فارن‌افرز: آمریکا باید از منطقه خارج شود

کد خبر: 1401508

نشریه آمریکایی در گزارشی با اشاره به حملات سنگین ایران به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای منطقه نتیجه گرفته است که، زمان خروج آمریکا از منطقه فرا رسیده است.

فارن‌افرز: آمریکا باید از منطقه خارج شود

نشریه آمریکایی در گزارشی با اشاره به حملات سنگین ایران به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای منطقه نتیجه گرفته است که، زمان خروج آمریکا از منطقه فرا رسیده است.

ایران در جنگ اخیر پایگاه‌های آمریکا در منطقه غرب آسیا را به معنای واقعی کلمه شخم زد. این ادعای رسانه‌ها یا مقامات ایران نیست. طی سه ماه گذشته بسیاری از رسانه‌های غربی به صراحت به این واقعیت اذعان کرده‌اند. به نوشته رسانه‌های آمریکایی مثل سی‌ان‌ان، نیویورک‌تایمز، هیل و ان‌بی‌سی‌نیوز میزان آسیب‌دیدگی پایگاه‌ها و تجهیزات آمریکا در خاورمیانه بسیار بیشتر از آن چیزی است که به‌صورت رسمی اعلام شده است؛ خسارت‌هایی که جبران آنها می‌تواند میلیاردها دلار هزینه روی دست دولت بگذارد. گزارش دیگری از نیویورک‌تایمز تخمین زده است که تنها بازسازی مقر فرماندهی ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین، ۲۰۰میلیون دلار هزینه دربر دارد. گزارش دیگری از سی‌ان‌ان حاکی است برخی از پایگاه‌های آمریکا در منطقه دیگر قابل استفاده نیستند.

معادله هزینه فایده

فارن‌افرز هم از منظر دیگری به ضربات سهمگین ایران به پایگاه‌های آمریکا در منطقه پرداخته و نوشته است، این حملات نشان داد که زمان خروج آمریکا از منطقه فرا رسیده است. آن‌طور که این نشریه آمریکایی نوشته است، توان آمریکا برای جنگیدن در نقاط دوردست جهان بیش از هر چیز به دسترسی به پایگاه‌ها و زیرساخت‌های متحدانش وابسته است؛ اما حملات ایران به کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی در خلیج‌فارس، این پرسش را مطرح کرده که آیا دولت‌ها در آینده همچنان حاضر خواهند بود هزینه میزبانی از ماشین جنگی واشنگتن را بپردازند؟ 

به گزارش ایرنا به نقل از فارن‌افرز، انگیزه‌های دولت ترامپ برای ورود به جنگ با ایران همچنان محل بحث و مناقشه است. اما در میان همه مباحث مربوط به ایران، یک عامل مهم کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ آمریکا توانست بیش از ۶هزار مایل دورتر از مرزهای خود وارد جنگ شود، زیرا از امکان انجام چنین کاری برخوردار بود.

به نوشته این گزارش، در نظریه‌های نظامی، کشورها حتی اگر ارتش‌های قدرتمندی داشته باشند، معمولاً برای اعمال قدرت در فواصل دور با محدودیت مواجه‌اند. برد تسلیحات محدود است، هواپیماها نیاز به سوخت‌گیری دارند و پشتیبانی از یک جبهه دوردست هزینه و پیچیدگی زیادی دارد. با این حال، آمریکا در یک سال گذشته اهدافی را در ونزوئلا، نیجریه، سومالی، ایران، عراق، سوریه و یمن هدف قرار داده است. از زمان جنگ جهانی دوم نیز در کشورهای متعددی از افغانستان و ویتنام گرفته تا عراق، لیبی و لبنان عملیات نظامی انجام داده است. این توانایی که آمریکا بتواند در هر نقطه‌ای از جهان قدرت نظامی خود را به‌کار گیرد، به امری عادی تبدیل شده است.

