نظامهای اجتماعی، متشكل از تعاملات
مردم با یكدیگر است. به دلیل «محدودیت منابع» هر نظام اجتماعی مملو از
همكاریها، كشمكشها و نزاعهای افراد بر سر «اهداف كمیاب» است. در این
میان، كنشها و رفتارها توسط «نقش»های افراد در «ساختار» اجتماعی و در
زمینه و «بستر» اجتماعی مشخص و با توجه به «هدف» مشخص صورت میگیرد. به
عبارت بهتر، برای درك رفتار یك كنشگر در یك نظام اجتماعی -جدا از دو عامل
ساختار و زمینهی اجتماعی- باید به عنصر هدفمندی كنشگر نیز توجه شود.
نظام
اجتماعی سطوح مختلفی دارد. خانواده یك نظام اجتماعی است كه جامعهی بسیار
كوچكی را در بردارد. اگر نظام اجتماعی را در سطح بینالمللی مورد بررسی
قرار دهیم، آنگاه بزرگترین جامعهی انسانی را این نظام اجتماعی در خود قرار
میدهد. در این سطح، دو نظام در مقابل یكدیگر قرار گرفتهاند؛ گروه اول
نظام سلطه است كه مخصوصاً پس از ظهور پروتستانیسم و رنسانس، قدرت بالایی
یافت و پدیدهی استعمار نتیجهی دورهی قدرت این نظام است. گروه دوم، نظام
مقاومت است كه در مقابل نظام سلطه سر تسلیم خم نمیكند. این نظام با ظهور
انقلاب اسلامی ایران قدرت بیشتری یافت.
اكنون و در سطح بینالملل،
صحنهی رقابت و منازعه بر سر اهداف كمیاب بین دو كنشگر نظام سلطه و مقاومت،
آرایش جدیدی بهخود گرفته است. در این آرایش و شكل جدید، اولین چیزی كه به
چشم میآید، شفافتر شدن فضا و جبههبندیها است. انقلاب اسلامی در 1979
میلادی شكل گرفت؛ درست همان سالی كه قرارداد «كمپدیوید» امضا شد. ایرانی
كه ژاندارم آمریكا در منطقه بهحساب میآمد، تبدیل به مركز فرماندهی قطب
مقاومت ضدصهیونیسم شد و در مقابل، مصر در همان سال، به قطب سازش با اسرائیل
در منطقهی ژئوپلتیك خاورمیانه تبدیل شد.
ستارهی انقلاب اسلامی
چنان نورانی بود كه در اوج قدرت نظام سلطه كه كشورها باید یا جزئی از بلوك
شرق بودند یا خود را در اعداد بلوك غرب مینامیدند، در چنین فضایی انقلاب
اسلامی با شعارهایش و اقداماتش توانست ملتهای ناامید و تحت سلطهی منطقه
را آرام آرام بهسمت خود برگرداند. نتیجهی این كار این بود كه مردم تحت
سلطه، هویت خود را جزئی از هویت جبههی مقاومت بازیابی كنند. اكنون این
بازیابی هویتی چنان اثرگذار و موفق بوده كه خودش را بهصورت رفتار و در
قالب «بیداری اسلامی» و انقلابهای منطقه متبلور یافته میبیند.
***
انقلاب
اسلامی در سطح بینالملل و در موضع گفتمانی، یك موجود زندهی فعال و
تأثیرگذار است. فرایند هویتسازی جبههی مقاومت تحت تأثیر انقلاب اسلامی
شتاب بیشتری گرفت و یك سال است كه مصر كمپدیوید، تبدیل شده است به مصر
تقریب مذاهب و مصر شیخ شلتوت. انقلاب اسلامی در ماجرای بیداری اسلامی، حالا
كه بازسازی هویتی مردم منطقه را ذیل جبههی مقاومت دیده و عرصهی عمل را
به درگیری بین نظام سلطه و جبههی مقاومت در منطقه میبیند، نمیتواند در
كنش و واكنش در مقابل نظام سلطه موجود غیر فعالی باشد.
نماز جمعهی
14 بهمن، تبلور كنشی دیگر از انقلاب اسلامی در بستر و زمینهی اجتماعی نظام
جهانی بود. برای درك بهتر اثرات و اهمیت این رفتار در موضوع بیداری اسلامی
باید در سه سطح نماز جمعه 14 بهمن بررسی شود:
سطح اول: زمینه
هر
كنش و رفتاری در یك بستر و زمینه رخ میدهد. این زمینه شامل وجود
گفتمانهای رقیب، گفتمانهای همراه، اقدامات پیشین و خواستها و اهداف
موجود است.
انقلاب اسلامی نشان داده است كه بازیگر پیچیدهای است.
