قضات دادگاه متهم را از اتهام قتل عمدي مهشيد تبرئه كردند.
ایسنا: قضات شعبهي 74 دادگاه كيفري استان تهران، پسر متهم به قتل دختر مورد علاقهاش را پس از سه بار قسم خوردن به كلامالله مجيد مبني بر انكار قتل، از اين اتهام تبرئه كردند.
در ابتداي اين جلسه محمدرضا حيدري در تشريح مفاد كيفرخواست صادره از امور جنايي تهران اظهار داشت: در اين پرونده «مهيار» 23 ساله متهم به مباشرت در قتل عمدي «مرضيه» معروف به «مهشيد» 28 ساله دختري كه با وي در ارتباط بوده است.
وي با بيان اينكه قتل در تاريخ 22 مرداد ماه سال 84 در خيابان پاسداران به وقوع پيوسته است، گفت: متهم به قتل با ريختن بنزين مقتول را آتش زده و مقتوله بعد از انتقال به بيمارستان در 26 مرداد ماه سال 84 در بيمارستان فوت كرده است.
اولياي دم مهشيد در جلسه 15 مهر ماه سال گذشته قصاص نفس متهم را تقاضا كرده بودند.
مهيار در آخرين دفاع از خود اتهام قتل عمدي را نپذيرفت و افزود: هر تصميمي مادر مهشيد بگيرد آن را قبول دارم.
قضات شعبهي 71 دادگاه كيفري استان تهران پس از انجام شور اين قتل را از نوع شبه عمد تشخيص و او را به پرداخت ديه محكوم كرده بودند كه قضات شعبهي 31 ديوان عالي كشور حکم پرداخت ديه براي اين متهم را نقض کرده و رسيدگي را به شعبهي 74 دادگاه كيفري استان تهران ارجاع كردند.
حسيني، وكيل اولياي دم به بيان ادلهاي در جهت عمدي بودن عمل متهم پرداخت و گفت: مقتول با سوختگي بالاي 80 درصد در بخش ايزولهي بيمارستان بستري بود كه قاضي اصغرزاده بازپرس ويژهي قتل در بالين او حاضر شد و از مقتول تحقيق كرد كه گفته بود كه مهيار بنزين را رويم ريخته و آتش زده است.
وي، نظريات قضات شعبهي 31 ديوان عالي كشور را شديدا رد كرد و گفت: عمل ارتكابي متهم مصداق بارز قتل عمد و بند «ب» مادهي 206 از قانون مجازات اسلامي است. اگر چنانچه عمل متهم را شامل قتل عمد ندانيد در حكم بزه قتل شبه عمد قرار ميگيرد.
حسيني افزود: خواستهي اولياي دم قصاص متهم به قتل است.
قاضي كوهكمرهاي بعد از قرائت مادهي 129 آيين دادرسي كيفري اتهام مباشرت در قتل عمدي مرضيه معروف به مهشيد را به وي تفهيم كرد كه متهم گفت: اتهام انتسابي را قبول ندارم.
مهيار، متهم به قتل گفت: در مهماني با مهشيد آشنا شدم و دو سال با او ارتباط داشتم. او خودش را دختر همسن و سال خودم معرفي كرده بود اما بعد از يكسال متوجه شدم او مطلقه است و هفت سال از من بزرگتر است و به لحاظ اينكه همسرش معتاد بوده از او جدا شده بود.
وي ادامه داد: تقريبا آخرين ماههاي سربازيام بود. من از ناحيه زانو دچار مشکل شده بودم و بايد تحت عمل جراحي قرار ميگرفتم. به همين خاطر از شيراز که محل خدمتم بود به تهران آمدم. مهشيد به من گفت قصد دارد به اتفاق خواهرش به ترکيه برود و قرار است دوستش که ليدر تور است در اين سفر 400 هزار تومان به او پول بدهد؛ اما 100 هزار تومان بابت هزينههاي اوليهاش نياز دارد. من آن پول را تهيه کردم و به مهشيد دادم. موقع سفر خيلي به من سفارش کرد و گفت كه برايت مراقب گذاشتم تا هر وقت دست از پا خطا کردي به من بگويد، بعد هم گفت که در طول سفرش با او تماس بگيرم، اما از آنجايي که بسيار گرفتار بيماريام بودم نتوانستم اين کار را بکنم.
