ازدواج امري بشري و اجتماعي است كه جنبه ديني و مذهبي آن را همه اقوام بشر پذيرفتهآند، از اين رو آيين ازدواج، مراسمي ديني به شمار ميرود.
امروزه ازدواج در جامعه ايراني از شيريني خود كاسته و به تلخي مصائب گراييده است! نبود فضاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي مناسب، جوانان مجرد و زوجهاي جوان را گريبانگير معضلاتي كرده كه رهآورد آن زيبنده جامعه ما نيست.
در گفت و گو با نقي پورفر استاد دانشگاه كوشيدهايم نماي روشني از بايدهاي ازدواج ترسيم كنيم.
پيش زمينه فرهنگي ازدواج و عوامل مؤثر در سلامت رواني زوجين كدام است؟نقيپورفر: شصت درصد مسأله ازدواج فرهنگي است يعني منطق ازدواج، نيازمند آموزش است؛ مسايلي مانند ماهيت زن و مرد، نسبت آنها با يكديگر، حقوق و تكاليف هر يك و كفويت از لحاظ معيارها . سيستمهاي آموزشي كه اكنون در قالبهاي اينترنتي فعال هستند مشربهاي سكولاريستي دارند و به هر حال اين فعاليتها عطش موجود را تا حدودي كاهش ميدهند. اما گروهها و افراد مذهبي در اين زمينه بايد فعال شوند و ضمن آموزش، راهكارهاي مناسب زوجيابي را تعريف كنند. پيدا كردن فرد مناسب براي ازدواج در تحكيم بنيانهاي زندگي نقش اساسي دارد. اين امر نيازمند يك بانك اطلاعاتي است. بايد پرسشنامههايي با حفظ حريم و حدودها تهيه شود و امكان معرفي متناسب دو فرد داراي شرايط فراهم گردد. معيارهاي همسريابي بايد منطبق با فرهنگ جامعه و افراد باشد و از طريق دفاتر همسريابي دراختيار جوانان قرار بگيرد. دو نفر كه داراي ملاكهاي مورد قبول ازدواج هستند با محوريت كانون خانواده براي معارفه بيشتر و بهتر گفت و شنودي داشته باشند يعني پدر و مادر نظارت داشته باشند و كمك كنند كه مسأله ازدواج به انحراف كشيده نشود. اينها مسايلي است كه درباره آن اصلاً فكر نشده است.
راهكار شما تاسيس دفاتر همسر يابي است ؟نقيپورفر: مشكل بزرگي كه ما در زمينه ازدواج داريم اين است كه موردهاي همشأن، يكديگر را پيدا نميكنند. ما بايد شرايط انتخاب همسر را در جامعه به صورت صحيح آماده كنيم و فرصت انتخاب را افزايش دهيم. ما نيازمند سامانهاي هستيم كه اين امر را تسهيل كند. پس يك بخش ازدواج، آموزش معيارهاست كه انتظارها از زندگي را مشخص كند، معيارها و ضوابط و احكام و حقوق هر يك را معين و دقيق تعريف كند چون اگر زن و مرد به حقوق و احكام زناشويي آشنا باشند بحرانها و مشكلات بسياري كه در زندگي وجود برطرف ميشود. بخش ديگر معرفي دو فرد همشأن به يكديگر است و بخش سوم مشاوره كه قدم به قدم به هر مرد و زن در زندگي مشاوره داده شود و با مشورت صحيح زندگي را بيمه كنيم. . اما در اين زمينه ما يك سايت مذهبي كه به صورت مناسب فعاليت كند نداريم.
در كنار مسايل فرهنگي ، يكي از دغدغهها برخورد و حل مشكلات مالي ازدواج است. آيا راه حل اين مورد نيز ريشه فرهنگي دارد؟نقيپورفر: چهل درصد امر ازدواج به امور مالي مربوط ميشود. در اين زمينه با توجه به احكام شريعت بايد مشخص شود آيا دختر و پسري كه از توان مالي لازم براي ازدواج برخوردار نيستند، بر امت واجب است كه اين مشكل را بر طرف كنند يا خير؟ مسأله مالي از چهار حيث در ازدواج مورد توجه است: اول هزينههاي خود ازدواج، دوم مخارج زندگي، سوم درآمدزايي و چهارم مسكن. در اين چهار مسأله امت و دولت موظف به كمك هستند.
