به‌روز شده در: ۰۲ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۸
کد خبر: ۱۸۵۶۵۷
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۴:۰۰
آیا شبهه «ساکتین فتنه» بنیاد عینی دارد؟ (بخش اول)
پایکوبی و خوشحالی از برافروخته شدن آتش فتنه و تبدیل کردن آن به چماقی برای پیش بردن تسویه حسابهای شخصی فقط می تواند کار عده ایی کاسب کار سیاسی باشد که بدون توجه به اصلی و فرعی کردن موضوعات فقط به فکر منافع خود هستند و مصداق کلام حضرت امیر (علیه السلام) هستند که می فرمایند”"کلمةالحق یرادبهاالباطل"حال جای سئوال است که آیا آنها کارنامه مشخصی در برخورد با فتنه دارند؟
سرویس سیاسی «فردا»: شبهه ساکتین فتنه بدل به یکی از اصلی ترین مدعیات جریانی شده است که این روزها «دلسوزی» آنها برای فلاح و صلاح نیروهای انقلاب محل تردید است. انتشار بولتنی که در آن نیروهای اصیل انقلاب در جبهه متحد اصولگرایان مورد هجمه قرار گرفته اند و ادعای شگفت انگیز عدم تخریب در این بولتن را می توان شاهد مثالی تمام عیار برای کذب بودن پروپاگاندای سیاسی ای دانست که هدف آن انتقام کشی از انتقادهای 6 ساله اصولگرایان منتقد از عملکرد دولت های نهم و دهم است.

این شبهه  عمدتا با ارجاع به فضای پس از فتنه 88 مطرح می شود و با طرح آن کوشیده می شود تا عده ای از نیروهای انقلاب را فاقد حس تعلق خاطر به انقلاب و سکوت در برابر فتنه متهم کنند .

 نکته جالب در این میان این است که به طور مشخص اصولگرایان منتقد دربرابر فتنه موضع گیری فعالی داشتند و از آغازین روزهای این رخداد مطابق با فرمایشات رهبر معظم انقلاب عمده جهد خود را بر آرام سازی فضای سیاسی و شفاف سازی شرایط غبارآلودی قرار دادند که در آن حق و باطل در هم آمیخته بود .  از سوی دیگر به نظر می رسد طرح این ادعا ها جدای از آنکه نوعی کاسبکاری سیاسی با فتنه است ناظر به انتقاد اتی است که اصولگریان منتقد از نحوه رفتار جریان دولتی در مواجهه با فتنه 88  داشتند و کوشیده می شود انتقادات اصولگراین و نظرات آنها در خصوص مشتعل تر کردن آتش فتنه از سوی جریان دولت به  «سکوت در برابر فتنه» تعبیر شود .

 شاهد مثال قضیه نام بردن از اشخاص در مناظرات انتخاباتی است که به گفته صریح عضو سرشناس جبهه پایداری حجت الاسلام سقای بی ریا با تحریک لیدر جریان انحرافی صورت گرفت . وی در گفتگو با روزنامه قدس در شهریور ماه امسال می گوید:«مقام معظم رهبری راجع به اینکه آقای احمدی نژاد در مناظره اسم شخصی را نیاورد تأکید داشته اند، اما احمدی نژاد اسم آورد. بعدها هم گفت تنها کسی که به من گفت اسم افراد را بیاورم مشایی بود؛ حالا مشایی چه طوری بیان می کند که احمدی نژاد باید این کار را بکند، دیگر برای ما روشن نیست. خلاصه اینکه مشایی نقل می کند که من در حالت معنوی که قرار گرفتم یقین کردم که امام زمان می خواهد که احمدی نژاد اسم افراد را بیاورد. این در حقیقت همان مفهوم و اصطلاح بابیت است که در برابر ولایت فقیه مطرح می شود.»

این جریان مدعی تاکنون کوچکترین عکس العملی در این خصوص از خود بروز  نداده   و توضیح  نمی دهد  که چگونه این عملکرد ناصواب در مناظرات انتخاباتی را با ادعاهای خاص مورد تایید قرار داده اند و از آن به نیکی یاد کرده اند و روشی را که مورد نهی رهبری بوده است مورد تمجید قرار داده اند !

سوال  اول از مدعیان فتنه شناسی!

