بالاخره بعد از مدتها گمانهزني درباره حضور یا عدم حضور دکتر قالیباف در انتخابات آینده ریاست جمهوری، قالیباف بر شانس مسلم خود برای نشستن بر کرسی ریاست جمهوری چشم بست و اعلام نمود در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری داوطلب نیست.
این در حالی است که در طول ماههای گذشته، گمانهزنیهای متعددی درباره رفتار انتخاباتی شهردار تهران در رسانهها مطرح شده بود. در اين ميان قاليباف نيز مانند ديگر نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري از گزند تخريب برخي مدعيان اصولگرايي يا اصلاحطلبي در امان نبود.
در ميان استقبال خوبي كه نخبگان و دانشگاهيان و شهروندان تهراني از نامزدي احتمالي قاليباف ميكردند، برخي نيز تلاش كردند تا قاليباف را از نگاه عينك سياهي كه بر چشمان خود زده بودند ببينند و هر بار اتهامی به قالیباف نسبت دادند .
گروهي سياسي كه مدعي حمايت از دولت نيز بودند، عملکرد قوی قاليباف در شهرداری تهران را به انتخابات ربط ميدادند و ميگفتند : قالیباف برای کسب آرای مردم و پیروزی در انتخابات این کارها را میکند.
هر چند اگر كسي براي جلب رضايت مردم كار مثبت انجام دهد اشتباهي نكرده، اما واقعيت اين است كه برخي نيز كه قانوناً بايد با شهردار تهران و شوراي منتخب مردم تعامل و همكاري ميكردند بر اساس همين برداشتها، رفتاري نادرست با شهردار محبوب مردم كردند.
آنها با اين گمانه سياسي كه شهردار تهران نامزد بالقوه رياست جمهوري است و با مديريتي كه وي دارد در صورت كمك تبديل به چهرهاي محبوبتر از وضعيت فعلي ميشود از بديهيترين وظايف قانوني و اخلاقي در قبال مديريت شهري پايتخت خودداري كردند و اين در ذهن مردم باقي ميماند.
در سوي ديگر بازيهاي سياسي نيز برخی نیز چنین تحلیل کردند که قالیباف وارد میدان میشود تا رأی فلان نامزد انتخاباتی را بشکند و سبب شکست او شود. آنها در يادداشتهاي خود از قاليباف به عنوان چهرهاي كه رسالتي جز شكست دادن نامزد مورد علاقه آنان را ندارد نام بردند و بدون ارائه هيچ تحليل منطقي و عقلاني اتهاماتي را به شهردار تهران نسبت دادند.
حتي اين تخريبها محدود به همينها هم نشد. با گذشت دو سال از انتشار كتاب «حكومتهاي محلي» قاليباف و تدريس آن در دانشگاه توسط وي، عدهای اين استاد جغرافياي سياسي را متهم به تلاش براي از ميان بردن انسجام ملي و وحدت مردم ايران كردند و عدهاي نيز اين طرح را تلاشي انتخاباتي وانمود كردند.
خلاصه قاليباف هر كاري كرد، گفتند براي كسب قدرت است و هدفش جلب آراي مردمي است .
هر چند نگارنده اين سطور بر اين باور است كه اساساً مديريت كارآمد و جلب رضايت مردم كار اشتباهي نيست كه عدهاي آن را وارونه جلوه ميدهند. با اين حال همه اين اتهامات ناشي از اين است كه يا عدهاي قاليباف را نشناختهاند و يا باور ندارند كه در اين مملكت يك كارآمد هست كه هر كجا برود ميتواند با مديريت دانش محور و كارآمد خود رضايت مردم را جلب كند.
به هر حال حالا كه معلوم شده برخي تحليلها درباره قاليباف ناشي از عدم شناخت وي بوده، به نظر ميرسد بايد تلاشي نو براي شناختن قاليباف صورت گيرد. باید هر تصویری که از این مرد در ذهن خود ساختهایم پاک کنیم و از ابتدا او را آنگونه که هست بشناسیم و تصویری از او ارائه دهیم که منطبق با واقعیت باشد. قاليباف واقعي متعلق به هيچ جناح سياسي نيست. قاليباف واقعي نه راست است نه چپ. قاليباف واقعي مديري كارآمد است كه هيچ دلبستگي به مقام و قدرت ندارد و تنها براي انجام وظايفي كه مردم و نظام بر دوش او ميگذارند تلاش ميكند.
