کد خبر: ۷۳۹۸۲۳
تاریخ انتشار: ۰۱ آبان ۱۳۹۶ - ۰۹:۵۴
آدم تا خود و تکلیفش را یک‏سره نکند نمى‌‏تواند حسین را بکشد، نه یار خوبى براى حسین است و نه بهره مفیدى از یزید مى‌‏گیرد، دربه‏‌در مى‏‌شود.

از دو دلی‌های درونی تا حسین کشت شدن!

 

سرویس حسینیه فردا،من خواهر زاده‏‌اى داشتم، مى‌‏رفت کنار جوى آب، از لب جوى راه مى‏‌رفت تا شاید در آب چیزى پیدا کند، اما گاهى مى‌‏افتاد توى آب و گل آلود و زخمى و صورت خراشیده مى‏‌شد ولى باز هم این عمل را تکرار مى‌‏کرد.

آدمى بعد از این همه تجربه باز این درد و مرض را دارد که مى‌‏خواهد دوباره تجربه کند، در حالى که اگر بداند آن چیزى را که‏ مى‌‏خواهد در جاى دیگرى است؛ یعنى هم بداند چه مى‌‏خواهد و هم بداند کجا باید برود، دیگر کنار جوى آب دنبال قِران و شاهى نمى‏‌گردد.

مادام که در دنیا بهره‌‏اى ببینم، همه دلم را براى صفاى خدا نخواهم گذاشت، مى‏‌گویم بگذار بروم این‏جا را هم ببینم. این همه، حکایت از تناقض‏‌ها و تشتت‏‌هاى درونى انسان دارد؛ چه در حوزه معارف و چه در حوزه عاطفه و چه در حوزه کارهایى که دارد.


این مجموعه باعث مى‏‌شود که آدمى در رفتار خود مشکل پیدا کند و حل مشکل را در تجربه‏‌هاى جدید ببیند ولى همیشه نمى‌‏تواند عبور کند؛ چرا که ممکن است زیر پا بماند و به حل مشکل نرسد.

همین تشتت و گرفتارى براى عمر بن سعد هم هست؛ مى‏‌ماند که با حسین باشد یا با شمر؟ مدتى دست به دست مى‏‌کند و عقب مى‌‏اندازد مى‏‌گوید شاید صلح شود، ولى وقتى مى‏‌بیند که شمر آمده و به او مى‏‌گوید یا مى‌‏کشى و یا کنار مى‌‏روى، وقتى احساس مى‏‌کند که شمر مى‏‌خواهد او را بردارد، شب را تا صبح فکر مى‏‌کند و این شعر را مى‏‌سراید که اگر بهشت و جهنمى باشد که هست، توبه مى‌‏کنم؛ و این‏گونه تکلیف خودش را یک‏سره کرد.

 آدم تا خود و تکلیفش را یک‏سره نکند نمى‌‏تواند حسین را بکشد، نه یار خوبى براى حسین است و نه بهره مفیدى از یزید مى‌‏گیرد، دربه‏‌در مى‏‌شود. گرچه ابن‏ سعد تجربه کرد و آخر هم به گندم رى نرسید!/ مشکلات حکومت دینى، ص. ۵۷

*استادعلی صفائی حائری


نام:
ایمیل:
* نظر: