از آقای فیاض باید پرسید که وقتی اطلاعات کافی درباره یک موضوع ندارند چه ضرورتی وجود دارد که درباره آن موضوع اظهارنظر کنند؟! شهید مطهری از همان اوایلی که به تهران آمده بود در مدرسه مروی تهران و مدرسه سپهسالار که امروز به نام خود ایشان شده است تدریس میکرد و این امر چه ربطی به فعالیت سیاسی امام یا حرکت اصلاحی علامه طباطبایی در حوزه دارد، علاوه بر اینکه اساساً علامه طباطبایی در حوزه صرفاً کار علمی میکردند و حرکت اصلاحی نداشتند. درسهای سالهای 55 تا 57 آن شهید در حوزه علمیه قم نیز به توصیه خصوصی امام خمینی از یک طرف و درخواست تعداد قابل توجهی از طلاب فاضل حوزه صورت گرفت و ربطی به حرکتهای سیاسی امام و حرکت علمی علامه طباطبایی نداشت. امام اصرار داشتند که شهید مطهری برای تقویت بنیه علمی حوزه علمیه قم و تربیت طلاب به قم بروند و اگر ایشان شهید نمی شدند ظرف چند ماه بعد در قم مستقر می شدند .
آقای فیاض در بخش دیگر از گفتوگوی خود در پاسخ به این سؤال که آیا سروش را به نوعی میتوان ادامه مطهری دانست میگوید: «بله، ادامه کارهای آخر آقای مطهری است. من زمانی که قبض و بسط تئوریک یک شریعت را پیش خود آقای سروش میخواندم به این نتیجه رسیدم که مباحث آن ادامه همان «اسلام و مقتضیات زمان» آقای مطهری است». این هم یک حرف بیاساس است. البته ممکن است آقای سروش از آثار شهید مطهری الهاماتی گرفته باشد، اما اینکه بگوییم نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت ادامه «اسلام و مقتضیات زمان» است، یک خطای بزرگ است. اینکه بگوییم برداشت هرکس از اسلام متناسب با میزان بهره او از معارف بشری است و هیچکس نمیتواند برداشت خود را حق و برداشت دیگری را باطل اعلام کند و خلاصه اسلام واقعی قابل دسترسی نیست و مرجع رسمی برای تشخیص و معرفی آن وجود ندارد که از نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت آقای سروش برمیآید کجا و آنچه در کتاب اسلام و مقتضیات زمان شهید مطهری آمده که نحوه انطباق اسلام بر تغییرات زمان را از راه اصل اجتهاد بیان میکند کجا؟ !
بههرحال از آقای فیاض انتظار داریم که در اظهارنظرهای خود دقت بیشتری داشته باشند و هر چیزی را به هرکسی نسبت ندهند.
* فرزند شهید مطهری و نماینده تهران
دیدگاه تان را بنویسید