تفاوت‌های پنجگانه سازش اسرائیل با سودان و امارات

کد خبر: 1029225

بنی گانتس وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به آمادگی بالای مقاومت در برابر این رژیم اشغالگر اعتراف کرد.

خبرگزاری تسنیم: بنی گانتس در سخنانی اذعان کرد : دشمنان ما آرام نیستند(در آمادگی کامل برای دفع هرگونه تجاوز) چه در شمال و چه در جنوب(فلسطین اشغالی).

وی مدعی شد ما به حمایت از شهرک نشینان(صهیونیست نشین) اسرائیل و بازداشتن دشمنان خود ادامه خواهیم داد، همچنان به زیان وارد کردن به فعالیت هایی که سبب تقویت قدرت آنها می شود، ادامه خواهیم داد و برای هر نبردی آماده خواهیم بود.

تحلیلگر صهیونیست : عادی سازی نمونه جدیدی از «سایکس پیکو» است

«دورون ماتسا» شرق شناس صهیونیست گفت عادی سازی روابط با سودان حلقه اسرائیلی دیگری در خاورمیانه است و اهمیت آن برخاسته از روابط دوجانبه میان خارطوم و تل آویو نیست بلکه در چارچوب منطقه ای قرار دارد.

ماتسا پژوهشگر و سخنران در زمینه نزاع عربی صهیونیستی و روابط اشغالگران با اعراب در مقاله ای در روزنامه مکوریشون نوشت توافق با سودان حلقه ای در سلسله توافقات سیاسی است که با امارات و بحرین آغاز شده و با کشورهای عربی دیگر هم ادامه خواهد یافت.

وی افزود توافق با سودان سبب بازتعریف موقعیت اسرائیل در خاورمیانه بر اساس پایه هایی می شود که ضد ایدئولوژی نیست و این توافق با همان کشوری به دست آمد که در پی جنگ 1967 میلادی «نه»های سه گانه خود را (نه به صلح، نه به مذاکره نه به عادی سازی) اعلام کرد.

این تحلیلگر تاکید کرد توافق سودان گامی است که اوضاع را دگرگون می کند به طوری که نگاه ایدئولوژیک به جهان به مدت چندین دهه را کنار گذاشته و رویکرد جدیدی به ویژه از نظر اقتصادی و سطح معیشتی را در پیش گرفته است به طوری که ما در برابر نمونه جدیدی از توافق سایکس پیکوی اروپایی در اوایل قرن بیستم هستیم از طریق دادن اهمیت فوق العاده به ویژگی اقتصادی و تجاری که به نمونه معامله قرن آمریکا مرتبط است.

از یک سو، کشورهای ثروتمند در منطقه همچون بحرین و امارات متحده عربی به دنبال افزایش ثروت خود هستند، اما از سوی دیگر کشور فقیری مانند سودان تلاش خواهد کرد از ارتباط با دولتهای متعددی همچون اسرائیل و آمریکا از ثروتهای آنها بهره ببرد.

وی افزود این توافقات عاری از بعد سیاسی نیست که در ماهیت گفتمان رسانه ای درباره آن عیان شده است به طوری که توافق صلح با سودان و پیش از آن با بحرین و امارات، سیاست های راهبردی را که بر خاورمیانه سایه افکنده بود و نگاه به اسرائیل در دهه های اخیر را تغییر خواهد داد، با وجودی که ما در برابر توافقاتی قرار داریم که فلسطینیان به آن تعهدی ندارند .

این پژوهشگر صهیونیست ادامه داد یکی از تناقضات این است که راستگرایان به رهبری نتانیاهو و نه چپگرایان منشاء دیدگاه خاورمیانه جدید هستند. این وضع بیانگر شکاف ایدئولوژیک سیاسی و حتی روانی عمیق میان اردوگاه سیاسی است که برای چند دهه ادعا می کرد که سخنگو و نماینده ایده صلح با فلسطینیان است در برابر طرف دیگری که نماینده امنیتی صرف است، گویی ما در برابر روایت جدیدی از واقعیت تاریخی هستیم که داستان معکوسی را روایت می کند هنگامی که توافق نخست صلح از سوی راستگرایان به رهبری مناحیم بیگین با مصر به دست آمد و توافقات صلح در حال حاضر که از سوی بنیامین نتانیاهو به دست آمد.

این تحلیلگر صهیونیست افزود در همان زمان چپگرایان اسرائیلی به توافق سیاسی دست یافتند که شکست خورده ترین توافق در تاریخ اسرائیل است و آن توافق اسلو است، که بر اساس فرضیه های اشتباه شکل گرفت، زیرا هدف از آن دستیابی به راه حل نزاع فلسطینیان بود و این شیوه اشتباهی است و عجیب آنکه چپگرایان اسرائیلی به دنبال تکرار آثار و پیامدهای تجربه سابق بر اساس این فرضیه هستند که اشتباهاتی که در دهه نود رخ داد، امکان اصلاح آن وجود دارد.

پنج تفاوت میان توافق عادی سازی با امارات و سودان

از سوی دیگر یک ژنرال مطرح صهیونیست از برخی تفاوتها میان توافق عادی سازی میان رژیم صهیونیستی و امارات ثروتمند و توافق عادی سازی با سودان فقیر سخن گفت.

