دستاوردها و معایب یک تماس/ ضرورت مقابله با ساده‌اندیشی‌های افراطی

کد خبر: 290277

بدیهی است که این مکالمه هژمونی اسرائیل را تضعیف می کند و می تواند نفوذ و اعتبار لابی های صهیونیستی را در غرب به مخاطره بیاندازد... این مکالمه ادب دیپلماتیک ایران را نشان می دهد... ممکن است که این تلقی به وجود آیدکه حل مشکل هسته‌ای در گروی تعامل با آمریکا است. بسط چنین تلقی ای کاملا به ضرر ایران است..باید به سرعت برای افکار عمومی دلیل این گفتگو را تشریح کرد

سرویس سیاسی«فردا»: تماس تلفنی روحانی و اوباما را باید به صورتی واقع بینانه تحلیل کرد. واقع بینی در این باب نه به معنای کنار گذاشتن مرام و ایدئولوژی است و نه به معنای سر سپردن به روندهای مسئله دار دیپلماتیک. به طور مشخص باید واقع بینانه تحلیل کرد که این تماس تلفنی چه اثراتی را دارد و چه نتایج ملموسی به بار می آورد و احتمالا چه معایبی خواهد داشت.

چالش میان آمریکا و ایران یک چالش هویتی است. این چالش هویتی حاصل تصادم دو ایدئولوژی است.ایران کشوری است که می خواهد خارج از نظم هژمونیک آمریکا بازیگری کند و برای این امر دلایل معرفتی و تئوریک دارد آمریکا نیز می خواهد هژمونی خود را در سراسر جهان بسط دهد و ایران یکی از موانع نیل به این امر است.

بنابراین جدال میان این دو کشور در حوزه دیپلماسی امری طبیعی و اساسا بدیهی است. در کشاکش این جدال بدیهی تماس تلفنی میان روسای جمهور دو کشور چه نتایجی دارد و اساسا چرا صورت گرفته است؟

1- بدیهی است که آمریکا بعد از یازده سپتامبر دستاوردهای هژمونیک و موثری را در خاورمیانه به دست نیاورده است. دو جنگ افغانستان و عراق هرگز نتایج ملموسی را برای آمریکا در حوزه گسترش منافع و تسلط گفتمانی و سیاسی به بار نیاورد و در عوض موهبتی خاص را برای ایران به ارمغان آورد. دشمن دیرینه ایران در عراق سرنگون شد و دوستان ایران قدرت را در عراق در دست گرفتند. شکست های مکرر اسرائیل از حزب الله لبنان و بسط نفوذ این جنبش در لبنان هم مزید بر علت شد تا آمریکا خود را بازنده مطلق ببیند.

2- عقل سیاسی حکم می کند که نقطه ضعف رقیب شناسایی و به آن حمله شود. آمریکا در مواجهه با ایران از لحاظ گفتمانی مزیتی در منطقه ندارد و از لحاظ نظامی نیز به علل مختلف خواهان هزینه جنگ با ایران نیست. بنابراین باید نقطه ضعف ایران را شناسایی کند و با تمرکز بر آن از قدرت هژمونیک ایران در منطقه بکاهد. مسئله هسته ای و وضع تحریم های یک جانبه و غیر حقوقی علیه اقتصاد ایران در همین چارچوب قابل ارزیابی است. آمریکا نقطه ضعف ایران را اقتصاد بیمار آن پنداشته و نقطه فشار خود را برای به ضعف کشاندن ایران این امر انتخاب کرده است. از همین رو است که تاکید رهبر انقلاب بر ایده «اقتصاد مقاومتی» را باید فهم کرد.

3- در این چهارچوب باید به تحلیل مکالمه روحانی و اوباما نشست. درباره اینکه «چرا» این مکالمه حادث شده است نمی توان به آسانی قضاوت کرد. بی شک رایزنی های غیرعیان و تعاملاتی بر قرار شده است که نمی توان درباره آن به روشنی داوری کرد. وجه مشخص ماجرا این است که این مکالمه عقبه ای داشته است و دفعتا حادث نشده است. گمان اینکه این مذاکره دفعتا حادث شده است خام اندیشی ای بیش نیست. تا وقتی عقبه و مسیر هموار شدن این مکالمه به خوبی روشن نشود نمی توان درباره نتیجه یا عدم نتیجه آن قضاوتی داشت. بنابراین باید به انتظار نشست.

4- به طور مشخص باید تحلیل کرد این مکالمه چه دستاوردهایی داشته است؟

الف : بدیهی است که این مکالمه هژمونی اسرائیل را تضعیف می کند و می تواند نفوذ و اعتبار لابی های صهیونیستی را در غرب به مخاطره بیاندازد. برقراری ارتباط میان ایران و آمریکا بی اثری و بی اعتباری این لابی ها را نشان می دهد.

ب : این مکالمه ایران را به مثابه کشوری که می تواند بعد از 35 سال مقاومت در برابر هژمونی غرب از موضع اقتدار با آن گفتگو کند،در عرصه جهانی جلوه می دهد. بنابراین استفاده صحیح از این امر و پردازش تبلیغات صحیح در باب آن بسیار مهم است.

ج : این مکالمه ادب دیپلماتیک ایران را نشان می دهد که در برابر درخواست گفتگوی دشمن از موضعی اخلاقی برخورد می کند. این برخورد را باید در عرصه جهانی در کنار برخوردهای خصمانه آمریکا گذاشت و برای افکار عمومی تشریح کرد.

د : این مکالمه می تواند به تلطیف فضای ذهنی درباره ایران کمک کند. اینکه ایران حاضر است با دشمن خود مکالمه کند می تواند سندی باشد بر صلح طلب بودن این کشور. بنابراین از این رهگذار می توان به خنثی شدن تبلیغات علیه ایران کمک کرد.

5- اما می توان معایبی هم بر این مکالمه مرتبط دانست. باید مشخص شود دلیل راهبردی‌ای که این مکالمه را توجیه می‌کند چیست و به طور مشخص چه مقوله آن را توجیه پذیر می‌کند؟ به نظر می رسد در این باب ادله هایی باید از طرف تیم سیاست خارجه دولت ارائه شود. چرا که این خطر وجود دارد که صرف گفتگو به عنوان کلید راه حل مشکلات جلوه گر شود و بستر ژئوپلتیک چالش میان ایران و آمریکا فراموش شود.

الف : ممکن است صرفا به روبنایی از دیپلماسی بسنده شود و گمان غالبی بسط یابد که مذاکره با آمریکا می تواند به سرعت مشکلات را برطرف کند. این تلقی که به وضوح نادرست است توقعاتی را بر می‌انگیزد که مواجهه با آنها دشوار است.

ب : شرطی شدن مذاکرات خطر بعدی است. ممکن است که این تلقی به وجود آیدکه حل مشکل هسته‌ای در گروی تعامل با آمریکا است. بسط چنین تلقی ای کاملا به ضرر ایران است و حل مشکل را بسیار سخت می‌کند. باید دولت به سرعت از بسط چنین مقوله‌ای جلوگیری کند.

ج : باید به سرعت برای افکار عمومی دلیل این گفتگو را تشریح کرد تا ایده‌های خاص و تلقی‌های جناحی بر این نگرش راهبردی سایه نیافکند. سیاست خارجی جدل میان جناح ها نیست. بنابراین باید از «خیابانی» شدن آن جلوگیری کرد تا موضع حاکمیت و دولت در این خصوص تبیین شود. ساده اندیشی های جناحی در خصوص این مکالمه و ذوق زدگی هایی عوامانه لطمه جدی را به دیپلماسی نظام در این برهه حساس وارد خواهد کرد. بنابراین باید در برابر این ساده اندیشی های مخرب به خوبی موضع گرفت.

۰

دیدگاه تان را بنویسید

 

تازه های سایت

دیگر رسانه ها