یلدا، پاتوق فامیلی با طعم هندوانه
نزدیک به 3هزار سال است که ایرانیان شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیدهدم بیدار میمانند تا بر ظلمت و تاریکی زمانهشان، خورشید یکم دی ماه چیره شود.
فارس: در زمانهای که زندگی ماشینی و مدرنیته فرصت دور هم نشستن و بگو و بخند را از انسان امروز گرفته است شاید یلدا همان تلنگری برای دل دادنها و قلوه گرفتنهای نزدیکان و دوستان است. عصر ماشینی واژه دوستی و مهرورزی را به اسارت گرفته تا خود بتواند به سمت جلو حرکت کند، امروز دیگر از آن دلسوزیهای دوستانه خاله، عمو، دایی و عمه خبری نیست، شاید زمان آن فرارسیده است که بسیاری از سنتهای دیرینه ایران باستان بازخوانی شود شاید دوباره محبت و دوستی به جایگاه واقعی خودش دست یابد. آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نکرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوههایی را که انبار کردهاند و خشکبار و تنقلات میخورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن مینشینند تا سپیدهدم بشارت شکست تاریکی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید که بدون آن حیات نیست) را بدهد، زیرا که به زعم آنان در این شب، تاریکی و سیاهی در اوج خود است. *سفره یلدا، پیام بهشت یلدا با همه شور و انگیزهاش نمادی از یکرنگی و همدلی دوستان و خویشان است که به بهانه آن سفرهای از میوههای رنگارنگ چیده میشود که هرکدام از آنها پیامی از بهشت برای انسان تبعید شده به زمین است، به انار بنگر، دانه دانههایش نمادی از سالهای طولانی عمر انسان است که نزدیکی این دانهها به هم در واقع همان زود سپری شدن این عمر به سرعت برق و باد است و زیبایی چیدمان این یاقوتهای سرخ در واقع همان تبلور زیبایی زندگی است که در عین کوتاه بودن، فقط و فقط به دلیل فرصت زیستن زیبا است. پرتقال، نارنگی که رنگ نشاطانگیز آنها همان چراغ حرکت به سمت جلو است، در واقع انسان برای پویایی و نشاط نیازمند موتور حرکت است و وقتی به این دو میوه مینگری، یاد حرکت و پویایی میافتی و آبدار بودن این میوهها همان تغذیه این طریق است یا به قول امروزیها، تغذیه جسم است تا موتور حرکت متوقف نشود. انگور، سیب، لیموشیرین و موز و ... دیگر میوههای به چله نشسته هستند که هرکدام در صف صحبت، حرفهایی برای گفتن دارند، انگور میگوید دانه دانههایم را بشمار و در هنگامه شمردن به یاد ذرهای از نیکیها و بدیهایت باش که در روز حساب، به حساب میآید! سیب سرخ با رنگ زیبایش جلوهگری میکند و گله از بیمحبتی ما دارد که در حقش همیشه ظلم کردهایم و او همیشه در ظرف میوه تنها میماند و به غفلت ما محکی میزند که نتوانستید مزه مرا با همه خواصم درک کنند و چه بسا امتحانهای الهی در مسیر زندگی که انسان بدون فهم آن، چه آسان نمره بیست را به صفر میبازد. حرفهای ناگفته لیموشیرین و موز نیز دفتری از ناگفتهها است که گاه فقط رنگ این دو میوه آدمی را تشویق به خوردن میکند، مثل هزاران هزار تجربه آدمی که با توجه به ظاهر خودش را گرفتار هزاران مصیبت و گرفتاری میکند و آنچنان غرق در ظواهر میشود که چشم و گوش از درک واقعیتها غافل میشوند و این همان ابتدای خسارت و ضرر است ، به راستی که" بسم الله الرحمن الرحیم" وَالْعَصْرِ (1) إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ (2) إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ (3) *روز پس از یلدا، روز برابری انسانها خور روز (دی گان) یکم دی ماه در ایران باستان در عین حال روز برابری انسانها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده میپوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و کارها داوطلبانه انجام میگرفت، نه تحتامر. در این روز جنگ کردن و خونریزی، حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان میدانستند و در جبههها رعایت میکردند و خونریزی قطع میشد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود. *یلدا در سرزمین ایران در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچهای تزیین شده به خانهٔ تازهعروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانهها را تزئین میکنند و شالهای قرمزی را اطرافش میگذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین میکنند و به خانهٔ عروس میبرند. سفره مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاجها و خرما و رنگینک برای گرم مزاجها موجود است. حافظخوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازیها است. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چلهنشینان شدهاست. همدانیها فالی میگیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق مینشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر میخواند. دختر بچهای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن میزند و مهمانها بنا به ترتیبی که نشستهاند شعرهای پیرزن را فال خود میدانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه است در این شب خورده میشود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده میشود که از معمولترین خوراکیهای موجود در این استانها است. *در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم میدهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش میخورند. در گیلان هندوانه را حتما فراهم میکنند و معتقد هستند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمیکند و در زمستان سرما را حس نمیکند. "آوکونوس" یکی دیگر از میوههایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه میشود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره میریزند، خمره را پر از آب میکنند و کمی نمک هم به آن میافزایند و در خم را میبندند و در گوشهای خارج از هوای گرم اطاق میگذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه میشود. آوکونوس ازگیل در اغلب خانههای گیلان تا بهار آینده یافت میشود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون میآورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب میخورند. مردم کرمان تا سحر انتظار میکشند تا از قارون افسانهای استقبال کنند. قارون در لباس هیزمشکن برای خانوادههای فقیر تکههای چوب میآورد. این چوبها به طلا تبدیل میشوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه میآورند. * اسلام به اصل ربانیت"گوشه گیری" اعتقاد ندارد مسئله صلهرحم یکی از موضوعات مورد توجه در کتاب صحیفه سجادیه است چرا که قطع صله ارحام به معنای ربانیت یعنی گوشهگیری است که اسلام به اصل ربانیت اعتقاد ندارد. زیست با همنوع یک امر فطری است و هر انسانی با همنوع خود زندگی میکند و ربانیت امری خلاف فطریه است و انزوا و گوشهگیری از فامیل از نظر روایات 100 درصد محکوم بوده و مورد نفرین واقع شده است. *قطع رحم و صله حضرت علیبنالحسین(ع) بعضی از فرزندان خود را مخاطب ساخت و فرمودند: فرزند عزیز متوجه پنج گروه باش که با آنان مجالست نکنی، هم کلام نشوی و در مسافرت با آنها رفاقت ننمایی. عرض کرد پدر جان آنان کیان هستند؟ حضرت سجاد (ع) فرمودند: از مجالست دروغساز پرهیز کن چه او مانند سرابی است که مطالب را برخلاف واقع نشان میدهد. دور را در نظرت نزدیک و نزدیک را دور جلوه میدهد، از رفاقت با گناهکار و لاابالی اجتناب کن زیرا او تو را به بهای یک لقمه یا کمتر از آن میفروشد، از رفاقت بخیل پرهیز نما که او در ضروریترین مواقع احتیاج، تو را یاری نمیکند، از رفاقت با احمق اجتناب کن که او نفعت را اراده میکند و از نادانی به تو ضرر میزند، از مصاحبت کسی که قطع رحم کرده است بپرهیز که در کتاب آسمانی مورد لعن و نفرین قرار گرفته است. منبع : تحف العقول ، ص 279 *کلام آخر به هرحال هندوانه و سفره بهشتی یلدا فقط بهانهای برای دور هم نشستنها و شب نشینیها است، شاید این بهانه انسان امروز را از خواب دویدن به دنبال مادیات به این شکل و به صورت دیوانهوار بیدار سازد و دوباره همان لبخندهای بیبهانه و قصهگوییهای مادربزرگ برای نوههایشان متجلی شود، همیشه بازگشت به عقب معنای خوبی ندارد، اما در این موضوع و دور شدن از گذشته، انسان مدرن ضرر کرده است چرا که به بهانه نوشدنها، خیلی از دستاوردهای گذشته را باخته است و این باختن به قیمت سردرگمی و ازدست دادن شادیها تمام شده است که شاید این قیمت، قیمت گزافی باشد چرا که آنچه از انسان میماند همان دوستی و محبتها و نیکیها است پس قبل از اینکه دیر شود باید دریافت که زر وسیم بهانه است! شب یلدایتان بهشتی باشد؟!...
دیدگاه تان را بنویسید