به‌روز شده در: ۳۱ مرداد ۱۳۹۳ - ۲۲:۱۰
کد خبر: ۳۷۶۸۱
تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۳۸۶ - ۱۱:۱۹
تعداد نظرات: ۳۹ نظر
دكتر قیصر امین پور شاعر، ادیب و فارسی پژوه كه در سال 1338 در گتوند خوزستان به دنیا آمد بامداد امروز در بیمارستان دی دار فانی را وداع گفت.

شبكه خبر: دكتر قیصر امین پور، رشته های تحصیلی مختلفی را تجربه كرد وی سال 57 از رشته دامپزشكی دانشگاه تهران ترك تحصیل كرد. امین پور همچنین از رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1363 ترك تحصیل كرد و در سال 1376 با راهنمایی دكتر شفعی كدكنی موفق به اخذ دكترای ادبیات فارسی از دانشگاه تهران شد.

وی همچنین تدریس در دانشگاه الزهرا 70 - 1367 و تدریس در دانشگاه تهران از سال 1370 تاكنون را عهده دار بوده است.
امین پور دبیر شعر هفته نامه سروش طی سال های 71-60، سردبیر ماهنامه ادبی - هنری سروش نوجوان 83- 67، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی بوده است.

"ظهر روز دهم" (برنده جایزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكری)؛ "به قول پرستو" (برنده جایزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكری)؛ "تنفس صبح"، "در كوچه آفتاب"، "منظومه روز دهم"، "توفان در پرانتز"، "بی بال پریدن"، "گلها همه آفتاب گردانند" از جمله آثار وی هستند.

وی برنده تندیس مرغ آمین 1368، برنده تندیس ماه طلایی (برگزیده شعر كودك و نوجوان 20 سال انقلاب) است.

اگر بخواهیم شعری از جنگ بگوییم حتماً سرآمد شاعران آن، قیصر امین پور به یادمان خواهد آمد همانكه روزگاری سروده بود:

می خواستم شعری برای جنگ بگویم
دیدم نمی شود
دیگر قلم زبان دلم نیست.
گفت:
باید زمین گذاشت قلم ها را
دیگر سلاح سرد سخن كار ساز نیست
باید برای جنگ
از لوله تفنگ بخوانم
با واژه فشنگ

قیصر امین پور در آستانه دهه پنجم عمرش اما دیگر به دنبال واژه و فشنگ نیست. چه مدتهاست كه زادگاه و سرزمین مادری اش به دور از وضعیت خطر و آژیر قرمز نفس می كشد. با این همه گویی غبار آن سالهای نه چندان همچنان بر چهره شاعر خانه های خونین و عروسك خون آلود تازه مانده كه گاه به گاه به یاد آن ایام داغ ولی تازه می كند. گر چه این حرمهای داغ دلش را دیوار هم توان شنیدن نداشته است. از همین روست شاید كه امین پور لحظه های كاغذی اش را می سراید و می گوید:

خسته ام از آرزوها، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی، بال های استعاری

لحظه های كاغذی را روز و شب تكرار كردن
خاطرات بایگانی، زندگی های اداری

آفتاب زرد وغمگین، پله های رو به پایین
سقف های سرد و سنگین، آسمان های اجاری

عصر جدول های خالی، پارك های این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمكت های خماری

رونوشت روزها را روی هم سنجاق كردم:
شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
خاك خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری

روی میز خالی من، صفحه باز حوادث
درستون تسلیت ها، نامی از مایادگاری

قیصر امین پور، چنانچه از شعرهایش می آید، جنوبی است و اهل گتوند . منطقه ای در محدوده دزفول. به همین خاطر هست كه جنگ را می توان در اشعار روزگار جوانی اش به دیده ذهن دید و پریشان شد و بارید. او كه در سال 1338 متولد شده، تا سال 1357 در همان منطقه به تحصیل پرداخت و در این سال بود كه برای ادامه تحصیلات و ورود به دانشگاه تهران عزیمت كرد.

امین پور جوان در بدو ورودش به تهران و آغاز تحصیلات دانشگاهی جذب حوزه هنری آن سالها می شود و آشنایی اش با شاعران جوانی كه در حوزه هنری گردآمده بودند او را به حضور در جمع آنان كشاند و باعث شد تا او تحت تأثیر یاران هم سلك و مرامش و به اشتیاق شاعرانگی هایش رشته تحصیلی اش را از علوم اجتماعی به ادبیات تغییر دهد.

او در سال 1366 به همراه دوستان نویسنده و شاعرش، بیوك ملكی و فریدون عموزاده خلیلی، نشریه سروش نوجوان را طراحی و منتشر كرد كه تا چندی پیش هم انتشار این مجله و مسؤولیت قیصر امین پور در سمت سردبیری ادامه داشت.

از سال 1367 امین پور تدریس در دانشگاه الزهرا را آغاز كرد و دبیری بخش ادبیات فصلنامه هنر و مسؤولیت در دفتر شعر جوان را به كارهای خود ضمیمه كرد كه تاكنون ادامه دارد. امین پور در سال 1376 با دفاع از رساله خود با عنوان سنت و نو آوری در شعر معاصر كه با راهنمایی دكتر محمدرضا شفیعی كدكنی به سامان رسیده بود و موفق به اخذ مدرك دكترای ادبیات فارسی از دانشگاه تهران شد و بعدها این پایان نامه در شمارگان بالایی به چاپ رسید.

قیصر امین پور درباره این اثر می گوید: پیشنهاد بررسی درباره این موضوع از طرف استاد ارجمند دكتر شفیعی كدكنی بود و من از میان موضوعات مختلف، این موضوع را به ضرورت بحث سنت و نوآوری، برای پایان نامه دكتری برگزیدم.

او می گوید: دشواری كار آنجا بود كه چون من به نسلی آرمانگرا تعلق دارم و كار ادبی و خلاق را برای خود انجام می دهم، شعری كه دلم می خواهد می نویسم و هیچ كس هم در آن دخالت ندارد، فكر كردم در كار تحقیقی هم می شود، این گونه بود؛ اما چنین نبود.

او ادامه می دهد: به هر حال من، آدمی دوزیست بودم. هم در مطبوعات هستم و هم در دانشگاه. دانشگاه از من توقعی داشت و لابد انتظار داشت از چشم انداز سنت، نوآوری را بررسی كنم و دوستان مطبوعات بر عكس. بین این دو دیدگاه سرگردان بودن مشكل كار من بود و موقعی این مسأله حل شد كه تصمیم گرفتم یك چشم سوم برگزینم و به قول گادامر یك جور فاصله گرایی.

با این همه آنچه پس از بررسی این كتاب نصیب خواننده می شود، این موضوع است كه امین پور در این كتاب قصد نداشته تا تاریخ معاصر ادبیات را به رشته تحریر درآورد. چه ،كار این كتاب به جای اینكه تاریخ ادبیات باشد، این است كه سنت و نو آوری را با توجه به تفكیك تعاریف سنت به معنای دینی و ادبی، به شكل دو عرصه لازم و ملزوم نگاه می كند. او در این كتاب از نظریه پردازی پرهیز كرده و به بررسی مكاتب مختلف پرداخته است.

گرچه این كتاب در سال 1372 آماده به چاپ بود اما به اقتضای اینگونه پژوهشهای دانشگاهی دامنه موضوع معین و محدود بود و تبدیل آن به كتاب نیازمند گسترش و پرورش یا پردازش بیشتر بود. پس قیصر امین پور به امید ادامه پژوهش و كشاندن دامنه سخن تا شعر امروز و شاخه های گونه گونش، در چاپ آن تا سال 1383 دریغ كرد. با این همه خودش می گوید: دریغا كه در این درنگ 5 ساله، از بسیاری كار و گرفتاری و بیماری و دیگر پیشامدهای ناگوار روزگار، حتی فرصت و فراغت بازنگری در آن را نداشته ام چه رسد به بازنگاری.

آثار قیصر امین پور در محافل و جشنواره های ادبی همواره مطرح بوده و هستند. چنانكه او درسال 1368 توانست تندیس مرغ آمین را از جایزه ویژه نیما دریافت كند و دو كتابش با نام های ظهر روز دهم و به قولی پرستو در همان سالهای نشریعنی در سال های 1365 و 1375 جایزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكری كودكان و نوجوان را از آن خود كرد.

قیصر امین پور همچنین جایزه تندیس ماه طلایی را كه به برگزیدگان شعر كودك و نوجوان 20 ساله اخیر تقدیم شده است، به دست آورده است.

چنانچه پیش از این آمد امین پور محصول تلاش فكری سالهای 57 و نسل دوم انقلاب است. او كه در سال 1357 زادگاهش را برای تحصیل در رشته دامپزشكی در دانشگاه تهران ترك كرده بود و پس از مدتی از این رشته انصراف داده بود و به رشته علوم اجتماعی نقل مكان كرده بود و باز هم این رشته را پس زد و در رشته موردعلاقه اش ادبیات سرانجام گرفته بود، در همان سالها در شكل گیری حلقه هنری و اندیشه اسلامی در حوزه هنری با افرادی چون سید حسن حسینی، سلمان هراتی، محسن مخملباف، حسام الدین سراج، محمدعلی محمدی، یوسفعلی میر شكاك، حسین خسروجردی و ... همكاری داشت. گروهی كه بنیانگذاران جوان حوزه هنری نام گرفتند و بعد ترها چهره هایی چون سهیل محمودی، ساعد باقری، عبدالملكیان، كاكایی و فاطمه راكعی و علیرضا قزوه نیز به آنان پیوستند. البته هشت سال بعد یعنی در سال 1366 او به همراه بسیاری از هم دوره ای هایش، از حوزه هنری خارج شد و 2 سال بعد به كمك دوستانش دفتر شعر جوان را راه اندازی كرد.

امین پور در دهه های دوم و سوم زندگی اش شاعری انقلابی و جنگ زده می نماید و شعرهای دوران جنگش از نوادر ادبیات جنگ و پایداری آن سالهاست. اوخودش در پاسخ به این سؤال كه قضاوت شما در مورد شعر دفاع مقدس از ابتدا تا كنون چیست؟ می گوید: قضاوت به ویژه برای ادبیات و هنر دوره های خاص، بسیار دشوار است. منظور از دوره های خاص دوره هایی مانند مشروطیت، انقلاب، جنگ و دفاع مقدس است كه انگار شعر و ادبیات در این دوره ها وظیفه، كار كرد و رسالت و در نتیجه گویی تعریف دیگری پیدا می كند. بنابراین اگر بخواهیم با همان معیارهای آرمانی و همیشگی دوره های دیگر به سراغ این دوره ها برویم چه بسا كه دست خالی بر گردیم و گمان كنیم كه خبری از هنر و ادبیات نبوده است. در حالی كه در بررسی چنین دوره هایی بهتر است كه به جای نقد ایده آل به نقد رئال بیشتر بپردازیم. یعنی واقعگرایانه تر نگاه كنیم نه صرفاً آرمانی و ایده آل.

امین پور كه تجربه تدریس و مقطع راهنمایی را در فاصله سال های 60 تا 62 در كارنامه خود دارد، از سال 67 نیز به تدریس در دانشگاه الزهرا پرداخت، اما شروع تدریس او در دانشگاه تهران به سال 1370 بر می گردد كه همچنان ادامه دارد.

فعالیت های قیصر امین پور سال گذشته از فعالیت های مطبوعاتی اش فاصله گرفت و از مهرماه سال گذشته نیز به همراه كامران فانی، حسن انوری، محمد علی موحد، یدالله ثمره، سلیم نیساری و هوشنگ مرادی كرمانی، به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسی در آمد.

قیصر امین پور و اشعارش هر چه كه باشند، نمونه كامل زبان نسل دوم انقلاب است. نسلی كه از آرمان گرایی رفته رفته به واقع گرایی رخ پوشانده و همین واقع گرایی موجب نوشدن افكار و آرای آنها را داشته است. شاید به همین خاطر باشد كه اشعار دهه آخر عمر امین پوربیش از پیش مورد استقبال و اشتیاق نسل سوم انقلاب قرار گرفته است و آنها در كتابخانه های خود لااقل یكی از دیوان های او را در كتابخانه خود به غنیمت برده اند. زندگینامه او را را با یكی از اشعار امین پور به پایان و از خواندنش لذت ببریم:

آفتاب مهربانی سایه ی تو بر سر من
ای كه در پای تو پیچید ساقه ی نیلوفر من
با تو تنها با تو هستم ای پناه خستگی ها
در هوایت دل كسسته ام از همه دلبستگی ها
در هوایت پر گشودم باور بال و پر من باد
شعله ور از آتش غم خرمن خاكستر من باد
ای بهار باور من ای بهشت دیگر من
چون بنفشه بی توبی تابم بر سر زانو سر من
بی تو چون برگ ازشاخه افتادم
زردو سرگردان در كف بادم
گر چه بی برگم گر چه بی بارم در هوای تو بیقرارم
برگ پاییزم بی تو می ریزم
نو بهارو كن نوبهار
ای بهار باور من
ای بهشت دیگر من
چون بنفشه بی توبی تابم
بر سر زانو سر من
شماره پیامک: ۳۰۰۰۷۰۸۷
نظرات کاربران
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۳۹
ناشناس
|
|
۰۹:۰۱ - ۱۳۸۶/۰۸/۱۳
37
38
ایول ممنون
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۲۲:۴۷ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۲
خسته نباشید.گلچینی از بهترین شعر های قیصر حال وهوای تازه ای به مطالبتان خواهد بخشید.
ناشناس
|
|
۱۹:۰۸ - ۱۳۸۶/۰۸/۲۶
25
43
عالی بود.
ناشناس
|
|
۰۷:۲۲ - ۱۳۸۶/۰۹/۰۳
19
124
خدا قوت
ناشناس
|
|
۲۳:۳۷ - ۱۳۸۶/۰۹/۰۹
13
73
شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید مگر مساحت رنج مرا حساب کنید
محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید خطوط منحنی خنده را خراب کنید
دگر به منطق منسوخ مرگ میخندم مگر به شیوه دیگر مرا مجاب کنید
ناشناس
|
|
۱۳:۴۸ - ۱۳۸۷/۰۷/۲۱
27
107
واقعاخوب بود ممنون
ناشناس
|
|
۲۰:۲۸ - ۱۳۸۷/۰۸/۲۲
19
24
واقعا خوب بودممنونم
ناشناس
|
|
۱۶:۱۳ - ۱۳۸۷/۱۲/۲۰
13
24
خوب است
ناشناس
|
|
۰۶:۱۴ - ۱۳۸۸/۰۷/۰۲
11
19
خوبه متشکرم.
ناشناس
|
|
۲۲:۰۶ - ۱۳۸۸/۰۷/۲۵
16
11
khobe batashakor
ناشناس
|
|
۱۰:۳۵ - ۱۳۸۸/۰۸/۰۴
52
6
...
ناشناس
|
|
۱۲:۱۳ - ۱۳۸۹/۰۸/۲۵
22
10
اطلاعاتتو عشقه
مهسا
|
|
۱۴:۴۶ - ۱۳۸۹/۰۹/۲۷
11
21
سلام. مرسی ولی در مورد زندگی شخصی دکتر چیزی نبود مثل همسرش یا پدر و مادرش
fateme
|
|
۱۶:۴۰ - ۱۳۸۹/۱۱/۲۲
12
16
khob booooooooooooooooooood
mer30
ناشناس
|
|
۲۲:۴۹ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۲
14
8
خوب بود باسپاس فراوان
احمد
|
|
۱۵:۱۱ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۲
78
7
بابا دمت گرم کلی حال کردیم
سمیر
|
|
۲۳:۰۰ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۸
14
45
عالی بود و دارای اطلاعات کامل
لاله
|
|
۲۰:۰۷ - ۱۳۹۰/۰۷/۲۴
28
14
اطلاعاتت باحال بود
دم دم دم دم دمت گرم
هادی
|
|
۱۶:۳۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۰۴
84
8
بیشتر از شعرهای کتاب دبستان نمایش دهید تا ما که سنی از ما گذشته برایمان خاطره باشه.
باتشکر
پدرام
|
|
۲۲:۰۱ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۲
4
8
مرسی مفید بود ولی افسوس که ما قدرشو ندونستیم...
یاسمن
|
|
۱۳:۱۶ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۶
3
9
خوب بود
رضامحمدی لندی
|
|
۱۷:۵۵ - ۱۳۹۱/۰۱/۳۱
9
2
خیلی عالی
نگین
|
|
۱۱:۲۸ - ۱۳۹۱/۰۷/۱۴
8
6
عاااااالییییییییییییییییی بود مرسیییییییییی
علی بنام
|
|
۲۱:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۷/۱۶
5
8
بسیار عالی بود ممنون فقط اگر تصا ویر بیشتر بود به نظر من بهتر میشد
زهرا
|
|
۱۴:۵۶ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۶
5
9
باسلام.اطلاعات کافی بود اما درباره ی زندگی شخصی چیزی نبود
مبینا
|
|
۱۳:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۹
20
7
با سلام
اطلاعات بسیار مفهوم ،عالی و واضح نوشته شده بود.
از لطفتان بسیاااااااااااااار خردسندم.ممنون
غزل
|
|
۱۹:۲۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۵
3
21
خوب بود من رو ار دست معلم فارسی نجات داد
علی
|
|
۲۱:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۹
3
7
خیلی خوب بود
مبينا
|
|
۱۵:۰۶ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۲
4
17
عالي بود
سعید
|
|
۲۳:۲۷ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۷
3
6
عالییییییییییییییییییییییییییییییییی بود
ناشناس
|
|
۱۶:۲۶ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۸
1
6
یادت گرامی
محمدامین
|
|
۰۸:۰۰ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۳
3
1
عالی بود نبود
مریم
|
|
۱۹:۰۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۶
1
4
خیلی خیلی عالی بودامااگرعکس های بیشتری داشت بهترمی شد
زهرا امانی
|
|
۱۸:۵۷ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۲
3
1
بد نبود
بهزاد
|
|
۱۴:۵۸ - ۱۳۹۳/۰۱/۱۴
0
3
خوب بود متشکریم
مهتاب احمد پور
|
|
۲۱:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۱/۱۷
0
1
اطلاعات خوبی بود
مهتاب
|
|
۰۰:۳۳ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۵
0
1
بابا هرچی بود دمت گرم از دست معلم ادبیات راحت شدیم
واقعا خوب بود
شبنم
|
|
۲۳:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۶
0
0
واقعا ممنون...خیلی خوب بود...
رضا
|
|
۱۵:۵۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۷
0
0
عالییییییییییست
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه های سایت