انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۵۵ - ۱۳۹۸/۰۸/۰۱
0
0
اگر شما قدرت را به صورت يك هرم در نظر بگيريد، معمولا از پايين كه شروع كنيد هيجان و رفتارهاي كوتاه مدت بيشتر است و هر چه بالاتر برويد مسئوليت و تفكرات بلند مدت بيشتر مي شود. يعني مثلا اگر از يك نفري كه پايين ترين نقطه هرم است بپرسيد كه چگونه مشكلي را حل كنيم، جوابي مي شنويد كه پشت آن هيچ مسئوليت پذيري و راه حل و عقل واقعي نيست، فقط بر اساس نياز و تعارفات اجتماعي چيزي را مي گويد كه مي داند كمترين ضريب هوشي هم قابليت فهم آن را دارد و بيشترين مخاطب و لايك را جمع مي كند، مسئله همه نيروهاي اجتماعي و سياسي اصولا همين است. شما به عنوان يك نيروي سياسي-اجتماعي، براي اين كه به اجماع برسيد نياز به حرفي داريد كه كمترين ضريب هوشي هم بفهمد چون يك نيرو براي رسيدن به اتحاد مجبور است بر اساس نيازهاي ضعيف ترين عضو خود حركت كند.

ولي قاعدتا چيزي كه كمترين ضريب هوشي آماري هم مي فهمد مستقيما نمي تواند راه حلي براي مشكلات پيچيده ما در دنياي مدرن باشد پس بعد هنر شما به عنوان سياست مدار و تئوريسين است كه اين نيروي اوليه را تبديل به يك نيروي واقعي و تمدن ساز بكنيد. اگر آن را رها كنيد و اجازه بدهيد هر كاري دلش خواست بكند از كنترل خارج مي شود. راستگرا باشد نظم خونين ايجاد مي كند و خلاقيت و پيشرفت را از بين مي برد. چپگرا باشد هرج و مرج ايجاد مي كند و جامعه نابود مي شود. پس شما نمي توانيد به عنوان يك نيروي سياسي فقط ريشه در جامعه يا قدرت داشته باشيد و مجبوريد اينها را تركيب كنيد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه های سایت