فارن‌افرز می‌افزاید: راز این توانایی، صرفاً قدرت نظامی آمریکا نیست، بلکه شبکه گسترده‌ای از کشورهاست که به واشنگتن اجازه می‌دهند از خاک، بنادر و پایگاه‌های آنها برای جنگ استفاده کند. برای مثال، ازبکستان در سال ۲۰۰۱ به نیروهای ویژه آمریکا اجازه داد از خاکش برای حمله به افغانستان استفاده کنند و پاکستان نیز زیرساخت‌های لجستیکی و اطلاعاتی لازم را در اختیار واشنگتن قرار داد. حمله سال ۲۰۰۳ به عراق از خاک کویت آغاز شد و عملیات علیه لیبی در دهه ۱۹۸۰ نیز از پایگاه‌های مستقر در قلمرو بریتانیا انجام گرفت. جنگ اخیر با ایران نیز از همین الگو پیروی کرده است.

براساس این تحلیل، دسترسی آزاد آمریکا به پایگاه‌ها و زیرساخت‌های متحدانش باعث می‌شود هزینه جنگ برای واشنگتن کاهش یابد. چنین امکانی از یک‌سو می‌تواند نقش بازدارنده داشته باشد و کشورهای مورد هدف را از حمله به همسایگان خود منصرف کند، اما از سوی دیگر، خطر توسل آسان‌تر آمریکا به گزینه نظامی را نیز افزایش می‌دهد. به بیان دیگر، هرچه جنگ برای آمریکا کم‌هزینه‌تر شود، احتمال ورود این کشور به جنگ‌های غیرضروری بیشتر خواهد شد.

تغییردهنده بازی

به نوشته فارن‌افرز جنگ اخیر با ایران ممکن است این وضعیت را تغییر دهد. بسیاری از کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکایی مشاهده کردند که واشنگتن نتوانست آنها را به‌طور کامل در برابر حملات موشکی و پهپادی محافظت کند. همین مسئله می‌تواند باعث شود کشورها در آینده درباره اعطای دسترسی نظامی به آمریکا تجدیدنظر کنند. نویسنده گزارش سپس توضیح می‌دهد که برای اجرای عملیات علیه ایران، آمریکا از شبکه گسترده‌ای از پایگاه‌های منطقه‌ای استفاده کرده است. جنگنده‌های آمریکایی از پایگاه‌های قطر، امارات، بحرین، اردن و عربستان به پرواز درآمدند. ناوهای هواپیمابر آمریکا نیز از بنادر متحدان منطقه‌ای برای سوخت‌گیری، تعمیرات و تأمین تجهیزات استفاده کردند. همچنین هزاران نیروی آمریکایی در ماه‌های اخیر به نقاط مختلف خاورمیانه اعزام شدند تا در صورت لزوم در عملیات زمینی شرکت کنند.

با این حال به نوشته این رسانه، همه کشورها حاضر به همکاری نبودند. اسپانیا دسترسی آمریکا به برخی پایگاه‌های مشترک را محدود کرد و حریم هوائی خود را بست. ایتالیا اجازه فرود برخی بمب‌افکن‌های آمریکایی را نداد و ترکیه نیز اجازه استفاده از پایگاه اینجرلیک برای عملیات رزمی علیه ایران را صادر نکرد. حتی برخی متحدان آمریکا که در ابتدا تمایلی به جنگ نداشتند، در نهایت تحت فشار شرایط به واشنگتن اجازه استفاده از زیرساخت‌های خود را دادند.

