اگر به 40 سال قبل برگرديم متوجه مي شويم كه فقط طلب جنگ كافي نيست چرا كه سپاه عرب هرگز تن به شكست در برابر اسرائيل نداد،نسل وتاريخچه جنگ در خاورميانه خيلي پيچيده ومشكل است و تحقير وحقارت در نظر گرفته نشده است.
نويسنده مي گويد من در اواخر جولاي سال 1967 بدنيا آمدم ومانند بچه هاي "Naksa"بزرگ شدم يا بعبارتي واضح تر معكوس بزرگ شدم چرا كه در زماني بزرگ شدم كه شكست اعراب در طي جنگ 1967 اتفاق افتاده بود ومن آتش گرماي عشق ومحبت را دراين سال نديدم،خانم"مونا"مي گويد بچه هاي "Naksa"نه فقط در اوج خطر بلكه در گونه ايي از هوشياري وبيداري كه آدم هاي متعصب مذهبي را تحريك مي نمود به دنيا آمدند.
در ادامه مي گويد:آبا واجداد ما در زمان رئيس جمهور آنوقت مصر"جمال عبدالناصر"كه ناسيوناليسم عرب را در دهه 1950 به اهتزار درآورده بود،رشد يافته بودند.در سال 1967 تحقير وحقارت تنها چيزي بود كه متكبرانه بزرگ شده بود چنانكه درآن نواحي نشانه هاي چهل امين سوگواري ساليانه از جنگ اسرائيل وعرب به راحتي بازيچه تماشاي ديگر كشورها قرار گرفته بود و آلودگي ناشي از جنگ وشكست، چندين نسل ونژاد را نشان دار كرده بود.
اما شكست وفاصله هاي ايجاد شده نمي تواند سكوت در مقابل اين سوال باشد:
آيا همه آنچه كه به خاطرش جنگيديم براي اسرائيل بود؟
خانم "مونا"مي گويد:كشور من مصر 4 سال بين 1948 وزمان تاسيس دولت يهود با اسرائيل وارد جنگ شد ودر سال 1979 هنگامي كه مصر به عنوان اولين كشور عربي كه معاهده صلح با اسرائيل را پذيرفت ،شناخته شد دو نفر از عموهايم در طي جنگ 1973 كه بين دو كشور اتفاق افتاد مهندس موشك بودند.نگاه به كاهش ضربه فلسطيني ها داخل جنگ هاي شهري در غزه در تابستان امسال كمي مشكل است ونمي توان به ديده يك سوال گذرا به آن نگريست.
اشغال اسرائيل از سرزمين فلسطين سبب شد نه تنها بدبختي،فقر وهلاكت ومحروم سازي براي فلسطيني ها داشته باشدكه اسرائيل اثر زخم عميقي هم در اذهان ووجدان هاي مردم به جاي گذاشت اما اين اشغال شجاعت آنان را توجيه نكرد واغلب رهبرانشان خراب شدند كه ان را ناشي از نفرين ودشنام فلسطيني ها مي دانستند.
شما بايد به اين موضوع فكر كنيد كه جامعه ايي متفاوت در 2 كشور ايجاد خواهد شد كه معاهده صلح با اسرائيل....مصرواردن .....يا ديگر معاهداتشون كه نبردهايي را درپي خواهد داشت....دوباره بينديشيد.
آيا مصر واردن بهترين ياد داشت ها را در زمينه حقوق بشر وآزادي سياسي را به خاطر آن معاهدات ثبت كردند؟
آيا توسعه وپيشرفتي از جنگ در نظر گرفته شده حاصل گرديده است؟
خانم "مونا"از هزاران زنداني سياسي ومخالف خاموش از هر دو كشور سوال نمود.....
مصر با اسرائيل براي 28 سال معاهده صلح دارد بعد از گذشت 25 سال رئيس جمهورمان كه هرگز اسرائيل را ملاقات نكرده است درست به مانند سردي نوك كوههاي يخي صلح سردي بين دو كشوربرقرار است ودر اين ميان مقامات رسمي مصري از عقايد منفي اشغال اسرائيل از سرزمين فلسطين ايراد
مي گيرند.
ما علت هاي زيادي را در مورد فلسطين رده بندي كرديم ،تلاش هاي خط دهي شده ايي كه بايد به سمت توسعه وهم انديشي نزديك با فلسطين سوق داده شود ومي تواند ظهور نسبتا خوبي باشدو مصر بر خود مي بالد كه مي تواند با هر دو كشور اسرائيل وفلسطيني ها صحبت نمايد اما حتي اينكه كمي براي تاثير غير مداوم در جنگ داخلي فلسطين در غزه از خود خرج دهد ،ندارد.
"مونا"مي گويد براي اولين بار در سال 1997 ديداري از اسرائيل داشتم وبعد به عنوان خبرنگار رويترز به سمت اورشليم حركت كردم ومي خواستم چيزهايي براي خودم ببينم نه به منظور كسب اعتماد به مقامات رسمي به رسانه هامون بدهم.اما همچنان من نسبت به سرويس هاي امنيتي كشور بدگمان باقي ماندم چرا كه زماني كه به مصر برگشتم يك مقام رسمي امنيتي ايالت كه نامش "عمر شريف"بود اطلاعات ضبط شده من را نزد خودشون نگه داشتند وتلفن مرا هم قطع كردند.
اكنون نژاد من غمگين است وممكن است كه از شكست ها زيان ديده باشد وتحقير شده باشد ودر چنين موقعيتي بهترين موهبت براي ما مي تواند اشاره به اين پند ونصحيت آشكار باشد كه مي گويد:
"جا پاي ما نگذار" ومي دانيم كه بهترين راه براي ما كه مي تواند كمك به فلسطيني ها باشد كمك به كشور خودمان است .
جانشينان رهبران عرب از سال 1967 در سوريه واردن به پسرانشان واگذار گرديده شده است وچنين تحول مشابهي در مصر نيز در دست اقدام است .
"مونا "مي گويد:
فلسطيني ها توسط تركيب مهم خطرناكي از يك رئيس جمهور ضعيف ويك نخست وزير متعصب مذهبي اداره مي شود وهنوز هم فلسطيني وجودندارد.
چرا زمان براي دنياي عرب ها ايستاده است؟
يكي از شهرهاي سوريه بعد از نبرد اين كشور با اسرائيل در 1967 دوباره ساخته شد .هنوز چگونه است كه شهرهاي بزرگ زيادي از آلمان كه در جنگ حهاني دوم مورد هدف قرار گرفته بودند بازسازي شدند ودوباره پيشرفت كردند؟!؟!
جنگ 1967 يكي از نبردهاي زيادي بود كه در تاريخ سني ما نوشته شد وبا نگاه به اطراف دنياي عرب ما بايد بپرسيم كه
"همه اينها براي چه بود؟
آيا زمان حركت فرا نرسيده است.
مترجم:زهرا شريف زاده
منبع :واشينگتن پست(28 ژوئن 2007 )
اسرييل و جامعه جهاني به كدام حف ملت فلسطين پابند بوده اند؟ بازگشت آوارگان آيا در ميان است؟ پس دادن زمينهاي فلستينيان چه؟ آيا اصلا مي توان كشوري را ساخت كه دو شقه كه نه صد شفه شده و همچون پادگاني اداره مي شود از يك سو اسراييل و مزدورانش و سوي ديگر مصر و اردن؟ كدام صلح كدام كشور ؟ كدام دولت؟ لطفا يك دليل بياوريد يك مثال از اينكه اسراييل به تعهدش پايبند است!!!! يك دليل بياوريد كه دنيا نه به چشم حامي اسزاييل همان يهوديان پرمدعا كه به عنوان بي طرف با اين موضوع برخورد مي كند!! هنوز چندي از جنگ نه اسرييل كه همه غرب و مزدورانش در لبنان عليه ملت و مقاومت نمي گذرد و نتايج آن مشخص؟ مگر مي شود دست و پاي ملتي را بست و بگوييم او نمي تواند؟ ملتها را آزاد بگذاريد مي توان فهميد چه برايشان مهم است؟ اما حتي ملت فلستين را به خاطر انتخابشان قلع و قمع مي كنند و بعد مي گويند نه دمكراسي براي منطقه زود است. چرا؟!! چون نتايج در هيچ كجا مطابق ميل و نظرشان نيست، نه لبنان! نه عراف! نه هيچ كجاي ديگر.
محمدباقر ميگلي از بوشهر