کد خبر: ۶۱۴۰۷۹
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۰
اولین قسمت برنامه به اضافه مستند روی آنتن رفت

نظر بهروز افخمی در مورد مستند «معلق» چه بود؟

بهروز افخمی گفت: به نظرم این فیلم گذشته از همه این حرف ها این فیلم اصلا مستند نیست و به اعتبار دیگری می توان بیان کرد که این یک فیلم داستانی است.


برنامه به اضافه مستند

سرویس فرهنگی فردا: قسمت اول این برنامه با پخش مستند «معلق»، روی آنتن شبکه مستند رفت. این برنامه با حضور محمد کارت کارگردان مستند و  بهروز افخمی کارگردان سینما و مجری برنامه سینمایی هفت از شبکه مستند پخش شد و میهمانان با علی صدری نیا مجری برنامه، پیرامون موضوع عشق به سینما و هنروران سینمایی به گفتگو پرداختند.
در ابتدای برنامه صدری‌نیا با تبریک به محمد کارت بابت دریافت تندیس بهترین کارگردانی جشنواره حقیقت برای فیلم جدیدش، خبر از پخش مستند آوانتاژ در قالب برنامه به اضافه مستند داد.

محمد کارت در پاسخ به این سوال سوژه معلق چرا و چگونه شکل گرفت، گفت: این سوژه در ابتدا به خاطر رفاقت و همکاری قبلی که با عبدالرضا کاهانی داشتم، شکل گرفت.

وی افزود: کاهانی به من پیشنهاد داد که یک مستندی از پشت صحنه استراحت مطلق بسازم و از آن جایی که خودش و کارهایش را دوست دارم این مطلب را پذیرفتم و در مورد این موضوع صحبت می کردیم که این مستند باید به نحوی ساخته و پرداخته شود که از آن مستندهای بیست دقیقه ای نباشد که معمولا به انتهای فیلم ها چسبیده می شود تا هم خود این مستند بتواند به طور مستقل یک فیلم با معنا و مفهومی باشد و هم از طرفی بتواند پشت صحنه فیلم را هم روایت کند. 

کارت ادامه داد: مدام در کند و کاو این قضیه بودم که این سوژه در ذهن من شکل گرفت. حدود پانزده روز از تولید فیلم استراحت مطلق گذشته بود که من صفر محمدی، یکی از عوامل فیلم را کشف کردم که او می تواند آن مستندی را که من در ذهن دارم پیش ببرد. این مستند به طور مستقل تلاش می کند تا حرفش را بزند اما از طرفی پیش تولید، تولید و پس تولید و اکران فیلم «استراحت مطلق» را هم روایت کند. 

کارت در خصوص اینکه در فیلمش نسبت به روایت وضعیت هنرورها هم توجه داشته است یا خیر، گفت:به نظرم مسئله هنرورها یک سوژه جذاب است که شاید زمانی خودم یک فیلم در مورد آن بسازم و این مقوله جای کار زیادی در سینمای مستند دارد . بیشترین جذابیت سوژه فیلم و کاراکتر اصلی فیلم به خاطر تلاشی بود که خیلی ها در سینما می توانند با ان همزاد پنداری کنند. 

وی افزود: آدم هایی که جزئی از یک فیلم سینمایی هستند گاها حساب بیشتری به لحاظ افزودن عیار خودشان پیش کارگردان می کنند. یعنی کارگردان می داند که فیلمش باید چه مراحلی را طی کند و چقدر دیده می شود اما آن بازیگران حتی برای یک ذره نقش هم کلی فضاسازی و رویاپردازی در ذهن می کنند، که شاید این به عنوان پله آخری باشد که باعث می شود آنها به طور حرفه ای گام به عرصه سینما نهند. 

کارگردان مستند معلق ادامه داد: سوژه مستند، صفر محمدی در فیلم هنرور نیست، بلکه یک علاقه مند به سینماست که جذابیت این شخصیت برای من هنرورهایی که ماهیت سینما به لحاظ محتوایی و تکنیکی برای انها اهمیت چندانی ندارد نیست؛ سوژه فیلمم یک فرهیختگی در خودش دارد که به نظر من این موضوع جذاب است، یعنی با آدم هایی که می خواهند فقط باشند و سلفی بگیرند فرق دارد و فیلم هم تلاش می کند که آن جنس ادم را رو نکند.

