تلخ برای مردم، شیرین برای دلالان
دلیل این بیارزش شدن پول ملی چه تامین کسری بودجه دولت باشد و چه دست اندازی جریان های خاص برای بدست آوردن پول برای انتخابات پیش رو، به هر روی بار اصلی این اتفاق تنها و تنها بر دوش مردم و فعالان اقتصادی و تولیدکنندگان داخلی خواهد افتاد. نتیجه این بینظمی لجام گسیخته در بازار ارز تورمی لجام گسیختهتر خواهد بود که از هم اکنون میتوان صدای پایش را در بازار شنید.مدیران اقتصادی با رها کردن بازار ارز به حال خود و اتخاذ سیاستهای غلط شوک درمانی چنان بر التهاب بازار ارز افزودند که روز گذشته حاصل آن را با افزایش ۱۰۰ تومانی ارزش دلار در یک روز کاری مشاهده کردیم...
این نرخ برابری ریال با دلار که دیروز در بازار ارز رقم خورد، رکورد جدیدی در کاهش ارزش پول ملی بود که مشابه آن را تنها در اوایل دهه ۷۰ و اجرای سیاستهای تعدیل اقتصادی در دولت سازندگی دیده بودیم. اتفاق دیروز جدای از اینکه بار دیگر و به تلخی نشان داد که مشابهتهای اقتصادی سیاستهای دولت آیت الله هاشمی و دولت فعلی چگونه میتواند مشکل ساز باشد، در دل خود متضمن نکاتی است که پرداختن به آن میتواند گوشهای آنچه دیروز در بازار رخ داد را تبیین کرد.
اما همین دخالت غیر علمی سبب شد که از اتفاق شک و تردیدها در باب قدرت بانک مرکزی در حفظ ارزش پول ملی چنان تقویت شود که نتیجهاش هجوم بیسابقه مردم به بازار ارز و سکه و رشد نجومی قیمتها در این بازار بود. این سیاستها در حالی از سوی بهمنی اجرا شد که از یک سو شورای پول و اعتبار او را موظف کرده بود که ارز را تک نرخی کند و از دیگر سو میزان عرضه ارز مسافرتی به مردم در برابر آنچه که واسطهها و دلالان و سوذاگران اقتصادی از بازار ارز دولتی به روشهای مختلف به دست میآورند رقمی بسیار ناچیز است.
دیدگاه تان را بنویسید