قاليباف تنها حدود چهار سال است كه بيش از هميشه مورد توجه اصحاب رسانه و تحليلگران سياسي قرار گرفته است. از زماني كه نامزد نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري شد و از فرماندهي ناجا استعفا داد. بنابراين بهتر است براي شناخت قاليباف يك بار ديگر به دوران فرماندهي ناجا برگرديم و از آنجا قاليبافشناسي را شروع كنيم.
قالیباف وقتی فرمانده نیروی انتظامی کشور شد که این نیرو به دلیل مواجهه با بحران کوی دانشگاه تهران، چهرهای به شدت مخدوش در نزد افكار عمومي و بويژه دانشجويان پیدا کرده بود. در چنین شرایطی و در زمان حاکمیت دولت و مجلس اصلاحات قالیباف به عنوان فرمانده نیروی انتظامی برگزیده شد. او برغم تصوری که در ایران وجود دارد و مطابق آن تعامل میان صاحبان افکار مختلف محال است، تلاش کرد با تعامل با همه ارکان حاکمیت از نیروی انتظامی چهرهای جدید و کارآمد بسازد.
به اذعان همگان قاليباف در ساختن این چهره کارآمد موفق شد و در عرض مدت زمان کوتاهی كاري كرد كه جدیترین مخالفان وقت عملكرد نیروی انتظامی یعنی دانشجویان دانشگاه تهران نيز تبدیل به دوستداران عملکرد فرمانده جدید ناجا شدند. ناجا تبديل به نيرويي مدرن، كارآمد و مردم محور شد كه تلاش ميكرد با دانش روز خود را تطبيق دهد و امور را پيش ببرد.
قصد ندارم درباره آن دوران و اقدامات قالیباف در ناجا اين مطلب را ادامه دهم. چرا که همگان خوب آن دوران را به یاد دارند و خوب میتوانند ناجای زمان قالیباف را با ناجای قبلش و حتی بعدش مقایسه كنند.
در چنین شرایطی عدهای از فعالان سیاسی از وی خواستند که نامزد انتخابات شود و نظرسنجيها نيز نشان ميداد كه موقعيت مطلوبي در نزد افكار عمومي دارد. او نیز با جمعبندی شرایط آن زمان، درخواستها را پذیرفت. قالیباف اما بر خلاف دیگر مدیرانی که نامزد انتخابات شده بودند از سمت خود در فرماندهی ناجا استعفا داد. کاری که نه مهرعلیزاده به عنوان معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان تربیتبدنی کرد، نه احمدینژاد به عنوان شهردار تهران و نه هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام.
اما قالیباف نه تنها از سمت فرماندهی ناجا استعفا داد، بلكه برای پرهیز از ایجاد هرگونه شائبهای از عضویت در نیروهای مسلح کشور نیز استعفا داد و برای همیشه ردای سبز نظامی را کنار گذاشت. اما برخی رقبا دست از سر قالیباف بر نداشتند و او را متهم کردند که با ورودش به عرصه انتخابات زمینهساز ورود غیرقانونی نظامیان به عرصه سیاسی خواهد شد! آنها اعلام کردند صدای پای «چکمه نظامیان» را میشنوند و... .
سرانجام با تخریبهایی صورت گرفت، قالیباف تنها و بدون حزب و گروه و سابقه سیاسی آرای حدود 5/4 میلیون ایرانی را کسب کرد و البته پیروز انتخابات همان فردی بود که غیرنظامی بود!
اما آن دوستان هیچگاه حاضر نشدند پاسخ دهند که جرم قالیباف چه بوده است؟ تاکنون که قالیباف به عنوان نامزد مطرح بود، قصد طرح این پرسش را نداشتم اما الآن باید این سوال را پرسید مگر پوشیدن لباس رزم و دفاع از کشور و ملت جرم است؟ مگر اشکالی دارد که یک جوان برای دفاع از کشورش، از آسایش خود بگذرد و لباس رزم بپوشد و از مرزهای کشورش دفاع کند؟ مگر اشکالی دارد کسی که دورهای از تمامیت ارضی کشورش دفاع کرده، از کسوت نظامی بیرون بیاید و وارد عرصه سیاسی شود؟
نکته تأسفبار این است که وقتی به انتخابات در کشوری مثل آمریکا نگاه میکنیم، میبینیم که آنها در اینگونه مسائل بهتر از ما عمل میکنند. در همین انتخابات اخیر بارها باراک اوباما از جان مککین به خاطر حضور در عرصههای نظامی و جنگهاي آمريكا تقدیر کرد. آنهم نه به خاطر حضور در یک جنگ دفاعی مانند جنگ ايران و عراق، بلکه به خاطر شرکت در یک جنگ تجاوزکارانه مثل جنگ ویتنام. بارها اوباما از سوابق نظامی سناتور مککین تقدیر کرد و او را یک اسطوره خواند و ابراز شادمانی کرد که با چنین مردی رقابت میکند! اما در کشور ما یک سردار دوران دفاع مقدس را به خاطر شرکت در یک جنگ دفاعی به شدت تخریب کردند و میکنند. گويي شركت در جنگي دفاعي و دفاع از تماميت ارضي اين مملكت جرمي نابخشودني بوده كه هيچگاه نبايد كسي به جرم ارتكاب آن وارد حوزههاي مديريتي كشور شود.
