دو پند ناب اخلاقی

کد خبر: 201714

وحید نوروزی/دو کار عبارت بود از اینکه در طول آن روز هر خوبی در حق هر کسی انجام داده بودند را به طور کل از حافظه خود پاک می کردند و هر بدی که دیگران در حق ایشان انجام داده بودند آن را هم از حافظه خود پاک می کردند.جالب بود سردار احمد می گفتند شبها شهید روح الامین از ایشان می پرسیدند احمد آن دو کار را انجام دادی؟ و حاج احمد به شوخی می گفتند کار من نیست چون من الان در حال کشیدن نقشه هستم که چه جوری حال اون آدمهایی رو که در حق من بدی کردند و حالم را گرفتند به نحوی بگیرم!

اواخر هفته گذشته برای یک ملاقات اداری به دیدار یکی از بزرگان عرصه هشت سال دفاع مقدس رفته بودم.بنا به درخواست این بزرگوار از ذکر نام ایشان خودداری می کنم لیکن اجازه می خواهم در ادامه نوشتار ایشان را با عنوان حاج احمد یاد کنیم. شاید همرزمان قدیمی این سردار بزرگ دفاع مقدس با کدهایی که در این نوشتار ذکر شده بدانند ایشان کدام بزرگوار هستند ولی بنا به تاکید ایشان از ذکر نامشان خودداری می کنم. از این ملاقات دو نکته مهم را تمایل دارم برای درج در صفحات آوای سبز و برای یادآوری خودم بگویم و امیدوارم که برای خوانندگان وبسایت هم مفید باشد.

اولین نکته بیان خاطره ای از شهید حسین روح الامین بود. ایشان تعریف کردند شهید روح الامین که در یکی از عملیاتها از ناحیه فک، لب و دندان مجروح هم شده بودند شبها قبل از خواب عادت عجیبی داشتند. ایشان دو کار را اگر قبل از خواب انجام نمی دادند هم نمی خوابیدند و هم اینکه اگر هم خوابشان می برد مطمئن بودند که برای نماز شب بیدار نخواهند شد. دو کار عبارت بود از اینکه در طول آن روز هر خوبی در حق هر کسی انجام داده بودند را به طور کل از حافظه خود پاک می کردند و هر بدی که دیگران در حق ایشان انجام داده بودند را به نوعی تجزیه و تحلیل می کردند و آن را هم از حافظه خود پاک می کردند.جالب بود سردار احمد می گفتند شبها شهید روح الامین از ایشان می پرسیدند احمد آن دو کار را انجام دادی؟ و حاج احمد به شوخی می گفتند کار من نیست چون من الان در حال کشیدن نقشه هستم که چه جوری حال اون آدمهایی رو که در حق من بدی کردند و حالم را گرفتند به نحوی بگیرم!

ولی این حکایت تا زمان شهادت حاج حسین روح الامین ادامه داشت و شبها تلاش شهید روح الامین برای آرام نگهداشتن دل خویش ادامه داشت چرا که اعتقاد داشتند اگر خشم و کینه و غضب در دل جای گیرد خدا از آن دل می رود….

شایان ذکر است حاج حسین روح الامین در عملیات والفجر ۹ در غرب کشور در تاریخ ۷/ ۱۲/ ۱۳۶۴ ساعت ۸ صبح به وسیله ترکش بعثیون که بر قلب او اصابت کرد به فیض شهادت رسید و به دیدار معبود خود که سالها انتظارش را می کشید پرواز نمود. یادشان گرامی باد…

دومین نکته پندی بود که حاج احمد به نفر همراه من بیان نمودند. نفر همراه من به یکی از مدیران زیرمجموعه خود اشاره کرد و تلویحا اینگونه گفتند علیرغم فلان کار منفی که آقای ج. در حق من انجام داده که حاج احمد هم از جزئیات آن با خبر بودند من از ایشان می گذرم. حاج احمد با بزرگواری تمام ضمن اشاره به کارهای مثبت آقای ح. در تایید گذشت و کرامت نفر همراه من، به حدیثی از امیر المونین علی(ع) هم اشاره نمودند که فرموده اند :

" خشم خود را اندک اندک بیاشام که من جرعه ای شیرین تر از آن ننوشیدم و پایانی گواراتر از آن ندیدم . نرمی کن به آن که با تو درشتی کند , باشد که بزودی نرم شود ."

در این ملاقات حدود نیم ساعته هر چه بود خوبی و خیر و پند و نصیحت بود و من آن روز بسیار شادمان بودم که در محضر این فرد بزرگوار و فروتن نشسته ام و با جان دل سخنانش را گوش می دهم.باشد که امثال من هم تلاش کنیم خشم و کینه و نفرتی را که از برخی انسانهای اطراف خود بنا به اقتضای سن و زمانه ای که در آن هستیم به دل گرفته ایم فراموش کنیم و دل خود را به خوبی و مهربانی و گذشت نزدیک تر کنیم.

خدایا چنان کن سرانجام کار … تو خشنود باشی و ما رستگار

۰

دیدگاه تان را بنویسید

 

تازه های سایت