چاره دیگر برای دندان درد ما!
رضا مهدوی
"نوباوه، خبرنگار اعزامی واحد مرکزی خبر، نیویورک". عبارت آشنای فوق، سال های سال ترجیع بند پایانی گزارش های ضدآمریکایی بیژن نوباوه (نماینده اصولگرای فعلی مجلس) برای سیمای جمهوری اسلامی ایران بود که از مقابل ساختمان اصلی سازمان ملل متحد در "نیویورک" ضبط و در "تهران" پخش می شد. دولت آمریکا که در تخاصم بنیادینش با ایران هیچ شک و تردیدی نیست، بعید است که با داشتن نهادهای اطلاعاتی طویل و عریضی که برای "حفظ منافع ملی" خود تدارک دیده توجهی به تیم رسانه ای ایران نداشته باشد. اما در عین حال آنها هیچ گاه مانع از فعالیت های خبرنگار مسلمان ایرانی نشدند. مدتی صدای "نوباوه، خبرنگار اعزامی از..." از تلویزون های خانه هایمان شنیده نشد. اما پس از چندی دوریین خبری صدا و سیما در یکی از بیمارستان های تهران به دنبال "نوباوه، جانبازشیمایی جنگ ایران -عراق" بود که با وی مصاحبه بگیرد و نوباوه این بار خود سوژه گزارشی از موضع ضدآمریکایی رسانه ملی شده بود. به تازگی بنگاه خبرپراکنی "بی بی سی" متعلق به دولت انگلستان در حالی فعالیت تلویزیون فارسی زبان خود را آغاز کرده که نهاده های مختلف "فرهنگی- قضایی- امنیتی" کشورمان نسبت به هر نوع ارتباط مردم با این شبکه "هشدار" داده و به فراخور تعامل هر فردی با هر سمتی،"مجازات" خاص خود را اعلام نموده اند. به یقین هیچ فردی در "وجود" و "وجوب" اصل "حساسیت" آن هم از نوع درجه بالای مسئولین نسبت به دشمنان فرهنگی و رسانه ای نه شک دارد و نه آن را تخطئه می کند. اما نکته ای که میتواند قایل تامل باشد "کیفیت" و نوع "تقابل" با چنین هجمه های فرهنگی و رسانه ای ای است. اگر تعارف را کنار گذاشته و قبول کنیم دشمن ما، دشمن ضعیف و ساده لوحی نیست و در اتخاد روش های جنگ نوین فرهنگی و رسانه ای هم ازجدیدترین و حرفه ای ترین سلاح ها و تاکتیک ها بهره می برد، در نتیجه می بینیم که روش های ماخوده "خودی ها" غیر از برخوردهای رسانه ای دشمن است. در این تغایر شیوه نیز نه سلیقه، بلکه نوع نگاه ما با مسائل جدید موجب پیروی از برخی شیوه های "وطنی" شده است. اما اصل موضوع در نگاه پایانی به این مسئله است که در این "نبرد" و در این تقابل، معمولا کدام طرف موفق و برنده نهایی بوده است. برخورد های حذفی ما کارآمد بوده است یا تعامل های نرم رسانه ای و اثر گذار "آن هایی که با ما نیستند!"؟ آیا گزارش های رسمی نوباه ما موثر بوده یا آن گزارشی که نوباه جانباز سوژه خبری ضد امریکایی شده بود. در این هوشیاری و تقابل های ما در دنیای رسانه کدام طرف است که پیروز است؟ اخراج خبرنگاران رسانه های بیگانه و پلمپ دفاتر آن ها به نفع کیست؟ آیا در این صورت واقعا تصویر منعکس شده از ایران ما آنچیزی می شود که خود می خواهیم و تصور می کنیم؟ اگر اول مسئولین و حتما بعد از آن مردم را از مصاحبه با رسانه های بیگانه منع کنیم به موفقیت خواهیم رسید؟ در موضوع مورد بحث بهتر است باور کنیم "جنگ رسانه" ای از اصول و دانش های نوینی پیروی می کند که الگو گیری از "روش" های دشمن در نبرد، نه تنها قبحی ندارد بلکه تاسرحد وجوب نیازش احساس می شود. همچنین پیام آیه شریفه "و اعدولهم ماستعطم من قوه" بنا بر دلالت ظاهر و هدایت قوه عاقله انحصارا قوای فیریکی نیست و چاره هر دندان دردی نیز فقط کندن آن از بن و ریشه نیست! در جنگ رسانه ای تیر و ترکش ها یا منطق خاص خود حرکت کرده و با همان منطق خاص خود هم در هدف نفوذ می کند. عدم شناخت کامل و نگاه به روز به مسائل گاه ممکن است باعث خوردن ترکش گلوله ها به نیروهای خودی باشد که با "نیت خیر" به سمت دشمن هدف گرفته شده است. در اینجا است که ضمن تقدیر از مسئولین فرهنگی باید گفت "ما قصد لم یقع و ما وقع لم یقصد."( آنچه خواسته شد به فعلیت نرسید و آنجه شده غیر از مقصود بوده است) این چند خط نگاشته شده هرگز به معنای ترسیم یک نقشه ایجابی و راهبردی برای فعالیت و یا نبرد رسانه ای نبوده و تنها در مقام تذکر و انتباه نسبت به یک "منطق حذفی" بوده است که هر فعال رسانه ای و حتی مخاطب عام و بی طرفی موید غیرحرفه ای بودن و عدم تاثیرگذاری این نوع روش هاست.
دیدگاه تان را بنویسید