نيازمنديها
اتاق شیشهای خبر
سایتی برای زنان و دختران ایران
اقتصاد ایران و آن سوی ایران
سایت خبری تحلیلی
كدخبر: ۳۰۹۶۴
تاريخ انتشار: ۰۶ مرداد ۱۳۸۶ - ۱۵:۵۳
اعاده حيثيت
معصومه ابتكار
«به نام دمكراسي» را خيلي ها ديدند. همه آدم هاي منطقي و عاقل هم حتما معتقدند كه چنانچه فردي خلاف منافع ملي گام بردارد و مشي بيگانگان را كه هيچ نيت خيري براي ايران ندارند دنبال كند بايد در مقابل قانون – البته با رعايت همه جوانب حقوقي – پاسخ گو باشد. خيالتان راحت قصد دفاع از اين جماعت سه نفره راندارم. اما حرف ديگري دارم .
قبل از پخش خود برنامه، تبليغات گسترده آن را ديديد كه به طور مكرر و پي در پي از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شد و به دليل كوتاه بودن پيام، تاثيري بيش از اصل برنامه داشت. تبليغاتي بر محور متهم سازي ديالوك، توانمندسازي زنان، دمكراسي و ... تشكل هاي غيردولتي و جامعه مدني كه در اصل برنامه از زبان خانم هاله اسفندياري و آقايان بارها شنيده شد. به نظر مي رسيد اين برنامه قصد دارد ارتباط بين انقلاب مخملي با اين واژه ها را براي بينندگان جا بياندازد. البته براي بيننده آگاه اين جا انداختن كمي سخت و احتمالا همراه با آه و ناله رخ داد. مثل آن شكسته بندي كه دست ضرب ديده را به جاي جا انداختن به حركتي ناشيانه مي شكند. به خاطر همين فكر مي كنم يك چيزهايي اين ميان بايد روشن شود.
ديالوگ چيست؟
جز جان كلام اسلام كه «لا اكراه في الدين» و «فبشرعبادي الذين يستعمون القول فيتبعون احسنه». جز اينكه پيامبر با كلام قرآن و ديالوگ ميان انسان و خدا و مردم با مردم آخرين دين الهي را ارايه كرد. جز اينكه امام خميني در عصر حاضر با برقراري ديالوگ با مردم پيام انقلاب را در روح و جان آنها جا انداخت. به طور مثال آيا نامه اي كه ايشان براي گورباچف فرستاد جز برقراري ديالوگ بود؟
تاريخ گواه است كه ايرانيان همواره در مواجهه با تمدن ها و فرهنگ هاي مهاجم ، مهاجر و مقيم هنري مثال زدني در حفظ هويت خود و كسب مزاياي آن فرهنگ ها از طريق يك ديالوگ عملي و واقعي داشته اند. حالا چگونه است كه ديالوگ دستورالعمل غرب شده است ؟
برقراري گفتمان و ديالوگ منطقي چه اشكالي دارد؟ مگر ما خودمان براي برقراري ديالوگ و تبليغ معارف ديني افرادي را به مجامع بين المللي و كشورهاي مختلف اعزام نمي كنيم؟ مگر نبايد تلاش كنيم تا با مردم آمريكا ديالوگ برقرار شود؟ آيا هر گونه ديالوگ يك توطئه است؟ كتاب تسخير را با اين هدف به انگليسي نوشتم كه ديالوگي درباره يك موضوع دشوار تاريخي با جهان غرب و به ويژه آمريكايي ها برقرار شود. آيا اين هم بوي توطئه مي دهد؟
همين طور در مورد دمكراسي. جز اينست كه امام اول ما شيعيان براي داشتن حكومت، بيعت مردم را با خود اصل دانست و امام خميني از آغازين روزهاي انقلاب تا آخرين لحظه عمرش نگران جمهوريت و توجه به جايگاه مردم بود؟ پافشاري امام براي برگزاري رفراندوم در هر برهه را فراموش كرده ايد؟ علاوه بر اين امام خود پرچمدار پيشرفت و بهبود وضعيت زن ايراني است كه به تعبير امروزي طرفداري توانمندسازي زنان به شمار مي آيد و هيچكس نمي تواند اين واقعيت را انكار كند كه نگاه روشن امام به بانوان، اين جسارت را به آنها بخشيد تا براي استيفاي حقوق خود به ميدان آمده و روندی از پيشرفت و ترقي را براي خود در جمهوري اسلامي ايران برجای گذارند.
مگر اقداماتي كه كميته امداد امام خميني براي زنان سرپرست خانوار انجام داده است، جز توانمندسازي زنان بوده است؟
درمورد تشكل هاي غيردولتي و جامعه مدني نيز همين اشكال وارد است. مگر مي توان فعاليت هاي داوطلبانه و غيروابسته به دولت ها و حكومت ها را طي دهه هاي گذشته به صورت خيريه ها، انجمن ها و موسسات مردمي از ياد برد. هماناني كه در دوران دفاع مقدس و سال هاي بعد از آن براي اعتلاي ايران در ابعاد فرهنگي، اجتماعي، محيط زيست، بهداشت، امور علمي، هنري، زنان و صنفي تلاش كردند و حاصلش كارهاي بزرگي بوده كه نه تنها هزينه اي برای دولت ها نداشته بلكه از شانه هاي حكومت بارهاي سنگيني را برداشته است. اين تشكل ها اگر چه در برخي برهه ها مورد بي مهري مسئولين شكاك قرار گرفتند ولي هرگز از خدمت و تلاش براي اعتلاي جامعه سرباز نزدند. فشار جامعه مدني هم براي تغيير رفتار لزوما بد نيست. بسياري ازكشورها كه براي حفظ و احياي محيط زيست خود اقدام كردند بر اثر فشار جامعه مدني بوده است. آيا اين گونه زير سوال بردن تشكل ها با تعابير كلي كه مي تواند به همه آنها تعميم داده شود جفا به خدمات آشكار و پنهان مردم نيست؟
حالا كار به جايي رسيده كه هر كس ازتوانمندسازي زنان، دمكراسي ، ديالوگ و جامعه مدني سخن گويد، گويي دستور و فرمان ازآمريكا گرفته است؟ چرا واژه هايي كه ريشه در فرهنگ ما دارد پيشكش بيگانگان مي كنيد، گويي ايرانيان اين واژه ها را نمي شناختند و بيگانگان در همين چند ساله اخير آنها رابه فرهنگشان وارد كرده اند.
متاسفانه نوع طرح اين مباحث و تبليغات رسانه ملي اين سوال جدي را ايجاد مي كند كه هدف گيري اصلي آیا روش و شيوه اين افراد بوده يا اصل اين مفاهيم است، كه حامياني داخلي دارد؟ درحالي كه اين حاميان هيچ ارتباطي با دمكراسي مد نظر آمريكا ندارند.
اين قضيه، روزگار اصلاحات را تداعي مي كند كه بعضي ها سعي مي كردند بين پروستاريكا و اصلاحات تشابهاتي را القا كنند. حالا هم به نظر مي رسد همان ماجراست و چقدر در اين ميان خوش به حال آمريكاست كه دستاوردهاي ملت ايران مصادره به مطلوب او مي شود... و چقدر او هواخواه و طرفدار دارد كه هر كس از ديالوگ و دمكراسي و توانمندسازي زنان و جامعه مدني حرف بزند تحت تاثير اوست!
اين چه ساده انگاري و چه بلايي است كه خودي به سر خودي مي آورد؟ اين هم يكي به نفع سياست بازان سناي امريكا كه خيلي بيش از آن 70 ميليون دلاري كه براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران تصويب كردند، سود بردند. چون بهانه اي براي اتهام و تخريب عليه جريان مترقي و محبوب داخل حكومت ايران يعني اصلاح طلب ها به دست مخالفينشان دادند. در حالي كه اصلاح طلب ها همواره پاي بند به آرمان هاي اصيل انقلاب و امام راحل بوده اند.
اصلا خيلي دلم مي خواهد بدانم كدام تحليل گر سياسي اجتماعي، شرايط كشور ما را با شرايط كشورهاي فروپاشيده اروپاي شرقي مشابه مي داند كه اين سناريوي تشابه را مستمسك قرار مي دهد؟ آخر كجاي ايران و انقلاب اسلامي ما با اين عظمت، به آن كشورها شباهت دارد؟
اين طريق حقيقت و عدالت نيست و كمترين كار رسانه ملي در اين ماجرا، رد چنين شائبه اي است.
