گروه خونی‌ام به اصلاح‌طلبان نمی‌خورد

کد خبر: 199864

چه بين حزب‌اللهي‌ها و چه جاهاي ديگر تخريب مي‌كردند. مثلا مي‌گفتند به تمام فهرست جبهه متحد راي دهيد اما فلاني را كنار بگذاريد يعني خودشان كاملا وانمود مي‌كردند كه ما طرفدار جبهه متحد هستيم اما مثلا باهنر يك مشكل دارد.

سرویس سیاسی «فردا»؛

برخلاف روزهاي ديگر سال كه به سختي مي‌توان پيدايش كرد؛ اين روزها در دسترس است و كمتر روزي است كه نامي و خبري از وي در سايت‌ها و نشريات خبري نباشد؛ حضوري كه بيشتر به برگزاري مرحله دوم انتخابات مجلس در تهران بازمي‌گردد. او كه به گفته خودش در نظرسنجي‌هاي چند روز پاياني تبليغات مرحله اول انتخابات مجلس جزو نفرات اول بود، از اينكه چرا به نفر بيست‌وپنجم رسيد متعجب است و ريشه‌اش را در تخريب‌هاي رخ داده در سه روز پاياني تبليغات مي‌داند. «محمدرضا باهنر»، دبيركل جامعه اسلامي مهندسين كه 24 سال از عمر سياسي‌اش را در شش دوره مختلف مجلس گذرانده است. به گفته خودش تا به حال از نفر ششم و هفتم عقب‌تر نرفته است، حالا راي آوردن خودش را در مرحله دوم بين نفر پنجم تا بيست‌وپنجم در تلرانس مي‌بيند. چه در روزهايي كه جبهه متحد اصولگرايان از جبهه مقابلش يعني جبهه پايداري دلخوشي ندارد و در بيانيه‌اي اعلام كرده است كه پاسخ تخريب‌ها را مي‌دهد، باهنر هم از تخريب‌ها دلخوش نيست و نمي‌داند كه چرا اينچنين مورد تخريب قرار مي‌گيرد. هفته‌اي مانده به برگزاري دومين مرحله انتخابات مجلس نهم، در گفت‌وگويي كه با باهنر انجام داديم نايب‌رييس مجلس هشتم چندان دربرابر اين نكته كه مجلس عملكرد چندان مناسبي در برابر دولت نداشته كوتاه نيامد و مصلحت‌ها را عامل برخي از آنها دانست هرچند كه انتصاب انجام شده در وزارت رفاه را نپسنديد. باهنر كه مي‌گويد گروه خوني‌اش به اصلاح‌طلبان نمي‌خورد غيبت پررنگ اصلاح‌طلبان را علت كشيده شدن انتخابات به دور دوم نمي‌خواند و مثال مجلس سوم را مي‌زند. او در گفت‌وگوي خود با «شرق» منتخبان دور اول مجلس را جزو حاميان صريح احمدي‌نژاد ندانست و گفت: «در دوره گذشته يك تعدادي از كانديداها بودند كه افتخار مي‌كردند خودشان را در طيف آقاي رييس‌جمهور ببينند اما اين دوره اين چيزها وجود نداشت. ما حداقل كساني را كه مي‌شناسيم و به مجلس نهم تشريف آوردند اين‌طور تعريفي در موردشان نداريم.» متن کامل گفتگوی محمد رضا باهنر با روزنامه شرق را در ذیل می خوانید: ‌به نظر مي‌آيد در انتخابات دور اول مجلس نهم بخش قابل توجهي از اصولگرايان سنتي به نوعي ناكام ماندند. به اعتقاد شما علت چنين عدم اقبالي چه بود؟ در جبهه اصولگرايان با توجه به تعدد كانديداها و فهرست‌هاي نسبتا متنوع، آرا پراكنده شد و انتخابات مثل حوزه تهران به دور دوم كشيد. من يادم است مجلس سوم و چهارم هم اين‌طور شد. اينكه شما مي‌فرماييد سنتي‌ها عقب افتادند، من نمي‌دانم، چون فهرست‌هايي در تهران با هم رقابت مي‌كردند كه چهار، پنج فهرست مشهور بيشتر نبودند. جبهه متحد، جبهه پايداري، صداي ملت، جبهه ايستادگي و بعد هم يك مقدار كوچك‌تر حاميان ولايت و... بودند. اينكه كدام‌شان جلو و كدام‌شان عقب افتادند، قاعدتا شما بايد يك مقدار تحليل كرده باشيد. مثلا معدل راي فهرست جبهه پايداري چقدر بوده؟ معدل راي جبهه متحد چقدر بود. بنابراين خيلي حسي نمي‌توان حرف زد و من فكر مي‌كنم اگرچه از 30 نفر اول پنج نفر راي آوردند و 50 نفر به مرحله دوم راه پيداكردند، ولي به هر حال جبهه متحد آدم بيشتري نسبت به بقيه فهرست‌ها دارد. ولي به طور كلي من مجموعا از هيچ پنجره‌اي وارد نشدم كه به اين نتيجه برسم كه اصولگرايان سنتي عقب افتادند. ‌ آقاي سليمي‌نمين در مصاحبه‌اي كه چندي پيش انجام داده بودند، مشخصا با اشاره به موتلفه و ناكامي‌اش در انتخابات مرحله اول گفتند اين اتفاقي كه افتاده به خاطر عملكرد ضعيف اين نيروها و ناشناخته بودن‌شان در ميان مردم بوده است. نمي‌خواهم اين گفته را تكذيب كنم اما مستند نيست، اگر بخواهيم وارد اين شويم، مثلا فرض كنيد اسامي كه اين دوره در فهرست ما بودند. دوره گذشته هم بودند مثلا فرض كنيد آقاي بادامچيان، خانم افتخاري و... بايد ببينيم در دوره هشتم رتبه‌ اين افراد چند بوده و الان رتبه‌شان چند است. همه فهرست‌ها به نسبت دوره گذشته يك افت داشتند علتش هم عرض كردم پراكندگي تعددي فهرست‌ها بود و يك مقدار هم جمعيت بالايي كه راي دادند. ‌ فكر نمي‌كنيد عدم حضور اصلاح‌طلبان باعث كشيده شدن انتخابات به دور دوم شد؟ در رقابت مجلس سوم هم همين‌طور بود. ما با اصلاح‌طلبان رقيب بوديم (البته آن موقع مي‌گفتند چپ و راست) و 28 نفر از نمايندگان به مرحله دوم رفتند و مجلس پنجم هم اين‌طور بود (دوره‌اي كه آقاي ناطق و خانم فائزه هاشمي رفتند). ببينيد من هيچ موقع اصلاح‌طلبي را مترادف با فتنه‌انگيزي و فتنه‌گري نمي‌دانم و اصلاح‌طلبي را يك تفكر مي‌بينم، البته تئوري‌پردازهاي خود اصلاح‌طلبان بايد چارچوب اين تفكر را كاملا تعريف بكنند. من بارها و بارها گفتم اصلاح‌طلبي يكي از مشكلات اساسي‌اش اين بود كه چون حرف‌ها و برنامه‌هايشان تئوريزه و طبقه‌بندي نشده بود، دچار مشكل شدند. بنابراين اگر اصلاح‌طلبان مرزشان با فتنه را معلوم كنند ما از حضورشان در جامعه و مسايل سياسي استقبال مي‌كنيم، البته اگر اصلاح‌طلبان در اين كشور بسيار قدرتمند هم شوند، هيچ زماني بنده در حزب اصلاح‌طلبان نمي‌روم ثبت‌نام كنم و گروه خوني ما با اصلاح‌طلبان نمي‌خورد اما قطعا استقبال مي‌كنيم كه يك رقيب بافكر، باانديشه و ضابطه‌مندي را داشته باشيم كه حاضر باشد در چارچوب قانون اساسي و قوانين موجود در كشور با ما رقابت كند. اما اگر قرار باشد از چارچوب قانون اساسي خارج شود، آن موقع ديگر رقيب ما نيست و رقيب نظام است و نظام با او مبارزه مي‌كند. طبيعي هم است هر نظامي اين‌طور است. اگر كسي بخواهد با نظام رقابت كند، درگير با نظام مي‌شود. ‌ خود شما چطور، فكر نمي‌كنيد علت عدم راهيابي شما در دور اول به خاطر ضعف عملكردتان در مجلس بوده است؟ يك موقع هست توده مردم را مي‌گويند، ممكن است مثلا مردم عملكرد باهنر را نپسندند اين حق مردم است. حتي بر عكس. مثلا فرض كنيد در تبليغات انفرادي افراد بعضي از دوستان ما تبليغ مي‌كردند كه فلاني 24 سال است در مجلس است و تجربه‌اش زياد است، توانمندي‌اش زياد است، اينها به عنوان نقطه مثبت مي‌گرفتند و بعضي‌ها شيطنت كردند همين را گرفتند و منفي كردند و گفتند ديگر 24 سال بس است. يعني يك مساله عام عمومي كشوري كه مي‌تواند منافع ملي در آن باشد را ترجمه مي‌كنند به يك مساله شخصي كه مثلا اگر آقاي باهنر در مجلس باشد چه مي‌شود؟ مي‌خواهد حقوقش اضافه شود؟ منتها نمي‌گويند كه اگر بيرون كار مي‌كرد چند برابر درآمد مجلس حقوق داشت يا مثلا اگر مي‌خواست اسمي را در كشور داشته باشد كه اين اسم را 24 سال است در كشور دارد و بابت آن شاكر هم است. بنابراين چون نمي‌توانند آن مساله مهم را تحليل كنند كه مجلس به يكسري آدم‌هاي مجرب نياز دارد، مي‌آيند آن طرف سكه را ترجمه مي‌كنند و اين‌طور القا مي‌كنند كه باهنر خيلي نياز دارد به اينكه 24سالش شود 28 سال. اين را بزرگ و شروع به تخريب كردن مي‌كنند اينها روش‌هايي است كه بعضي وقت‌ها به ذهن خود آدم مي‌رسد و بعضي وقت‌ها هم شيطان كمك مي‌كند. من در چهار دوره‌اي كه انتخاب شدم، معمولا رتبه‌ام پنجم، سوم، دوم و بعضي اوقات از ششم و هفتم عقب‌تر نمي‌رفت. در نظرسنجي‌هايي كه قبل از انتخابات منتشر مي‌شد حتي تا روزهاي نزديك به انتخابات من در هيچ‌كدام از اين نظرسنجي‌ها رتبه‌ام از هفتم عقب‌تر نرفت. اينكه روز جمعه چه اتفاقي ‌افتاد كه رتبه من بيست‌وپنجم شد، به نظر مي‌رسد كار متراكم سنگين تخريبي اتفاق افتاد. حالا آنهايي كه در هر صورت بنده را صالح نمي‌دانستند يا رقيب خودشان مي‌دانستند يا فكر مي‌كردند من ممكن است جاي آنها را تنگ كنم، به يك احساس وظيفه رسيده بودند كه تخريب كنند، چون تخريب متمركز و متراكم بوده روي طيف اثر نگذاشته، روي يك فرد به نام باهنر اثر گذاشته است. يعني مثلا موقعي كه ما بخواهيم بگوييم اين دفعه وضع بهتر بوده يا وضع بدتر، بايد مستند بگوييم چرا اينكه مي‌گوييم اين فهرست، فهرست سنتي‌ها عقب‌تر رفته به نسبت مجلس ششم و هشتم، نه اين اتفاق نيفتاده است. اگر به سايت‌ها هم مراجعه كنيد، تقريبا من در هيچ نظرسنجي‌ای نديدم كه رتبه‌ام از هفتم عقب‌تر باشد اما ظرف آن سه روز اين اتفاق افتاد. ‌ يعني تخريب‌ها را در اين امر موثر مي‌دانيد؟ شما در مورد آن سه روز كه چه اتفاقاتي افتاد اطلاعاتي داريد؟ بله، چه بين حزب‌اللهي‌ها و چه جاهاي ديگر تخريب مي‌كردند. مثلا مي‌گفتند به تمام فهرست جبهه متحد راي دهيد اما فلاني را كنار بگذاريد يعني خودشان كاملا وانمود مي‌كردند كه ما طرفدار جبهه متحد هستيم اما مثلا باهنر يك مشكل دارد، يك مساله دارد و آن مشكل و مساله را مي‌ساختند يا اينكه چيزي نبود و تاسيس و خلق مي‌كردند يا از كاه كوه مي‌ساختند. ‌ چرا بايد اين تخريب‌ها روي شخص شما انجام شود؟ آنها در هر صورت يك هدفي دارند و مي‌خواهند ميوه‌اي بچينند و مي‌گردند از ابزارهاي تاثيرگذار در افكار عمومي استفاده مي‌كنند و يك موقع هم مي‌بينند كه مثلا افكار عمومي روي فتنه 88 حساس است به آنجا وصل مي‌كنند، اگر دست‌شان مي‌رسيد، شايد مي‌ديدند افكار عمومي روي اختلاس سه‌هزار‌ميلياردتوماني حساس است مي‌‌گويند فلاني هم هست، يك نخي رها مي‌كنند كه طرف برود بگويد كجا، كي، چه موقع. ما خودمان جزو مدعيان هستيم، چون سه، چهار روز هم بيشتر وقت نيست تا آدم بخواهد جو سنگين يا شايعه را خنثي كند، كار از كار گذشته بنابراين مساله‌اي كه به من ارتباط مي‌دهند قاعدتا نبايد آن مساله برايشان مهم باشد. مساله خود باهنر است. حالا چه هيزم‌ تري به آنها فروختيم مساله ديگري است و اينكه