اگر اين دو سامانه فرهنگي و مالي در كنار هم و صحيح پيشروند مشكلي در امر ازدواج نخواهيم داشت. اگر نيازهاي ذاتي دختر و پسر به بهترين شكل شناسايي و پاسخ داده شود قطعاً مشكلات اخلاقي از ريشه بر طرف ميشود و با اقليتي هم كه خارج از نيازهاي زن و مرد به دنبال ايجاد فضاي فحشاء و منكر و تضعيف ارزشهاي اخلاقي در جامعه هستند بايد سخت و شديد برخورد كرد . درشرايط كنوني باندهايي كه به دنبال فاسد كردن اخلاق جامعه هستند با اكثريتي كه در پي نيازهاي طبيعي بيجواب هستند مخلوط شدهاند.
پس شما ناهنجاري هاي موجود در كوچه و خيابان را به دو بخش اكثريت بجا و اقليت نابجا تقسيم مي كنيد؟نقيپورفر: آنچه كه ما در سطح جامعه به عنوان بدحجابي سراغ داريم برخاسته از اقتضاي ذاتي دختر است كه در صدد جلب توجه فردي مناسب براي ازدواج است. وقتي ساز و كار صحيح اين امر در جامعه وجود ندارد و نيازهاي طبيعي دختر و پسر جواب داده نشده است خواه ناخواه به سطح جامعه كشيده ميشود و كساني هم براي فاسد كردن جامعه از اين شرايط سوء استفاده ميكنند. از نظر شرعي پسر وقتي ميخواهد خواستگاري دختري برود جايز است دختر لباس و چادر توري بپوشد كه موي سرش پيدا باشد آستين لخت داشته باشد و حتي ساق پايش را پسر ببيند. يعني چيزي كه در حالت عادي حرام است در امر ازدواج جايز ميشود . اما امروزه همين موردي كه در ازدواج، جواز شرعي دارد به كوچه و خيابان راه پيدا كرده است! ما به اين توجه نميكنيم كه شارع مقدس يك اساس درستي براي اين دارد و اجازه داده است ولي چون جامعه سيستم صحيح و درستي براي جواب دادن به اين نياز طراحي نكرده به صورت غلط در سطح جامعه بروز كرده است.
طرح برخورد با مظاهر بد حجابي آيا در مواجهه با آن اقليت است يا اكثريت را هم شامل مي شود؟نقيپورفر: طرح برخورد، چون بدون توجه به اين نكته ظريف شرعي است جوابگو نخواهد بود؛ چرا كه رفتار دختر صحيح است همانگونه كه شرع در زماني كه قصد جدي ازدواج باشد اجازه داده است اما روش او غلط است. وقتي نياز پاسخ داده نشده نميتوان برخورد كرد كه چرا اينگونه ظاهر ميشود. وقتي جامعه راه صحيح پاسخگويي را بسته است و اجازه رفتار بر اساس مقتضاي طبيعي به دختر نميدهد جامعه دچار مشكل ميشود. در اين طرح، نيروي انتظامي به دليل اينكه ساير نهادهاي مسؤول، وظايف خود را انجام ندادهاند دم تيغ قرار گرفته است. اين يك امر طبيعي است كه هر زن و مرد جواني نيازمند ازدواج و ارضاي نياز خود هستند، وقتي ارگانهاي مسؤول به فكر حل مشكل نيستند و شرايط ازدواج را فراهم نميكنند خواه ناخواه به بروز علني كشيده ميشود و ما به غلط، نيروي انتظامي را در برخورد با اين معضل خودساخته سپر ميكنيم.
چه كسي و نهادي مسؤول هم دو مقوله فرهنگي و مالي ازدواج است؟ آيا نيروي انتظامي مسؤول تسهيل و فراهم سازي ازدواج است؟ نيروي انتظامي مسؤول برخورد با كساني است كه عالماً و عامداً قصد ايجاد فساد در جامعه دارند نه كساني كه به دليل پاسخ داده نشدن نيازي طبيعي رو به كوچه و خيابان آوردهاند. وقتي نياز واقعي جوان حل نشده است تظاهر غلطي از خود نشان ميدهد و برخورد با اين قضيه وظيفه نيروي انتظامي نيست.
به هر حال بد حجابي خود معضلي است كه بنياد خانواده را تهديد مي كند. كدام دستگاه بايد در اين باره اقدام كند؟
نقيپورفر: تا وقتي كه مشكل ازدواج حل نشود و نياز فطري جوان جواب داده نشود معضل تظاهر اجتماعي غلط هم بر طرف نميشود. متأسفانه كساني كه مسؤول تسهيل زمينههاي ازدواج جوانان هستند به وظيفه خود عمل نميكنند و امروز هم كه اين طرح در دست اجراست، دغدغه نوع برخورد نيروي انتظامي با جوانان را دارند! وظيفه امت و دولت اسلامي است كه در بخش فرهنگي و مالي زمينههاي ازدواج و تشكيل خانواده را فراهم كنند. پس از آنكه اين مشكل را برطرف كردند و جوان توانست به راحتي و بيدغدغه تشكيل خانواده داده و نيازهاي خود را جواب دهد، با كساني كه با برنامهريزي در صدد فاسد كردن جامعه و جوانان هستند بايد برخورد كرد. اين وظيفه جامعه مؤمنين است كه نيازهاي جوانان را برطرف كنند. در تعاليم ديني ما اول به معروف توجه شده است سپس منكر. اگر ميخواهيم نهي از منكر كنيم بايد معروف آن را در دسترس قرار دهيم. و قتي امكان ازدواج فراهم نيست چگونه با بدحجابي برخورد كنيم. دولت و مؤمنين مؤظند شرايط ازدواج و امكانات لازم را براي جواني كه امكانات ندارد فراهم كنند.
مجلس و ائمه جمعه دو نهادي هستند كه بايد در اين جهت حركت كنند. مجلس وظيفه دارد شرايط و امكانات ازدواج را فراهم كند. ائمه جمعه نيز بايد عموم مؤمنين را به اين معروف كه تسهيل ازدواج جوانان است رهنمون كنند. اين كار در مسائل فرهنگي و اقتصادي ازدواج لازم است و بايد پيگيري شود اما متأسفانه نه مجلس و نه ائمه جمعه فكري براي فراهم كردن امكانات ازدواج جوانان نميكنند. امر به معروف مقدم بلكه ملزم با نهي از منكر است. وقتي معروف وجود ندارد كه جوان را به آن راه ببرد چگونه از منكر نهي ميكنيد؟ بديهيات ديني مورد غفلت مجلس و ائمه جمعه ماست. در برخورد با مفاسد بحثي نيست آنچه مورد غفلت است اصل امر به معروف است. اگر معروفي نباشد بيترديد منكر رواج پيدا ميكند . وقتي جامعه براي مسكن و اشتغال و آموزش جوان براي ازدواج كاري نكرده است نميتوان او را از منكر باز داشت چرا كه اين يك نياز فطري است كه بايد پاسخ صحيح داده شود و متأسفانه روش غلطي اتخاذ شده است.
آيا علي رغم مشكلات ياد شده، وجود يك نيروي قهري براي سلامت جامعه را سودمند نميدانيد؟نقيپورفر: نتيجه چنين امري كاملاً اشتباه است چون اگر در صدد آن هستيم كه نهي از منكر جواب دهد بايد معروفي وجود داشته باشد. اگر مسير درستي درباره مشكل ازدواج جوانان در نظر گرفته نشود جبراً به آنجا منتهي ميشود كه حرامها، حلال خواهد شد. يعني جبر زمانه حرام را حلال ميكند. وقتي به علاج واقعي و صحيح نپردازيم كار به آنجا ميرسد كه بعضي فتوا ميدهند مسئله " عده" در بحث صيغه به جهت اختلاط امياه و جلوگيري از باردار شدن است! اما اگر شخصي مطمئن است كه صاحب اولاد نميشود، ميتواند ساعت ديگر با مرد ديگر باشد!؟ يعني وقتي كه معضلات را حل نكنيم كم كم از معيارها و ارزشهاي خود عدول ميكنيم. همانگونه كه در نماز جمعه مطرح كردند كه براي تسريع كارهاي اداري، رشوه دهي مشكل ندارد! اين عجز از حل مشكلات است. اين خودش مفاسد عظيم دارد. اين منجر به فاسد شدن سيستم ميشود ديگرهيچ گاه نخواهيم توانست از راه صحيح و شرعي به حق خود برسيم. اين باعث تضييع حق فقرا مساكين است كه خود جرمي بزرگ است. مخالفت با رشوه اين يك اصل بديهي و عقلي است كه حتي كشورهاي غربي هم به آن پايبند هستند. اين عكس العملها در اصل ضربه زدن به دين است چگونه در حكومت اسلامي خلاف عقل رفتار كنيم آن هم به نام دين؟ به بديهيات عقلي عمل نميكنيم تا به آنجا برسيم كه حرام را حلال كنيم. اين پاك كردن صورت مسأله است و دين چنين چيزي را تجويز نميكند. عمل نكردن صحيح به دستورات ديني ما را به آنجا كشانده است كه دين را از جايگاه واقعي خود تنزيل دادهايم و دستورات شرعي را همچون سفارشات بهداشتي ميانگاريم!
آيا مي توان گفت در تعيين بايد ها و نبايدهاي اجتماعي كوتاهي شده است؟نقيپورفر: مشكلي كه ما در ديد حوزوي داريم اين است كه ازدواج را به عنوان يك وظيفه فردي در حوزه مسؤوليت جوان تعريف كردهايم. وقتي معضلات جامعه را در گستره اجتماعي حل نكنيم خواه ناخواه جواز حليت محرمات شرعي را صادر كردهايم و جامعه را به اين سمت سوق ميدهيم كه مرتكب حرام شوند و حرام در جامعه عادي ميشود. به ويژه محرمات ناموسي كه جامعه حساسيت خود در اين مسايل از دست ميدهد تا حدي كه دختر و پسر بدون عقد شرعي با يكديگر ارتباط جنسي دارند و حساسيتي براي پدر و مادر بوجود نميآيد. تنزل دادن محرمات الهي كه عقوبت دنيوي و اخروي دارد به حد تعارضات و ارتباطات عادي، يك امر تأسفآور دردناك است كه در حال شيوع در جامعه است. اين همان اصل قرآني است كه ميفرمايد:« وَزَيَّنَ لَهُمْ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنْ السَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ /النمل24/ و شيطان اعمالشان را برايشان آراسته و آنان را از راه [راست] باز داشته بود، در نتيجه [به حق] راه نيافته بودند.» حرامها وقتي تكرار شوند و زيبا جلوه داده شوند ، يك امر درستي تلقي ميشود كه براي دفاع از آن منطق عقلي تبيين ميكنيم! اين مبناي خطرناك در مسايل ديني در حال شكلگيري است. بايد به رسالت و وظايف ديني حقيقي خود رجوع كنيم و به آنها توجه كنيم
نگاه قرآن به مقوله ازدواج، فردي نيست؟نقيپورفر: قرآن در باره ازدواج يك تكليف اجتماعي را مطرح ميكند ؛« وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ /النور32/ بى همسران خود، و غلامان و كنيزان درستكارتان را همسر دهيد» اما اصلاً برداشت از اين آيه غلط است خطاب آيه به جامعه متأهل است كه مشكل جوانان مجرد را حل كنيد اعم از دختر و پسر و حتي كنيز و غلام! يعني نسبت به خدمتكار خانه هم مسؤوليت شرعي داريد كه ازدواج او را سامان دهيد، چه رسد به آن كه پاره تن شخص باشد. اين رسالتي است كه به عهده جامه است. جامعه نيز دو بخش است؛ يك بخش عموم مؤمنين و مؤمنات كه متأهل ميباشند و امكاناتي دارند و بخش ديگر حكومت است. پس حكومت و جامعه باهم نسبت به اين امر وظيفه دارند. آنچه در امر "انكحوا" ميباشد دلالت بر وجوب است نه استحباب. اگرازدواج از نظر فردي مستحب است اما وقتي منجر به يك تكليف اجتماعي شد واجب ميشود. يعني اگر جامعه اكثريتش ازدواج نكنند فاسد ميشود در نتيجه وقتي عدم ازدواج اكثريت، فاسد كننده جامعه است عكس آن كه ازدواج باشد از نظر تكاليف اجتماعي واجب ميشود. پس از برنامه هاي حكومت و رسالت اين است كه ازدواج براي جوانان جامعه واجب است و امت و دولت در اصلاح امر ازدواج تكليف وجوبي دارند. در انجام اين تكليف بايد تقسيم وظايف شود كه امت و دولت هركدام چه مقدار از نظر مالي ميتوانند نقش داشته باشند. اگر جامعه به تكاليف خود عمل كند راه فيض خدا باز ميشود. تا زماني كه بيتفاوت باشيم مشكل حل نميشود، يدالله مع الجماعه. دست به دست يكديگر دهيد تا ببينيد مشكل حل ميشود. قرآن ميگويد اگر به تكاليف اجتماعي خود عمل كنيد خداوند مشكلات را حل ميكند: « إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمْ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ /النور32/ اگر تنگدستاند، خداوند آنان را از فضل خويش بينياز خواهد كرد، و خدا گشايشگر داناست.» جامعه دست روي دست گذاشته، كمكي نميكند و به جوان ميگويد حركت كن خدا بزرگ است! اين گونه است كه جوان دچار مشكلات عجيب و غريب ميشود كه نه راه پس دارد و نه راه پيش .
يكي از جنبههاي مالي ازدواج، اشتغال است، شاغل بودن زوجين مي تواند كمكي به اين مقوله بكند؟نقيپورفر: در بحث اشتغال، اولويت بايد با مرد باشد چون نفقه زندگي بر عهده مرد است اما در اين زمينه، جامعه و حكومت به اشتباه ميروند چون در اشتغال و به كارگيري، اول بايد مرد دراولويت باشد نه اينكه اولويتي در كار نباشد. اين خلاف امر اصلاح ازدواج جوان است. چون زن با ازدواج داراي حقوق مالي ميشود چراكه هم صاحب نفقه مي شود هم حق همسري و مادري ميتواند دريافت كند. اما مرد با ازدواج صاحب شغل نميشود. بين اين دو تفاوت اساسي وجود دارد. يعني در اشتغال هم با نگاه اسلامي به خانواده نمينگريم بلكه با نگاه سكولار غربي كه وظايف مالي را بر عهده هر دو قرار داده است به شغل دختر و پسر مينگريم. يكسان نگري در استخدام كاملاً غير اسلامي است در حالي كه مرد بايد داراي اولويت استخدام باشد تا توانايي حفظ و تأمين زندگي را داشته باشد. چرا تقاضاي ازدواج از طرف دختر بيشتر از پسر است چون بار مسؤوليت مالي متوجه پسر است و از طرفي هم جامعه فكري براي حل مشكل پسران نكرده است. اين امكان كه پسر بتواند بار مشكل مالي را به گردن بگيرد فراهم نكردهايم بلكه اين راه را بستهايم. وقتي هزينه زندگي بر عهده مرد است نمي توان شرايط يكسان استخدام براي پسر و دختر در نظر گرفت . از آن طرف نياز جنسي يك امر طبيعي فعال است كه به ناچار به راههاي غلط هدايت ميشود و خودش را تحميل ميكند. اگر ما اين معضل را به نحو صحيح چارهانديشي و حل كنيم نود درصد تظاهرات رفتاري غير اخلاقي جوانان فروكش ميكند. ده درصد باقي مانده نيز افراد بيمار دل هستند كه با اين گروه بايد برخورد قاطعانه و مناسب شود.
حضور جوانان در محيطهاي علمي چه نقشي در تسهيل ازدواج دارد ؟نقيپورفر: محيط هاي علمي، دانشگاهي و حوزوي مناسبترين مكان براي ساماندهي ازدواج جوانان در بخش فرهنگي است. ازدواج دختران و پسران كفو يكديگر مي تواند در اين محيط ها صورت پذيرد كه در نتيجه آن زوج فرهنگي مناسب با يكديگر ازدواج ميكنند و پتانسيل آن ضريب تصاعد هندسي دارد. براي اينكه زوج علمي انرژي علمي خود را بهتر براي جامعه خرج ميكنند. ما اين كار ساده را در محيطهاي علمي حوزه و دانشگاه انجام نميدهيم. در حالي كه نيروهاي توانمند در حوزه و دانشگاه هستند كه ميتوانند امر مورديابي مناسب را براي دختر و پسر دانشجو و طلبه انجام دهند. حتي براي تثبيت سرمايهگذاري علمي در حوزه و دانشگاه و ثمربخشي آن ضرورت دارد كه ازدواج طلبه و دانشجو هم كفو سامان داده شود. آينده كشور در دستان اين جوانان است . گاه يك فرد فرهنگي با شخصي كه كفو او نيست ازدواج ميكند كه منجر به آسيب ، تنش و مشكلات بسياري ميشود. ما حتي در اين زمينه هم عاجزانه رفتار ميكنيم. طلبه و داشنجو به حال خود رها شدهاند و سامانه مورديابي و كفويابي براي آنها تعريف نكردهايم. وزارت علوم بايد در ذيل معاونت فرهنگي خود يك اداره كل "اصلاح امر ازدواج دانشجويي" تأسيس كند كه وظيفهاش در بخش فرهنگي آموزش، مشاوره و مورديابي و در بخش مالي هم خدمات معناداري باشد. در حوزه هم بايد اين امر صورت گيرد. از هر دو جهت بايد به اين امر پرداخته شود كه اصلاً تا كنون بهايي داده نشده است. بايد نگاه و تفكر معنوي و انساني را به جوانان آموزش داد و در اين مسير آنها را پيش ببرد تا با حداقلي كه لازمه زندگي است زندگي را آغاز كرده و پس از آن شغلي براي تأمين زندگي و حفظ استقلال مالي براي او تهيه شود.
لینک مطلب