نيازمنديها
شیعه نیوز
سایت خبری - تحلیلی مستقل شیعیان
فروش زمین
فروش زمین 9000متری در گرمسار
كدخبر: ۳۸۵۰۷
تاريخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۸۶ - ۱۴:۲۹
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
دکتر صفوی: اسلام دین گریه و زاری شده است !
میلاد امام باید شادی آفرین باشد. برای جوانی که فیلم های غربی و موسیقی های غربی و دیسکوها را می بیند این شادی ها پاسخگو نیست...این دولت که داد عدالت می زند٬ برای دختران و پسران جوان که به خاطر گرانی نمی توانند ازدواج کنند چه کار کرده است؟

ما و وهابی ها هستیم که دین را خشک و خشن و خدا را خدایی جبار و قهار معرفی می کنیم و مخالف هرگونه زیبایی هستیم و از حزن و غم استفاده می کنیم. و این به خاطر نوع نگاه غلط مداحان و واعظان ماست و مدیریت فرهنگی و سازمان تبلیغات ما هم نتوانسته اند درباره مسئله این کاری کنند.

دکتر سید سلمان صفوی در گفتگو با سرویس فرهنگی « فردا »، با بیان اینکه یکی از بزرگترین مشکلات ما در حوزه فرهنگ شادی در اسلام، بحث معرفتی است، درباره آسیب شناسی شادی در اسلام، گفت: بسیاری از وعاظ و مداحان شناخت غلطی از شادی در اسلام را در جامعه ترویج کرده اند. از دید آنها شادی امری حرام یا مکروه است. با این دیدگاه اسلام دین افسردگی و غم و گریه و زاری شده است .

وی در ادامه با اشاره به اینکه شادی از محیط های دینی بیرون رفته است، افزود: وعاظ و مداحان ما تا بحث از شادی می شود، آن را به شادی های معنوی ارجاع می دهند. این ها درک صحیحی نسبت به شادی ندارند. این خلط مبحث در دین است. این انحراف از دین است.اگر تعزیه است، گریه و زاری است. اگر مولودی است، گریه وزاری است. مبعث پیامبر است، گریه و زاری است. میلاد امام زمان (عج) است گریه و زاری است.

دکتر صفوی با بیان اینکه اسلام دینی در مراتب مختلف است و انسانها نیز در مراتب مختلف قرار دارند، بیان کرد: ما در میان مسلمین که اقرار به لسان کرده اند با اصناف مختلف مؤمنین، متقین، ابرار، صالحین و... رو به رو هستیم. احوالات این ها متفاوت است. اسلام آمده تا دست اکثریت را بگیرد.

وی افزود: ما در اسلام حوزه مباحات داریم که بخش عظیمی از زندگی آدمی را در عالم ناسوت در بر می گیرد. در این حوزه از شادی ها و لذایذ دنیوی بحث می کنیم که اسلام آن را تأیید کرده است. آنچه دین تأیید نمی کند لذایذ و شادی های حر ام است و حوزه محرمات هم معین است.

دکتر صفوی با اشاره به اینکه اسلام فقط برای اولیاالله نیست٬ گفت: مخاطب ما در دین عرفا و سالکان و صوفیان نیستند این ها یک تعداد کمی بودند. اسلام همه را به فراخور حالشان مخاطب قرار می دهد و شادی لذات مجازی را نه تنها تأیید بلکه ترویج می کند. اما مداحان و وعاظ ما این را انکار می کنند. رسانه ها و دستگاه های حکومتی هم این شادی را انکار می کنند.

وی با اشاره به اینکه حدیث است که اگر مسلمانی را خنداندی، این عبادت است یا اینکه حدیث است از پیامبر که من از این دنیا سه چیز را دوست دارم، نماز، زن و عطر٬ ادامه داد: بسیار خوب است که انسان غرق در شادی و لذایذ معنوی و باطنی باشد، اما همه نمی توانند به آن برسند. تاکسی با عشق مجازی آشنا نباشد، به عشق حقیقی راه نخواهد برد. اگر کسی با لذایذ سالم دنیوی آشنا نشده باشد و طعم شادی را نچشیده باشد، اصلاً متوجه ساحت شادی نمی شود چه برسد به اینکه از شادی مجازی به شادی حقیقی برسد.