آقاي ضرغامي،
اين فرصت را به زنان، مردان، سازمان هاي غيردولتي و جامعه مدني مورد اتهام بدهيد تا از خود دفاع و اعاده حيثيت كنند. همه فهميدند كه به در گفتند تا ديوار بشنود، اما ...
لینک مطلب
قبل از پخش خود برنامه، تبليغات گسترده آن را ديديد كه به طور مكرر و پي در پي از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شد و به دليل كوتاه بودن پيام، تاثيري بيش از اصل برنامه داشت. تبليغاتي بر محور متهم سازي ديالوك، توانمندسازي زنان، دمكراسي و ... تشكل هاي غيردولتي و جامعه مدني كه در اصل برنامه از زبان خانم هاله اسفندياري و آقايان بارها شنيده شد. به نظر مي رسيد اين برنامه قصد دارد ارتباط بين انقلاب مخملي با اين واژه ها را براي بينندگان جا بياندازد. البته براي بيننده آگاه اين جا انداختن كمي سخت و احتمالا همراه با آه و ناله رخ داد. مثل آن شكسته بندي كه دست ضرب ديده را به جاي جا انداختن به حركتي ناشيانه مي شكند. به خاطر همين فكر مي كنم يك چيزهايي اين ميان بايد روشن شود.
ديالوگ چيست؟
جز جان كلام اسلام كه «لا اكراه في الدين» و «فبشرعبادي الذين يستعمون القول فيتبعون احسنه». جز اينكه پيامبر با كلام قرآن و ديالوگ ميان انسان و خدا و مردم با مردم آخرين دين الهي را ارايه كرد. جز اينكه امام خميني در عصر حاضر با برقراري ديالوگ با مردم پيام انقلاب را در روح و جان آنها جا انداخت. به طور مثال آيا نامه اي كه ايشان براي گورباچف فرستاد جز برقراري ديالوگ بود؟
تاريخ گواه است كه ايرانيان همواره در مواجهه با تمدن ها و فرهنگ هاي مهاجم ، مهاجر و مقيم هنري مثال زدني در حفظ هويت خود و كسب مزاياي آن فرهنگ ها از طريق يك ديالوگ عملي و واقعي داشته اند. حالا چگونه است كه ديالوگ دستورالعمل غرب شده است ؟
برقراري گفتمان و ديالوگ منطقي چه اشكالي دارد؟ مگر ما خودمان براي برقراري ديالوگ و تبليغ معارف ديني افرادي را به مجامع بين المللي و كشورهاي مختلف اعزام نمي كنيم؟ مگر نبايد تلاش كنيم تا با مردم آمريكا ديالوگ برقرار شود؟ آيا هر گونه ديالوگ يك توطئه است؟ كتاب تسخير را با اين هدف به انگليسي نوشتم كه ديالوگي درباره يك موضوع دشوار تاريخي با جهان غرب و به ويژه آمريكايي ها برقرار شود. آيا اين هم بوي توطئه مي دهد؟
همين طور در مورد دمكراسي. جز اينست كه امام اول ما شيعيان براي داشتن حكومت، بيعت مردم را با خود اصل دانست و امام خميني از آغازين روزهاي انقلاب تا آخرين لحظه عمرش نگران جمهوريت و توجه به جايگاه مردم بود؟ پافشاري امام براي برگزاري رفراندوم در هر برهه را فراموش كرده ايد؟ علاوه بر اين امام خود پرچمدار پيشرفت و بهبود وضعيت زن ايراني است كه به تعبير امروزي طرفداري توانمندسازي زنان به شمار مي آيد و هيچكس نمي تواند اين واقعيت را انكار كند كه نگاه روشن امام به بانوان، اين جسارت را به آنها بخشيد تا براي استيفاي حقوق خود به ميدان آمده و روندی از پيشرفت و ترقي را براي خود در جمهوري اسلامي ايران برجای گذارند.
مگر اقداماتي كه كميته امداد امام خميني براي زنان سرپرست خانوار انجام داده است، جز توانمندسازي زنان بوده است؟
درمورد تشكل هاي غيردولتي و جامعه مدني نيز همين اشكال وارد است. مگر مي توان فعاليت هاي داوطلبانه و غيروابسته به دولت ها و حكومت ها را طي دهه هاي گذشته به صورت خيريه ها، انجمن ها و موسسات مردمي از ياد برد. هماناني كه در دوران دفاع مقدس و سال هاي بعد از آن براي اعتلاي ايران در ابعاد فرهنگي، اجتماعي، محيط زيست، بهداشت، امور علمي، هنري، زنان و صنفي تلاش كردند و حاصلش كارهاي بزرگي بوده كه نه تنها هزينه اي برای دولت ها نداشته بلكه از شانه هاي حكومت بارهاي سنگيني را برداشته است. اين تشكل ها اگر چه در برخي برهه ها مورد بي مهري مسئولين شكاك قرار گرفتند ولي هرگز از خدمت و تلاش براي اعتلاي جامعه سرباز نزدند. فشار جامعه مدني هم براي تغيير رفتار لزوما بد نيست. بسياري ازكشورها كه براي حفظ و احياي محيط زيست خود اقدام كردند بر اثر فشار جامعه مدني بوده است. آيا اين گونه زير سوال بردن تشكل ها با تعابير كلي كه مي تواند به همه آنها تعميم داده شود جفا به خدمات آشكار و پنهان مردم نيست؟
حالا كار به جايي رسيده كه هر كس ازتوانمندسازي زنان، دمكراسي ، ديالوگ و جامعه مدني سخن گويد، گويي دستور و فرمان ازآمريكا گرفته است؟ چرا واژه هايي كه ريشه در فرهنگ ما دارد پيشكش بيگانگان مي كنيد، گويي ايرانيان اين واژه ها را نمي شناختند و بيگانگان در همين چند ساله اخير آنها رابه فرهنگشان وارد كرده اند.
متاسفانه نوع طرح اين مباحث و تبليغات رسانه ملي اين سوال جدي را ايجاد مي كند كه هدف گيري اصلي آیا روش و شيوه اين افراد بوده يا اصل اين مفاهيم است، كه حامياني داخلي دارد؟ درحالي كه اين حاميان هيچ ارتباطي با دمكراسي مد نظر آمريكا ندارند.
اين قضيه، روزگار اصلاحات را تداعي مي كند كه بعضي ها سعي مي كردند بين پروستاريكا و اصلاحات تشابهاتي را القا كنند. حالا هم به نظر مي رسد همان ماجراست و چقدر در اين ميان خوش به حال آمريكاست كه دستاوردهاي ملت ايران مصادره به مطلوب او مي شود... و چقدر او هواخواه و طرفدار دارد كه هر كس از ديالوگ و دمكراسي و توانمندسازي زنان و جامعه مدني حرف بزند تحت تاثير اوست!
اين چه ساده انگاري و چه بلايي است كه خودي به سر خودي مي آورد؟ اين هم يكي به نفع سياست بازان سناي امريكا كه خيلي بيش از آن 70 ميليون دلاري كه براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران تصويب كردند، سود بردند. چون بهانه اي براي اتهام و تخريب عليه جريان مترقي و محبوب داخل حكومت ايران يعني اصلاح طلب ها به دست مخالفينشان دادند. در حالي كه اصلاح طلب ها همواره پاي بند به آرمان هاي اصيل انقلاب و امام راحل بوده اند.
اصلا خيلي دلم مي خواهد بدانم كدام تحليل گر سياسي اجتماعي، شرايط كشور ما را با شرايط كشورهاي فروپاشيده اروپاي شرقي مشابه مي داند كه اين سناريوي تشابه را مستمسك قرار مي دهد؟ آخر كجاي ايران و انقلاب اسلامي ما با اين عظمت، به آن كشورها شباهت دارد؟
اين طريق حقيقت و عدالت نيست و كمترين كار رسانه ملي در اين ماجرا، رد چنين شائبه اي است.
آقاي ضرغامي،
اين فرصت را به زنان، مردان، سازمان هاي غيردولتي و جامعه مدني مورد اتهام بدهيد تا از خود دفاع و اعاده حيثيت كنند. همه فهميدند كه به در گفتند تا ديوار بشنود، اما ...
لینک مطلب
تازه های سایت


نسخه چاپي
ارسال به دوستان