- ساختار «فرماندهی پدافند سایبری سپاه» تغییر میکند
- حرمت داشتن و استفاده از سلاح هسته ای از دیدگاه فقهی
- با معنی "خدمت به مردم" بیشتر آشنا شوید / 25 قطار مترو در گمرک بندرعباس خاک می خورند!
- وقتی تعداد سخنرانان گروه محصولی از حضار بیشتر است
- ایمیلها بار دیگر "بدون اطلاع" قطع شد
- ایران صادرات نفت به انگلیس و فرانسه را متوقف کرد
- معاون رييس موساد ترور شد
- نظرات هاشمی در جلسه با هیئت ۵نفره
- موزه عبرت ایران گلباران شد
- انتقال تروریست و اسلحه از عراق به سوریه
- نیجرساعدی قذافی را تسلیم لیبی نمی کند
- بازداشت 4 نفر از عوامل انفجار حلب سوریه
- معرفی نامزدهای جشنواره تئاتر فجر
- واکنش خبرنگاران خارجی به حضور میلیونی مردم
- بیانیه باشگاه استقلال برای هوادارانش
نيازمنديها
رزرو کاملا آنلاین بیش از 100 هزار هتل توسط کارتهای عضو شتاب (تاییدیه آنی)
www.BerimSafar.com
او مصاحبهها را به نحوی پیش میبرد که شنونده یا خواننده گمان میکند امیر از گفتوگوهای اینچنینی عصبانی است و دلخور که چرا بازگشت او به استقلال باز شایعه شده!
سرویس ورزشی؛ رامتین جباری- «امیر قلعهنویی» این روزها زیاد مصاحبه میکند. از روزنامههای ورزشی تا سایتهای خبری، از آیتمهای گزارشی تلویزیون تا خط رادیو ورزش، همه جا صدا و چهره مردی است که اهل رسانه بهتر میدانند خیلی با مدیوم سین جیم سازگاری ندارد. اما اخیراً درباره هر موضوعی اظهارنظر میکند و حرف زیاد میزند.
با خبرگزاری فارس از چشمهای آبی میگوید که اگر داشت تا امروز مجسمهاش را ساخته بودند، از نبود «چشمانداز» و اهداف راهبردی گلایه میکند و از «طرح جامع» یی که نوشته است ولی خاک میخورد! و حرفهای خارج از چارچوب دیگری که در وقار این یادداشت نیست.
خبرآنلاین نقلقول دیگری را از امیر تیتر میکند که برای مدیران ورزش کشور ارائه راهکار کرده و میگوید: «چه اشکالی دارد صفاییفراهانی به این فوتبال کمک کند؟» و در حین بررسی گزینههای مدیریت فوتبال، طعنهیی به استقلال و «پرویز مظلومی» میزند؛ «تنبیه با ماستمالی کردن فرق دارد.» که منظورش به جباری است و اینکه او «کیانی» را به شیوه دیگری بخشیده است.
در ادامه در مصاحبه با بخش فارسی سایت گل، یک روز مانده به پایان پائیز، برای nامین بار در چند سال اخیر، رتبههای نهم و سیزدهم استقلال را به رخ هواداران تیم میکشد تا برای آخرین روز ماه آذر، روی جلد روزنامههای ورزشی برود و مستعد نقل محافل فوتبال برای شب یلدا شود؛ «استقلال زمانی برای من است که در بحران باشد.» و «استقلال وقتی من را میخواهد که نهم یا سیزدهم باشد.»
او مصاحبهها را به نحوی پیش میبرد که شنونده یا خواننده گمان میکند امیر از گفتوگوهای اینچنینی عصبانی است و دلخور که چرا بازگشت او به استقلال باز شایعه شده! او مصاحبهها را با برخی از دوستان خبرنگارش با سوال و جوابی که با هماهنگی خاصی مطرح میشود به پایان میبرد؛ «با هواداران استقلال که منتظر بازگشت شما هستند چه صحبتی دارید؟» یا چیزی شبیه به این، که امیر در پاسخ میگوید: «از لطف همیشگی آنها متشکرم و خدا را شاکرم اما با تراکتور قرارداد دارم.»
امیر اما دغدغه هواداران استقلال را هرگز ندارد که اگر داشت راضی نمیشد، با وقت و بیوقت از بحرانیترین فصلهای استقلال و تلخترین خاطرههای هواداران یاد کند و رتبههای «نهم» و «سیزدهم» استقلال را مرتباً گوشزد کند. امیر زمانهایی که مسوولیتی در استقلال ندارد مانند هوادار تیم رقیب با زیرکی برای استقلال «کری» میخواند و با ژست «عشق خالصانه»، خود را یگانه «ناجی بزرگ» روزهای بحرانی معرفی میکند.