دکتر سید سلمان صفوی با بیان اینکه با اسلام خوف و ترس و گریه و زاری نمی شود جوانان را جذب کرد، گفت: متأسفانه خدای قهار و جبار غلبه در خداشناسی ما دارد و این خدا را با این صفات جوان ها معرفی کرده اند در حالی که خدا حبیب ماست٬ رفیق و انیس ماست٬ خدا زیباست. خدا می گوید اگر می دانستید چقدر شما را دوست دارم، روح از کلبدتان پرواز می کرد.

وی افزود: اسلام عاشقانه و اسلام رحمت را رها کرده اید و اسلام خوف و ترس و جهنم را معرفی می کنید. با این اسلام نمی توانید جوانان را جذب کنید. همچنان که نتوانسته اید و شکست خورده اید. جوان نیاز به شادی و تحرک و بهره برداری از لذایذ مباح دنیوی دارد.

دکتر صفوی با اشاره به اینکه مسجد فقط جای ذکر و دعا و نماز نیست. مسجد در زمان پیامبر جای همه چیز بود، ادامه داد: اگر مسجد جایی است که افراد باید در آن با اسلام آشنا شوند و یک نفس سالم پیدا کنند، در میلادهای ائمه هم باید برنامه های ویژه در مساجد برگزار شود. میلاد امام باید شادی آفرین باشد. برای جوانی که فیلم های غربی و موسیقی های غربی و دیسکوها را می بیند این شادی ها پاسخگو نیست.

وی همچنین افزود: خانمی که می آید و می گوید عزاداری ها در اسلام شادی و بهجت می آورد، این نوع شادی برای اولیاالله است. ما باید بدانیم جوان امروز چه چیز لازم دارد. میلادهای ائمه باید بهترین خواننده ها با بهترین دستگاه های شادی بخوانند و بنوازند تا جوان شادیش را در این مساجد و مکان های مذهبی اغنا و ارضا کند، نه در پارتی های شبانه که در پارکینگ ها برگزار می شود و در کنارش به الکل و مواد مخدر و هزار زشتی دیگر روی می آورد.

دکتر سلمان صفوی با بیان اینکه در اسلام لذایذ جنسی نه تنها منع نشده بلکه ترویج هم شده است، گفت: لذایذ جنسی درقسم مباحات نیست بلکه از مستحبات است. لذایذ و شادی های مجازی در اسلام ترویج شده است، نمونه ی خوبش ازدواج است.