در ادامه برنامه مجری برنامه، علی صدری نیا با اشاره به برخی  ستاره ها که از فیلم های  افخمی به سینما معرفی شدند گفت: در سینما ما در کشور با یک پدیده ای روبرو هستیم که به طور عامیانه آن را «پدیده عشق به سینما» می نامند و در یک سطحی همین ماجرای هنرورها مطرح می شود که با آن کشف ستاره ها متفاوت است.

وی در ادامه صحبت هایش جویای تحلیل افخمی از وضعیت هنرورها شد و گفت: چرا پشت صحنه فیلم های ما به گونه ای است که نامهربانی با این هنرورها زیاد است و در کل وجود یا عدم وجود این هنرورها را در سینما چگونه تحلیل می کنید؟

افخمی در پاسخ به سوال مجری برنامه بیان داشت: به نظر من شما اشاره کارگردان فیلم را خیلی جدی نگرفتید که این فیلم اصلا درباره هنرورها نیست. موضوع فیلم اصلا هنرورها نیستند بلکه یک شخصی است با یک کاراکتری که اصلا شباهتی به هنرورها ندارد و این شخص یک حسابی روی خودش در این فیلم باز کرده است.

وی افزود: در انتهای فیلم یک اشاره ای به این موضوع می شود که دیگران هم ممکن است برای خودشان داستان ها و شخصیت هایی داشته باشند اما به نظرم این فیلم به معنای اعم درباره هنرورها ساخته نشده است و گذشته از همه این حرف ها این فیلم اصلا مستند نیست و به اعتبار دیگری می توان بیان کرد که این یک فیلم داستانی است. 
مجری برنامه هفت، ادامه داد: معلق، فیلمی است که در ان داستان یک شخص خاص روایت می شود و در واقع یک فیلمی نیست که به طور تخصصی به یک موضوع ویژه و خاصی بپردازد. یا اینکه یک مستندی تحقیقاتی در مورد یک موضوع خاص اجتماعی و یا سیاسی نیست.

بهروز افخمی در پاسخ به این سوال که نحوه تعامل او با هنروران چگونه بوده است، گفت: معمولا در فیلم هایی که از تعداد هنروران زیادی استفاده می کنند، این وظیفه بر عهده دستیاران است که وظیفه دارند به این هنروران سر و کله بزنند و آنها را برای گرفتن صحنه های فیلم آماده کنند. این دستیاران هستند که بلندگو می شکنند و جیغ و داد می کنند و موهای خودشان را می کنند

در ادامه بحث افخمی با تاکید بر داستانی بودن مستند معلق گفت: درست است که فیلم زندگی یک شخصیت واقعی است که در پشت صحنه یک فیلم حضور دارد و به عنوان یک هنرور هم او کارهایی را در فیلم انجام می دهد، اما کارگردان متوجه می شود که این کاراکتر می تواند داستان شخصی هم داشته باشد و بعد هم کمی دخالت کرده و از یک جایی به بعد این فیلم را کارگردانی می کند تا بتواند این هنرور را -که نقش اول فیلم را بر عهده دارد-به نقطه مورد نظر هدایت کند. 

وی افزود: می توان گفت الان می شود با دوربین های مداربسته ای که در مکان های مختلفی نصب شده اند و رفت و آمدها را کنترل می کنند، می توان فیلم های داستانی ساخت؛ مثلا همین اتفاق تروریستی که چند روز قبل در یکی از کلوپ های استانبول رخ داد را می توان با جمع آوری فیلم های دوربین های مداربسته ای که این ماجرا را تصویربرداری کرده اند، به صورت یک فیلم داستانی در آورد. 

کارت در واکنش به صحبت های افخمی گفت: البته این فیلم درام دارد و شخصیت اصلی فیلم نقطه اوج و فرود دارد و ضد قهرمان و سایر عناصر سینمای داستانی را دارد با حادثه تروریستی ترکیه تفاوت دارد! تفاوت این فیلم در اصالت مستند بودن آن است. یعنی اگر کارگردان هدایتی هم در شخصیت اصلی فیلم صورت داده باشد، ولی به هیچ وجه واقعیت را جعل نکرده است و همان برداشت های شخصی از زندگی او روایت شده است که در واقعیت هم همین گونه بوده است.
 
وی ادامه داد: حالا شاید این آقا برای فیلم کمی نمایشگری می کند اما اینگونه نیست که بگوییم این رفتار هیچ مبنایی ندارد و تمام اینها رفتارهای هدایت گونه هستند. البته یک جاهایی مانند آن صحنه زیر آب بازی صورت گرفته است و یا یک جاهایی مانند ابراز علاقه خودش اغراق صورت گرفته باشد، اما در کل یه هیچ وجه این جعل واقعیت صورت نگرفته است. 

کارت در خصوص اینکه تلاش سوژه ی فیلمش برای رسیدن به بدنه سینما خوب است یا خیر، گفت:من فکر می کنم سینما اساسا یک شغلی است که شما برای بقا در ان احتیاج دارید هر روز و هر سال خودتان را تثبیت کنید. حتی فکر می کنم آقای افخمی هم همچنان دوست دارد یک فیلمی بسازد تا دوباره آن فضا را برای خودش .

وی افزود: فکر می کنم آدم هایی وجود دارند که خیلی زود از نشان دادن خودشان و جاه طلب بازی های زورکی، رد می شوند و سریع حرفه ای می شوند. اما آدم هایی که کمی تا حرفه ای شدن شان طول می کشد به این خاطر است که شاید بلد نیستند فضا را مدیریت کنند. 

در ادامه برنامه به اضافه مستند، بهروز افخمی در پاسخ به این سوال مجری که چرا تب عشق به سینما اینقدر شدید و عجیب شده که مثلا خانمی با مادرش می رود از محمدرضا گلزار خواستگاری می کند، گفت: اولا اینکه می گویید اصلا بی سابقه نیست و نمونه های مختلف آن قبل از انقلاب و بعد از انقلاب دیده می شود. حمله ور شدن به اینهایی که امروز به آنها سلبریتی می گویند و زخمی کردن آنها این موارد به کرات قابل رویت بوده است.

افخمی با اشاره به اینکه این موضوع از موضوعات فرعی فیلم است، گفت: جنبه های زیادی از فیلم وجود دارد که می توان راجع به آنها صحبت کرد. از جمله این جنبه ها این است که این صفر چه تفاوتی با سایر هنروران دارد. 

وی افزود: صفر از سایر هنروران دیگر خاص تر است ولی از طرف دیگر هنوز در ان حد که می بایست شخصیت خودش را پیدا نکرده است و نتوانسته توانایی های خودش را بروز دهد. توانایی او در لحظاتی درخشان است و در سایر مواقع درخشان نیست. این موضوع به خوبی در فیلم درآمده و وضعیت فیلم را به گونه ای رقم زده که آدم به این کاراکتر علاقه مند می شود. 

محمد کارت پیرامون اینکه نظر سوژه مستند در مورد خود فیلم چیست، گفت:اصلا در پروسه تدوین صفر تماما شرکت داشت، همانگونه که در تیتراژ هم  اینگونه زده ام که : کارگردان محمد کارت با همکاری صفر محمدی. 

وی در مورد برخورد کاهانی با سوژه مستند گفت: شاید در بعضی نقاط فیلم عبدالرضا کاهانی به عنوان کارگردان سر صفر داد هم بزند، ولی حیف که لحظات دلبری این دو با همدیگر را ندارم یا اینکه این لحظات بعدا به وجود می آید. چون صفر محمدی در دو سه فیلم دیگر کاهانی هم شرکت می کند. 

کارگردان مستند معلق افزود: صفر به عنوان تصویربردار مستقل در آخرین ساخته رضا کاهانی، حضور دارد و این دو با همدیگر خیلی معاشرت صمیمانه ای هم دارند.

کارت در خصوص بحث عشق به سینما و بازیگری گفت: این عشق همیشه وجود داشته چون بازیگری چیز جذابی است. هر آدمی فی نفسه دوست دارد که دیده شود و در جامعه ای که زندگی می کند اهمیت داشته باشد، اما باز هم فکر می کنم این فضای شبکه های اجتماعی و تریبون های شخصی که پیش آمده باعث شده این قضیه کمرنگ تر شود.

وی افزود: امروز هر آدمی می تواند برای خودش با موبایلش معروفیت به دست آورد، اما در ده سال قبل همه برای معروفیت به سراغ سینما می آمدند. 

محمد کارت پیرامون اینکه این علاقه از کجا به وجود می آید، گفت: این عشق به خاطر هیجان انگیز بودن سینما، جادویی بودن سینماست. چون سینما یکدفعه شما را با یک شخصیت دیگری به جامعه ارائه می دهد. وقتی آدم یک بار از جلوی لنز دوربین سینما رد می شود، مدام به این فکر می کند. شاید بارها از جلوی آیینه رد شده باشد ولی این رد شدن از لنز دوربین سینما و افتادن در پرده سینما اهمیت دو صد چندانی برای او پیدا می کند. 

در ادامه بحث صدری نیا با اشاره به فیلم هایی مانند «ستاره می شود» اثر فریدون جیرانی، یا «دو فیلم و یک بلیت» اثر داریوش فرهنگ که گوشه هایی از زندگی هنرورها را روایت می کنند، این سوال را از افخمی پرسید که چرا این موضوع در طول این سالها مسئله و دغدغه این سینماگران شده است؟

بهروز افخمی در پاسخ به این سوال گفت: فیلمسازان به عنوان یک سوژه به سراغ این موضوع رفته اند. البته باید به این نکته هم توجه کنیم که فیلمسازان معمولا بر اساس تجربیات شخصی شان به یک موضوعاتی آشنایی و انس پیدا می کنند و جرات پیدا می کنند که راجع به این موضوعات فیلم و داستان بسازند، چون راجع به این موضوعات تجربه شخصی دارند. بنابراین بسیاری از تجربیات فیلمسازها از همان تجربیات دم دستی که دارند نشات می گیرد. 
در پایان برنامه محمد کارت در پاسخ به این سوال که موضوع کار بعدیش چیست، گفت: یک چیزی بگویم که  «معلق» شش دانگ علاقه مندی من در این فضا نبود و با تمام بضاعتی که در این حوزه داشتم و اینکه با توجه به محدودیت هایی وقتی که داشتم آنچنان مد نظرم نبود اما سوژه ای که الان برای ساخت آن به شدت هیجان زده هستم سوژه بچه فروشی است و این روزها در تلاش هستم که این سوژه بچه فروشی را در قالب یک مستند به نام بچه خور اجرایی کنم

این مستندساز در پاسخ به سوال مجری در مورد ماجرای  تاسیس «کته کبابی» که تازه افتتاح کرده است، گفت: من یک فیلمی دارم به نام «آوانتاژ» که در مورد یک سری از کارتون خواب های تهران است که دارند در یک مکانی بازپروری می شوند و این مسیر بازپروری را طی می کنند. تمرکز فیلم هم کاملا بر روی همین بحث بازپروری است و همه اینها سرشار از زندگی هستند.

وی افزود: طی معاشرت های دوساله ای که با برخی از اینها داشتم الان با بعضی از اینها رفیق های صمیمی هستم و من در مقاطع مختلف سعی کردم که اینها را امتحان کنم. از دو ماه پیش هم سعی کردیم یک مغازه ای کبابی تاسیس کنیم که نام آن را هم «آوانتاژ» گذاشتیم. 

کارت ادامه داد: بچه هایی که کاراکترهای فیلم من بودند الان در این مغازه مشغول به کار هستند. خیلی تجربه هیجان انگیزی است که به مانند این است که به مستند وصل شده و برای من مانند خود فیلم است که همچنان تداوم دارد. 

افخمی در پایان در خصوص پخش مستند معلق در برنامه به اضافه مستند، گفت: من هم از دیدن فیلم لذت بردم و به گمانم این خیلی خوب است که شما با همین برنامه شرایط نمایش را برای چنین فیلم هایی که شرایط استثنائی دارند فراهم می کنید.
وی افزود: این فیلم ها خیلی کوتاه تر از این هستند که بتوانند در سینما های هنر و تجربه به نمایش در بیایند و خیلی بلندتر از این هستند که بتوانند در قالب مستندهای تلویزیونی در دسترس قرار بگیرند.

برنامه به اضافه مستند به تهیه کنندگی محمد حسین میری و کارگردانی محمدرضا رضاییان هر هفته سه شنبه از  20:30 با پخش مستندهای مساله محور و بحث کارشناسی پیرامون آن روی آنتن می رود و روزهای جمعه ساعت 13:30 از شبکه مستند باز پخش خواهد شد. 

نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه های سایت