از خصوصیات بازیگر پیچیده، این است كه علاوهبر حركت امروز، حركات بعدی و
قبلی خودش و دیگران را هم در نظر میگیرد و به رفتارها نگاه پازلی دارد. بر
این اساس میتوان زمینهی نماز جمعهی 14 بهمن را در دو سطح داخلی و خارجی
مورد بررسی قرار داد:
زمینهی داخلی:
دو ضد گفتمان در فضای
داخلی مشغول فعالیت علیه گفتمان انقلاب اسلامی هستند. هدف ضد گفتمان اول،
اعلام ناكارآمدی جمهوری اسلامی و حكومت اسلامی است. این گفتمان سعی میكند
مخاطب را به این نتیجه برساند كه حكومت اسلامی پاسخگوی نیازها نیست، لذا
باید از اصولش عدول كند و در نظام بینالملل هضم شود. این گروه تقسیمبندی
نظام سلطه و جبههی مقاومت را نفی میكند و همهچیز را در فضای نظام
بینالملل میبیند.
ضد گفتمان دوم به دنبال ترسیم بد شرایط و بحرانی
نشان دادن آن است. این ضد گفتمان الگو بودن جمهوری اسلامی را نفی میكند و
انسداد سیاسی را برای جمهوری اسلامی اعلام میكند. اتفاقاً این ضد گفتمان
هم در پیشنهادهایش به دنبال هضم جمهوری اسلامی در نظام سلطه است. این گروه
ممكن است دو قطبی سلطه-مقاومت را قبول داشته باشند اما خود را تسلیم
میداند.
زمینهی خارجی:
خطبههای نماز جمعه در یك پازل 5 تكه
باید درك شود. (البته این 5 قسمت تا اینجا فهمیده شده و حتماً قسمتهای
دیگری هم برای آن میتوان متصور بود.)
اولین تكهی پازل، اولین موضع
رسمی انقلاب اسلامی در قبال حوادث منطقه بود. در نماز جمعه 15 بهمن 89
رهبر انقلاب و قبل از پیروزی اولیهی مصریها و كنار راندن حسنی مبارك
اعلام شد:
«فلسطین از دهها سال پیش، محوریترین مساله این منطقه
است و درهمتنیدگی مسائل این منطقه چنان است كه هیچ كشوری و هیچ ملتی در
آن، نمیتواند سرنوشت خود را جدا از مساله فلسطین تصور كند. دو جبهه بیشتر
هم وجود ندارد: یا حمایت از فلسطین و از مبارزات عادلانه آن، و یا قرار
گرفتن در جبهه مقابل... قیام ملت مسلمان مصر، یك حركت اسلامی و
آزادیخواهانه است. من بنام ملت و دولت انقلابی ایران به شما ملت مصر و ملت
تونس درود میفرستم و پیروزی كامل شما را از خداوند عزیز مسألت میكنم.»
قسمت
دوم، كنفرانس بیداری اسلامی بود كه در آن سهگانهی هویت انقلابهای
منطقه، آسیبهای پیشروی انقلابها و هشدارها مطرح شد. قسمت سوم، كنفرانس
فلسطین بود و مسألهی مقاومت. چهارم، اجلاس جوانان و بیداری اسلامی بود و
پنجم، دیدار شاعران و طبقهی نخبهی انقلابها.
این دستهبندی
رفتاری را بگذارید كنار تقسیمبندی رهبر انقلاب از مؤلفههایی كه در اطراف
صحنهی انقلابها فعالیت میكنند؛ 1. ملتها و جوانان. 2. نخبگان 3.
آمریكا-ناتو
گفتوگوی مستقیم و رودررو با مؤثرین میدانی انقلابها
(دیدار جوانان)، نخبگان (اجلاس كنفرانس فلسطین، كنفرانس بیداری اسلامی و
شعرا) و گفتوگوی مستقیم و به زبان عربی با ملتها كه در خطبههای نماز
جمعه انجام شد، تلاش همهجانبهای بود كه اندیشههای انقلاب اسلامی و
تجربیات آن به مؤلفههای در اطراف صحنهی انقلابها منتقل شود.
سطح دوم: متن نماز جمعه
به نظر میرسد متن خطبههای نماز جمعه، شش خط روشن را دنبال میكرد:
1.
استمرار گفتمان تأكید بر نقش «مردم» در انقلاب اسلامی كه این ادبیات،
امسال از سفر كرمانشاه رهبر انقلاب اسلامی نقش پُررنگتری بهخود گرفته
است.
2. اعلام پیشرفت و جهشهای جمهوری اسلامی در حوزههای مختلف و ترسیم افق روشن جامعه الگو
3.