نیاز جنسی یک نیاز واقعی جوان است که اگر در بستر سالم و روابط سالم آن را ارضا نکند، به حرام می افتد. این دولت که داد عدالت می زند٬ برای دختران و پسران جوان که به خاطر گرانی نمی توانند ازدواج کنند چه کار کرده است؟
نظرات بینندگان:
فرمايش جناب آقاي صفوي صحيح. اما بهتر است ايشان از لندن قدم رنجه فرموده و به ايران آمده و خودشان نيز در كشورشان مشغول كار فرهنگي شوند تا ببينند كار فرهنگي در عمل با چه سختي ها و دشواري هايي روبروست.
KAMELAN BA NAZARE SHOMA MOAFEGHAM KASHKI TAMAME OLAMAYE MA BE IN HARFHA TAVAJOH KONAND
باسلام
مطالب دكتر بسيار عالي و آموزنده است اما كو گوش شنوا !
یک نفر پیدا شد و حرف دل ما جوانها رو زد.مواظب خودت باش دکتر.این حرفها عاقبت داره.
Ba Salam,
Besiyar Alist.....
احسنت به دکتر سلمان صفوی . خدا عمرشون بده
جناب صفوی .. اگر یکبار به مکه یا مدینه تشریف ببرید می بینید که تنها چیزی که در وهابیت نیست تضرع و گریه است و اونها واقعا دچار جمودند .. لطفا دقت کنید که وهابیت و شیعه حتی در این مورد کوچک هم با هم هیچگونه شباهتی ندارند
سلام علیکم سید عزیز آقای صفوی شما فرمودین : ((میلادهای ائمه باید بهترین خواننده ها با بهترین دستگاه های شادی بخوانند و بنوازند تا جوان شادیش را در این مساجد و مکان های مذهبی اغنا و ارضا کند، )) از شما بعیده اینجوری فتوا میدین ...سیدجان حرفاتون خیلی خوب وعمیق بود ولی بعضی مواردش مشکل داره سعی کنید بدون تحقیق مطالب رو به جامعه القا نکنید مسئولین محترم سایت خوبه که این پیام رو به سید عزیز بفرستید
بسیار خوب بود در مورد مسائل جنسی ما جوان ها به انحراف کشیده شده ایم ولی در حکومت هیچ اندیشه ای در این مورد وجود ندارد
انشاا.. همه اين مطلب را بخوانند و بفهمند كه واقعا اسلام دين گريه زاري نيست
چون رواج گريه و زاري بعنوان اسلام گرايي باعث اسلام گريزي مي شود و چه از نظر روان شناسي و علمي عزا داري باعث شادي نمي شود .هر چيزي بجاش زيبا ومناسب است نه هر وقت وزمان.
احتمالا میخواهند در انتخابات اتی ریاست جمهوری شرکت کنند که از این فرمایشات جوان پسند میفرمایند.
عالی بود دکتر صفوی به امید ظهور هرچه زود تر آقا امام زمان (ع) و معرفی اسلام واقعی به جهانیان
کاملا درست می فرمایند اقای دکتر. و من فکر می کنم عصبی بودن اکثر مردم و جوانان ما و به طبع اون بیماریهای روانی و قلبی همه به خاطر فقدان شادی در زندگی روز مره ایرانیان است. چراکه در این مورد (شاد بودن) قابل مقایسه با جوامع غربی نیستند.
البته فرمایشاتشون صحیحه ولی کار با این حرفها درست نمیشه
حرف زدن آسان است در این مملکت اگر گریه و زاری کنی صدای یه عده بالاست و اگر بخندی هم واویلای یه عده ! صدا و سیما هم که در شادی ها عزا می گیرد که چه چیزی پخش کند که مبادا حرام نباشد و در عزاها مثل طفل مادر مرده زار می زند بابا به خدا دین این نیست ! چرا این همه افراط و تفریط
در ضمن در مساله ازدواج بیش از اونکه دولت مقصر باشه خانواده ها مقصرند
مسائل را با هم قاطی نکنید... یعنی چه که: (اسلام عاشقانه و اسلام رحمت را رها کرده اید و اسلام خوف و ترس و جهنم را معرفی می کنید) اسلام عاشقانه دیگر چیست؟ اسلام مبتنی بر خوف جهنم و طمع بهشت است و همان اسلام که خوف دارد رحمت هم دارد و همین اسلام درست نقطه مقابل اسلام عاشقانه «من درآوردی» است راه رسیدن به سعادت هم عمل به اوامر خداست که یکی از آن اوامر، همین بهره مندی از شادی های حلال است (برخلاف عرفان که کلاً لذت جویی را رد می کند)
وقتي سياست گريه و زاري رسما توسط سازمان تبليغات اسلامي تبليغ ميشه ميخوايد غير از اين باشه؟؟
با سلام

من هم مطلب دکتر صفوی رو خوندم و هم نظر ات بینندگان ولی متاسفانه در

فرمایشات دکتر صفوی جز انتقاد چیز دیگری ندیدم ......

چرا میگم انتقاد ؟...

1- چون اگر به مسئله ای اشاره شود و در مورد آن گله ای باشد باید یا راه حلی هم عنوان شود و یا گله ی خالی فقط انتقاد به حساب می آید
2- آیا فقط (میلادهای ائمه باید بهترین خواننده ها با بهترین دستگاه های شادی بخوانند و بنوازند تا جوان شادیش را در این مساجد و مکان های مذهبی اغنا و ارضا کند،) این راه حل می تواند دین درست را به ما نشان دهد ؟
3- اگر این را یکی از راه حل های موجود بدانیم راه حلی بسیار سطحی است و اگر هم مخاطب داشته باشد همان جوانی است که اهل مسجد است و اوست که بیشتر سهم میبرد پس برای جذب راه حلهای بهتری هم هست
که من هم متاسفانه نمی دانم چیست چون یا باید انسان خود آگاه باشد و به دنبال دین برود و یا باید آن را جذب کرد
من فقط اینو می تونم بگم که یکی از مشکلات بزرگ ارثی بودن دین است دین به مانند ارث پدری به ما می رسد یعنی برای آن زحمتی نمی کشیم و چون پدر و مادر ما به این دین است ما هم میشویم مسلمان بدون هیچ تحقیق و یا پرسشی
وحال این را باید گفت که مسئولین به تنهایی مقصر نیستند بلکه خانواده ها سهم بیشتری دارند اگر بخواهم سخن در این مسئله آغاز کنم اتمامی نیست

