- قیمت بلیت هواپیما افزایش نمی یابد
- همچنان مخالف تحریم سوریه هستیم
- بر سر ایران و سوریه معامله نمی كنیم
- دردسر تهیه برای ارز دانشجویان خارج از ایران
- انزجار شرکت سامسونگ از تبلیغ ضدایرانی
- آلودگی هوا در شمال جنوب شهر تفاوت ندارد
- انتقاد صریح صفارهرندی به دیپلماسی دولت
- مدارک دانشگاه های انگلیس معتبر است
- وزیری که به علت تخلف رانندگی استعفا داد
- تلاش برای پیدا کردن جایی که از آنجا آقا را ببینند
- محدوده زوج و فرد به دوربين مجهز ميشود
- پاسخ مهمانپرست به ادعای حمله ایران به آمریکا
- ارتش ترکیه شمال عراق را بمباران کرد
- تلاش آمریکا برای فرار از پیامد تحریم ایران
- تیم متخلف دربی شنبه معرفی میشود
نيازمنديها
رزرو کاملا آنلاین بیش از 100 هزار هتل توسط کارتهای عضو شتاب (تاییدیه آنی)
www.BerimSafar.com
سایتی برای زنان و دختران فارسی زبان
چرا با اينگونه مقايسه ها، ارزش و عظمت حركت حماسي رئيس جمهور را پايين مي آوريد؟! «مشك آن است كه خود ببويد» و بحمدالله رياست محترم جمهوري چنين بوده و هست، نه آن كه عطار بگويد، كه معمولاً عطارها اندازه نگه نمي دارند!
کیهان: بعد از حضور حماسي و افتخارآفرين آقاي دكتر احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا و مجمع عمومي سازمان ملل متحد، نگارنده طي يادداشتي با عنوان «مجسمه سنگي» آورده بود:
«...چند روز پيش دكتر احمدي نژاد نيويورك را منفجر كرد! اين انفجار با سر و صداي فوق العاده اي همراه بود اما برخلاف انفجارهاي ديگر، صداي آن مهيب نبود. اين انفجار همه چيز را زير و رو كرد، بي آن كه خانه اي يا ساختماني را ويران كند و جاني را بستاند. انفجار عظيمي بود، اما در آن از بمب هاي چند تني موسوم به مادر بمب ها- نوع آمريكايي- و پدر بمب ها- نوع روسي آن- و هيچ ماده منفجره ديگري استفاده نشده بود. اصلا اين انفجار از نوع انفجارهايي كه يك مشت بي پدر و مادر در گوشه و كنار جهان ايجاد مي كنند و جماعتي از مردم بي پناه و مظلوم را به خاك و خون مي كشند نبود. احمدي نژاد اگرچه دل پري داشت، اما دست خالي به نيويورك رفته بود، صداي انفجاري كه او پديد آورد، در سراسر دنيا شنيده شد...»
اشاره به بخش فوق از يادداشت مورد اشاره به وضوح نشان مي دهد كه كيهان نيز مانند تمامي مردم ايران و ساير ملت هاي مسلمان، حضور اخير رئيس جمهور محترم كشورمان در نيويورك و مواضع اعلام شده ايشان را حركتي حماسي و افتخارآفرين مي داند، بنابراين آنچه درپي خواهد آمد نمي تواند به مفهوم ناديده گرفتن اهميت و يا كاستن از عظمت آن حماسه تلقي شود، بلكه سخني دوستانه با برخي اطرافيان رياست محترم جمهوري است.
اخيراً مركز پژوهش و اسناد رياست جمهوري- نشر جمهور- كتابي با عنوان «تجلي هويت ايراني در نيويورك» منتشر كرده است كه به شرح اظهارات، مواضع و حواشي حضور اخير ايشان در دانشگاه كلمبيا و مجمع عمومي سازمان ملل متحد اختصاص دارد. در مقدمه اين كتاب از حضور حماسي آقاي احمدي نژاد در نيويورك با عنوان «فتح الفتوح»! ياد شده و آمده است «از حيث آثار، شايد بتوان گفت اين فتح الفتوح به مراتب فراتر از ابعاد نبرد فيزيكي ايرانيان در فتح فاو بود. در كلمبيا وضع به گونه اي ديگر بود. در فاو راهكارهاي علوم طبيعي و علوم نظامي غلبه داشت اما در اينجا علوم انساني و پيچيدگي هاي غيرقابل پيش بيني حكم مي راند. نخبگان ايراني فتح فاو، براي مسخر كردن زمين در عمليات آبي- خاكي والفجر 8، علاوه بر كاربست اصول پيش دستانه غافلگيري به اندازه گيري جريان جزر و مد آب تا 04 سال قبل مبادرت كردند، اما در كلمبيا رفتارهاي ميزبان هرگز قابل پيش بيني نبود، حتي اگر خود ايشان از ميهمان دعوت هم كرده باشند... مي توان گفت همه چيز گوياي جريان داشتن نبردي حقيقي و به مراتب دشوارتر از فتح فاو و نبردهاي حزب الله در مارون الرأس بود كه در نيويورك به وقوع مي پيوست.»
