم ممنوع کرده بود. عملیات ایران چنان محرمانه و حساس بود که ریگان در فرمان کتبی به رئیس سازمان سیا «ویلیام کیسی »دستور داده بود تا گزارش به کنگره را به تأخیر بیاندازد.»


البته لازم به یادآوری است که از شروع این ارتباط، فقط 2گروگان آمریکایی در 24مهر و 11آبان 1365 آزاد شدند. 3نفر دیگر نیز در ماجراهای دیگری در 18 و 21شهریور و همچنین 21مهر همان سال در بیروت به گروگان گرفته شدند که در جریان مذاکرات پنهانی قرار نداشتند. در این موارد هم گروگان اول بلافاصله آزاد شد و 2نفر دیگر تا مدت‌ها گروگان بودند.


به هرحال بحران در آمریکا به حدی بالا گرفت که سبب تغییرات و عزل و نصب هایی در کاخ سفید و شورای امنیت ملی شد.  در15 نوامبر 1986 ریگان اعتراف کرد که« 18 ماه است ارتباط سیاسی محرمانه ای با ایران دارم .» در نهایت در 21 نوامبر 1987 کنگره آمریکا ریگان را مسئول همه اشتباهات مک فارلین معرفی کرد. کمیسیون تاور نیز ریگان را متهم کرد. در این گزارش ریگان مردی گیج، بی توجه و پرت توصیف می شود. در 22 مارس 1987 پس از گذشت دو سال از ماجرا، مک فارلین با خوردن تعداد زیادی قرص والیوم دست به خودکشی زد و البته از این خودکشی جان سالم به در برد و رؤسای کاخ سفید و شورای امنیت ملی و نیز دادستان کل ایالات متحده از سمت خود استعفا کردند.


چندی بعد یعنی در تاریخ 29 آبان ماه همان سال امام خمینی در دیداری مردمی این جریان را رسوایی و عزای بزرگ دولتمردان آمریکایی عنوان کرد.


کمیسیون تاور
برای تحقیق درباره عملکرد شورای امنیت ملی آمریکا در ارتباط پنهانی با ایران هیئتی سه نفره شامل جان تاور سناتور محافظه کار و رئیس گروه تحقیق در این زمینه، اوموند ماسکی وزیر اسبق خارجه و برنت اسکوکرافت مشاور اصلی سیاست خارجی رئیس جمهور سابق جمهوریخواه انتخاب شدند تا درباره این ماجرا تحقیق کنند.


ذکر این نکته ضروری است که حاصل این ارتباط پنهانی در آن مقطع برای ایران تنها دریافت 8مورد سلاح و لوازم یدکی در تاریخ‌های جداگانه شامل 2008 قبضه موشک ضد تانک تاو، 18قبضه موشک ضدهوایی هاوک و قطعات یدکی پرتاب کننده این موشک‌ها بود.


کانال های ویژه مک فارلین
در جریان حضور مک فارلین در ایران، هیئت آمریکایی در سطحی محدود با افراد زیر مرتبط شدند: حسن روحانی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی، فریدون وردی(مهدی) نژاد از چهره های سیاسی-امنیتی نزدیک به هاشمی رفسنجانی مدیرعامل سابق ایرنا و سفیر پیشین ایران در پکن، محمد علی هادی نجف آبادی؛ نزدیک به آقای منتظری که سابقه نمایندگی مجلس و سفارت و معاونت در وزارت امور خارجه دارد، فتح الله امیدی نجف آبادی؛ از نزدیکان آقای منتظری و باند مهدی هاشمی که به دلیل ارتکاب اعمال شنیع اعدام شد و محسن کنگرلو که پس از خسرو تهرانی(قنبری)، معاون امنیتی نخست وزیر و پس از تأسیس وزارت اطلاعات، مشاور امنیتی نخست وزیر وقت شد و نقش ویژه و موثر وی با مراجعه به خاطرات هاشمی رفسنجانی به وضوح قابل مشاهده است.