فقط یک سئوال از تمام کسانی دارم که درگیر این موضوع هستند..........
شمایی که نمی توانید بر کارهای نا شایست خودحتی اینکه به نظر شما اندک باشد (غیبت-دروغ-تهمت-قضاوت زود هنگام و ................)
کنترل ندارید و نمی توانید خود را تربیت کنید چگونه می خواهید بچه ای را تربیت کنید که دین شناس و درست باشد ؟
که می دانیم آنقدر درگیر مسائل روزانه هستید که فقط مثل پرندگان(به چیز دیگری شباهت ندادم که بهتون بر بخوره) فقط امنیت غذا و آسایش و کمی تربیت دنیوی را بر گردن میگیرید ...غافل از اینکه وقتی بچه شما در پای ماهواره اینترنت کوچه خیابان و ............... انقدر معلم دارد که تربیت شما در مقابل اینها چیزی نیست......................
شکی نیست که همه ادیان الهی که به واسطه پیامبران تبلیغ و ترویج شده اند، حتی مذاهبی که اندرزهای اندیشمندان اعصار مختلف سرمنشاء آنها بوده،درپی سعادت نوع بشر بوده اند. توالی ادیان الهی ثابت می کند که به مرور ادیان الهی از مسیر حق منحرف شده اند و ضرورت اصلاح مسیر با ارسال رسل جدید پیش آمده است. قران با ایات متعدد این موضوع را به صراحت تمام بیان کرده است. هر چند که اسلام با وجود قران و تاکید خداوند بر تکمیل دین و ختم ارسال رسل و حفظ قرآن و دین حق، از انحراف از مسیر اصلی مصون است اما باز تاکید قران و احادیث معتبر متعدد بر اجتناب از بدعت ها و تندروی ها و اعتصام به دستگیرهای اصلی دین نشان می دهد که خدشه نه بر اسلام بلکه بر عقیده و برداشتهای مسلمانان از اسلام، ممکن است. و باز تاریخ ادیان دیگر و تاریخ اسلام نشان می دهد که بعضا مدعیان دلسوزی بر سرنوشت دین، به تصور استحکام بنیانهای دین و بستن راهای احتمالی گمراهی پیروان و بعضا براساس منافع سیاسی و مادی خود، حد شارع را کافی ندانسته و با سخت کردن مقررات حد جدیدی تعریف کرده اند و نهایتا دین را از چهارچوب فطری آن خارج کرده اند. باز شکی نیست که اینگونه بدعتها به هر بهانه و دغدغه ای باشد به ضرر دین و دینداری تمام شده است. مسلما آن مقدار شواهد وجود دارد که نیاز به بیان مثال نیست. نقطه مرکزی سختگیریهای ابداعی در ادیان الهی که در آخرین دین الهی پیش از اسلام(مسیحیت) کاملا مشهود می باشد، دعوت پیروان به ترک دنیا و حرام شمردن لذایذ دنیوی است که انبساط خاطر و شادی حاصل آنهاست. هر چند که افراط در احترام و تقدیس بنیانگذار دین نیز منجر به انحراف اساسی دیگر از دین و شریک قراردن وی در الوهیت و نسبت دادن وی به فرزندی خدا و حتی تجلی خدا در کالبد مسیح، شد. پی آمد چنین تاویلی از دین جز دوری انسانها از پیروی از شریعت رسمی نیست. چنانکه بعد از شکستن سلطه کلیسا بر دربارهای سلاطین اروپایی از یک سو دانشمندان راه خود را از دین جدا کردند و تقابلچند صدساله دین و علم پدید آمد، از سوی دیگر مردم عادی از دینداری به آن مفهوم که کلیسا تبلیغ می کرد روی برگرداندد. حاصل این تند روی کلیسا چیزی است که با نیاز به توضیح ندارد.
در این میان یکی از وجوه اختلاف اساسی اسلام با مسیحیت کلیسایی و دیگر مذاهب و ادیان بزرگ جهان، نوع نگاه اسلام به دنیا است. اسلام دنیا را نه مقابل آخرت که گشتزار آن می شمارد و لذایذ دنیوی را نه حرام که ضرورت حیات سالم دنیوی می شمارد. اسلام فقط برای ان حدی به نام حرام قائل است که رعایت این حد نه فقط حیات دنیوی را محدود سخت نمی کند بلکه آن را طولانی و سهل می سازد. برای اثبات این موضوع نیاز به ذکر آیات قران و احادیث معتبر بی شمار نیست. زندگی پیامبر بزرگوار اسلام وهمه ائمه معصومین و صاحبان معرفت در دین نیز گواه روشنی بر این موضوع است.