بهای سنگین همکاری با آمریکا

اما به نوشته فارن‌افرز بهای این همکاری برای کشورهای میزبان بسیار سنگین بود. ایران از همان روزهای نخست جنگ، هزاران موشک و پهپاد به سمت اهداف مرتبط با آمریکا در منطقه شلیک کرد. پایگاه‌های نظامی در عربستان، کویت، قطر، بحرین و امارات هدف قرار گرفتند و برخی زیرساخت‌های حیاتی از جمله تأسیسات آب‌شیرین‌کن و فرودگاه‌ها نیز آسیب دیدند. به گفته نویسنده، هدف ایران دو چیز بود: نخست، مختل کردن عملیات نظامی آمریکا و دوم، وادار کردن دولت‌های میزبان به اخراج نیروهای آمریکایی. تهران در هدف نخست تا حدی موفق شد. با این حال، تجربه جنگ باعث شده بسیاری از کشورها به این نتیجه برسند که میزبانی از نیروهای آمریکایی می‌تواند آنها را به هدف مستقیم حملات دشمنان واشنگتن تبدیل کند. این نگرانی به‌ویژه با گسترش استفاده از پهپادهای ارزان‌قیمت و موشک‌های بالستیک تشدید شده است. امروز ساخت هزاران پهپاد و موشک برای کشورهایی مانند ایران بسیار ارزان‌تر از ایجاد سامانه‌های دفاعی لازم برای مقابله با آنهاست. نویسنده فارن‌افرز در پایان هشدار می‌دهد که اگر کشورهای بیشتری از اعطای دسترسی نظامی به آمریکا خودداری کنند، توان واشنگتن برای مداخله در سراسر جهان به‌شدت کاهش خواهد یافت. این روند می‌تواند به پایان هژمونی نظامی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم منجر شود.

آشکار شدن ضعف‌های آمریکا

نیوزویک هم در گزارشی تاکید می‌کند که جنگ 100روزه اخیر، ادعاهای اولیه آمریکا مبنی بر کسب پیروزی نظامی، حالا جای خود را به بن‌بستی پرهزینه داده که شدیداً تصورات از قدرت آمریکا در عرصه بین‌المللی را متزلزل ساخته است. این رسانه آمریکایی در تحلیل خود با شرح اینکه چطور ماجراجویی جنگ‌افروزانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اسفندماه گذشته حالا به عاملی برای باطل کردن ادعاهای متجاوزین و افشای آسیب‌پذیری‌های خود آنها تبدیل شده؛ تاکید می‌کند یک درس بزرگ و روشن این نبرد این است که به‌رغم برتری نظامی ظاهری آمریکا، به‌هیچ‌وجه این کشور یک کشور شکست‌ناپذیر نیست.

ایرانِ مقاوم

براساس گزارش نیوزویک، با وجود آنکه آمریکا و اسرائیل در این جنگ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر شهید معظم انقلاب اسلامی ایران و شماری از مقام‌های ارشد کشور را به شهادت رساندند، به بخشی از توان نظامی ایران آسیب وارد شد و در عین حال ایران هدف یک محاصره تجاری قرار گرفت، اما جمهوری اسلامی ایران نه‌تنها در برابر این حملات تاب آورده، بلکه با اقدامات متقابل در میدان نبرد و میز مذاکره، موازنه قوا را به چالش کشیده است. نشریه نیوزویک در ادامه این تحلیل مهم‌ترین اهرم مقابله و اعمال فشار ایران به دشمنان را «استفاده از تنگه هرمز به عنوان یک سلاح» ارزیابی کرده است؛‌ اهرم و سلاح بازدارنده قدرتمندی که تجارت جهانی نفت و گاز را مختل و با افزایش قیمت انرژی، خستگی از جنگ را در جامعه آمریکا افزایش داده است. در پایان این گزارش می‌خوانیم: «مهم‌ترین نبردی که ایران در سال‌های پیش‌رو با آن مواجه است، این است که این کشور تنها در آب‌های خلیج‌فارس نیست؛ بلکه در عرصه‌های عملکرد اقتصادی، حکمرانی و حفظ وحدت ملی نیز رقم می‌خورد. اگر ایران در مدیریت این چالش‌ها موفق عمل کند، بسیاری از اهدافی که دشمنانش امید داشتند با تقابل نظامی به دست آورند، دست‌نیافتنی باقی خواهد ماند.»

کیهان

۰

دیدگاه تان را بنویسید