حسن واعظی کارشناس مسایل سیاسی دراین باره می گوید:«پس از تصویب طرح A.I.C توسط رئیس جمهور آمریکا، مذاکرات متعددی در سطوح بالا میان مقام های طراز اول آمریکا و اسرائیل راجع به ایران صورت پذیرفت. مشوق این مذاکرات فردی به نام قربانی فر بود که از عوامل سابق ساواک و یکی از دلالان اسلحه و تجهیزات نظامی به شمار می رفت. البته افراد ایرانی دیگری نظیر(محسن) کنگرلو (مشاور امنیتی نخست وزیر وقت ایران که واسطه بین قربانی فر و ایران بود) نیز در جریان قرار داشتند.»


محسن رضایی  فرمانده وقت سپاه هم سال‌ها بعد می‌گوید: "هنگامی که ما متوجه شدیم که در تهران اتفاقاتی در جریان است وارد ماجرا شدیم و محسن کنگرلو را به عنوان رابط دوم قرار دادیم و آقای وردی‌نژاد که معاون اطلاعات سپاه بود و بعداً مسئول خبرگزاری جمهوری اسلامی شد را به عنوان رابط اصلی قرار دادیم. در واقع ابتکار عمل را به دست گرفتیم تا ببینیم پشت صحنه چه می‌گذرد." (خبرگزاری فارس، 1/7/87)


علی هاشمی رفسنجانی پسر قاسم و برادرزاده اکبر هاشمی رفسنجانی، محمدعلی  جلال ساداتیان کاردار وقت ایران در انگلیس هم از دیگر افرادی هستند که در جریان برخی زوایای این ماجرا - ازجمله بخشی از مذاکرات با آمریکایی ها در اروپا- حضور داشته و صاحب اطلاع محسوب می شوند.


نقش آفرینی عدنان و منوچهر
در گزارش کمیسیون تاور به اسامی 2 کانال اصلی ماجرای مک فارلین اشاره می شود: عدنان خاشقچی دلال سعودی اسلحه  و منوچهر قربانی‌فر که وی نیز از دلالان بین‌المللی اسلحه به شمار می‌رود.


خاشقچی یک سرمایه دار عربستانی است که بنابر شواهد ارتباطات گسترده ای با رهبران منطقه خاورمیانه داشته است. وی بنا بر تحلیل قربانی فر و برای عملی کردن این پیشنهاد به سراغ سعودی ها می رود اما آنها قبول نمی کنند که این نقش را بازی کنند. وی سراغ مصری ها می رود اما بنا بر دلایلی آنها هم حاضر نمی شوند این حلقه واسطه را اجرا کنند. خاشقچی در نهایت ملاقاتی بین قربانی فر و رئیس سابق موساد در 15 جولای 1985 ترتیب می دهد و سپس نامه ای به مک فارلین مشاور امنیت کاخ سفید می نویسد.


قربانی فر کیست؟
نام منوچهر قربانی فر، نخستین بار پس از افشای ماجرای ایران گیت- مک فارلین- بر سر زبانها افتاد. منوچهر فرزند هادی، در سال 1324 در تهران به دنیا آمد. قربانی فر که گفته می شود از ماموران سابق ساواک بوده است با برداران امیر عالیخانی دوست بود و به حسب ظاهر از راه بازرگانی، ثروت سرشاری به هم زده بود. در "نوشهر" کیلومتر 20 کیلومتر "علم ده"، 100 هزار متر زمین، باغ های مرکبات و یک قصر ساحلی داشت. 30 درصد سهام شرکت کشتیرانی "استارلاین"، شرکت های بازرگانی "آسیا" و شرکت "ترانس کنتینان تال ایران" و سردخانه‏هایی در جهرم-استان فارس- داشت. انقلاب اسلامی که به پیروزی رسید، قربانی فر از کشور گریخت. با حکم دادگاه ارتش (محمدی ری شهری، دادستان وقت دادگاه انقلاب) کلیه اموالش مصادره شد.


در جریان کودتای نوژه و همزمان با حمله آمریکایی ها به طبس، قربانی فر وارد فرودگاه مهرآباد شد که بدلیل سوءظن ماموران بازداشت می شود اما با کمک دست های پنهان از مهلکه گریخته و بار دیگر از کشور فرار می کند.


مایکل لدین چهره جنجالی معروف که مشاور مک فارلین بود و روابط بسیار نزدیکی با مقامات رژیم صهیونیستی داشت، قربانی‌فر را مردی فوق‌العاده، خیلی خوب و یکی از افراد نادری که فرهنگ آمریکا را درک می‌کند، توصیف کرده است.


سرهنگ اولیور نورث، همکار مک فارلین و رئیس عملیات شورای امنیت ملی آمریکا، در جلسات کمیته کنگره آمریکا شهادت داد که در ژانویه 1986 در هتلی در لندن، قربانی‌فر در حمام هتل با او مذاکره کرده و پیشنهاد یک میلیون دلار رشوه به وی داده است.


قربانی فر از چند طریق با برخی مسئولان عالی رتبه کشور ارتباط برقرار کرد. یک کانال، "بیت منتظری و باند مهدی هاشمی معدوم" بود که از طریق امید نجف آبادی و نقی. گ به منوچهر قربانی فر منتهی می شد. مرحوم منتظری در خاطرات خود به صراحت رابطه نزدیک محمد علی هادی نجف آبادی و امید نجف آ‌بادی با قربانی فر را مورد اشاره قرار می دهد و می گوید: قربانی فر با نوشتن دو نامه (که از طریق این افراد به دست من رسید)، جریان را لو داد و بعد از این که این نامه‌ها به دست من رسید، تازه فهمیدم که یک چنین جریان و قرارداد و ارتباطی بوده است.


کانال دیگر قربانی فر برای ارتباط بانخست وزیر و رئیس مجلس وقت، محسن کنگرلو و علی، برادرزاده هاشمی رفسنجانی بودند.


"جورج ج. چرچ" گزارشگر هفته نامه ایتالیایی پانوراما، می نویسد: «قربانی‏فر پس از پشت سرگذاشتن آزمون های مربوط به توانایی اقتصادی، به جمع شخصیت های بسیار مهمی که در "مونت کارلو" به سر می‏بردند، پیوست و به مرور زمان، با نخست وزیر دولت وقت ایران، دوستی بسیار نزدیکی (در حد مشاور خصوصی) برقرار ساخت.»‎


سند دیگر مقاله ای است که در تاریخ 19 ژانویه 1987 (29دی 1365) در مجله تایم منتشر شد و در آن از قربانی فر با عنوان یار غار میرحسین موسوی نام برده شد.


عدنان خاشقچی هم در نامه ای به رابرت مک فارلین، مشاور امنیت ملی ریگان، نوشت: «منوچهر قربانی فر، مشاور نخست وزیر ایران و رئیس سرویس های مخفی تهران در اروپا و عامل ارتباطی مناسب میان ایران و امریکا است» (روزنامه لارپوبلیکا. ایتالیا. 13اسفند 1365 4 مارس 1987 م)‌‌‌‌ برخی از محققان، با استناد به نامه ای که میرحسین موسوی به امام خمینی (ره) نوشت، وی را از ماجرای ورود مک فارلین، بی اطلاع می دانند. هرچند نقدهای فراوانی بر این ادعای نخست وزیر وقت وجود دارد اما حتی اگر فرض بر عدم اطلاع وی از این جریان باشد، صورت مساله تغییر چندانی نخواهد داشت؛ زیرا یک پای ماجرا، معاون و مشاور امنیتی موسوی بود. به هرحال ناگفته ها درباره این ماجرای تاریخی فراوان است.