حال باجود این حقایق چرا باید شاهد وضعیت فعلی باشیم ؟ دین خدا روشن است. درک این حقایق نیاز به اینکه کسی عالم بزرگ دین باشد نیست. چرا بزرگان دینی اجازه می دهندعده ای بر اساس برخی ملاحظات غیر الهی یا از روی کج اندیشی با سخت جلوه دادن اسلام هم به شارع مقدس اسلام توهین کنند و هم اسلام را برای (چه جوان وچه غیر جوان) غیر قابل اجرا و تحمل نشان دهند و ملت را از دین بهراسانند.
حق با آقای صفوی است. خدا خیرش دهد که از تهدید و توهین های جهال نهراسیده و زبان به بیان حق گشوده است. یقین دارم اگر متولیان امور، حد واقعی اسلام را نگه دارند و نخواهند تعلیم عرفا بر مقربان و سالکان طریقت را بر عامه مردم تحمیل کنند، نیاز به بسیاری از ملاحاظات و مراقبت های پلیس نخواهد بود. برادران عزیز! چرا فکر می کنیم ما بیشتر از شارع مقدس دلسوز اسلام و مسلمانان هستیم. چرا باید تلقی خودمان از شریعت را بر نص قران و سنت اهل بیت علیهم السلام ترجیح می دهیم.
بزرگان دین ! شما امید ما هستید. یقین دارم شما به خوبی می دانید که امثال اقای صفوی و بنده چه می گوییم. باور بفرمائید این حرف بسیاری از مردم است که به دلایلی زبان در کام گرفته اند ولی با جوانان خود مشکل دارند. بخدا جوانان ما بد ذات نیستند. آنها با خدا و دین خدا دشمنی ندارند. آنها فقط عاصی به سختگیریهای بیمورد و خارج از حد شرعی ما هستند.انها می خواهند زندگی کنند و از زندگی لذت ببرند. فطرت و اموزه های دینی ما این حق را از آنها دریغ نکرده است. ما اکنون به هر دلیل مرزهای حلال را چنان تنگ کرده ایم که زندگی در آن چهارچوب برای آنها تحمل ناپذیر می نماید.جوانی یعنی شور و عشق به زندگی و داشتن امید به اینده ما که برای اینده فرزندانمان همه حیات خود را فدا کرده ایم. ایا این همه تلاش و مجاهدت برای انقلاب برای حفظ آن برای حفظ و حراست از این کشور و برای پیشرفت آن جز برای این بود که فرزندان کشور اهل بیت شرایط مطلوبی برای زندگی سعات آمیز در دنیا و آخرت داشته باشند؟ اگر این همه مجاهدت برای جوانان ما نبود پس برای چه کسانی بود برای ملائکه خدا؟ ایا امید به آینده و عشق حیات با خمودی و افسردگی ممکن است؟ اگر نیست پس ما در کنار یک عمر مجاهدت برای آینده فرزندانمان برای شادی و امیدوار ساختن انها چقدر تلاش کرده ایم. واقعیت این است که لفظ شادی چنان در جامعه مظوم واقع شده است که معصیت را تداعی می کند. اما حقیقت جز این است. از قدیم گفته اندمسرور مومن است و نا امید شیطان.
من شخصا زاده سرزمین محبان و عزاداران مخلص اهل بیت علیهم السلام هستم و تا نوای نوحه ای می شنوم دلم مثل دل بچه مادر مرده می سوزد و اشکم جاری می شود. اما معترض برخی تبلیغات هستم که گویا عزاداری هدف است. به باور من عزاداری وسیله ای برای ماندن در مدار دین است. عزاداری اهل بیت علیهم السلام استیلای غم برحیات نیست، بلکه برعکس، تجلی عشق و شور به حیات طیبه است. اگر عشق به زیبائی و شور زندگی در کسی نباشد و زندگی را عبث و سراسر غم و اندوه ببیند، برای کسانی که به ظلم حق حیات از آنها دریغ شده است گریه نمی کند. اساسا زندگی را چیزی نمی شمارد که از دست دادن آن را چه برای خود و چه برای دیگری مایه تالم حساب اورد.