مواضع انقلابي رياست محترم جمهوري در نيويورك اگرچه همانگونه كه اشاره شد، حماسه اي بزرگ بوده است ولي مقايسه و حتي برتر دانستن آن! از عمليات رزمندگان جان بركف اسلام در والفجر 8 و فتح فاو كه هنوز هم حيرت انگيز و در تاريخ جنگ ها- اگر بي نظير نباشد- به يقين كم نظير است، قبل از آن كه دفاع از آقاي احمدي نژاد باشد، نوشته اي اغراق آميز درباره ايشان است و نگارنده با شناختي كه از روحيات رئيس جمهور دارم بسيار بعيد مي دانم كه ايشان از اينگونه تعريف و تمجيدها دل خوشي داشته باشند و بايد از نويسنده مقدمه كتاب پرسيد، از اين مقايسه و برتر دانستن حركت رياست جمهوري در نيويورك از فتح فاو و فداكاري و جانبازي بي نظير رزمندگان اسلام در آن عمليات، چه منظوري داشته و اساساً اين مقايسه چه ضرورتي داشته است؟! و چرا با اينگونه مقايسه ها، ارزش و عظمت حركت حماسي رئيس جمهور را پايين مي آوريد؟! «مشك آن است كه خود ببويد» و بحمدالله رياست محترم جمهوري چنين بوده و هست، نه آن كه عطار بگويد، كه معمولاً عطارها اندازه نگه نمي دارند!
«...چند روز پيش دكتر احمدي نژاد نيويورك را منفجر كرد! اين انفجار با سر و صداي فوق العاده اي همراه بود اما برخلاف انفجارهاي ديگر، صداي آن مهيب نبود. اين انفجار همه چيز را زير و رو كرد، بي آن كه خانه اي يا ساختماني را ويران كند و جاني را بستاند. انفجار عظيمي بود، اما در آن از بمب هاي چند تني موسوم به مادر بمب ها- نوع آمريكايي- و پدر بمب ها- نوع روسي آن- و هيچ ماده منفجره ديگري استفاده نشده بود. اصلا اين انفجار از نوع انفجارهايي كه يك مشت بي پدر و مادر در گوشه و كنار جهان ايجاد مي كنند و جماعتي از مردم بي پناه و مظلوم را به خاك و خون مي كشند نبود. احمدي نژاد اگرچه دل پري داشت، اما دست خالي به نيويورك رفته بود، صداي انفجاري كه او پديد آورد، در سراسر دنيا شنيده شد...»
اشاره به بخش فوق از يادداشت مورد اشاره به وضوح نشان مي دهد كه كيهان نيز مانند تمامي مردم ايران و ساير ملت هاي مسلمان، حضور اخير رئيس جمهور محترم كشورمان در نيويورك و مواضع اعلام شده ايشان را حركتي حماسي و افتخارآفرين مي داند، بنابراين آنچه درپي خواهد آمد نمي تواند به مفهوم ناديده گرفتن اهميت و يا كاستن از عظمت آن حماسه تلقي شود، بلكه سخني دوستانه با برخي اطرافيان رياست محترم جمهوري است.
اخيراً مركز پژوهش و اسناد رياست جمهوري- نشر جمهور- كتابي با عنوان «تجلي هويت ايراني در نيويورك» منتشر كرده است كه به شرح اظهارات، مواضع و حواشي حضور اخير ايشان در دانشگاه كلمبيا و مجمع عمومي سازمان ملل متحد اختصاص دارد. در مقدمه اين كتاب از حضور حماسي آقاي احمدي نژاد در نيويورك با عنوان «فتح الفتوح»! ياد شده و آمده است «از حيث آثار، شايد بتوان گفت اين فتح الفتوح به مراتب فراتر از ابعاد نبرد فيزيكي ايرانيان در فتح فاو بود. در كلمبيا وضع به گونه اي ديگر بود. در فاو راهكارهاي علوم طبيعي و علوم نظامي غلبه داشت اما در اينجا علوم انساني و پيچيدگي هاي غيرقابل پيش بيني حكم مي راند. نخبگان ايراني فتح فاو، براي مسخر كردن زمين در عمليات آبي- خاكي والفجر 8، علاوه بر كاربست اصول پيش دستانه غافلگيري به اندازه گيري جريان جزر و مد آب تا 04 سال قبل مبادرت كردند، اما در كلمبيا رفتارهاي ميزبان هرگز قابل پيش بيني نبود، حتي اگر خود ايشان از ميهمان دعوت هم كرده باشند... مي توان گفت همه چيز گوياي جريان داشتن نبردي حقيقي و به مراتب دشوارتر از فتح فاو و نبردهاي حزب الله در مارون الرأس بود كه در نيويورك به وقوع مي پيوست.»
مواضع انقلابي رياست محترم جمهوري در نيويورك اگرچه همانگونه كه اشاره شد، حماسه اي بزرگ بوده است ولي مقايسه و حتي برتر دانستن آن! از عمليات رزمندگان جان بركف اسلام در والفجر 8 و فتح فاو كه هنوز هم حيرت انگيز و در تاريخ جنگ ها- اگر بي نظير نباشد- به يقين كم نظير است، قبل از آن كه دفاع از آقاي احمدي نژاد باشد، نوشته اي اغراق آميز درباره ايشان است و نگارنده با شناختي كه از روحيات رئيس جمهور دارم بسيار بعيد مي دانم كه ايشان از اينگونه تعريف و تمجيدها دل خوشي داشته باشند و بايد از نويسنده مقدمه كتاب پرسيد، از اين مقايسه و برتر دانستن حركت رياست جمهوري در نيويورك از فتح فاو و فداكاري و جانبازي بي نظير رزمندگان اسلام در آن عمليات، چه منظوري داشته و اساساً اين مقايسه چه ضرورتي داشته است؟! و چرا با اينگونه مقايسه ها، ارزش و عظمت حركت حماسي رئيس جمهور را پايين مي آوريد؟! «مشك آن است كه خود ببويد» و بحمدالله رياست محترم جمهوري چنين بوده و هست، نه آن كه عطار بگويد، كه معمولاً عطارها اندازه نگه نمي دارند!
نظرات کاربران
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
نظر شما
تازه های سایت
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین

اي كاش منصفانه به تمام ابعاد اين قضايا پرداخته مي شد:
مثلا اينكه چگونه ريس جمهور يك دشمن درجه يك (ايران وامريكا با هم دشمن درجه يك هستند!)به راحتي در معتبرترين مركز علمي سياسي دشمن سخن مي گويد؟
چگونه يك دانشگاه مانندكلمبيا درمقابل حاكميت مي ايستد وعليرغم خواسته واخطار دولت (به اذعان متبوعات وصداوسيماي خودمان )ازريئس جمهور دشمن دعوت بعمل مي آورد؟
واينكه اگر دانشگاهي مثلا دانشگاه تهران ازبوش دعوت كندو جرات چنين عملي رابه خود بدهد چه اتفاقي مي افتد؟
واينكه دموكراسي يعني چه ؟ودانشگاه يعني چه؟وآزادي بيان يعني چه؟وكرامت انساني يعني چه ؟
نميدانم حاكمان ما پاسخ مولاعلي راچگونه خواهند داد ، همو كه با فتنه اي به نام خوارج روبرو بود (كه به استناد فحواي كلامش خطرناكترين وپيچيده ترين فتنه تاريخ مي باشد)اما تازماني كه فقط هتاكي وفحاشي وتيليغ برضد او مي كردند نه تنهابا آنها كاري نداشت بلكه حقوق آنها را هم از بيت المال قطع نكرد .يقيناٌ درطول تاريخ دشمني قويتر و زرنگتر از دشمنان علي نبوده است (معاويه در يك لحظه وبا يك ترفند شكست كامل رابا پيروزي در جنگ عوض كرد ، كاري كه نه ازامريكا ونه از هيچ قدرت ديگري ساخته نيست)
تبليغاتي گسترده تر وتاثير گذار تر از تبليغ دشمنان علي هم در هيچ كجاي تاريخ وجود نداشته ونخواهد داشت (چگونه وباصرف چه هزينه اي ميتوان كاري كرد كه مسلمانان يك كشور بزرگ اسلامي ! اول مسلمان عالم ، داماد پيامبر ، خليفه چهارم و كسي با آن سوابق روشن را سب ولعن (آن هم از نوع واجب )كنند وپس از شهادتش در مورد نماز خواندنش شك كنند . )
سخن من اينست كه براساس سنت علوي به هيچ بهانه اي(ازجمله قوي بودن دشمن و تبليغات او وبه بهانه حفظ حكومت ) نمي توان صداي منتقدان وحتي مخالفان وحتي دشمنان را درگلو خفه كرد تنها به اين دليل كه قدرت در دست من است و تاكيد ميكنم كه حتي به بهانه حفظ اسلام وانقلاب وخون شهيدان وراه امام خميني رحمه الله عليه ، نمي توان برخلاف نص صريح سنت كه يكي ازمعيارهاي شناخت حق وباطل است عمل كرد .
اين كار دقيقا مانند اينست كه بگوييم خدا من در جهت حفظ انقلاب براي رضاي
تو گناه مي كنم وخدايا من ميخواهم براي رضاي تو به جهنم بروم !
ما مخواهيم آزادانه سخن بگوييم ولي جرات نداريم درحاليكه در اين كشور اسلاميبوده ومسلمانيم ومخالف سلطه اجنبي ودوستدار انقلاب ودلسوز كشور وازقضادراكثريت هستيم .چگونه است كه 22ميليون راي دهنده از مجوموع 40ميليون واجد شرايط ، مردم نيستند وحق اظهار نظر ندارند اما 6 ميليون راي دهنده از مجموع 46 ميليون واجد شرايط مردمند واكثريت و حق همه كار دارند.