ژنرال ذخیره عاموس یادلین رئیس مرکز مطالعات امنیتی و رئیس سابق واحد اطلاعات رژیم صهیونیستی در مقاله ای در روزنامه یدیعوت آحارانوت نوشت اهمیت اساسی عادی سازی روابط با سودان در ادامه فضای مثبت ایجاد شده است، این سومین توافق عادی سازی روابط طی ماههای اخیر است، اما این مسئله این درک موجود در جهان عرب و جهان اسلام را تقویت نمی کند مبنی بر اینکه وتوی فلسطینی بر برقراری روابط با اسرائیل همچنان وجود دارد.

بازنگری هوشمندانه در اعلام مشترک(توافق با سودان) نشان می دهد که این اعلام مشترک، توافق فراگیر و کیفی صلح همانند توافق با امارات نیست و پنج تفاوت میان این دو توافق(با سودان و امارات) وجود دارد.

اول : دستاورد درخشان دیپلماتیک و استراتژیک در عادی سازی روابط با امارات اینگونه قلمداد می شود که صلح مطلق، صلح داغ میان رهبران و میان ملتها و صلحی که مربوط به تمام زمینه های زندگی است. در مقابل، در سودان از همین حالا به محض اعلام عادی سازی روابط با اسرائیل، اختلافاتی میان شورای نظامی حامی عادی سازی روابط و دولت غیرنظامی که به این توافق معترض است، به وجود آمده است، این در حالی است که پرچم اسرائیل درمیادین سودان به آتش کشیده می شود و فریادهای سیاسی علیه عادی سازی روابط شنیده می شود.

دوم : سران امارات از نظر فکری میانه رو و نواندیش هستند و سابقه نداشته است که با اسرائیل جنگیده باشند، اما در خصوص سودان، محاسبات ساده ای وجود ندارد از مشارکت نظامیان سودانی در جنگ 1967 تا حمایت فعال از جنبشهای فلسطینی را باید یادآوری کرد.

سودان اجازه داد تا زیرساختهایی برای تولید تجهیزات رزمی و شبکه قاچاق برای حماس و جهاد در نوار غزه ایجاد شود، خارطوم در سال 1967، «نه»های سه گانه را ثبت کرد و علاوه بر آن در خارطوم بود که سفیر آمریکا به دستور یاسر عرفات در سال 1973 میلادی کشته شد.

سوم : عادی سازی روابط با امارات به ابتکار واشنگتن صورت گرفت و در برابر آن، اسرائیل بهای آن را با توقف طرح الحاق(دیوید فریدمن سفیر آمریکا در تل آویو تاکید کرد آنچه مطرح شد تعلیق طرح الحاق است نه لغو) و خدشه وارد شدن به برتری کیفی آن در زمینه نظامی پرداخت کرد، اما مسیر عادی سازی روابط با سودان به ابتکار تل آویو صورت گرفت و بهای آن را واشنگتن با خارج کردن نام سودان از فهرست تروریسم و ارائه کمک مالی به کشوری پرداخت کرد که با بحران عمیق اقتصادی روبرو است و این بر خلاف امارات است که با شادی و سرور وارد عروسی دیپلماتیک شد.

چهارم: عادی سازی سریع مقابل عادی سازی خزنده، عادی سازی با ابوظبی با سرعت زیادی محقق شد، اعلام در ماه آگوست و امضای آن در ماه سپتامبر و علاوه بر آنکه توافقات همکاری به سرعت امضا شد و پروازهای هوایی متقابل و روابط آکادمیک، تجاری و اقتصادی برقرار شد و فقط اپیدمی کرونا مانع گردشگری و مبادله دانشجو شده است.

اما در خصوص خارطوم، اسرائیل منتظر مسیر طولانی از تصویب است، جشن گرفتن بعید است در حالی که مردم در خیابانهای خارطوم حضور دارند و واکنش آنها همانند جامعه ابوظبی نیست.

تفاوت پنجم: کشور ثروتمند(امارات) در مقابل کشور بزرگ اما فقیر(سودان)

امارات کشوری کوچک با اقتصادی پیشرفته و امکانات فراوان و سودان کشوری بزرگ اما با اقتصادی غیر پیشرفته است، درخواستهایی در ابوظبی برای کسب توانمندی های پیشرفته اسرائیل در زمینه فناوری، پزشکی، فناوری عالی وکشاورزی وجود دارد، اما سودانی ها قدرت خرید امکانات اسرائیل را ندارند و امکاناتشان بسیار اندک و ناچیز است.

این ژنرال صهیونیست ادعا کرد اهمیت عادی سازی روابط اسرائیل با سودان اساسا در گسترش مناسبات دیپلماتیک اسرائیل با جهان عربی و اسلامی و تقویت قطع رابطه سودان از ایران و در حدی کمتر در موقعیت امنیتی و اقتصادی سودان نهفته است. اما در دراز مدت ، جایگاه سودان به عنوان پلی میان شمال آفریقای عربی و جنوب آفریقاست که ممکن است دستاوردهای بزرگی در سطح سیاسی، امنیتی و اقتصادی به همراه داشته باشد و در صورتی که بتوانیم عادی سازی با سودان را به صلح بسیار گرم و داغ تبدیل کنیم، در آن صورت آتش رویارویی با فلسطینیان را خاموش کرده و به سودانی ها ثابت می کنیم که میوه و ثمره عادی سازی روابط به آنها برای خروج از بحرانی که در آن به سر می برند، کمک خواهد کرد، شاید در دراز مدت الگوی صلح داغ با امارات در خصوص سودان نیز پیاده شود.

۰

دیدگاه تان را بنویسید

 

تازه های سایت