متهم ادامه داد: پدر و مادر من مخالف ازدواج ما بودند. مادرم در اين مدت به خواستگاري دختري ديگر رفته بود تا من و او با هم ازدواج کنيم. يک هفته که گذشت مهشيد از ترکيه برگشت، او با خانه ما تماس گرفت و بچه خواهرم تلفن را جواب داد و سپس مرا صدا زد. ميدانستم مهشيد است به همين خاطر به خواهرزادهام گفتم، بگويد من خانه نيستم. فکر نميکردم مهشيد دوباره تماس بگيرد. منتظر تماس دوستم بودم که تلفن دوباره زنگ زد و من گوشي را برداشتم. مهشيد پشت خط بود يک دفعه شروع به فحاشي کرد و بگو مگوي ما شروع شد. بعد گفت پشت در است و اگر بيرون نروم آبروريزي ميکند، بعد زنگ در را زد. من در را باز کردم. به مهشيد گفتم ميروم لباسم را عوض کنم و بر ميگردم اما قبول نکرد و من با همان لباسهاي خانه و در حالي که پولي همراه نداشتم از منزل بيرون آمدم و کمي راه رفتم، در طول مسير مهشيد يک گالن سه ليتري بنزين خريد و گفت ماشينش بنزين تمام کرده است. بعد وارد يک سوپر مارکت شد و چيز ديگري که لازم داشت خريد. من متوجه نشدم که او فندک هم خريده است.
متهم در ادامه اظهاراتش گفت: من از پيادهروي خسته شده بودم براي همين به مهشيد گفتم سوار ماشين شويم اما او پاسخ داد راه زيادي تا اتومبيل او نمانده است. بعد وارد يک خيابان شديم، پرايدي را به من نشان داد و گفت با آن ماشين آمده است. در اين هنگام دوباره جر و بحث را شروع کرد. سپس در گالن بنزين را باز کرد و فرياد کشيد "گفته بودم اگر بخواهي با دختر ديگري ازدواج کني هر دويمان را ميکشم".
در اين بخش از دادگاه قاضي سيدي از جلسه رسيدگي خارج شد.
متهم به قتل ادامه داد: من سرم را پايين آوردم و گفتم بنزين را روي من بريز، يک دفعه صداي شرشر شنيدم، سرم را بالا کردم و ديدم مهشيد بنزين را روي خودش ريخته، بعد فندک را زد و تمام بدنش شعلهور شد. حادثه چند ثانيه بيشتر طول نکشيد. من فرياد ميزدم و کمک ميخواستم و در همان حين سعي ميکردم با دستان تاول زدهام آتش را خاموش کنم اما نتوانستم و با سختي توانستم شعلهها را مهار کنم و او را به بيمارستان برسانم.
مهيار اضافه کرد: اگر مهشيد يک بار مرد، من هر روز ميميرم، پدر و مادرم اجازه نميدادند با او ازدواج کنم. خانواده مهشيد هم راضي به اين ازدواج نبودند. مهشيد يک بار ازدواج کرده و از شوهرش جدا شده بود و اين بزرگترين مانع براي ازدواج ما بود. من عاشق او بودم و اگر از وي دوري ميکردم براي اين بود که نميتوانستيم ازدواج کنيم و بايد به نبود هم عادت ميکرديم.
وي گفت: من چگونه ميتوانستم دختري را كه دوست داشتم و قصد ازدواج با او را داشتم، آتش بزنم.
قاضي از او پرسيد: آيا حاضري قسم بخوري كه قتل را انجام ندادي؟
متهم گفت: بله.
قاضي از اولياي دم سوال كرد: اگر متهم قسم بخورد بنزين روي مقتول نريخته و او را آتش نزده شما قبول ميكنيد؟
مادر مقتول گفت: قسمش را قبول دارم.
قاضي سيدي پس از اتمام دفاعيات اين متهم به قتل وارد دادگاه شد.
پوررحيمي، وكيل تسخيري متهم به قتل در دفاع از موكلش گفت: مقتول در زمان بستري بودن در بيمارستان نزد ماموران اعلام كرده كه خودكشي كرده و مهيار هيچگونه دخالتي در اين موضوع نداشته است.
وي با تاكيد بر اينكه انتساب اتهام بايد بر حسب دليل باشد نه احساس گفت: قتل از نوع شبهعمد نيز توسط قضات ديوان عالي كشور رد شده است.
قاضي، مجددا از مادر مقتول سوال كرد: حاضري قسم بخوري كه مهيار قتل را انجام داده؟
مادر مقتول گفت: نه، ديه نميخواهم فقط اين حرفهاي دروغ را پشت سر دخترم نزند.
متهم به قتل در بيان آخرين دفاع گفت: من قتلي انجام ندادهام.
قاضي سيدي مجددا از خانوادهي اولياي دم درباره مطالبهي قسم از متهم به قتل سوال كرد كه مادر مقتول گفت: قسمش را قبول دارم.
قضات شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران (حسيني كوهكمرهاي، تردست، باقري، سالاري و سيدي) متهم به قتل را براي انجام فريضه وضو جهت سوگند كلامالله مجيد هدايت كردند كه متهم پس از گرفتن وضو به قرآن كريم قسم خورد كه قتل را انجام نداده است.
پس از آن، قضات دادگاه متهم را از اتهام قتل عمدي مهشيد تبرئه كردند.
نظرات کاربران
نظر سنجی
در صورتی که ایمیل ملی برای عموم مردم قابل استفاده باشد، آیا حاضر به استفاده از آن به جای جیمیل و یا غیره هستید؟