«فردا» گزارش می‌دهد؛

بازگشت به مردم

کد خبر: 1081457

با روحیه‌ای که در این مدت جامعه از‌ رئیسی و قالیباف دیده است، این امیدواری وجود دارد که در آینده شاهد نزدیک‌شدن حاکمیت و مردم باشیم که امری به شدت مقبول است.

گروه سیاسی فردا: بسیاری از تحلیلگران سال 92 را نقطه عطفی برای سیاست ورزی در ایران توصیف می کردند. انتخابات از قالب دوقطبی اصولگرایی-اصلاح طلبی خارج شد و حسن روحانی در سایه ائتلافی نانوشته میان اصولگرایان سنتی، حزب اعتدال و توسعه و اصلاح‌طلبان نامزد پیروز لقب گرفت و به پاستور رفت تا دولت «تدبیر و امید» با رویکرد «اعتدالی» بتواند پاسخگوی مطالبات برزمین مانده مردم باشد.

دلایل ریزش سرمایه اجتماعی دولت روحانی

اما جامعه در طول 8 سال ریاست جمهوری حسن روحانی پاسخ هیچ یک از مطالبات خودش را نگرفت و همین مسئله عاملی شد که گرچه 29 اردیبهشت 96 حسن روحانی با قریب به 24 میلیون رأی همچنان حضور خودش را در رأس دستگاه اجرایی کشور تثبیت کرد اما چندماه نگذشته بود که اعتراضات دی ماه 96 نشان داد، سرمایه اجتماعی او در حال ریزش است. آن موج اعتراضی نه تنها زنگ هشداری برای روحانی نشد بلکه او در سال 98 وقتی قیمت بنزین یک شبه افزایش یافت، طوری با مردم سخن گفت که به تعبیر صادق زیباکلام فکر می کرد «مردم بازیچه او هستند». بالاگرفتن ناراحتی و نارضایتی مردم پیامد این رفتار بود و روز به روز نیز ریزش سرمایه اجتماعی او شتاب بیشتری گرفت. به طوری که امروز در مقایسه با روسای جمهور گذشته ایران، حسن روحانی پایین‌ترین محبوبیت را دارد.

در همین رابطه غلامرضا مصباحی مقدم در گفتگو با خبرنگار فردا گفت «ریشه افت سرمایه اجتماعی عمل نکردن دولت به وعده هایش است. اگر دولت به وعده های خود عمل می کرد سرمایه اجتماعی این مقدار ریزش نمی کرد. مرتب گفتار درمانی کردند و گفتند "مسائل و مشکلات را حل می کنیم، برجام آثار و فواید و منافعی دارد، سرمایه گذاری خارجی تسهیل می شود، اشتغال به وجود می آید و متأثر از آن رشد و توسعه اقتصادی را در کشور شاهد خواهیم بود"، اما هیچ کدام اینها اتفاق نیفتاد».

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام یادآور شد «حتی مردم در بعضی مواقع شاهد دروغ های آشکار و روشن بودند مثلا تصمیم گرفتند قیمت بنزین را افزایش بدهند اما بعد گفتند بی خبر بودیم. یا دائما درباره برداشته شدن تحریم ها وعده دادند اما این اتفاق نیفتاد و حتما هم نمی افتاد. نکته دیگر آنکه مسئولان دولتی از مردم دور بودند و از پشت شیشه خودروی ریاست جمهوری چهره های مردم را می دیدند و قضاوت می کردند که آیا آنها رضایت خاطر دارند یا خیر».

 

راهکارهای ترمیم شکاف بین دولت-ملت

دولت سیدابراهیم رئیسی در حالی تا چند روز دیگر کار خود را رسما آغاز می کند که بین مردم و دولت فاصله معنی داری به وجود آمده است. کاهش مشارکت در انتخابات و قریب به 5 میلیون آرای باطله را می توان از نمادهای این مسئله دانست. از این رو صاحب نظران سیاسی بر این باور هستند که دولت سیزدهم و مجلس یازدهم فرصتی برای آزمون و خطا ندارند، این دو قوه علاوه بر آنکه باید بهترین و صحیح ترین تصمیمات را در مقطع کنونی بگیرند، باید برای احیای این سرمایه اجتماعی همت بگمارند.

اما سئوال اینجاست که چه طور می توان اشتباهات دولت روحانی را جبران و سرمایه اجتماعی ناراضی را قانع به همراهی کرد؟ جواب این سئوال ساده است، کافی است مجلس و دولت به وعده هایی که دادند عمل کنند. حقیقتی که محمدکاظم انبارلویی نیز در گفتگو با خبرنگار فردا به آن اشاره کرد و گفت «اگر امروز سرمایه اجتماعی دولت به این میزان پایین است یک علت عمده دارد و آن بی‌صداقتی دولت است. دولت آینده باید بکوشد صدق را در دستور کار خود قرار دهد».

البته عمل به وعده ها باید از راهی متفاوت دنبال شود و آن حضور در بین مردم و شنیدن مطالبات آنها از طریق مباحثات چهره به چهره است. مردم اگر ارتباط نزدیکی با مسئولان کشور داشته باشند و رو در رو حرف خود را بزنند ولو اینکه فوری خواسته آنها محقق نشود، این موجب تخلیه روانی مردم می شود. ضمن آنکه شنیدن حرف های مردم در تصمیم گیری روسای قوا نیز تأثیر دارد چون مسئولان با شنیدن سخنان مردم به فکر راه حل می افتند و زودتر برای رسیدگی به این موضوعات دست به کار می شوند. رویکردی که قالیباف و رئیسی در یک سال و نیم اخیر بارها و بارها دنبال کردند اما حسن روحانی ترجیح داد به استناد شیوع بیماری کرونا از حضور در جمع مردم بپرهیزد.

بیژن مقدم در گفتگو با فردا به موثر بودن ارتباط بدون واسطه مسئولان با مردم اشاره کرد و گفت «هرچند پول و منابع مالی لازم  است اما جاهایی در کشور ما وجود دارد که حل مشکل آنها فقط به اراده و حضور مقامات مسئول در میدان نیاز دارد. این چیزی است که قبلا نبوده است» .

نکته‌ای که نباید فراموش شود

در حوزه های تصمیم‌گیری یک حقیقتی وجود دارد و آن اینکه هیچ تصمیم نیست که منتقدی نداشته باشد، اما نوع مواجهه با منتقد بسیار اهمیت دارد. اتفاقی که در دولت روحانی زیاد به آن توجه نشد و رئیس جمهور و اطرافیان او منتقدان را بی سواد خطاب می کردند. حال آنکه اگر منتقدان احساس کنند حرف آنها مورد توجه قرار می گیرد یا حداقل شنیده می شود، در بیان نقدهای خود می کوشند انصاف را هم رعایت کنند و به سمت و سوهایی نروند که سرمایه اجتماعی در شناخت واقعیت سرگردان و حیران بماند. این اتفاق شاید در کوتاه مدت منافعی را برای برخی سیاسیون فراهم آورد اما در بلند مدت به بی اعتنای و بی حسی مردم نسبت به مسائل می انجامد که قاعدتا پیامدهای خوبی نخواهد داشت. امیررضا واعظ آشتیانی فعال سیاسی اصولگرا در گفتگو با فردا به این نکته اشاره کرد و گفت «دولت باید توجه به منتقدان را جدی بگیرد. حتی می‌تواند یک تشکیلاتی را برای گرفتن نظارت منتقدان و صاحب‌نظران در عرصه‌های مختلف ایجاد کند و این نظرات را بعد از جمع‌بندی به سازمان‌های مختلف منتقل کند. از این طریق می‌توان یکی از مهم‌ترین ایرادات دولت یازدهم و دوازهم را رفع کرد.»

سیدابراهیم رئیسی برخلاف حسن روحانی نشان داد که معتقد به شنیدن نظرات مخالفان و منتقدان هست، او پس از انتخابات هم با رقبای خود جلسه مشترک گذاشت و تلاش کرد تا دیدگاه های طیف های مختلف سیاسی را برای اداره کشور بگیرد. در مجموع با روحیه‌ای که در این مدت از‌ رئیسی و قالیباف مشاهده شد، این امیدواری وجود دارد که در آینده شاهد نزدیک‌شدن حاکمیت و مردم باشیم که امری به شدت مقبول است.

 

۰

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندیها

تازه های سایت