1- آیا موضع گیری در باب فتنه باید مطابق میل عده ایی خاص باشد؟

در این خصوص این جریان خاص اینطور القا می کند که تنها موضع گیری صحیح در برابر فتنه را این قشر داشته است و عمل به منویات این جریان در برابر فتنه را اصل مهم می دانند. به طور مشخص این جریان عامدانه می کوشد با گریز از وجه«نهروانی» فتنه تنها به وجه «جمل» آن بپردازد و وجه مهمی از ساختار فتنه را در جهت نفع سیاسی جریان خاصی نادیده بگیرد .

 در این باب علاوه بر گفته های حجت الاسلام بی ریا عضو همین جریان،در باره ی مناظرات که پیش تر یاد شد ، می توان به موضع صریح  دکتر قالیباف در  نهم مرداد 88اشاره کرد:« این فتنه ها از جنس فتنه های جنگ نهروان و جمل است زیرا نهروانی ها انسان هایی احمق و نادان بودند که با کج فهمی به جنگ با علی (ع) پرداختند اما در جنگ با آگاهی و عقل سیاسی در مقابل حضرت ایستادگی کردند. در هر صورت وظیفه ما این است که در مقابل فتنه ها ایستادگی کنیم و اجازه ندهیم که به نظام ولایت خدشه ای وارد شود.»

نکته دیگر خساراتی است که مشتعل کردن آتش فتنه به اصل نظام وارد می کند.آن هم دور شدن از نقطه اصلی حرکت نظام و منویات مقام معظم رهبری است. مقام معظم رهبری تنها راه مبارزه با دشمن را کار و خدمت صادقانه می داند، بدیهی است در یک رویکرد مکتبی و جهادی حتی در کوران حوادث نباید از هدف اصلی دشمن که ضعیف و ناکارآمد نشان دادن نظام است غافل ماند و باید این فضای مجاهدت برای خدمت رسانی به مردم را حفظ کرد. کاری که به عنوان مثال در آن مقطع شهرداری تهران با قوت به آن پرداخت تا مردم احساس کمبود نکنند ولی عده ایی از آن فرو گذاری کردند و فقط به لفاظی پرداختند.

این رویکرد را می توان در سخنان دکتر قالیباف در 31 تیرماه 88 یعنی روزهای اوج فتنه به عینه مشاهده کرد که علاوه بر نام بردن از حوادث آن سال به عنوان فتنه برا ستمرار فضای کار و تلاش برای رفع فتنه تأکید می کرد. خبرگزاری فارس در همان تاریخ در این خصوص نوشته است:«قاليباف در بخش ديگري از سخنانش با تشبيه وقايع قبل و بعد از انتخابات به فتنه، عنوان كرد: بايد مراقب باشيم كه اين مسائل ما را از مسير اصلي كار و تلاش غافل نكند. شهردار تهران با بيان اينكه مقام معظم رهبري دهه چهارم انقلاب را دهه پيشرفت و عدالت ناميده‌اند، بيان داشت : بايد توجه كنيم، مسائل سياسي و جريان فتنه ما را از مسير پيشرفت و عدالت باز ندارد. وي ادامه داد: بدانيم دشمنان انقلاب به دنبال ناكارآمد نشان دادن نظام ولايي ما هستند. ما بايد تلاش كنيم علاوه بر هوشياري و دفاع از حريم ولايت، چرخه مديريت و كارآمدي نظام، پر توان‌تر از گذشته در حال حركت باشد.»

بنابراین مشخص است که موضع گیری در باب فتنه نباید فقط مطابق میل عده ای خاص و برای کسب منفعت سیاسی باشد بلکه در فضای فتنه باید سعی کرد علاوه بر روشنگری و دفاع همه جانبه از ولایت به فکر منافع و مصالح اصلی نظام بود.


پایکوبی و خوشحالی از برافروخته شدن آتش فتنه و تبدیل کردن آن به چماقی برای پیش بردن اهداف سیاسی و تسویه حسابهای شخصی فقط می تواند کار عده ایی کاسب کار سیاسی باشد که بدون توجه به اصلی و فرعی کردن موضوعات فقط به فکر منافع خود هستند و مصادق کلام حضرت امیر (علیه السلام) هستند که می فرمایند”"کلمةالحق یرادبهاالباطل"” (کلام حق را در راه رسیدن به باطل خرج می کنند.)حال جای این سئوال است که عملکرد این گروه در مقابل فتنه چه بوده؟ آیا آنها کارنامه مشخصی در برخورد با فتنه دارند؟

ادامه دارد...

شماره پیامک: ۳۰۰۰۶۱۶۳
نام:
ایمیل:
* نظر: