
دکتر محمد رضا حسينی
امسال هم ساعت پخش سريالهاي مناسبتي ماه رمضان هماهنگي داشتند. به گونه اي كه بعضا اتمام يك سريال با شروع سريال ديگر توام بود.اما آيا اين هماهنگي در مورد محتوي و پيام سريالها هم وجود داشت؟
شكي نيست كه بن مايه سريالهاي مناسبتي مسائل مذهبي و اعتقادي بوده و هست. اما آيا اين سريالها در انتقال پيامي مذهبي هم مثل جذب مخاطب موفق بوده اند؟ هدف از نگارش اين سطور بررسي نقش پدر در اين سريالها است.
در سريال كانال يك دكتر پژوهان پدري است كه فريفته شيطان مي شود و دخترش نه تنها فريب نمي خورد بلكه نقش عمده اي در راهنمايي پدر ايفا مي كند. در سريال كانال دو حاج آقا فتوحي هم فريفته مي شود و باز هم دخترش نقش مهمي در خلاصي وي از مخمصه ايفا مي كند. بگذريم كه صدا و سيما به بسياري از جوانان آموخت كه بدون اذن پدر و با اجازه دادگاه مي توانند ازدواج كنند. مي توان بررسي كرد كه پيش از اين سريال چند درصد از جوانان از اين امر مطلع بودند و آگاهي از اين امر چه تاثيراتي بر جامعه جوان ايران دارد. بررسي بيشتر اين امر در اين مقال نمي گنجد.
جلال هم پدر ديگري است كه براي عيش و نوش خود خانواده را به خارج فرستاده است. شايگان هم پدر مقروض ديگري است كه دخترش بار او را بر دوش مي كشد و پدرش از او مي خواهد كه براي سر كيسه كردن مردي به او نزديك شود.
در سريال شكرانه هم شخصيت پدر با كمك حامد پسرش دست از خوردن مال مردم بر مي دارد. باز هم پدر شخصيتي است كه به راحتي فريفته مي شود.
در سريال كانال سه پدر فاسد نيست اماآنقدر ناكارآمد است كه در توالت مي ماند و هزار تومان هم نبايد در جيبش باشد چون حتما" آن را به كسي قرض مي دهد و ثروت خانواده را مادر كنترل مي كند .
پس مي بينيم كه در محتوي سريالها هم رد پاي هماهنگي را مي توان يافت!
چند سالي است كه شخصيت شوهر غير قابل اعتماد كه مخفيانه دست به ازدواج مجدد مي زند موضوع داغ بسياري سريالها و فيلمها شده است. بعنوان مثال مي توان به فيلم "نصف مال من نصف مال تو" در سينما و سريال " راه بي پايان" اشاره كرد.
اما امسال سريالهاي ماه رمضان پا را يك قدم فراتر گذ اشته و به اتفاق آراء، پدر را موجودي غير قابل اعتماد، ناكارآمد و فريب خورده معرفي نموده اند كه فرزندان بايد به كمك آنها بيايند.
فيلمسازان صدا و سيما سعي مي كنند محصول و مارك خاصي را در برنامه خود نشان ندهند تا تبليغي براي آنها نباشد اما به محتوي، نقش و تاثير شخصيتها توجهي نمي كنند.
آيا فرهنگ سازي كه صدا و سيما از آن دم مي زند همين است؟ آيا خانواده ها و فرزندان با اين شخصيتها همزاد پنداري نمي كنند؟ تاثير اين همزاد پنداري ها در خانواده هاي ايراني چيست؟ در جامعه سنتي ايران پدر به سان ستون خيمه خانواده است، سست نشان دادن ستون اين خيمه چه تاثيري دارد؟
كافي است به ياد بياوريم در فيلم "بدون دخترم هرگز" وقتي شخصيت مرد ايراني منفي نشان داده شد چه وا اسفاها همي زديم و سازندگان را مغرض خوانديم. اما اكنون چه كنيم؟ جالب اينجا است كه تمامي پدران اعم از تحصيل كرده و مذهبي و بازاري و تاجر همگي زير سئوال رفته اند.
حقير منكر وجود چنين افرادي در جامعه نيستم. اما انتخاب و پردازش شخصيتها بايد هوشمندانه و بر اساس مهندسي اجتماعي باشد و نه صرف وجود و يا عدم وجود شخصيتها در اجتماع.
همه ما كم و بيش فيلمهاي هندي را ديده ايم. كافي است سينماي جامعه سنتي خود را سينماي جامعه سنتي هند مقايسه كنيم.
در بسياري از فيلمهاي هندي (حداقل آنهايي كه ما از صدا و سيما ديده ايم) هرگاه خانواده دچار مشكل مي شود پدر و مادر با هم متحد مي شوند تا با هم مشكل را حل كنند. فرزند خانواده اگر جنايتكار و تبهكار هم باشد با پدر و مادر با احترام حرف مي زند و اگر با والدين درشت هم سخن بگويند شخصيت منفي داستان است.
اما در فيلمهاي ما پدر شخصيتي منفي معرفي شد كه هفتاد سال عبادتش يك شب به باد مي رود و فرزند درشت گو شخصيت مثبت فيلم و پري نجات بخش مي شود. محتوي برنامه هاي صدا وسيما جدا" نيازمند تحليل محتوا بر اساس مطالعات فرهنگي و جامعه شناختي است. در اين مورد نقد و نامه محمد نوري زاد به ضرغامي را هم بخوانيد.
* استاد دانشگاه علامه طباطبایی