اگر یک درصد و فقط یک درصد از حمایت هایی که از تو شده است از من شده بود الان با تیم ملی کره ماه، قهرمان کهکشانها شده بودم آن وقت تو به آنها فحش میدهی و بعد هم شکایت و شکایت کشی
با ناصر ابراهیمی تیم ملی را آماده میکردیم برای بازیهای آسیایی، تیمی تشکیل شده بود، تا آنجا که در خاطرم هست، از بازیکنانی که در ذیل نام میبرم مایلیکهن، پنجعلی، فریادشیران، مزروعی، دینورزاده، چنگیز، محمدخانی، درخشان، عربشاهی، محمدخانی، احدی، مراغه چیان، کارگر، فیروزی، شاه زیدی، حقیقیان، طاهری، سلطانی، نادری، دوستی، سنجری و قلعه نوعی خط زدن یکی از این بازیکنها دغدغه بزرگی برای ناصر شده بود؛ «بهمن! یکی را باید خط بزنیم، کی؟» گفتم: «دو روز صبرکن، در این مواقع بازیکنی که باید خط بخورد خودش را خط میزند.» میخواستیم قرمز و آبی را در مقابل هم بازی بدهیم یک غایب داشتیم، کی؟ آقای امیرخان قلعه نوعی، جوانترین بازیکن ما رفته بود به بازی دوستانه تیمش شاهین. ناصر علاوه بر سرمربیگری تیم ملی سرمربی تیم شاهین هم بود و خود من هم در آن زمان سرمربی تیم هما بودم اما به دلیل دوستیمان خارج از تیمها اعتماد متقابلی به هم داشتیم که توپ هم آن را نمیترکاند به ناصر گفتم پیدا شد: امیرقلعه نوعی! امیر بازیکن جوانی بود و پدیدهای که میدانستیم آینده روشنی در انتظار اوست، ناصر اعتقاد عجیبی به این بازیکن داشت و به همین دلیل پرسید چرا؟ و من گفتم اگر جوانترین بازیکن تیم ملی، درک نکند که تست قرمز و آبی چقدر مهمتر از بازی دوستانه باشگاهش است هنوز به آن پختگی دست پیدا نکرده است که عضو این تیم باشد.
ناصر گفت همین را به امیر خواهم گفت ولی اجازه بده بگویم تو او را خط زدی و من ۲۷ سال بعد از این جریان با امیرقلعه نوعی در باشگاه انقلاب قدم میزدم، بازی استقلال با فولاد در اهواز بود.
امیر این طور شروع کرد: من باید کینه بزرگی نسبت به شما داشته باشم ولی اصلاً اینطور نیست ولی شما من را از تیم ملی خط زدید و من از دلیلی که آوردید درس بزرگی برای کل دوران مربیگریام گرفتم درست در همین مقطع از گفتوگویمان، بزرگی خاصی در شخصیت امیر مشاهده کردم ولی خیلی سریع از این موضوع گذشتم چون هدف دو بازی آینده و قهرمانی استقلال بود استقلال قهرمان شد و امیر در یکی از برنامههای ورزشی تلویزیون سهم مرا از این قهرمانی کنار گذاشت در این رابطه باید بگویم یکی دیگر از بزرگیهای امیر در این است که بر خلاف خیلی از مربیها این خصوصیت را دارد که موفقیتها را هرچقدر بزرگ با دیگران تقسیم کند اما متاسفانه امیر کوچکیهایی هم دارد کهگاه بزرگمنشیها و سخاوتمندیهایش را تخریب و باعث تحقیر و کوچکیش میشود. بازیکنهای خوب معمولاً مربیهای خوبی نمیشوند اما امیر شده است یکی مربی کار بلد جاهطلب، عملگرا با مدیریت بسیار خوب و سابقه مربیگری تیم ملی ولی با یک ضعف بسیار بزرگ: عدم تشخیص و تمایز عمده از غیرعمده میدانم که اگر امیر سعی کند میتواند عمده را از غیر عمده تشخیص دهد ولی متاسفانه سعی نمیکند و به همین دلیل هم لازم است برای او شرح دهد که عمده بازی قرمز و آبی است و نه بازی دوستانه شاهین عمده این است که او مربی تیمهای بزرگی بوده است و به همین دلیل مربی تیم ملی هم شده است و غیر عمده مغلوب حاشیههای خود ساخته این تیمها شدن است در حرفه هر مربی، عمده، ارتباط صحیح با رسانهها است و غیر عمده بازیچه ترفندهای رسانهای شدن است و عمده این است که مربی در هر شرایطی الگو باشد و به غیر از این، همه چیز غیرعمده است.
امیر در هر باشگاهی که بود تیمش قابل قبول بازی کرده است در همین بازی با صبا نشانههای زیادی از فوتبال مدرن در بازی تیمش به چشم میخورد این عمده است ولی چرا باید دو بازیکن و خودت در این بازی اخراج شوید کمی کلاهت را قاضی کن و ببین تا اینجا که رسیدهای به غیر از سعی و کوشش خودت چه کسانی از تو حمایت کردهاند چقدر حمایت کردهاند؟ اگر یک درصد و فقط یک درصد از حمایتهایی که از تو شده است از من شده بود الان با تیم ملی کره ماه، قهرمان کهکشانها شده بودم آن وقت تو به آنها فحش میدهی و بعد هم شکایت و شکایت کشی؟ تو مگر نمیدانی مربیگری یعنی یک سر راه حلها و نه یک سر مشکلات؟ تو در کار مربیگری به درجات بالایی رسیدهای در بازی با صبا دیدم که از نظر فنی هم پیشرفتهای زیادی داشتهای تو دیگر احتیاج به دوز وکلک و ناآرامی و دعوا برای راه انداختن تیمت نداری کلاهت را قاضی کن! من به دنبال فرگوسن و ونگر نیستم کی باید فوتبال کشور ما یک دنیزلی داشته باشد روز به روز امیدهای من برای یک مربی بزرگ در کشورمان با باد میرود میدانی چرا؟ برای اینکه تو به عمدهترین قسمت فوتبال یعنی رسانهها فحش میدهی و بزرگیهای شخصیتات را زیر سوال میبری و هنوز هم متوجه نشدی که بازی آبی یا قرمز عمده است.
امیر عزیز که بزرگی تو در فوتبال کشورمان آرزوی من است نمیخواهم چشمانت را باز کنی، بلکه ببند و کمی فکر کن به آن روزی که خط خوردی و چرا خط خوردی؟ و بعد نتیجه بگیر که معذرت خواهی بزرگت میکند یا شکایت و شکایت کشی؟ اگر اولی را انتخاب کردی به من زنگ بزن تا کمی باهم صحبت کنیم و اگر به دومی رسیدی متوجه خواهم شد مربی بزرگی که در انتظارش هستم تو نخواهی بود.