میثم رمضانعلی در وبلاگش نوشت:
ما گاه میشود که بسیاری میخوانیم و بسیار میشنویم. پای ِ منبر و پای ِ حرف ِ کسی و سخنرانی ِ عالمی مینشینیم و حرفهایش را میشنویم. روزنامه و مجله و فصلنامههای مختلف را ورق میزنیم و میخوانیم. کتابهای غیر درسی و درسی را مطالعه میکنیم. روزها، پای ِ اینترنت، از مطلبهای وبلاگها و وبسایتها استفاده میکنیم و در جریان قرار میگیریم. اما به واقع اینکه چه چیزی را کسب میکنیم، مسئلهایست مهم.
فرض میگیریم که در هنگام شنیدن و خواندن، به واقع حواسمان به متن و گفتههاست و متن، راهیست برای رسیدن ِ به معنا. از این گذر است که ما به معنا دست پیدا میکنیم و سعی میکنیم به آنچه که نویسنده و گوینده قصد داشته است برایمان بیان کند، نزدیک شویم. پرسش اینجاست که آیا ما در اکثر موارد به این معنا، دست پیدا میکنیم و آیا واسطه(متن و گفتار) ما را به جان ِ کلام میرساند و یا خیر؟ آیا اینچنین است که ما غیر از آنچه که گوینده و نویسنده قصد داشتهاند بیان کنند را درک کردهایم و یا خیر؟ نزدیک شدن به کلام، چه شرایطی را میپذیرد و نیاز دارد که ما از آن شرایط غفلت نورزیم؟
آیا ما به متن به مثابهی محلی برای تأمل، تذکر و تفکر مینگریم؟ آیا اینچنین است که چون برخی از شاگردان، در دیالوگی به واقع دو طرفه با متن وارد محاجّه میشویم و یا چون شاگردانی هستیم که حرف استاد را به گوش ِ جان یوش میکنند و از این فرصت، بهره میگیرند؟ آیا ما در پی ِ کسب ِ اطلاعات(information) از نوشته و یا گفتار هستیم و یا امری فراتر را خواهانیم؟ آیا هیجانزده شدن ِ ما از خوانش ِ یک متن، به دلیل کسب اطلاعاتی جدید در یک امر است و یا متن، ما را وارد عالمی میکند که در آن میتوان به تأمل، تذکر و تفکر پرداخت؟ آیا شده است که گاه متن شما را به سوی امری پیش برد که به واقع در پی ِ بیان مستقیم آن نبوده است و شما آن را از متن بر نگرفتهاید؟ آیا اموری بوده است که متن راهگشای ِ شما به امری بوده است که مدتها بعد شما آن را در بیان ِ دیگران(در نوشتهها و گفتههای شخص دیگری) دریافتهاید و خوشحال از آن شدهاید که پیش از کسب ِ اطلاعات از آن متن به آنها دست پیدا کردهاید؟ این دریافتها چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند و چه عواملی در ایجاد آنها موثر بوده است؟
به واقع در هنگام ِ خوانش متن، ما در پی ِ چه چیزی هستیم؟ تغییر قصد، میتواند به تغییر اصیل ِ دریافت ما و یا تغییر سطح دریافت ِ ما، منجر شود؟ آیا لازم است شرایط ذهنیمان را، نوع تعریفمان را از خواندن و شنیدن متفاوت کنیم؟