سایت «فردا» در نظر دارد تا با همکاری شاعران متعهد ایران زمین درباره فاجعه حملات وحشیانه رژیم اسرائیل، شعر مرتبط تولید نماید. در این خصوص محمد میرزایی تازه ترین سروده خود را در اختیار سایت «فردا» قرار داده است.... دیروز، امروز، فردا
گلستان پرپر
اگرچه گلستان تو پرپر است جهان ،از نگاه تو زيباتر است
جهان، از نگاه تو صبحي زلال كه پاشيده از حنجر اصغر است
بهار است هرسو نظر ميكني بهاري كه از زخم بارآور است
پس از تو نگارينه حسن را شكوه د گر، شوكت د يگر است
مرامت، همه ظاهر و باطن است كلامت ،همه اول وآخر است
ولاي تو در اين شب سوت وكور همان آتش زير خاكستر است
ولايي كه فردا ،چنان آفتاب بر امواج دلها، جهان گستر است
مصطفی محدث خراسانیجنگ باور میکنم
به کسی که پرچم کشورش را در چمدانش گذاشته و از فرودگاهی به فرود گاهی آواره است
به کسی که در کتابخانه های عمومی اروپا خوابیده است بر روی نقشه جهان در حالی که اشکهایش از قاره ای به قاره ای سفر می کند
به مردمی که پایمالشان می کنند اما نمی توانند انکارشان کنند . به دخترکان آوار و مشق های نا تمام .
بغضُ باور میکنم، وقتی که خنده زخمیه جنگُ باور می کنم ، وقتی پرنده زخمیه
اگه تلخه اگه شیرین ، دیگه دور آخره یه نبرد بی امون ، یه جنگ نا برابره
آخرین سنگُ به شیشه های دنیا می زنیم می میریم، آتیش به چشمای تماشا می زنیم
گریه می کنیم که روشن شه چراغ خنده ها دیگه دلواپس دنیا نباشن پرنده ها
نازنین گریه نکن ، فردا که آفتاب بزنه طعم زیتون می ده خونی که تو رگهای منه
عبدالجبار کاکایی
درد غزه
شادی نداره مزه با حال و روز غزه یادی نداره تاریخ این همه جور تازه کاری نداره وجدان جوونه پیر نازه عاری نداره کشتن که چشم دنیا بازه ذره ای جای شک نیست این همه رسم هرزه باکی نداره فریاد که بینه دست شرزه خوبی نباشه بر جای فقط بدی می ارزه با این جنایت و خون کون و مکان می لرزه حسین اسکندری
داغ دل ماست غزه امروز
تقديم به شهداي غزه
داغ دل ماست غزه امروز چون كربوبلاست غزه امروز گويا كه دوباره آل طه(عليهم السلام) مجروح دوصد بلاست امروز خون ميچكد از دو چشم زهرا(سلامالله عليها) در كون و مكان عزاست امروز خيزيد ز شرق و غرب عالم درد است سكوت و صبر امروز اي اهل تشيع و تسنن قرآن به زمين فتاده امروز با غيرت اهل حق بتازيد صهيون بگرفته خانه امروز زودآ كه دوباره پر بگيرند مرغان بهشت غزه، امروز! طاهره تندرو صالح
دیروز، امروز، فردا
دیروز «یهودا» ، سردمدار تبعید «یوزارسیف» به مصر گردید. امروز یهودها با همکاری فرعون مصر، غزه را زندان «زاویرا» نموده اند. و فردا عزیز فاطمه (س) نه تنها عزیزی مصر، بلکه عزیزی جهان را از آنِ خود خواهد نمود.
دیروز موسای زمان، در غفلت قابله های هزارة اوّل متولد گردید. امروز نیل تا فرات، امتداد سعیِ صفا و مروة اوست. و فردا از مَدیَن غزه به سوی ژئوپلتیکِ غرب یورش خواهد برد.
دیروز «یهودای حواری» ، محل اختفای مسیح(ع) را به بنی صهیون نشان داد. امروز یهودیان، پشت کاجهای کریسمس در «آرماگدون» پناه گرفته اند. و فردا مسیح(ع) به اورشلیم رجعت خواهد نمود تا به موعود اسلام(عج) اقتدا نماید.
دیروز «اصحاب اُخدود» را به گودال های آتش سپردند. امروز هلوکاست واقعی را در غزه رقم زدند. و فردا «خَسَف بَیداء» ، سرنوشتِ سرانِ وهّابیت را رقم خواهد زد.
دیروز ابابیل های سجّیل به منقار، فیل های ابرهه را رم دادند. امروز موشکهای حزب الله ، تانک های مرکاوا را تحقیر نموده اند. و فردا شهاب های 313 ، کاخ های فرعون و قیصر را بر سرشان آوار خواهند نمود.
دیروز ابوذر غفاری ، چوبدستی خود را بر سر «کعبُ الاحبار» کوبید. امروز «منتظر الزیدی» ، کفشهای خود را به سمت شیطان بزرگ پرتاب نمود. و فردا منتظران مهدی (عج) ، رَمی جمرة خود را تا کاخ سفید امتداد می بخشند.
دیروز یزید بن معاویه، جام خود را به سلامتی «پسر مرجانه» سر کشید. امروز خائنِ حرمین شریفین، جام آبِ! خود را به سلامتی بوشِ پسر زد. و فردا جام های پادشاهان عرب، پر از ادرار سگ های یهود خواهد گردید.
دیروز «عبدالله بن عمر» با پای «حَجّاج» بیعت نمود. امروز شیخِ الازهر به دست بوسیِ «شیمون پرز» مشرّف شد. و فردا مبارکِ نامبارک، پای سفیانی را لیس خواهد زد.
دیروز نعره های «خالد اسلامبولی» ، «انور سادات» را مومیایی کرد. امروز فریادهای سید حسن نصرالله، سران عرب را از رویای اهرام ثلاثه خارج کرد. و فردا صیحه آسمانی رمضان، گوش اصحاب دجال را کر خواهد کرد.
دیروز «تئودور هرتزل» و «بن گوریون» در هپروت نیل تا فرات به سر می بردند. امروز «اولمرت» و «لیونی» به دور خود «دیوار حائل» می کشند. و فردا بازمانده های صهیونیسم، همچون بیانیه های بی خاصیت سازمان ملل به دیوار «ندبه» کوبیده خواهند شد.
دیروز لشکریان «مختار ثقفی»، عَلَم های «یا لِثارات» را در کوفه و کربلا بر پا داشتند. امروز بسیجیان ولایی، پرچم های یا حسین (ع) را در سواحل خلیج فارس به اهتزاز درآورده اند. و فردا بیرق های «یا لِثارات الحسین (ع)» بر گنبدهای بقیع بوسه خواهند زد.
دیروز در محرّمِ کربلا، خیمه های عاشورائیان را به آتش کشیدند. امروز در محرّمِ غزه، مساجد و مدارس را به موشک بسته اند. و فردا در محرّمِ مکّه، در جنگ ستارگان، قصرهای شیشه ای به زانو در خواهند آمد.
دیروز در محرّمِ کربلا، فریاد سالار شهیدان به «هیهات مِنّا الذِلّه» بلند شد. امروز در محرّمِ غزه، فریاد حماسه سازان حماس با شهادت به هم آمیخته است. و فردا در محرّمِ مکّه، بانگ «اَلا یا اَهل العالم اَنا بقیه الله» ، پایانی است بر تمامی مظلومیتها
دیروز را در شب گذراندیم. امروز در انتظار رؤیت خورشیدیم. و فردا وعدة وصلِ عاشقان، با طلوع خورشیدِ مغرب، محقّق خواهد شد.
