دل نوشته ای کربلایی
شهید علم الهدی
نوشته ای از شهید محمد حسین علم الهدی , همان جوان اهوازی - دانشجوی تاریخ دانشگاه فردوسی ...فرمانده ی عملیات هویزه...همان که حسین وار به شهادت رسید...کسی که در عاشورای سال 53 در اوج خفقان به کمک دیگر دوستانش در کنار دسته های عزاداری به سبک راهپیمایی را ترتیب داد. در آن راهپیمایی روی سینه ی همه ی افرداد نوشته بود: " ان الحیوه عقیده و الجهاد " . نوشته ای از او را میخوانیم: ...من در سنگر هستم...در این خانه ی محقر ...در این خانه ی فریاد و سکوت ...فریاد عشق سکوت تنهایی در این خانه ی سرد و گرم... سردی زمستان و گرمای خون, در این خانه ی ساکن و پر جوش و خروش , سکون در کنار رودخانه و هیجان قلب و شور شهادت , خانه ی نمناک و شیرین , آب باران و طعم شیرین و لذت شهادت , خانه ی بی شکل و زیبا...بی شکلی ساختمان و زیبایی ایمان... خانه ای کوچک و با عظمت...کوچکی قبر و عظمت آسمان... (تنهایی عمیق ترین لحظات زندگی یک انسان است...) خدایا ! این خانه ی کوچک را بر من مبارک گردان. در این چند روز با خاک انس گرفته ام...رنگ خاک گرفته ام. حال میفهمم که چرا پیامبر (ص) , علی (ع) را ابو تراب نامید... حال میفهمهم که علی بن ابیطالب که میفرمایند سجده های نماز: حرکت اول : خم شدن به روی مهر این معنا را میدهد که از خاکبوده ایم...حرکت دوم این معنی را میدهد که از خاک برخاسته ایم , متولد شده ایم. حرکت سوم: رفتن دوباره به خاک این معنی را میدهد که دوباره به خاک باز میگردیم.(مرگ) و حرکت چهارم (برخاستن) به این معنی ست که دوباره زنده میشویم.(حیات-قیامت) درون سنگر با خود سخن میگویم. راستی چه خوب است از این فرصت استفاده کنم و با قرآن آشنا شوم . آیات خدا را بخوانم و بعد حفظ کنم و سپس زمزمه کنم و بعد سرود کنم و بعد شعار زندگی کنم. باشد که به این دل پر هیجان و تپش آرامش دهد. و بعد با آن برای خود توشه بسازم و توشه را راهی سفری گردانم و در انتظار شهادت بمانم و بمانم... آیات جهاد را , شهادت , تقوا ایثار ,ایمان , اخلاص ,عمل صالح همه را پیدا کنم و سنگرم کلاس درسم باشد. و سنگرم ((مـــیعادگاه ملاقاتم با خــــــــدا شود )). سنگرم محراب گردد...سنگرم خانه ی امیدم گردد.... سنگرم قبله ی دومم گردد....از فردا حتما بیشتر قرآن خواهم خواند.... شهید علم الهدی در کربلای هویزه در مقابله با تانک های عراقی به شهادت رسید. در شلمچه نبرد تانک با نفر روی داد. تانک ها از روی جنازه های زیادی گذشتند و جنازه هایی خرد شده بر زمین گرم شلمچه بر جای ماند.... منبع: وبلاگ تکیه میعادگاه
دیدگاه تان را بنویسید