آنچه در اين تابلوها و پوسترها نقش بسته بود ، فقط يك جمله بود و آن هم اين جمله : «براي بازسازي حرم مطهّر امامين عسكريين عليهماالسلام 123 كيلو طلا لازم است ، سهم شما از اين مبلغ يك گرم طلاست .» همين و بس ....
چند وقتي است كه بغض سنگيني در گلو دارم كه همه فكر و ذهنم را مشغول كرده . ماجرا از وقتي شروع شد كه مثل هميشه براي رفتن به كلاس درس سوار اتوبوس شدم . روي شيشيهي پشت سر راننده اطّلاعيّهاي نصب بود كه با زحمت تونستم كلماتي از اونو بخونم ، فقط تنها چيزي كه اون وقت توجّه منو به خودش جلب كرد ، عكس گنبد و منارههاي تخريب شدهي حرم عسكريين عليهما السلام بود . همون جا دست روي سينه گذاشتم و عرض تسليتي به محضر ولي نعمتمان امام عليبنموسيالرّضا عليه السلام نمودم و سلامي هم به محضر اين دو امام همام عليهما السلام دادم و چند قطره اشكي هم ناخودآگاه از چشمم جاري شد . خلاصه قضيّه همينجا و به همين صورت تموم شد .
بعد از مدّتي از جلوي ايستگاه راهآهن مشهد ميگذشتم كه باز همان عكس و همان متن منتها اينبار در مقياسي بسيار بزرگتر بر روي تابلوهاي بزرگ تبليغاتي شهرداري (بيلبورد) رو ديدم . باز اشك تو چشمام حلقه زد ، امّا اينبار اشكم به خاطر خرابي گنبد و بارگاه منوّر اين دو عزيز و هتك حرمت حرم اين دو بزرگوار نبود ؛ آنچه بيشتر دلم را به درد ميآورد ، مظلوميّت هميشگي امامان معصوم شيعه عليهم السلام به خصوص در خود جوامع شيعي است . بله تعجّب نكنيد ، حتماً كنجكاو شديد بدانيد مگر روي آن تابلوي تبليغاتي و پوسترهاي پخش شده و نصب شده بر در و ديوار شهر و شيشههاي اتوبوس و... چه نوشته شده بود ؟ آنچه در اين تابلوها و پوسترها نقش بسته بود ، فقط يك جمله بود و آن هم اين جمله : «براي بازسازي حرم مطهّر امامين عسكريين عليهماالسلام 123 كيلو طلا لازم است ، سهم شما از اين مبلغ يك گرم طلاست .» همين و بس .
اين جمله تمام آن چيزي بود كه مدّتهاست فكر من رو به خودش مشغول كرده . (البته در بعضي نيز با همين مضمون اشاره به بازسازي حرم مطهر امام كاظم و امام جواد عليهماالسلام شده ) . همچنين در روز عيد سعيد فطر پس از نماز عيد چندتا جوان مخلص بسيجي رو ديدم كه با بلندگويي در دست مشغول جمع آوري كمك براي بازسازي حرم امامين كاظميين عليهماالسلام بودند . ناخودآگاه ياد زماني افتادم كه هنوز سن و سالي نداشتم ؛ وقتي روحاني محترمي كه با هزار زحمت از راه دور به حسينيّه و مسجد محلّمون مياومد و سخنراني ميكرد ، آخر ماه مبارك يا دهه محرّم و صفر كه ميشد يكي از پيرمردهاي دِه ، كُلاهش رو از سر برميداشت و ميگفت براي تشكر از حاج آقا كه زحمت كشيدن و ما رو مستفيض كردن هركي هرچي ميتونه كمك كنه . خلاصه ، يه ياعلي ميگفت و بين صفوف نماز جماعتي كه هنوز به هم نخورده بود ميگشت و پول جمع ميكرد . با خودم ميگفتم : آيا نميشد اين قدر اين كار سبك و مفتضحانه انجام نميشد و راه بهتري رو انتخاب ميكردند ؟
وقتي بزرگتر شدم و توفيق پوشيدن اين لباس مقدس رو پيدا كردم و كم كم با مسائل و مشكلات طلبگي آشنا شدم در گپ و گفتهاي طلبگي با هركدام از رفقا كه داشتم هر كدام به نحوي بدترين خاطرهي تبليغ رو موقعي ميدونند كه يكي از هيأت اُمناء مسجد براي تشكّر از زحماتش كُلاه از سر برميداشت و به جمعآوري كمك براي مثلا تقدير از حاجآقا ميپرداخت . (البتّه چند سالي است كه به بركت رهنمودهاي رهبر معظّم انقلاب مدظله اين مسائل تا حد بسيار زيادي مرتفع شده و نهادهايي همچون سازمان تبليغات ، دفتر تبليغات و بعضاً اوقاف و فرهنگ و ارشاد همون كار قبلي رو با شكلي آبرومندانه انجام ميدهند . )