فلسطين اي نماد استواري بنازم بند بند قامتت را بسوزم در تب آزادي تو بوسم جاي جاي پيکرت را
به جز پيروزي و آزادي تو هواي ديگري اندر سرم نيست برادر شرمسارم از نوشتن ولي ياراي کار ديگرم نيست
دو صد لعنت بر اين گرگان وحشي زبان تشنه حق را بريدند زدند آتش به جان مادران و زنان و کودکان را هم دريدند
ز داغ کودکان غرق در خون جهان بايد که رخت غم بدوزد فلک بايد که رعدآسا خروشد زمين بايد که بر اين غم بسوزد
به نيرنگ و فريب و صلح و سازش گروهي را چنين بازيچه کردند خداوندا ز بردباريت داد مگر آخر نمي بيني چه کردند
براي غزه من امشب بگريم دو چشمم بايد امشب خون ببارد گلويم بايد امشب سر دهد داد که فرياد دل تنگم بر آرد
ملائک جملگي در عرش گويند که بدر ديگري امروز برپاست براي ياري و پيروزي حق سپاه ديگري امروز برخاست
برادر صبر کن چيزي نمانده که خود گفته خدا با صابرين است تحمل کن که اين کفتار وحشي حسابش با کرام الکاتبين است
سعید ساجدی
نظرات بینندگان:
اين شعر را در وب لاگ نانوشته هاي يک ناشناخته به آدرس زير خواندم www.eco79blogfa.com خواندم به نظرم خيلي گوياست دوست داشتيد درج نماييد
جنگ
آتش
بوی خون
شهر همرنگ جنون
*
حاکمان در امان
قربانی کودکان
مرگ نزدیک
غیرت، تعصب : تعطیل
*
نفت تنها شکم می آورد
نه عزت، نه تعصب، نه مردانگی
راستی شرم را بی بها می فروشند.
*
دیگر بنی آدم اعضا یکدیگر نیستند.
که اگر بودند خون به جای شیر کودکان غزه را سیراب نمی کرد.
*
ای حماس، جهاد ، فتح
کودکی شیر نیوشیده می میرد و خون شیر مرگش می شود.
و قبر گهواره همیشگی اش
می فهمید
آی آل سعود، آل فیصل، آل مکتوم
مبارکان نا مبارک
کودکی شیر نیوشیده می میرد و خون شیر مرگش می شود
می فهمید
جای تان گرم است
می توانید بخوابید
*
آی سازمان بی ملل، شورای ضد امنیت
آی آلت دست حکومت های غاصب
کودکی شیر نیوشیده می میرد و خون شیر مرگش می شود
می فهمید
کاغذهای قطعنامه ها تان تمام شده است.
یا که می ترسید از کودکان شیر نخورده امروز شما را فردا سنگ نثار کنند
*
آی انسان
از چه زنده ای
که زندگی را آنقدر بها اندک است
که در غزه حتی به دنیا نیامده ها را می کشند
پس برای چه زنده ای
اینکه شاهد نوشیدن خون به جای شیر باشی
*
کجاست مردانگی
شرف را بها چند است
و چرا تمام سازمان های بشری تعطیل اند
*
آری
دیگر بنی آدم اعضا یکدیگر نیستند.
که اگر بودند خون به جای شیر کودکان غزه را سیراب نمی کرد.
و گلوله کودکان را خواب
و قبر گهواره ابدی آنان نمی شد
غم غزه
در پيچ وتاب غمي سنگين
هراس بي وزن بشريت
غربي يا شرقي
چه فرقي ميكرد
هردو ميخواستند
به انسانيتشان برسند
يكي با حضور
يكي با حصول
اما همه نقطه اي سر خط-
بيش نبودند
كورسويي از روزني كجاست ؟
كه چشم را به رويت بي نتيجه آسايشي آرد
هرچند اندك
هرچند رزيلانه
براي خفه گي تمدن
ما را ببين كه براي بيچاره گي ولذت تحقيرمرده ايم
يا شايد هم تا ابد زنده ايم
كه تسليم محض اين دنيا شده ايم!
ماهشهر زمستان سال ۸۷ علي بهار
اين شعر را كه امروز سرودم تقديم مي كنم به تمام قربانيان غزه:
غزه در آتش و خون است خدايا مددي
شهر در دست جنون است خدايا مددي
آسمان تيره ز دود است و زمين مات ز درد
حال خورشيد نگون است خدايا مددي
مرده در خاطره ها عشق، محبت، ايمان
كينه و بغض فزون است خدايا مددي
آنكه دم مي زند از دين تو و مكتب تو
در صف دشمن دون است خدايا مددي
بر لبش ذكر تو و بر دلش آهنگ نفاق
همره خصم زبون است خدايا مددي
قلب مردان تمدن همه سخت است چو سنگ
وز ره مهر برون است خدايا مددي
پر ز خون است دل كرب و بلايي صفتان
غزه در آتش و خون است خدايا مددي
حسين عرشي از كاشان
روز واقعه است
گويي كربلاست
سنگ ها مي نالند
قلب ها سنگي مي خندد عاجزانه
جام هاي ر نگين سحر كرد وجدان
غزه شد كربلا و حكايت دوباره نينوا
تيرها مي بارند
گويي علي اصغر را مي جويند
اشك اشك كودكان غرق كرد عطش را
صبر صبر شد قامت خيمه هاي سوخته
غزه علمدار و سپه داري از جنس قمر و خورشيد مي طلبد ز كربلا
نواي هل من ناس ينصرني مي رسد زهر كوي
شاخه گلي براي تو (نامه اي براي اسماعيل هنيه)
مي گويند : عيد آمده است
گذرگاه بسته است
از دنياي شاعران،
شاخه گلي براي تو مي آورم،
لنگه كفشي براي « ليوني »
روسري اي براي مبارك
و اُفي براي دو عبدالله
اسماعيل!
اينجا شِعب ابي طالب است يا كربلا؟!
يك شِعب و چند ابوسفيان؟!
يك كربلا و چند يزيد؟!
گذرگاه را بسته اند
دل هاي ما گذرگاه نمي خواهد اسماعيل!
تركش بمب هاي "باراك"
پيشاني بچه هاي ما را هم
سوزانده است
اسماعيل!
دنيا كنار پنجره هايش مرده است
كنار هزاران هزار پنجره
و خونِ كودكانت
در بورس هاي نيويورك
معامله مي شود
مزايدهي خون
مزايدهي نفت
مناقصهي عشق،
مناقصهي ...
اسماعيل!
دنيا پر شده از نمرود
از فرعون
از شمر
دنيا پر از گرگ شده است
اما
تو مي داني
شانه هاي شيطان
با لنگه كفشي
فرو مي ريزد
تو بهتر از من مي داني
فردا، فرشتگان
دوباره
در باغچه هاي شما
نيلوفر خواهند كاشت؛
بلال ها از مأذنه ها بالا خواهند رفت
سياهي خواهد مُرد
و سواحل غزه
در هياهوي بچه ها
تنفس آبي خويش را
از سر خواهد گرفت.
غزه در خون
غزه در حق مزه دارد ای دلیر
غزه در غصه بگوید قصه دیر
قصه ی کشتار طفلان صغیر
گوییا غزه شده میدان تیر
یاد طفلان صغیر کربلا
در قطاع غزه از این کشته ها
مادران فریاد و شیون می زنند
کودکان بی جان به خون غلتیده اند
کودکان بی جان به دستان پدر
کار صهیون است این وضع شرر
دادزنهای حقوق این بشر
می کُشند طفلان غزّه سر به سر
خون گرفته غزه را لب تا به لب
غیرت مردان کجا شد ای عرب
خیزشی باید دوباره سرکنیم
کار دشمن را همه یکسر کنیم
نصرت الله جمالی
کابل
14/10/ 1387
هشتمین روز حمله هوایی صهیونیست ها به غزه
خون من هم به جوش آمده و دو رباعي سرودم که تقديم مي کنم.
"حرمله"
زيتون را خورد وَ کبوتر را کشت
آتش شد و گل هاي معطر را کشت
امروز دوباره حرمله برگشت و
در غزه نه يک، صد علي اصغر را کشت
" حکام عرب "
وقتي ديدم طنابشان فرسوده ست
وَ مرديشان به ننگ ِ ترس آلوده ست
دانستم که لباس حکام عرب
دشداشه نبوده است؛ دامن بوده ست
ديروز علقمه را بستند
امروز رفح را
ديروز اصغر را كشتند
امروز هزاران كودك
اصغر وار جان مي دهند...
و ما باز هم نعره ميزنيم
"كاش در كربلا بوديم!"
آنگاه که غرور کسی را له می کنی ،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی ،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی ،
آنگاه که بنده ای را نادیده می گیری انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی
تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی ،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم ،
دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی
تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟؟؟
بسیار عالی بود
لطفا در نظرات، شعر شاخه گلي براي تو نام شاعر (فضل الله قاسمي) را بياوريد. با تشكر
غزه عاشوراست ای داد
غزه در تب و تاب گذر از لحظه هاست ای یار
غزه خونین تجسم مطلق از تاریکی و ظلمت
من بیتابم عزیزه در بند
مرا حال خوشی نیست
در خود پیچیده ام
مرا راهی نیست
غزه من
بیمارت گشته ام
در عمق درونم همدمت
درپرواز خیالم در عالم رویا.
ره بسویت دارم
غزه . ای مظلوم .ای شهید
ای قهرمان
توئی که شیردلان را به زمین خدا عرضه میداری
شیردلانی با دستانی کوجک
که هر یک جنگنده اند
و الگوی آزاده گان در بند دژخیمان زمین
ای غزه . ای شرف انسانیت
ای محروم ترین
زمین خدا در غم و ماتمت گریان است
سلام من شاعر نیستم ولی دست این شاعران عزیز را می بوسم
شعر (فریاد بیدارری)از سید علینقی میر نظامی
کرد فریاد ان زمان پیری سترگ هست امریکا شیطان بزرگ
در جهان اوای او پیچیده شد
تا که در بغداد شیطان دیده شد
منتظر با شیطان شد روبرو
شد مجسم شیطان پیش او
چون نبودش ان زمان سنگی به کف
کفش خود پرتاب کرد سوی هدف
زین عمل شیطان دون شرمنده شد
از دیار مسلمین او رانده شد
طعم تلخ لنگه کفش دیوانه کرد
او ز کین اهنگ شهر غزه کرد
عقده خالی بر سر یاران نمود
شهر غزه جمله بمباران نمود
ای عزاداران دینداری کنید
مسلمین غزه را یاری کنید
چون ابابیل پر گشائید در نبرد رهبر فرزانه گر فرمان دهد
سعيد ساجدي: احتراما در خصوص شعر اول با مطلع (( کوه ها مست غرور .)) :1-در مصراع اول بیت دوم عبارت(چشم دل ها همه کور) صحیح می باشد.2- در بيت پنجم (غرق آتش) صحیح است..متشکرم
خيلي خيلي خوب بود
نظرات کاربران
نظر سنجی
در صورتی که ایمیل ملی برای عموم مردم قابل استفاده باشد، آیا حاضر به استفاده از آن به جای جیمیل و یا غیره هستید؟
جنگ
آتش
بوی خون
شهر همرنگ جنون
*
حاکمان در امان
قربانی کودکان
مرگ نزدیک
غیرت، تعصب : تعطیل
*
نفت تنها شکم می آورد
نه عزت، نه تعصب، نه مردانگی
راستی شرم را بی بها می فروشند.
*
دیگر بنی آدم اعضا یکدیگر نیستند.
که اگر بودند خون به جای شیر کودکان غزه را سیراب نمی کرد.
*
ای حماس، جهاد ، فتح
کودکی شیر نیوشیده می میرد و خون شیر مرگش می شود.
و قبر گهواره همیشگی اش
می فهمید
آی آل سعود، آل فیصل، آل مکتوم
مبارکان نا مبارک
کودکی شیر نیوشیده می میرد و خون شیر مرگش می شود
می فهمید
جای تان گرم است
می توانید بخوابید
*
آی سازمان بی ملل، شورای ضد امنیت
آی آلت دست حکومت های غاصب
کودکی شیر نیوشیده می میرد و خون شیر مرگش می شود
می فهمید
کاغذهای قطعنامه ها تان تمام شده است.
یا که می ترسید از کودکان شیر نخورده امروز شما را فردا سنگ نثار کنند
*
آی انسان
از چه زنده ای
که زندگی را آنقدر بها اندک است
که در غزه حتی به دنیا نیامده ها را می کشند
پس برای چه زنده ای
اینکه شاهد نوشیدن خون به جای شیر باشی
*
کجاست مردانگی
شرف را بها چند است
و چرا تمام سازمان های بشری تعطیل اند
*
آری
دیگر بنی آدم اعضا یکدیگر نیستند.
که اگر بودند خون به جای شیر کودکان غزه را سیراب نمی کرد.
و گلوله کودکان را خواب
و قبر گهواره ابدی آنان نمی شد