ممكن است يك مقدار از آينده وحشت داشته باشند. بالاخره بعضي از دوستان كه تخريب مي‌كنند اين را روشن مي‌دانند كه من با بعضي از افكار آنها سازگاري و اصلا اين تفكر را قبول ندارم و اين نوع تفكر را به مصلحت كشور نمي‌دانم كه حاكم بر مسايل كشور باشد بنابراين آنها قاعدتا با شخص باهنر، با افكار باهنر، احتمالا با توانمندي باهنر چون حتي بعضي‌ها ذكر كرده بودند كه ما حاضريم از رقبايمان 30 نفر به مجلس بيايند ولي باهنر نيايد، ظاهرا فكر مي‌كنند باهنر يك راي در مجلس ندارد. ‌ كدام طيف فكري و افرادي را مي‌گوييد؟ حاميان دولت و جبهه پايداري؟ اشخاص مهم نيست، طيف راديكال و بسيار تندي كه اصولا اداره مملكت را به اين ترتيبي كه ما مي‌پسنديم آنها نمي‌پسندند آنها بيشتر فكر مي‌كنند با شعار دادن مملكت اداره مي‌شود. البته ما هم قبول داريم. يك جاهايي لازم است آدم زنده‌باد بگويد، يك جاهايي هم مرده‌‌باد بگويد. اينها هم جزو ابزار تبليغاتي است اما فكر مي‌كنم در اين مملكت برنامه پنجم را هم مي‌شود با زنده‌باد و مرده‌باد بررسي كرد و تصويب كرد. قانون هدفمندي يارانه‌ها را هم مي‌شود با زنده‌باد و مرده‌باد تصويب كرد يا مثلا نامي كه امسال مقام‌معظم‌رهبري انتخاب كردند با عنوان سال توليد ملي؛ توليد ملي را هم مي‌شود با زنده‌باد و مرده‌باد به كرسي نشاند. ما اين تفكر را قبول نداريم. ممكن است بعضي‌ها ندانند بعضي از كارهاي مديريتي كشور چقدر پيچيدگي دارد، چقدر بغرنج است، معادلات چقدر پيچيده است. مثلا ما بعضي اوقات بحث‌هايي كه با برخي از دولتي‌ها داشتيم، جالب بود دولتي‌ها هم بعضي از مسايل و مشكلات مملكت را بسيط نگاه مي‌كردند. يعني ما وقتي مي‌گفتيم تورم مي‌گفتند 10، 15 نفر پيدا شدند اينها مي‌روند در بنگاه معاملاتي معامله مي‌كنند و قيمت مسكن بالا مي‌رود، ممكن است اين كار هم يك اتفاق باشد و اثر داشته باشد اما اثر تعيين‌كننده ندارد. يا مثلا جريان قيمت سكه در دو ماه پاياني سال 90، حتي بحث شد و در روزنامه‌ها آمد كه مثلا يك موسسه‌اي دو‌ميليارد تومان سكه خريده، دو‌ميليارد تومان سكه خريدن روي قيمت سكه اثر مي‌گذارد ما هم مي‌دانيم اما اگر آمار دهيم كه ظرف يك ماه مثلا سه‌هزار‌ميليارد‌تومان سكه در تهران معامله شده (اعداد را تخميني مي‌گويم) آن موقع مي‌فهميم اثر دو‌ميليارد تومان به نسبت سه‌هزار‌ميليارد تومان چقدر است. بعضي‌ها مي‌خواهند علت را آن دو‌ميليارد تومان بدانند. باز هم تكرار مي‌كنم اگر كسي عمدا آمد دو‌ميليارد تومان به منظور تخريب بازار ارز وارد بازار كرد آن فرد ممكن است خطاكار باشد و با او هم بايد برخورد شود، اما اينكه جست‌وجو بكنند كه افزايش قيمت ارز به دليل اين دو‌ميليارد تومان بوده اين سر زير برف كردن است و به اين ترتيب هيچ موقع مشكلات مملكت حل نمي‌شود. درواقع مي‌خواهم بگويم كساني كه آگاهي ندارند دنبال دلايل بسيار ساده و پيش‌پاافتاده و بعضا عوامانه‌ براي مسايلي كه بسيار علمي، بغرنج و حلشان بسيار مشكل است، هستند. البته راه‌حل هم دارند ولي راه‌حلشان راه‌حل‌هاي پيشرفته و پيچيده‌اي است. با علم جديد، با فناوري‌هاي جديد، با انبوه اطلاعات، با تحليل‌هاي دقيق بايد مديريت شود. بيشترين طيفي كه با ما مخالفت مي‌كند اين تيپ آدم‌ها هستند. برخي