بگذريم ؛ آنچه به خاطر آن دست به قلم بردم و تصميم به نوشتن اين سطور گرفتم فقط و فقط ذكر اين نكته است كه آيا پخش و نصب چنين پوسترها و تابلوهايي اهانت به ساحت مقدّس اين امامان نيست ؟ آيا مقام و احترام اين ستارگان درخشان سپهر ولايت ، كمتر از مقام و احترام آن روحانيِ مبلّغ است ؟ مگر نه اين است كه در زيارت ميخوانيم : «اللهمّ انّي اعتقد حرمة صاحب هذا المشهد الشريف كما اعتقدها في حضرته و اعلم ان رسولَك صلي الله عليه و آله و خلفائك عليهم السلام احياءٌ عندك يرزقون يرون مقامي و يسمعون كلامي» . مگر نه اين است كه اين بزرگان هم اكنون ناظر و شاهد واقعي ما و اعمال ما هستند؟ مگر نه اين است كه اهانت به حرم اين بزرگواران ، اهانت مستقيم به خود اين بزرگواران است و تعظيم آن مشاهد معظمه، تعظيم آن نفوس و ذوات مقدّسه ؟ مگر نه اين است كه براي امام عليه السلام حيّ و ميّت بودن معنا ندارد و عدم درك حضور اين ذوات مقدسه به خاطر عيب و ايرادي است كه از خود ماست ؟
بنده فقط و فقط يك سؤال از مسئولين ذيربط و كساني كه به عقيدهي خودشان با اين كار ميخواهند ثوابي برده باشند و تحفهاي پس از مرگ به گور خويش فرستاده باشند ، ميپرسم و آن اين كه : اگر اين ذوات مقدّسه حيّ و زندهاند كه هستند و اگر ايشان در حال نظاره و مشاهدهي اعمال و رفتار ما هستند كه هستند ؛ آيا شخصي پيدا ميشود چنين جسارتي كند و در منظر و مسمع اين بزرگواران ، كلاه از سر بردارد و بگويد : براي بازسازي حرم مطهّر اين امامي كه اينجا حيّ و حاظر و ناظر است ، هركدام از شما مؤمنين و محبّين اهلبيت عليهم السلام يك گرم طلا هديه كنيد ؟!!!
عمق فاجعه آنجاست كه اين تبليغات در شهري اتفاق ميافتد كه مركز رفت و آمد همهي اقوام و مليّتهاي مختلف از سرتاسر جهان است ، از مسلمان شيعي دوازده امامي گرفته تا برادران اهلسنّت و مسيحيان و يهوديان و وهّابيهاي خشك و متعصّب و... و آيا آن چه در ذهن اين مسافران و پناهندگان به حريم مطهر رضوي باقي ميماند و خاطرهاي كه ايشان پس از بازگشت از مشهد مقدّس به عنوان بهترين سوغات نقل خواهند كرد به اين مضمون كه شيعيان براي بازسازي حرم امامان خود مشغول جمع كردن كمك بودند ، حادثه خوشايندي است ؟
البته خواننده و منتقد محترم خرده نگيرد كه بنده در مواجهه و حلّ مسائل دچار خلط مبحث شدهام. آنچه ميخواهم بگويم اين است كه كمك كردن از روي ميل و رغبت يك امر است و كمك جمع كردن در مرأي و منظر عمومي آن هم با اين حجم سنگين تبليغات امر ديگري است . چنانچه شاهديم بسياري از مؤمنين و مومنات اوّلين كاري كه پس از مشرّف شدن به حرم مطهّر امام رضا عليه السلام ميكنند آن است كه دست در جيب كرده و با نيّت صاف و خالص هر مقدار توان دارد و يا از قبل نذر كرده در ضريح مطهّر انداخته و يا با احترام كامل نذر خود را به دفاتر اخذ نذورات ميدهد و شايد نباشد و يا اندك باشند كساني كه به اين كار خرده بگيرند . با اين همه توصيف و توضيح آيا حقيقتا امامان شيعه عليهم صلوات الله در بين جوامع شيعي و حتي در بين خواص شيعيان مظلوم نيستند؟!!!!!!
آقاجان!
شرمنده ایم... مثل همیشه...