امیر فراموش میکند که از عوامل اصلی رتبههای باب میل او، همین «امیر قلعهنویی» است و هنوز حرفهای گفته و بیشتر ناگفته تلخ «رولند کخ» و بازیکنهای آن فصل، عبرتآموز و شوکآور است!
و فراموش نکند که گفت: «هرگز به استقلال برنمیگردم، حتی اگر در فوتبال نباشم کشاورزی میکنم اما دیگر به استقلال نمیآیم.» اما حواسش به طرز بدی درگیر استقلال و این بردهای وحشتناک داربی با مظلومی است که سایه او را بیشتر از هر وقت دیگری کمرنگ کرده! و در انتظار روزی است که باز اینچنین بگوید؛ «برای دل هواداران عهدم را شکستم و برخلاف میل باطنیام برای کمک به استقلال قبول کردم و میآیم»! آنهایی که به امیر نزدیکند یا نزدیک بودهاند میدانند چه انتظار سنگینی برای یک رتبه نهم، یا سیزدهم میکشد!
چند خطِ با امضای رو در روی امیر
از علی داناییفر، رایکوف، عباس رضوی تا پرویز مظلومی، استقلال روزهای خوب داشت، روزهای بد هم داشت. با منصور پورحیدری قهرمان آسیا شد، نایب قهرمان آسیا شد، به بنبستهای کشنده هم رسید، وقتهای کابوسباری هم داشت. با ناصرحجازی، قهرمان لیگ شد، نایب قهرمان آسیا شد، روزهای نامساعد هم داشت. استقلال با تو هم روزهای خوب و بد را با هم داشت.
هیچکدام از اسمهایی که برده شد و آنهایی که نشد، وقتی با استقلال نیستند، حواسشان پرت استقلال نیست. هیچکدام مترصد زمانی نبودند یا نیستند که شرایط تیم بحرانی شود تا در به رویشان باز شود. دستکم کسی یادش نمیآید، لااقل تا امروز اینگونه نبودند، یا به شدت تو نبودند، نیستند!
هیچکدام از پیشکسوتهای استقلال وقتی به خاطرهها رجوع میکنند، روزهای بد استقلال را جار نمیزنند، جز تو کسی از دستهسوم، رده نهم و رتبه سیزدهم استقلال، دستآویزی برای بالاکشیدن خودش نمیسازد، تا دیده شود!
به اندازه درک، درباره قلمهای ورزشی منتقد حرف زدی تا به جلو فرار کنی، با تو اما فارغ از آداب ژورنالیستی از سالهای ۷۵ و ۷۶ و روزهای دستیاریات برای «حجازی» حرف داریم. از قبلترش، وقتی شماره هشت استقلال بودی. از لیگ دوم برتر و «استقلالِ کخ» با تو حرف داریم، از سال ۸۶ با تو حرفها داریم.
درباره همه روزهایی که با استقلال نبودی و نیستی با تو حرف داریم. به جلو فرار میکنی، لطفاً بایست تا به هم برسیم و قطعاً روزی که «بیتفاوتیها» جایش را به «تعهد» و «اخلاق پایدار» بدهد، شاید فرصتی شود که با تو بگوییم، شاید یادت آمد که راه را از چه میانبرهای مخصوص به «قلعهنویی» آمدی!
با خبرگزاری فارس از چشمهای آبی میگوید که اگر داشت تا امروز مجسمهاش را ساخته بودند، از نبود «چشمانداز» و اهداف راهبردی گلایه میکند و از «طرح جامع» یی که نوشته است ولی خاک میخورد! و حرفهای خارج از چارچوب دیگری که در وقار این یادداشت نیست.
خبرآنلاین نقلقول دیگری را از امیر تیتر میکند که برای مدیران ورزش کشور ارائه راهکار کرده و میگوید: «چه اشکالی دارد صفاییفراهانی به این فوتبال کمک کند؟» و در حین بررسی گزینههای مدیریت فوتبال، طعنهیی به استقلال و «پرویز مظلومی» میزند؛ «تنبیه با ماستمالی کردن فرق دارد.» که منظورش به جباری است و اینکه او «کیانی» را به شیوه دیگری بخشیده است.