به نظر ميرسد كه پاسخ وجدان دوستان به اين پرسش كاملاً روشن باشد اما ظاهراً تمايلي ندارند به اشتباه خود در چهار سال گذشته اعتراف كنند و بگويند تصويري كه ما از قاليباف در نزد هوادارانمان ساختيم اشتباه بود. چرا كه همگان خوب ميدانند ميان نظاميگري و رفتار قاليباف تفاوت از زمين است تا آسمان. نمونه مديريت قاليباف ار ميتوان در شهرداري تهران مشاهده كرد. در كدام قسمت مديريتي قاليباف به جاي استفاده از مديران متخصص، دانشمحور و متعهد از نيروهاي نظامي غيرمتخصص استفاده كرد؟ حتي يك نمونه هم نميتوان پيدا كرد.
حتي بالاتر از اين در كدام يك از معاونتهاي شهرداري تهران و مديريتهاي ارشد شهرداري، چهرههايي سياسي و جناحي بدون در نظر گرفتن تخصص و اصل شايسته سالاري به سمتهاي بالا گماشته شدهاند؟
بازهم بالاتر از اين. كدام عملكرد قاليباف در شهرداري تهران بوي سياست و انتخابات ميداد؟ آيا اتمام پروژه برج ميلاد انتخاباتي بود؟ آيا ساختن دهها كيلومتر اتوبان و بزرگراه انتخاباتي است؟ آيا تلاش براي به سرانجام رساندن پروژه تونل توحيد انتخاباتي است؟ آيا ساختن دهها كيلومتر مترو و تدوين برنامه جامع حملونقل و ترافيك تهران انتخاباتي است؟ آيا تدوين اولين برنامه پنج ساله شهرداري تهران انتخاباتي است؟ آيا راهاندازي خطوط اتوبوسهاي پرسرعت و تأمين اتوبوسهاي زيباي اين خطوط انتخاباتي است؟
اگر اينگونه باشد كه هيچ شهرداري در تهران نبايد كار مثبتي انجام دهد، چون همه كارهايش از ديد سياسيون انتخاباتي است.
البته این تخریبها، اختصاص به یک جناح خاص ندارد. خیلیها قالیباف را تخریب کردند. اما قالیباف با عملکرد درخشان خود در شهرداری تهران نشان داد که بهایی برای این تخریبها قائل نیست و تنها به وظیفهاش در هر زمانی عمل میکند.
کارنامه درخشان قالیباف در شهرداری اما سبب شده، این بار در میان هر دو جناح کشور درباره کارآمدی مدیریت قالیباف اجماع حاصل شود. از ميان هر دو جناح كشور نيز كساني بودند كه اصرار داشتند قاليباف مرد اين ميدان است و بايد وارد ميدان انتخابات شود. چرا كه به اعتقاد همه آنان قاليباف مديري توانمند و كارآمد است كه توان حل مشكلات موجود در كشور و تغيير وضع موجود را دارد.
اما این بار قالیباف برغم این اجماع در مورد مدیریتش حاضر به پذیرش نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری نشد.
در ميان خط به خط مصاحبه قاليباف كه بوي انصراف ضمني از نامزدي در انتخابات را ميداد، گلايههاي آشكاري از وضع موجود در سياست و مديريت وجود داشت. شايد بهتر باشد يك بار ديگر مصاحبه شهردار تهران به خبرگزاري مهر را مرور كنيم و حرفهاي يك مدير كارآمد اما به نظر من دلسوخته اين نظام را تحليل كنيم.
بازهم تأكيد ميكنم قاليباف را بايد از نو شناخت.
به اعتقاد من با کارهای بزرگی که اقای دکتر قالیباف انجام داده ا ند . توقع میرود انسانهای با انگیزه ای اینچنین ارزشمند بیشتر به مردم شناسانده شوند.
من معتقدم که شخصیتی همچون آقای دکتر قالیباف باید تجدید نظر کند و در صحنه انتخابات باقی بماند.