دوستان هم ظاهرا آدم‌هاي متديني هستند، اينها بعضي وقت‌ها چيزهايي در مورد بنده شنيدند و مي‌گويند اما يك موقع هست كه خودشان يك چيز را به وجود مي‌آورند مي‌گويند اين هست كه بعضي اوقات آدم در تدينشان هم شك مي‌كند. ‌ دور اول انتخابات كه برگزار شد در خيلي از شهرستان‌ها ما چهره‌هاي ناشناخته را مي‌بينيم كه وارد مجلس شدند و عده‌اي معتقدند كه اين افراد به نوعي وابسته به طيف حامي احمدي‌نژاد هستند كه چراغ‌خاموش وارد مجلس شدند. نظر شما در اين مورد چيست؟ به نظرشما چقدر از حاميان رييس‌جمهور به مجلس راه يافتند؟ اين سوالتان را تبديل مي‌كنم به دو، سه مطلب. اينكه مي‌گويند بسياري از افراد ناشناخته هستند نه اين‌طور نيست، كساني كه راي دادند عموما اين آدم‌ها را مي‌شناسند، ممكن است ما به عنوان يك چهره سياسي يا يك آدم فعال سياسي با بعضي از اين اسامي آشنا نباشيم ولي عموما آنهايي كه راي دادند اينها را مي‌شناسند و لزوما هم همه اينها آدم‌هاي سياسي مشهوري نيستند. ممكن است يكي از آنها يك پزشك خيري باشد، ممكن است يكي از آنها يك معلم فداكاري در يك منطقه باشد، چون انتخابات ما كه حزبي نيست كه مثلا يك مغز متفكر مركزي و سازماني تشكيلات يك حزبي بخواهد آدم‌ها را انتخاب كند. مردم آدم‌هاي مورد نظرشان را انتخاب مي‌كنند بنابراين از اين جهت من فرقي با دوره‌هاي گذشته نمي‌بنيم، نكته دوم تغييرات نمايندگان است كه اين هم عينا مثل دوره‌هاي گذشته است. من بارها و بارها گفته‌ام. اين دفعه يك مقدار رعايت كردم. و الا روشن بود ما هر دوره با اين سيستم انتخابات، با اين ساختار تشكيلاتي كه در كشور وجود دارد هر دوره دو سوم نمايندگان عوض مي‌شوند. معمولا اگر شما هم مرور كنيد ظرف اين 9 دوره مجلس هر دوره تقريبا همينطور بوده است. مثلا بين 150 نفر تا 180 نفر. جالب است كه اين تلرانس هم يك تلرانس معدود بوده، يعني ما هيچ مجلسي نداريم كه در مجلس بعدي دو سوم‌شان راي آورده باشند و البته از آن طرف هم هيچ مجلسي نداريم كه سه چهارمش راي نياورده باشند، عموما بين 150 تا 160 نفر از هر مجلس به مجلس بعدي راي نمي‌آورند اين يك تحليل جدا دارد كه من عددش را به شما مي‌گويم، متوسط دوره نمايندگي مجلس ما تا به حال 5/1 دوره بوده. يعني هر نماينده‌اي به طور متوسط 5/1 دور بيشتر نمي‌تواند نماينده باشد. نكته سوم هم در مورد اينكه يك عده مخفيانه، نفوذي جزو طرفداران آقاي احمدي‌نژاد راي آورده باشند چنين چيزي نبوده است، يعني ما حداقل در مجموعه چهار، پنج ‌هزار نفري كه كانديدا بودند و تبليغ مي‌كردند ما هم يك مقدار رصد مي‌كرديم و خبرها را مي‌گرفتيم. من واقعا جايي را سراغ ندارم كه مثلا يك كانديدايي افتخار كرده باشد كه من بروم در مجلس از دولت طرفداري مي‌كنم، دولت را حمايت مي‌كنم. يك چنين چيزي در تبليغات نديدم. دوره گذشته تعدادي از كانديداها بودند كه افتخار مي‌كردند كه خودشان را در طيف آقاي رييس‌جمهور مي‌ديدند اما اين دوره اين چيزها وجود نداشت. ما حداقل كساني را كه مي‌شناسيم و به مجلس نهم تشريف آوردند، اين‌طور تعريفي در موردشان نداريم. ‌ احتمال نمي‌دهيد كه مستعد اين باشند كه وارد مجلس هم شدند بتوانند اين طيف را به اين سمت جذب كنند؟ همان‌طوري كه عرض كردم كساني كه ما مي‌شناسيم، چون دوستان ما، ستادهاي ما در همه كشور فعال بودند و ما براي 240مورد كانديدا داشتيم. يك تعداد از اينها هم راي نياوردند ولي دوستان ما اين‌طور گزارشي را ندادند كه كساني كه راي آورده‌اند حامي جريان انحرافي باشند. اما در مجلس طبيعي است كه يارگيري وجود دارد، بحث مي‌كنند و صحبت مي‌كنند اما آدم‌هايي كه به مجلس آمدند آدم‌هايي نيستند كه به اصطلاح بشود قاپشان را دزديد. صاحب تفكر هستند، صاحب موضع هستند، صاحب انديشه هستند، عموما خيلي كار مي‌برد يعني اگر بنا باشد خود ما هم برويم با يك كسي صحبت كنيم قاعدتا خيلي بايد با او بحث كنيم، جدل كنيم، استدلال كنيم و قانعش كنيم. اين‌طور نيست كه دستوري باشد. ‌ بحثي كه الان مطرح است مساله استيضاح وزير كار هست؛ بحثي كه پيش آمد و مجلس كنار كشيد و سوال نكرد. عده‌اي معتقدند در اين ماجرا، مجلس به نوعي بازي خورد. آيا اين تحليل را واقع‌بينانه مي‌دانيد؟ من اين تحليل را ندارم، ممكن است من چند نقد هم به رفتار بعضي از دوستان داشته باشم، اما بايد يك مقدار به عقب‌تر برگرديم. بعضي‌ها مي‌گويند اصلا موضوع استيضاح وزير كار با اين نيت كليد خورد كه مثلا يك بهره‌برداري انتخاباتي از آن بشود. من واقعا با شناختي كه از دوستاني كه در اين قضيه وارد شدند دارم اصلا اين تحليل را قبول ندارم. آنها احساس كردند كه يك اتفاقي افتاده. اين اتفاق نامبارك است بايد با آن برخورد بكنند ولو اينكه حتي در افكار عمومي هم از نظر راي ضرر بكنند. من اين اعتقاد را در مورد اين آقايان دارم و كارشان را هم خوب انجام دادند. خودم جزو استيضاح كننده‌ها نبودم اما مي‌خواهم بگويم آنها كارشان را خوب انجام دادند. آن موقعي هم كه پس گرفتند و عقب‌نشيني كردند باز يك كار كاملا منطقي كردند و خيلي روشن بود. چون استيضاح‌كنندگان متن استيضاح‌شان را به ما (هيات‌رييسه) مكتوب دادند و هم در صحبت‌هايشان علت اصلي استيضاح آقاي شيخ‌الاسلامي را انتخاب آقاي مرتضوي اعلام كردند و طبيعي بود موقعي كه اين انتصاب منتفي شود استيضاح بايد منتفي شود. اگر كسي بعد از منتفي شدن انتصاب باز بخواهد بر استيضاح اصرار كند، به نظر مي‌رسد يك نوع لجاجت بدون دليل است و طبيعي بود وقتي كه علت يك فعل منتفي مي‌شود و از بين مي‌رود آن فعل هم ديگر اتفاق نيفتد. اما در اين مسير كه حركت مي‌شد آيا بعضي از كساني صحبت كردند، مصاحبه كردند، ميانجيگري كردند، آيا آنها بهره‌برداري انتخاباتي يا سياسي مي‌خواستند بكنند يا نه كه آن يك بحث ديگر است. ‌ با توجه به تجارب، شايد ساده‌انگاري بوده كه باور كردند. باز اين يك مساله خلاف واقعي را القا نكرده، يعني دولت، آقاي رييس‌جمهور، معاون پارلماني رييس‌جمهور تا قبل از اعلام موضوع و بعد از اعلام همواره اعلام كردند كه ما هيچ تعهدي براي پذيرش استعفا نداريم. اين هم روشن بود و بر كسي پوشيده نبود. آن مساله‌اي كه اتفاق افتاد به اينها هم گفته شد. آقاي مرتضوي آمد و گفت من استعفا مي‌دهم و سركار نمي‌روم ولو اينكه مقامات بالاتر با استعفاي من موافقت نكنند. يك موقع است به فرض آقاي مرتضوي مي‌آيد، مي‌گويد من استعفا مي‌دهم اگر پذيرفتند مي‌روم، اگر نپذيرفتند برمي‌گردم، ممكن است در اين مساله كمي شبهه باشد اما هنگامي كه آقاي مرتضوي مي‌آيد و