تهدید برابر تهدید: اولین بار این استراتژی نظام در قبال نظام سلطه و
تهدیداتشان در آبان امسال، در دانشگاه افسری امام علی علیهالسلام بیان
شد. این جملهی خطبهها كه رهبر انقلاب اسلامی فرمودند: «صريح ميگوئيم. ما
در قضاياى ضديت با اسرائيل دخالت كرديم؛ نتيجهاش هم پيروزى جنگ سى و سه
روزه و پيروزى جنگ بيست و دو روزه بود. بعد از اين هم هر جا هر ملتى، هر
گروهى با رژيم صهيونيستى مبارزه كند، مقابله كند، ما پشت سرش هستيم و كمكش
ميكنيم و هيچ ابائى هم از گفتن اين حرف نداريم»، مصداق عینی تهدید برابر
تهدید بهحساب میآمد.
4. هشدار به آمریكا- ناتو: بهطور غیر مستقیم
رهبر انقلاب نسبت به مسائل سوریه به دولتهای معارض هشدار دادند. اینكه
ایران عملاً و علناً از كشورهای مبارز با رژیم صهیونیستی حمایت خواهد كرد
پیغام مهمی برای نظام سلطه بهحساب میآمد. شاید در پشت صحنه نیز طراحی
رسانهای آمریكایی برای اتهامزنی به ایران در ماجرای سوریه وجود داشته كه
به این نحو برملاشد.
5. استمرار ادبیاتسازی سهگانهی بیداری اسلامی:
الف.
هویت انقلابهای منطقه: كه در اینجا بر همان ویژگی صهیونیستستیز بودن و
بهدنبال عزت و كرامت بودن انقلابیون تأكید شد. نكتهی جدید این بخش تمركز
بر سه ویژگی در انقلابها بود؛ معنویت، عدالت، عقلانیت.
ب. آسیبهای
پیشروی انقلابها كه در اینجا بیشتر بر روی دو مورد تأكید شد؛ مورد اول با
تأكید بر مراقبت از تبدیل انقلاب به ضد انقلاب، به ترفندها و حیلههای
آمریكا، ناتو و نظام سلطه توجه شد. مورد دوم، توجه دادن با اسلام ناب در
مقابل دو اسلام سلفی و لاییك بود.
ج. هشدارها كه غالباً در قالب تجربیات انقلاب اسلامی بیان شد.
6.
شبههزدایی از اذهان ملل منطقه و توجه بر نقاطی كه رسانههای نظام سلطه بر
روی آنها دستگذاشتهاند تا مردم منطقه را از الگوی انقلاب اسلامی دور
كنند و اعلام برادری به این مردم با بیان اینكه «مصر، مصر مجمع تقريب مذاهب
اسلامى و شيخ شلتوت است.»
سطح سوم: فرامتن
اما خارج از متن
مشهود و عینی نماز جمعه، این خطبهها پیامها و فرامتنهای زیادی داشت. فرا
متن در واقع چیزی است كه در عین متن دیده نمیشود بلكه از دل متن كشف
میشود و در مخاطبش اثر لازم را میگذارد.
از نظر نگارنده، سه فرامتن از دل دو خطبه بهدست میآید:
1. تقویت گفتمان «شرایط بدر و خیبر» در مقابل دو ضد گفتمان داخلی كه پیش از این در قسمت زمینهها ذكر شد.
2.
تقویت ادبیات جبههی «مقاومت» و روحیه دادن به خط مقدم جبههی مقاومت. متن
«تبدیل و ارتقاء سنگ در دست فلسطینیان به موشك جواب موشك» بهترین پیغام
برای مردم در صف اول جبههی مقاومت بود. پس از نماز جمعه، فلسطینیان اولین
گروههایی بودند كه واكنش مثبت نسبت به آن داشتند.
3. ارسال پیام
صریح به امریكا كه علیرغم تمام فشارها، انقلاب اسلامی از اصول خود عدول
نخواهد كرد. این موضوع در دل خود پاسخی است به ضد گفتمان دوم كه به دنبال
تسلیم است.
4. تلاش برای پیوند مستقیم و بلاواسطه بین انقلاب اسلامی ایران و انقلابهای منطقه كه با خطبهها و سخنرانیهای عربی صورت میگیرد.
***
این
روزها ابرها و غبارهای رسانهای قدرتمند نظام سلطه توانشان را از دست
دادهاند. مدل كارآمد گفتمان انقلاب اسلامی در انتقال مفاهیم مورد نظر خود
به مردم ملل دیگر موفق بوده است. امروز ستارهی نورانی انقلاب سعی میكند
با درخشش، مسیر ملتها را روشن كند، همانطور كه نظام سلطه تلاش میكند با
نورها و دودها و منورهایش مسیر را غبارآلود كند اما سربازان انقلاب اسلامی
نخواهند گذاشت نور ستارهی انقلاب به مستضعفین عالم نرسد كه آن شهید سعید
فرمود: بگذار آمریكا با مانور ستارههای دریایی و جنگ ستارهها خوش باشد.
دریا، دل مطمئن این بچههاست و ستارهها نور را از ایمان این بچهها
میگیرند. همانها كه در جواب تو میگویند خط را ما نشكستیم، خدا شكست. و
همهی اسرار در همین كلام است...