در ادامه در مصاحبه با بخش فارسی سایت گل، یک روز مانده به پایان پائیز، برای nامین بار در چند سال اخیر، رتبههای نهم و سیزدهم استقلال را به رخ هواداران تیم میکشد تا برای آخرین روز ماه آذر، روی جلد روزنامههای ورزشی برود و مستعد نقل محافل فوتبال برای شب یلدا شود؛ «استقلال زمانی برای من است که در بحران باشد.» و «استقلال وقتی من را میخواهد که نهم یا سیزدهم باشد.»
او مصاحبهها را به نحوی پیش میبرد که شنونده یا خواننده گمان میکند امیر از گفتوگوهای اینچنینی عصبانی است و دلخور که چرا بازگشت او به استقلال باز شایعه شده! او مصاحبهها را با برخی از دوستان خبرنگارش با سوال و جوابی که با هماهنگی خاصی مطرح میشود به پایان میبرد؛ «با هواداران استقلال که منتظر بازگشت شما هستند چه صحبتی دارید؟» یا چیزی شبیه به این، که امیر در پاسخ میگوید: «از لطف همیشگی آنها متشکرم و خدا را شاکرم اما با تراکتور قرارداد دارم.»
امیر اما دغدغه هواداران استقلال را هرگز ندارد که اگر داشت راضی نمیشد، با وقت و بیوقت از بحرانیترین فصلهای استقلال و تلخترین خاطرههای هواداران یاد کند و رتبههای «نهم» و «سیزدهم» استقلال را مرتباً گوشزد کند. امیر زمانهایی که مسوولیتی در استقلال ندارد مانند هوادار تیم رقیب با زیرکی برای استقلال «کری» میخواند و با ژست «عشق خالصانه»، خود را یگانه «ناجی بزرگ» روزهای بحرانی معرفی میکند.
امیر فراموش میکند که از عوامل اصلی رتبههای باب میل او، همین «امیر قلعهنویی» است و هنوز حرفهای گفته و بیشتر ناگفته تلخ «رولند کخ» و بازیکنهای آن فصل، عبرتآموز و شوکآور است!
و فراموش نکند که گفت: «هرگز به استقلال برنمیگردم، حتی اگر در فوتبال نباشم کشاورزی میکنم اما دیگر به استقلال نمیآیم.» اما حواسش به طرز بدی درگیر استقلال و این بردهای وحشتناک داربی با مظلومی است که سایه او را بیشتر از هر وقت دیگری کمرنگ کرده! و در انتظار روزی است که باز اینچنین بگوید؛ «برای دل هواداران عهدم را شکستم و برخلاف میل باطنیام برای کمک به استقلال قبول کردم و میآیم»! آنهایی که به امیر نزدیکند یا نزدیک بودهاند میدانند چه انتظار سنگینی برای یک رتبه نهم، یا سیزدهم میکشد!
چند خطِ با امضای رو در روی امیر
از علی داناییفر، رایکوف، عباس رضوی تا پرویز مظلومی، استقلال روزهای خوب داشت، روزهای بد هم داشت. با منصور پورحیدری قهرمان آسیا شد، نایب قهرمان آسیا شد، به بنبستهای کشنده هم رسید، وقتهای کابوسباری هم داشت. با ناصرحجازی، قهرمان لیگ شد، نایب قهرمان آسیا شد، روزهای نامساعد هم داشت. استقلال با تو هم روزهای خوب و بد را با هم داشت.
هیچکدام از اسمهایی که برده شد و آنهایی که نشد، وقتی با استقلال نیستند، حواسشان پرت استقلال نیست. هیچکدام مترصد زمانی نبودند یا نیستند که شرایط تیم بحرانی شود تا در به رویشان باز شود. دستکم کسی یادش نمیآید، لااقل تا امروز اینگونه نبودند، یا به شدت تو نبودند، نیستند!
هیچکدام از پیشکسوتهای استقلال وقتی به خاطرهها رجوع میکنند، روزهای بد استقلال را جار نمیزنند، جز تو کسی از دستهسوم، رده نهم و رتبه سیزدهم استقلال، دستآویزی برای بالاکشیدن خودش نمیسازد، تا دیده شود!
به اندازه درک، درباره قلمهای ورزشی منتقد حرف زدی تا به جلو فرار کنی، با تو اما فارغ از آداب ژورنالیستی از سالهای ۷۵ و ۷۶ و روزهای دستیاریات برای «حجازی» حرف داریم. از قبلترش، وقتی شماره هشت استقلال بودی. از لیگ دوم برتر و «استقلالِ کخ» با تو حرف داریم، از سال ۸۶ با تو حرفها داریم.
درباره همه روزهایی که با استقلال نبودی و نیستی با تو حرف داریم. به جلو فرار میکنی، لطفاً بایست تا به هم برسیم و قطعاً روزی که «بیتفاوتیها» جایش را به «تعهد» و «اخلاق پایدار» بدهد، شاید فرصتی شود که با تو بگوییم، شاید یادت آمد که راه را از چه میانبرهای مخصوص به «قلعهنویی» آمدی!
اخبار مرتبط:
نظرات کاربران
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱۴
امیر قلعه نوعی بی شک بهترین مربی حال حاضر ایران است
پاسخ ها
ناشناس
|
|
۱۴:۳۵ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
اگه بود تیم ملی رو به اون روز نمینداخت
این همه خبرنگارا دروغ خبر منتشر میکنن چرا کسی چیزی نمیگه ؟؟!! حرف قلعه نوعی خطاب به خبرنگارایی بود که بد قلم می زنن و دروغ مینویسن ! حتمأ اون 60 تا خبرنگاری که علیه قلعه نوعی بیانیه نوشتن و امضا کردن جزء اونایی هستن که دروغ مینویسن که حرف قلعه نوعی بهشون برخورده !!! دمت گرم قلعه نوعی خوب گفتی....
امیر قلعه نوعی بی شک بدترين هوادار استقلال است هر زمان تواستقلال بوده وهر وموفقيت را به پاي خودش نوشته وهر موقع هم نبوده زير پاي تيم را خالي كرده وزير آب زده تا ثابت كنه استقلال بدون امير چيزي نيست ولي خب امير خان حواست با شه كه استقلال آنقدر اسطوره و پيشكسوت بامرام داره كه شما تو رديف آخر هم نفر آخر نيستي با اي نيتي كه صاحبشي .
تراژدی جالبی بود برای بازی با احساسات مردم . امیر مرد بزرگیه.
پاسخ ها
ناشناس
|
|
۰۹:۴۷ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۵
موافقم
امیر قلعه نوعی هر که هست و هر جا هست خدا نگهدارش باشد اما ... از لیست تاجیا خط خورده !
و در پایان
«به اندازه درک، درباره قلمهای ورزشی منتقد حرف زدی تا به جلو فرار کنی، با تو اما فارغ از آداب ژورنالیستی از سالهای ۷۵ و ۷۶ و روزهای دستیاریات برای «حجازی» حرف داریم. از قبلترش، وقتی شماره هشت استقلال بودی. از لیگ دوم برتر و «استقلالِ کخ» با تو حرف داریم، از سال ۸۶ با تو حرفها داریم.
درباره همه روزهایی که با استقلال نبودی و نیستی با تو حرف داریم. به جلو فرار میکنی، لطفاً بایست تا به هم برسیم و قطعاً روزی که «بیتفاوتیها» جایش را به «تعهد» و «اخلاق پایدار» بدهد، شاید فرصتی شود که با تو بگوییم، شاید یادت آمد که راه را از چه میانبرهای مخصوص به «قلعهنویی» آمدی! »
استقلال بدون امیر معنی نداره , برای فردا متاسفم
پاسخ ها
صالح
|
|
۱۲:۰۵ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
استقلال بزرگی اش بخاطر هواداراشه...نه اسم های درون زمینش یا روی نیمکتش...خیلیا روی همین نیمکت اومدن و جاودانه دوست داشتنی موندن مثل منصور پورحیدری...دلیلش معرفتشه...
besiar aali bud ,mamnun az ghalame shoma ,,motmaenan mardome ma bish az pish aagheltar shodan va darke chenin mataleb va harfaio peyda kardan .tashkhis dadane chehre kasife in ghalenoei baraye tajiha va esteghlalihaye ba shur kare aslan sakhti nist.
به عنوان یک علاقمند ورزش پیشنهاد میکنم حالا که بحث های حقوقی به میان آمده، در نوشتن ها و گفتن ها چهارچوب ها را رعایت کنید تا خدای ناکرده بی جهت حرفهای تان، موجب مشکلات دیگری نشود.قدم هایتان محکم باد!
تا وقتی که خبرنگارها خودشونو فوتبالی تر از امثال قلعه نوعی بدونن فاتحه فوتبال خوندس.
تا وقتی که خبرنگارها خودشونو فوتبالی تر از امثال قلعه نوعی بدونن فاتحه فوتبال خوندس.
پاسخ ها
ناشناس
|
|
۰۹:۴۹ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۵
ایول000000000000000000
نظر شما
تازه های سایت
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین

