به‌روز شده در: ۱۲ شهريور ۱۳۹۳ - ۰۶:۳۰
کد خبر: ۷۴۷۱۳
تاریخ انتشار: ۱۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۲۰:۳۰
تعداد نظرات: ۲ نظر
پژوهشگر: محمدرضا تمری
چکیده: "لیندا كریستیان كه خاطرات خود را به یك مجله هفتگی فروخته و فاش كرده است كه شاه نسبت به وی علاقه زیادی داشته و در صدد ازدواج با او بوده است.خبر فوق‌العاده جالبی منتشر شده بود. نزدیك بود فرح دیبا هرگز با شاه ازدواج نكند. در آن صورت چه كسی بایستی ملكه فعلی ایران شود؟ لیندا كریستیان..."

محمدرضا شاه در طول حیات خود، زندگی زناشویی سالمی نداشت، و به تمام معنا فردی عیاش بود، سلیقه وی جنبه‌ی جهانی داشت، وی همه نژادها را دوست می‌داشت و نژاد اروپایی بیشتر مورد علاقه شاه بود و علاقه‌مند بود با یكی از آنها ازدواج كند. (1)

شاه دیوانه‌ی عیاشی بود، او نه مانند یك پادشاه باوقار بلكه مانند یك لات هرزه به دوره‌گردی در خارج از كشور می‌پرداخت. عیاشی‌های وی در یك محیط سربسته انجام نمی‌شد، به همین جهت در بین مردم دهان به دهان می‌چرخید و نفرت در دل‌ها ایجاد می‌كرد. حتی روزنامه‌های اروپایی با همه‌ی حمایتی كه از شاه به عمل می‌آوردند، مدام جزئیات عیاشی شاه را در روزنامه‌های خود بیان می‌نمودند. "مطالب متعددی اغلب در مطبوعات اروپایی راجع به عیاشی شاه منتشر می‌شد كه خود مؤیدی بر زن‌بارگی پهلوی دوم بود." (2)

خانم مینو صمیمی کارمند سفارت ایران در سوئیس در خاطرات خود پرده از فساد شاه برمی‌دارد و می‌نویسد: «شاه در مسافرتش به سوئیس از همان فرودگاه از فرح جدا می‌شد و به دنبال عیاشی خود می‌رفت. در یکی از این مسافرتها شاه «از فرودگاه مستقیماً عازم محل اقامت یکی از ستارگان معروف شد و تمام ساعات بعدازظهر را در جوار او گذراند.» وی این ستاره سینما را «بریژیت باردو» می‌داند. وی معتقد است، فرح نیز از مقصد شاه آگاه بود. (3)

فردوست در كتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی به عشق و علاقه شاه به ستاره‌های سینما و زنان زیبا اشاره دارد. در واقع فردوست یكی از دلالان محمدرضا شاه بود،‌ وی می‌گوید: "در مسافرت‌ها به آمریكا در نیویورك دو نفر را به شاه معرفی كردم یكی گریس كلی بود كه در آن زمان آرتیست تئاتر بود و دوبار با او ملاقات كرد و محمدرضا به وی یك سری جواهر باارزش حدود یك میلیون دلار داد این زن بعدا همسر پرنس موناكو شد و اخیرا در یك تصادف اتومبیل درگذشت.
نفر دوم یك دختر آمریكایی 19 ساله بود كه ملكه زیبایی جهان بود. محمدرضا چند بار با او ملاقات كرد و به وی هم یك سری جواهر داد كه حدود یك میلیون ارزش داشت. (4)

در ذیل به یك جریان دیگر از فساد اخلاقی و تنوع‌طلبی شاه اشاره خواهد شد كه سازمان اطلاعات و امنیت كشور به نقل از نشریه فرانس دیمانش گزارش داده است.

داستان شاه و لیندا به روایت ساواك:
لیندا كریستیان _ همسر سابق هنرپیشه مشهور تیرون پاور _ دلدادگی و علاقه‌مندی شاه را نسبت به خود فاش نمود و بر اساس گفته‌های لیندا، شاه خواستار معاشرت با وی بوده و حتی پیشنهاد ازدواج به وی داده است. لیندا كریستیان به خاطر افشاگری در خاطراتش ناچار شد، آمریكا را ترك كند و به مكزیك مهاجرت نماید.

روزنامه‌ی "فرانس دیمانش" در تاریخ 18 ژانویه 1971 در شماره 1271 طی مقاله‌ای با عنوان "شاه از من تقاضای ازدواج كرد" از حقیقت ماجرا پرده برداشت. (5)

سازمان اطلاعات و امنیت كشور (ساواك) در خصوص اظهارات لیندا كریستیان، راجع به درخواست محمدرضا شاه از نامبرده جهت معاشرت و ازدواج پس از طلاق ثریا اسفندیاری چنین گزارش می‌دهد:

"حادثه‌ی غیرمترقبه طی صرف شام در هالیوود:
لیندا كریستیان كه خاطرات خود را به یك مجله هفتگی فروخته و فاش كرده است كه شاه نسبت به وی علاقه زیادی داشته و در صدد ازدواج با او بوده است.

خبر فوق‌العاده جالبی منتشر شده بود. نزدیك بود فرح دیبا هرگز با شاه ازدواج نكند. در آن صورت چه كسی بایستی ملكه فعلی ایران شود؟ لیندا كریستیان.

لیندا كریستیان همسر سابق هنرپیشه مشهور "تیرون پاور" فقید شخصا این راز را فاش نموده است. مشارالیه كه از طرف اداره وصول مالیات آمریكا تحت تعقیب قرار گرفته در صدد فروش خاطرات دوره هنرپیشگی و زناشویی خود برآمده و از زندگی خود مطالبی حتی از خصوصی‌ترین و جزئی‌ترین آن مخفی نكرده است." (6)

ساواك در ادامه چنین گزارش می‌دهد:

"... اگر چه امروزه از نظر مالی وضع خود را سر و سامان داده، معذلك مجبور شده آمریكا را ترك و به صورت دور از وطن در مكزیك به سر برد. زیرا افشای خاطراتش به میزان قابل توجهی، جنجالی و رسوا كننده تلقی شده است." (7)

ساواك در ادامه در خصوص تأیید لیندا كریستیان منبی بر علاقه‌مندی شاه به وی بدین گونه بیان می‌كند كه:

"...به طور مثال شاه درباره مطالبی كه هنرپیشه هالیوود درباره‌اش اظهار نموده چه فكر می‌كند؟ لیندا تأیید می‌كند كه شاه با آن كه با ثریا ازدواج كرده به سال 1957در هالیوود به وی اظهار علاقه كرده است و این ابراز علاقه طی شامی كه به افتخارش ترتیب یافته بود صورت گرفته است:

من در طرف راست شاه نشسته بودم، پس از آن كه شاه با نگاه مسحور كننده و فراموش نشدنی مدتی به من نگاه كرد، به طرفم خم شد و در گوشم زمزمه كرد:

«میل داریم او را دوباره ببینیم معاشرت او را خیلی دوست داریم.»

جواب دادم: «اگر درست فهمیده باشم مقصود از كلمه (او) من هستم ولی دقیقا متوجه نشدم كه مقصود از كلمه (ما) كیست؟»

و صریحا پرسیدم منظور از كلمه (ما) كیست؟

شاه در حال خنده جواب داد: منظور از كلمه «ما» من هستم" (8).

لیندا كریستیان ادعا می‌كند كه به نظر او شاه فوق‌العاده جذاب می‌باشد. ولی او در این ایام بر اثر طلاق اخیر فوق‌العاده ناراحت بوده و برای قبول سخنان ستایشگرانه و پیشنهادات هیچ مردی آمادگی نداشته است.

او می‌گوید به دفعات شاه را ملاقات كرده ولی این دیدارها كاملا دوستانه بوده ولا غیر.

در آخر مقاله در مورد هواخواهان لیندا كریستیان اجمالا مطالبی درج و از قول او اضافه شده كه ستارگان مشهور هالیوود من‌جمله "گلن فورد" و "كاری گرافت" و "فرانك سیناترا" (9) حاضر بودند كه شهرت و ثروت خود را نثار او كنند." (10)

پی‌نوشتها:
1. ر.ك: فردوست، حسین، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد اول، انتشارات اطلاعات، تهران، 1370، ص 205.
سازمان سیا در یكی از گزارش‌هایش متذكر شد كه سلیقه‌ی او جنبه جهانی دارد و همه نژادها را دوست دارد، شاید گزارش سیا كمی اغراق‌آمیز باشد. هیچ گزارشی از این كه شاه به دختران چینی یا آفریقایی علاقه داشته باشد نرسیده است و به گفته ملكه مادر در برابر دختران موطلایی تسلیم محض بود.(ر.ك: ویلیام شوكراس، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی،‌ آخرین سفر شاه (سرنوشت یك متحد آمریكا) نشر البرز، تهران، 1371، ص 98)
حسینیان، روح‌الله چهارده سال رقابت ایدئولوژیك شیعه در ایران (1356-1343)، مركز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، 1383، ص 46.
2. حسینیان، روح‌الله، پیشین، صص 55-54.
3. همان
4. فردوست، حسین، پیشین، ص 209
5. آرشیو مركز اسناد انقلاب اسلامی، شماره‌ بازیابی 492، ص 62.
6. آرشیو مركز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی 492، ص 62.
7. آرشیو مركز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی 492، ص 62.
8. آرشیو مركز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی 492، ص 65.
9. فرانك سیناترا یك هنرپیشه و خواننده بود كه بارها به ایران می‌آمد و مهمان درباریان بود. وی از دوستان صمیمی محمدرضا محسوب می‌شد. فرانك سیناترا اغلب به ملاقات محمدرضا می‌آمد و محمدرضا وی را فرانكی می‌نامید و فرانك سیناترا هم محمدرضا را "شاه من" می‌نامید.
فریده دیبا در خاطراتش می‌گوید: "من عاشق سبك خواندن او بودم." (دیبا، فریده، دخترم فرح (خاطرات فریده دیبا – مادر فرح پهلوی)، ترجمه: دكتر الهه رئیس فیروز، نشر به‌آفرین تهران، 1379، صص 375، 112، 94).

10. آرشیو مركز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی 492، ص 65.
 
 
 
 
منبع: بچه های قلم
شماره پیامک: ۳۰۰۰۷۰۸۷
نظرات کاربران
غیر قابل انتشار: ۲
انتشار یافته: ۲
ناشناس
|
|
۰۹:۲۸ - ۱۳۸۸/۰۱/۲۶
0
3
خفه شيد مزدورهاي كثيف!!!!!!!!!!!
mohammad
|
|
۰۳:۳۲ - ۱۳۸۹/۱۲/۲۰
0
0
از نوشته هایتان خیلی ممنون
یک کتاب در مورد خاطرات شاه خوندم که نوشته بود رضا شاه (البته رضا آدم کش رضا دزد رضا ......)در تمام عمرش از داشتن پسری مثل محمد رضا قبطه می خورد بخاطر کارای زشتی که انجام میداد در دوران نوجوانی جوانی. البته با آمدن انقلاب بزرگ امام خمینی وملت کسانی که از یوق خوانین بیرون اومدن ورفتن سواد یاد گرفتن باید ممنون امام باشند باید ممنون شهدا باشند که فرهنگ درست زندگی کردن را به مردم آموختند نه مثل کاربر بالا خطش را از بیگانه ها بگیرن دوست عزیز اینها که غربیها به شما اغفال شدهها قول میدهند دروغ فقط میخان سرمایه ما را بدزدن اگه شما با خانواده محترمتان دعوی کنی وبیا تو خیابون اگه بدونند شما با خانواده مشکل دارید از شما استفاده هایی میکنند که وقتی میفهمی که کی کیه که دیگه سرمایه تان رفت پس واقع بسین باش و حقایق را هم درک کنید به امید روز فهمیدن اینکه آمریکا و اجنبی ها نفت ما را میخان پسر خان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه های سایت