حجاب؛ رسم، نماد يا الزام ديني ؟
عليرضا باونديان
از جمله مباحثي که همواره به عنوان يک موضوع بحث برانگيز و جنجالي، مطرح بوده، ذهن و ضمير انسان ها و جوامع بشري را به خود معطوف و مشغول ساخته است، مقوله حجاب و تعيين حدود و ثغور آن، بوده است. عده اي رعايت حجاب و پوشش اسلامي را مانع حضور زنان در اجتماع تلقي کرده و مدعي هستند که رعايت حجاب براي خانم ها دست و پاگير بوده و مانع فعاليت هاي آنها در عرصه هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي مي شود و از اين ناحيه، آسيب هاي اقتصادي به جامعه و پيامدهاي روحي و رواني براي خانم ها به ارمغان مي آورد! برخي ديگر، قانون حجاب را مغاير اصل آزادي و دموکراسي معرفي نموده و با جديت تمام با آن مخالفت مي کنند و با کساني که با ميل و رغبت، حجاب و پوشش شان را به عنوان يک وظيفه و تکليف رعايت کرده و در اجتماع ظاهر مي شوند با شدت برخورد کرده و از امتيازات اساسي و مهم اجتماعي مثل رفتن به مدرسه، دانشگاه، استخدام در ادارات دولتي و گرفتن گذرنامه و... محروم مي کنند، آن هم در کشورهايي که خود را مهد فرهنگ و تمدن و پايه گذار دموکراسي معرفي کرده و از آزادي هاي فردي و اجتماعي دم مي زنند! عده اي قابل توجه نيز حجاب را به عنوان يک اصل و رعايت آن را در جامعه لازم و ضروري دانسته و از آن دفاع و حمايت مي کنند. هر يک از اين گروه ها از راه و روش خاصي پيروي کرده و ضرورت رعايت حجاب را از منظرهاي مختلفي بيان داشته اند. برخي ضرورت رعايت حجاب را از منظر روان شناسي مطرح کرده و به بحث و ارزيابي آن پرداخته اند و با توجه به نيازهاي روحي و رواني انسان، ضرورت رعايت حجاب را براي رشد و ترقي و تمرين تعالي او، معرفي کرده اند(1). برخي ديگر حجاب را به عنوان يک امر فطري، تلقي کرده و براي اثبات ادعاي خود به شواهدي از اوستا، تلمود، تورات و انجيل تمسک نموده اند. اين دسته مدعي هستند که حجاب به عنوان يک اصل مشترک در تمام اديان، جايگاه خاصي داشته و دارد(2). دسته اي ديگر با توجه به فرهنگ مبتذل غرب و رواج برهنگي و آسيب هاي فراوان و پيامدهاي منفي آن «که از اين رهگذر متوجه قشر حساس خانم ها شده، آمار و ارقام به خوبي آن را نشان داده و حکايت مي کند» به ضرورت رعايت حجاب استدلال کرده و آن را حريم امن براي خانم ها و رشد و سلامت خانواده و اجتماع ديده اند و معرفي کرده اند.»(3) عده اي ديگر حجاب را به عنوان تکليفي الهي تلقي کرده و در انجام رعايت آن، مثل ساير واجبات الهي، خود و ديگران را ملزم مي دانند و در انجام تکليف و پوشش اسلامي از سرزنش و ملامت ملامتگران و توهين و تحقير اين و آن، افسرده و عصباني نمي شوند بلکه آن را به عنوان تکليف الهي که باعث عفاف و پاکدامني افراد و بهداشت و سلامت خانواده و اجتماع شده و رشد، ترقي و کمال آنان را به همراه دارد با عشق و علاقه رعايت مي کنند و رعايت آن را به ديگران نيز توصيه نموده و به انجام آن تشويق و ترغيب مي نمايند. البته طرح و دسته بندي نظريات به معناي مخالفت آنها با يکديگر نيست به گونه اي که قابل جمع نباشد. بلکه مي توان گفت: رعايت حجاب را همه قبول دارند منتهي هر دسته از زاويه اي خاص بر ضرورت آن استدلال کرده اند. در اين ميان اگر آيات شريفه قرآن کريم در ارتباط با مقوله حجاب را ارزيابي کنيم متوجه خواهيم شد که مسئله حجاب و پوشش که به عنوان يک پديده بحث برانگيز و جنجالي در دنياي امروزي مطرح است امر جديد و نوظهوري نيست که با آمدن دين مبين اسلام، تشريع شده باشد، بلکه اگر نگوييم اين مسئله ريشه در فطرت انسان دارد، لااقل مي توان ادعا کرد که همراه با خلقت انسان، حتي قبل از هبوطش در عالم خاکي، مطرح بوده است، هنگامي که آدم ابوالبشر و همسرش حوا، توسط دشمن قسم خورده اي به نام ابليس، وسوسه شده و به منطقه ممنوعه نزديک، و از حد و مرز تعيين شده تجاوز مي نمايند، يک باره خود را عريان و برهنه احساس مي کنند، سراسيمه اين طرف و آن طرف، دنبال پناهگاهي مي روند و بالاخره قسمت هايي از بدن خود را با برگ درختان مي پوشانند. «هنگامي که از آن درخت، چشيدند، عورت شان نمايان شد و آن دو براي پوشاندن عورت خود، به برگ درخت روي آوردند.»(4) بنابراين مسئله حجاب، ريشه در تاريخ انسان داشته، همراه و همزاد او از ابتدا تا حال و تا امتداد تاريخ، بوده و خواهد بود. در اين نوشته بر آنيم تا اهميت مسئله حجاب و رعايت پوشش اسلامي را از زاويه ديگري ارزيابي نموده و نکاتي را يادآور شويم. چنانچه در ابتدا ذکر شد برخي مدعي هستند: رعايت حجاب و پوشش اسلامي، مانع حضور زنان در اجتماع بوده و فعاليت هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي آنان را محدود مي سازد. در جواب بايد گفت: اولاً: ادعاي ذکر شده، فريب و نيرنگي بيش نيست و اين نيرنگ هم از سوي کساني مطرح مي شود که از يک طرف حضور زنان را در مجامع عمومي و خصوصي براي تلذذ، عياشي و خوشگذراني مي خواهند و از سوي ديگر، به خاطر خصومت و دشمني که با اسلام و پيروان آن دارند، براي مخدوش ساختن چهره و حيثيت آن، از هر وسيله و ابزاري استفاده مي کنند. از جمله ابزار و وسايلي که براي رسيدن به اهداف شوم و استعماري خود، بهره برداري مي کنند اين است که ارزش هاي اسلامي را به عنوان قوانين دست و پاگير، غيرکارآمد و ارتجاعي، معرفي کرده و به خورد جامعه و مردم مي دهند. متن ذيل را که گوينده آن يکي از مزدوران انگليسي است به عنوان نمونه مرور مي کنيم: «در مسئله بي حجابي زنان بايد کوشش فوق العاده به عمل آوريم تا زنان مسلمان به بي حجابي و رها کردن چادر، مشتاق شوند، بايد به استناد شواهد و دلايل تاريخي ثابت کنيم که پوشيدگي زن از دوران بني عباس، متداول شده و مطلقاً سنت اسلام نيست. مردم همسران پيامبر را بدون حجاب مي ديدند و زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگي، دوش به دوش مردان فعاليت داشته اند پس از آن که حجاب زن، با تبليغات وسيعي از ميان رفت، وظيفه مأموران ما آن است که جوانان را به عشق بازي و روابط جنسي نامشروع با زنان غير مسلمان کشانده و زنان کاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آن تقليد کنند.»(5) ثانياً: اگر به تاريخ اسلام نگاه منصفانه داشته باشيم متوجه خواهيم شد که فراوان بوده اند زنان مؤمن متدين و پاکدامني که با رعايت حجاب و پوشش اسلامي در کنار مردان مؤمن و مسلمان در صحنه هاي سياسي، فرهنگي و حتي نظامي، حضور داشته و فعاليت نموده در شرايط فعلي زنان مسلمان در جاهاي مختلف از جمله زنان ايراني با رعايت حجاب و پوشش اسلامي در کنار ساير اقشار جامعه، در پست ها و مناصب گوناگون، مشغول تلاش و فعاليت هستند، رعايت حجاب را نه تنها مانع فعاليت هاي اجتماعي خود نمي بينند بلکه آن را به عنوان سد محکم و دژ نفوذناپذيري مي دانند که گوهرگران سنگ عفاف و حريم حرمت شان را در برابر تيرهاي زهرآلود هوسبازان شرور و خدانشناس حفاظت مي نمايد. ثالثاً: رعايت حجاب و پوشش اسلامي، نه تنها مانع حضور زنان در صحنه هاي سياسي و اجتماعي نمي باشد بلکه بر عکس، تشريع حکم حجاب از سوي شارع مقدس، در حقيقت مجوز حضور زنان در صحنه هاي اجتماعي به حساب مي آيد، والا نشستن در منزل و ماندن در کنار اعضاي خانواده، رعايت نوع حجاب مورد نظر را نمي خواهد تا درباره آن حکمي صادر شود لذا صدور حکم پوشش اسلامي از سوي شرع مقدس بهترين دليل بر اين مطلب است که دين مبين اسلام نه تنها با فعاليت هاي اجتماعي و فرهنگي زنان مخالف نيست بلکه خود زمينه حضور آنان را در فعاليت هاي اجتماعي فراهم کرده است. منتهي شرط حضور در اجتماع و فعاليت هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي به خصوص براي قشر خانم ها، ايجاد امنيت لازم در جامعه خواهد بود و از جمله عوامل بسيار مهم و اساسي که در جهت آرامش و آسايش فرد و خانواده و امنيت در اجتماع، نقش ايفاد مي کند، داشتن حجب و حيا، رعايت اصول و ارزش هاي ديني و مذهبي از جمله رعايت حجاب و پوشش اسلامي توسط زنان و مردان مؤمن و متدين خواهد بود. اگر به آيات شريفه قرآن کريم و احاديث معصومين در ارتباط با پوشش اسلامي دقت کرده و اشارت ظريف و لطيف آن، مورد ارزيابي قرارگيرد. اين اصل و استنباط به دست خواهد آمد که حجاب، محدوديت نيست بلکه مصونيت است. مصونيتي که فرآيند و محصول مبارک آن، سلامت، بهداشت و آرامش افراد خانواده ها و امنيت در جامعه خواهد بود. قرآن کريم، زنان و مردان مؤمن را مورد خطاب قرار داده و به آنان دستور مي دهد: «چشم چراني نکنيد، دامن هاي خود را آلوه نساخته و حفظش کنيد»(6) به زنان تأکيد بيشتري نموده مي گويد: «حجاب و پوشش اسلامي را رعايت کرده، زينت هاي خود را آشکار نسازيد... و در نشست و برخاست هم به گونه اي عمل نمائيد که متوجه زيورآلات شما نشوند.»(7) و در صحبت ها و مکالمات روزمره نيز با ناز و کرشمه، صحبت نکرده، ادا و اطوار زنانه که آتش شهوت را شعله ور سازد، از خود نشان ندهند.»(8) «و مانند زنان نيمه عريان دوران جاهليت، تبرج نکرده و با خودنمايي و خودآرايي و لباس هاي نازک و بدن نما(9) از خانه خارج نشويد»(10) همه اين دستورات براي آن است که رعايت آن، علاوه بر اسقاط تکليف و امتثال اوامر الهي، سلامت و بهداشت روحي و رواني و آرامش و امنيت فردي و اجتماعي را به دنبال دارد و تخلف و سرپيچي از آن، يعني چشم چراني، آلوده کردن دامن، آشکار ساختن زينت و زيورآلات، صحبت کردن با ناز و کرشمه و لهجه هاي مخصوص و مهيج و پوشيدن لباس هاي نازک و بدن نما، هر کدام به نوبه خود، باعث فساد، عياشي، تجاوزگري و اضطراب و ناامني مي شود و جامعه را به هرج و مرج مي کشاند. در احاديث نوراني که از معصومين نقل شده است، نگاه کردن به نامحرم و چشم چراني، به عنوان تير زهرآلود شيطاني، معرفي شده است، لذا امام صادق(ع) مي فرمايد: «نگاه (و چشم چراني) تيري از تيرهاي مسموم شيطان است.»(11) در حديث ديگري بازهم از امام صادق(ع) مي خوانيم «نگاه کردن تير زهرآلودي از ناحيه شيطان است چه بسيار نگاه هايي که بعدها، حسرت و تأسف طولاني را به دنبال خواهد داشت.»(12) امام علي(ع) نيز مي فرمايد:«کسي که نگاهي را رها سازد، حسرت و تأسف او زياد مي شود»(13) در جاي ديگري مي فرمايد: «چه بسيار نگاه هايي که آه و حسرت به دنبال دارد.»(14) و در جملات ديگري آن امام همام مي فرمايد: «نگاه و چشم چراني، پيشاهنگ تمام فتنه هاست»(15) «چشم ها دام هاي شيطان هستند.»(16) و «چشم راهبر دل است»(17) به قول شاعر: ز دست ديده و دل هر دو فرياد هر آنچه ديده بيند دل کند ياد بسازم خنجري نوکش ز فولاد زنم بر ديده تا دل گردد آزاد در واقع، نگاه هاي آلوده، مسموم و شهوت انگيز، آتش درون را شعله ور مي سازد که فرايند و محصولي جز فحشا، سياهي دل؛ مشکلات و نارسايي هايي اجتماعي، نخواهد داشت. چشم چراني دام شيطاني، بذر شهوت و رويشگاه فسق و فجور است که دل را مي لرزاند، آرامش و ثبات را سلب نموده و باعث هرج و مرج و فتنه و فساد در جامعه مي شود. لذا چشم چراني، اين تير مسموم و زهرآلود شيطاني اگر بدون قيد و بند، رها شود يقيناً سلامت و امنيت طرفين را به خطر مي اندازد، جوان و نوجواني که به کوچه و خيابان راه مي افتد اگر دستور اسلام را رعايت نکرده و نگاهش را کوتاه نکند و از طرف ديگر، کساني که بايد حجاب و پوشش اسلامي را رعايت کنند، رعايت نکنند، چشم جوان به صحنه هاي شهوت انگيز خواهد افتاد، و نيروي قدرتمند شهوت به جوشش و غليان آمده و تحريک خواهد شد، درچنين شرايط حساس و خطرناکي، اين جوان، يا بايد به عياشي، فساد و تجاوزگري روي آورد و به خواسته هاي قوه شهواني جواب مثبت دهد، امنيت خود و ديگران را به خطر اندازد، و يا با تخيل و تصور، با حالت افسرده و پريشان، زندگي بيمار گونه خود را ادامه داده آسايش و آرامش خانواده را برهم زند. آنچه از مجموع آيات، روايات و تجربيات کارشناسان به دست مي آيد اين است که: چشم چراني هاي هوس آلود بدحجابي و بي حجابي زنان و دختران بي بند و بار از جمله عوامل مؤثر در ايجاد اضطراب ونگراني افراد و خانواده ها و هرج و مرج و ناامني در جامعه به حساب مي آيد. در طرف مقابل اگر اصول و ارزش هاي اسلامي از جمله حجاب و پوشش اسلامي، رعايت شود از چشم چراني و نگاه هاي آلوده جلوگيري به عمل آيد وخانم ها در نشست و برخواست و صحبت ها و مکالمات روزمره، دستورات شرع مقدس را رعايت کنند يقيناً زمينه هاي فساد زدوده شده دام هاي شياطين برچيده خواهد شد، آرامش روحي و رواني براي افراد و خانواده ها، نظم، ثبات و امنيت در جامعه پديد خواهد آمد. امام علي(ع) مي فرمايد: «کسي که نگاهش را کاهش دهد، قلبش آرام مي گيرد.»(18) و نعمتي بالاتر از آرامش قلب، وجود ندارد. اين موهبت بزرگ اگر در اعضا و افراد جامعه، محقق شده و تجلي پيدا کند، جامعه نيز به طبع اعضا و افراد خود، داراي امنيت و آرامش خواهد شد. در ارتباط با شأن نزول آيات 30 به بعد از سوره نور، تفاسير شيعه و سني نقل کرده اند که: «روزي در هواي گرم مدينه، زن جواني در حالي که روسري خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بناگوش او، پيدا بود، از کوچه اي عبور مي کرد، مرد جواني از انصار، آن حالت را مشاهده کرد و چنان غرق تماشا شد که از خود و اطرافش غافل گرديد و به دنبال آن زن حرکت نموده تا اين که صورتش به شي اي اصابت کرد و مجروح گرديد، هنگامي که به خود آمد، خدمت پيامبر(ص) رفت و جريان را براي او بيان داشت، اين جا بود که آيات سوره مبارکه نور نازل گرديد(19). در آيات شريفه سوره نور، از يک طرف مؤمنان اعم از زنان و مردان را مخاطب قرار داده دستور مي دهد که نگاه هاي خود را کوتاه ساخته و به نامحرم خيره نشوند و از فساد و آلودگي دوري کنند و از سوي ديگر به خانم ها دستور مي دهد پوشش مناسب را رعايت کرده و زيورآلات خود را آشکار نسازند. تا حوادث نظير حادثه اي که آيه در ارتباط با آن نازل شده است، اتفاق نيفتد و جوانان از خود بي خود نشده و دنبال زنان و دختران نامحرم راه نيفتاده امنيت و آرامش خود و ديگران را خدشه دار نسازند. در سوره احزاب نيز در يک جا به خانم ها دستور مي دهد: «در محاورات روزمره حالت عادي داشته و با ناز و کرشمه و طنازي صحبت نکنيد و در کوچه و خيابان با بدن هاي نيمه عريان و لباس هاي بدن نما، ظاهر نشويد.»(20) چند آيه بعد مي فرمايد: «با چادر و مقنعه اندام خود را بپوشانيد.»(21) تمام اين برنامه و تأکيدها براي آن است که: مردم، زن ها را به عنوان افراد عفيف و پاکدامن بشناسند و موجبات آزار و اذيت آنان را فراهم نسازند(22) و چشم طمع ندوزند.(23) و در نتيجه امنيت و آرامش قشر خانم ها در سايه چادر و رعايت ضوابط شريعت و پوشش اسلامي، تأمين شود. در ادامه قرآن کريم مي فرمايد: با اين راه و روش، اگر بيماردلان هوسباز اصلاح نشدند و به آزار و اذيت خانم ها ادامه داده و امنيت و آرامش آنان را تهديد کردند. برخورد شديدتري با آنان صورت خواهد گرفت: «اگر منافقان و بيماردلان «شهوت پرست» و کساني که در شهر، اضطراب و نگراني به وجود مي آورند از اعمال زشت خود دست برندارند، ترا «اي رسول» عليه ايشان، بسيج خواهيم کرد، در آن صورت، مدت کمي در مجاورت با تو در اين شهر زندگي خواهند کرد و نابود خواهند شد.»(24) تا آرامش و امنيت در جامعه تأمين شود. از مجموع مطالب ياد شده اين نتيجه به دست مي آيد که رعايت حجاب و پوشش اسلامي براي زنان و مردان مؤمن و مسلمان، تکليف الهي است. رعايت آن، علاوه بر اين که موجب عمل به دستورات الهي مي شود، شخصيت فردي اجتماعي و معنوي انسان محجوب و پاکدامن، سير صعودي پيدا کرده و نردبان تعالي و تکامل را يکي پس از ديگري طي خواهد کرد و از سوي ديگر در تأمين بهداشت روحي و رواني و آرامش خانواده ها و صفا، نورانيت و امنيت در جامعه نقش به سزايي ايفا مي کند. به اميد روزي که جوامع اسلامي و انساني از تمام آلودگي ها تصفيه شود و زمينه حضور زنان و دختران بدون دغدغه و دلواپسي، در اجتماعات فراهم شود. پي نوشت: 1- آيا حجاب ضرورت دارد؟، دکتر شهريار روحاني. 2- حجاب در اديان، علي محمدي، ماهنامه پيام زن شماره هاي 18و 19و .20 3- نگاه پاک زن و نگاه هاي آلوده به او، آيين بهزيستي اسلام، ج3، دکتر احمد صبور اردوباري. 4- قرآن کريم، اعراف/22 5- قره العين «درآمدي بر تاريخ بي حجابي در ايران»، ص40، سينا واحد، مؤسسه انتشاراتي نور. 6- برداشت آزاد، از آيه 30 و 31 سوره نور ترجمه آزاد 7- قرآن کريم، نور 31 8- قرآن کريم، احزاب 32 ترجمه آزاد 9- محاسن التأويل، ج 13، ص 349، محمد جمال الدين قاسمي، يکي از معاني تبرج را لباس نازک، ذکر کرده است. 10- قرآن کريم، احزاب 33 ترجمه آزاد 11- دعائم الاسلام، ج 2، ص 202 12- وسائل الشيعه، ج 14، ص 138 13- غررالحکم و دررالکلم، ج 5، ص 195 14- همان، ج 4، ص 549 15- همان، ج 1، ص 262 «الحظ رايد الفتن» 16- همان، ج 1، ص 335 «العيون مصائد الشيطان» 17- همان، ج 1، ص 100 «العين بريد القلب» 18- غررالحکم و درر الکلم، ج5، ص 449 19- ر.ک: تفسير صافي، ج3، ص 430؛ الدر المنثور، ج5، ص 40؛ کافي، ج5، ص .521 20- برداشت از آيه 32 و 33 سوره احزاب. 21- قرآن کريم، احزاب/ 59: ترجمه آزاد 22- برداشت از آيه 59 سوره احزاب 23- قرآن کريم، احزاب/ 32 24- قرآن کريم، احزاب/ 60 *عضو هيات علمي دانشگاه فردوسي مشهد
دیدگاه تان را بنویسید