بیاید شور زندگی و عشق به زیبایی را در جوانانمان زنده کنیم. آنها را برای اینده امیدوارم سازیم. در آنها این اطمینان را بوجود اوریم که پدرانشان برای ساختن شرایط بهتر زندگی دنیوی و اخروی آنها چه جانفشانی ها که نکرده اند و به عشق فرزندانشان و برای برخورداری انها از لذایذ طیب زندگی، خود از بسیاری از لذایذ چشم پوشیده و سختی کشیده اند. بیایید با برچیدن حدهای خود ساخته حد شرع را روشنتر کنیم تا به جوانانمان ثابت کنیم که زندگی در چارچوب ان حدود نه فقط ممکن که بسیار لذت بخش و مسرت آور است. در این صورت است که برای دینداربودن نیاز به فشارهای غیر معمول نخواهد بود. دغدغه انحراف جوانان مثل خوره آفت جسم وجانمان نخواهد بود. آنوقت خارج شدن از حد برای همه قدم گذاشتن به بدی معنی خواهد داشت. حرام در اذاهان جوانان مفهوم کثیف غیر معمول خواهد داشت. آنوقت است که ایه مبارکه « لا اکراه فی الدین....» مفهوم خواهد بود چراکه «قد تبین رشد من الغی»
با سلام خدمت این سید بزرگ.اخوی فرمایش شما تا حدی درست ولی تا وقتی بیرون گود نشستیم و می گیم لنگشو بگیر که کار درست نمیشه.حقیر در میان اهل دل رفت و امدی دارم و در انجا شادی هست.حتا شادی دنیوی و سالم ولی عموم مردم شادی را در چیزه دیگری می دانند.سید جان دست از دامن بزرگان نکش.هنوز خیلی راه مانده
یا علی
کل یوم عاشورا
کل ارض کربلا
واقعا كه خدا پدر و مادرت را بيامرزه كه بعد از سالها يكي پيدا شد و اسلام واقعي رو معرفي كرد. اسلام دين شادي ، سرور ، لذت و شادابي است. حال اينكه الان طوري شده كه تا اسم اسلام از دهان آدم بيرون مياد همه فكر ميكنن كه يا بايد اشك بريزن و يا سر در لاك بدبختي و غم و غصه و ترس و از اينجور مزخرفات فرو ببرن !!!! توصيه اكيد اسلام و تمام آموزشهاي اين دين در نهايت فقط براي رسيدن انسان به كمال سعادت كه همانا آسايش ، آرامش ، خوشي ، شادي ، لذت ، سرور ، رهايي از ترس ، دوري از غم و غصه و فقر و گرفتاري است. چرا كه هميشه در تمام اديان الهي از عرصه ملكوت خداوند به شادي و نور و جلال و سرور و آسايش و آرامش نام برده شده كه البته مقصد همه اديان مخصوصا دين اسلام همين است. حالا چرا ما اصرار داريم هميشه اخم كنيم ، غصه بخوريم و خاك بر سر بريزيم و زجه و ناله كنيم ؟؟؟؟؟ احاديث زيادي در اين رابطه هست كه خداوند از ناله و مويه بيزاره....ياد خداوند را با شادي و لذت و سرور و آرامش ذكر كنيد...رهايي از درد.... كه اين است وجود واقعي اسلام.
بحث مهمی است ولی باید پذیرفت که مثل همه مباحث تخصصی باید از متخصصین مربوطه نظر گرفت در این مورد هم متخصصان ذیربط یعنی علمای محترم حوزه ها ی علمیه باید نظربدهند منتهی نیاز به پیگیری دارد واگر مسو لین محترم این سایت این کار خدا پسندانه را انجام دهند بسیار ارزشمندخواهد بود
بهترين نكته اي كه مورد توجه بود اينكه جوان بخاطراينكه شاد باشد رو به پارتي - الكل و مواد مخدر ميبرد كه اگر شادي بصورت آزاد باشد ( يعني جوانان بتوانند بخوانند وشادي كنند ) ديگر به راهي نميروند كه آينده خودرا تباه كنند.
با شادي جوانان وهمه موافقم اميدوارم كه همه شاد وسرزنده باشند.
نظرات کاربران
* نام:
ايميل:
* نظر:
اخبار مرتبط
نظر سنجی
در صورتی که ایمیل ملی برای عموم مردم قابل استفاده باشد، آیا حاضر به استفاده از آن به جای جی‌میل و یا غیره‌ هستید؟
بلی
خیر
تازه های سایت