شخصا مي‌گويد من استعفا مي‌دهم ولو اينكه نپذيرند و بعضي‌ها صدايشان را ضبط كردند كه همين جمله را اعلام كرده و گفته است اينكه بياييم و از قبل محكوم كنيم كه اين فرد دارد دروغ مي‌گويد درست نيست، چرا كه اولا آدم بايد دلايلش قوي‌تر باشد، ثانيا اين مساله‌اي است كه سه روز بعدش روشن مي‌شود. بالاخره طرف يا به تعهدش عمل مي‌كند يا نمي‌كند و آن موقع هم مي‌شود دوباره يك فكري كرد. بنابراين من اين نوع فكر را قبول ندارم و فكر مي‌كنم مجلس خوب عمل كرد. ‌ چرا شما استيضاح را امضا نكرديد، قبول نداشتيد كه امضا نكرديد؟ من انتصاب را قبول نداشتم. نمي‌خواهم وارد اين بحث شوم. آن موقع هم نشدم. اينكه آقاي مرتضوي در واقع انسان صالحي است كه يكسري تهمت‌ها را به او مي‌زنند يا نه، خدايي نكرده آدم مجرمي است كه مورد اتهام واقع شده من اين را هم فارغ از اين بحث مي‌دانم. من بحثي كه داشتم و با وزير كار و تعاون و رفاه هم صحبت كردم، گفتم بالاخره آقاي مرتضوي يكسري حاشيه‌هايي دور و اطرافش است. يكسري اتهامات پررنگ روي او وجود دارد، فارغ از اينكه اين اتهامات درست باشد يا نباشد، اين مصلحت نيست كه شما اين را براي اين كار نصب كنيد. ايشان هم تقريبا با كنايه و چيزهاي ديگر مي‌خواست به من بفهماند كه تقصير من نيست و يك مقدار فشار از بالاتر است. در همان حالت هم گفتم بالاخره درست است كه وزيران در اين كشور وزير يك دولت هستند و بايد هماهنگ با دولت باشند، اما يكسري اختيارات و وظايف دارند كه آنها براي خودشان مستقل هستند. اگر يك نفر وزير يك دولت باشد و دولت آمد و گفت تو كار خلاف قانون را انجام بده آن وزير حق ندارد بگويد من به دليل هماهنگي با دولت مي‌خواهم كار خلاف قانون انجام دهم منجر به عزلش شود و عذرش را بخواهند و بگويند تشريف ببريد. معتقدم وزيران در هر كابينه‌اي باشند بايد اين قدر شهامت و جرات و صلابت داشته باشند كه در مقابل كار خلاف، حتي خلاف قانون بايستند. حالا بعضي‌ها اين‌طور نيستند. اما در ارتباط با اينكه ما براي اين قضيه در بحبوحه انتخابات مرحله دوم وارد ميدان شويم و تشنج اجتماعي به وجود بيايد كمي ترديد داشتم. نكته بعدي اينكه ما معمولا مراعات مي‌كنيم (البته من تا به حال اين را نگفته بودم) اگر شما سابقه تاريخي را نگاه كنيد هيچ رييس و نايب‌رييسي با امضا در استيضاح شركت نمي‌كند، با امضا در سوال كردن از وزير شركت نمي‌كند، با امضا در تحقيق و تفحص شركت نمي‌كند. واقعا بايد اين‌طور باشد، يعني ما در مديريت و اداره مجلس بايد بي‌طرف باشيم. شما خودتان را در نظر بگيريد و فرض كنيد بنده جزو استيضاح‌كننده‌ها باشم، روز استيضاح هم بنده مدير جلسه باشم، خيلي‌ها مي‌گويند اين چه عدالتي است كه يك نفر رييس جلسه است و خودش مدعي است. بنابراين اين خيلي درست و طبيعي است. ‌ قبل از عيد ما اجراي فاز دوم هدفمندي را به صورت نامحسوس شاهدبوديم و در واقع با برداشت شبانه‌اي كه از بانك‌ها صورت گرفت به نوعي به گراني‌ها دامن زده شد و باعث شد كه صداي مردم دربيايد. تحليل‌تان از اين مساله چيست؟ مجلس در اين چند وقتي كه باقي مانده به نظرتان چه اقدامي مي‌تواند براي اينكه اين گراني‌ها را مهار كند و به نوعي به كمك مردم بيايد يا بتواند گراني را كنترل كند، انجام دهد يا مجلس نهم بايد چه اقداماتي بكند؟ فاز دوم هدفمندي يارانه‌ها نامحسوس نبود. خيلي هم محسوس بود. همين كه پول به حساب من ريختند گفتند، داريم فاز دوم را شروع مي‌كنيم. همان‌طور هم كه شما در جريان آن هستيد معاون اول رييس‌جمهور گفت كه آقاي رييس‌جمهور مي‌خواهد كليد بزند، اعلام كرديم و دنبال كرديم كه اين كار الان منطبق بر قانون نيست و دولت نمي‌تواند اين كار را بكند. يك بحث حقوقي بود و نمي‌خواهم بحث حقوقي را تكرار بكنم. ما استدلال‌هايمان قوي است كه اگر دولت بخواهد مرحله دوم را شروع كند، مسلما بايد مجوز قانوني داشته باشد و معمولا اين مجوزهاي قانوني در قانون بودجه داده مي‌شود چون بودجه سال 91 با تاخير به تصويب مي‌رسد (البته با توجه به اينكه دولت بودجه را با تاخير به مجلس تقديم كرد). قاعدتا بايد صبر كرد تا اينكه قانون بودجه به تصويب برسد، بعد دولت بر مبناي آن شروع به كار كردن كند. اين از نظر حقوقي بود اما از نظر مصلحتي هم باز تاكيد داريم، كه هدفمندي يارانه‌ها را قبول داريم بايد اجرا شود، فازهاي بعدي‌اش هم بايد اجرا شود و مساله بسيار مهم و خطيري است، اگرچه از دولت به خاطر اجرايي شدن آن تشكر مي‌كنيم اما در كنارش حاشيه‌هايي هم داريم؛ اينكه اولا دولت قانون را جامع اجرا نكرد و يكسري لطمات از آن خورد، منابع درآمدي هدفمندي يارانه‌ها با هزينه‌هايش تطابق نداشت درحالي كه جزو قانون بود كه بايد تطبيق داده شود و مساوي باشد. هزينه‌هاي هدفمندي يارانه‌ها نبايد بر درآمدهايش پيشي بگيرد كه متاسفانه گرفت و همان‌طور كه شما مطرح كرديد خط اعتباري از بانك مركزي و جاهاي ديگر گرفته شد براي اينكه به مردم پول پرداخت شود. اين هم جزو اشكالات بود. از طرفي هم در بخش توليد بسيار اثرداشت چرا كه اگر توليد ضربه ببيند نرخ بيكاري بالا و پايين مي‌شود، سطح عمومي قيمت‌ها و رفاه بالا و پايين مي‌شود و خيلي آثار دارد. اتفاقا مي‌خواهم بگويم در پايين آمدن سطح توليد باز اولين جايي كه ضربه مي‌خورد، خانوارها هستند كه بعضي‌ها شغلشان را از دست مي‌دهند. بعضي‌هايي كه منتظر كار هستند كار پيدا نمي‌كنند و تعداد اينها در كشور كم نيست و شايد الان هيچ خانواده‌اي نباشد كه متاسفانه يك نفر، دو نفر بيكار در خانه نداشته باشند حتي فارغ‌التحصيلان دانشگاه و بچه‌هاي تحصيلكرده، عالم، دانشمند و كارآمدي هستند كه شغل ندارند. اينها گرفتاري‌هاي اساسي بود كه قرار نبود از رهگذر هدفمندي يارانه‌ها به وجود بيايد. به اين دليل بخش دوم هدفمندي يارانه‌ها با وجود اينكه مي‌گوييم بايد شروع و درست هم آغاز شود بايد بنشينيم تفاهم كنيم و نقاط ضعف عمليات مرحله اول را جبران كنيم. نكته سوم هم اجراي نادرست هدفمندي يارانه‌ها بود كه روي تورم اثر گذاشت، اما همه تورم هم اين نبود. دلايل ديگري هم داشت. افزايش نقدينگي و محدوديت سطح توليد هم وجود داشت. ‌ پيش‌بيني‌تان از دور دوم انتخابات مجلس چيست؟ خيلي نمي‌شود پيش‌بيني درستي كرد اما فكر مي‌كنم بالاخره اقبال به جبهه متحد در سراسر كشور روبه‌فزوني است و منتخبانش به نسبت بقيه جبهه‌ها كاملا روشن و واضح است. ‌ خودتان فكر مي‌كنيد چقدر راي بياوريد؟ فكر مي‌كنم بين نفر اول تا پنجاهم در نوسان هستم.

۰

دیدگاه تان را بنویسید

 

تازه های سایت