انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۷:۵۴ - ۱۳۹۸/۱۱/۰۷
0
0
به صورت كلي فرهنگ ايراني هدف محور است. وسيله براي او خيلي مهم نيست تا وقتي كه به هدف برسد. هدف هم معمولا ظاهري و اجتماعي است. همين كه به او بگويند آقاي دكتر برايش كافي است حتي اگر دانش نداشته باشد. به علت استفاده از ادبيات چاپلوسانه طي هزاران سال بايد كمبود اعتماد به نفس را هم به اين اضافه كرد، وقتي شما دائما از يك شخصي براي همه چيز تعريف كنيد و او ياد نگيرد كه مي تواند اشتباه كند، بعد او از اشتباه كردن مي ترسد و دچار كمبود اعتماد به نفس مي شود و جرات نمي كند با واقعيت روبرو بشود كه به همين علت به دنياي خيال پناه مي برد چون تنها جايي كه انسان در آن هيچ اشتباهي نمي كند دنياي خيال است.


اين تركيب باعث ضعف ساختاري در همه جا مي شود. وقتي با ميانبر به دكتر بودن برسيد بعد دكتري هستيد كه واقعا دكتر نيست و كاربرد عملي ندارد و انتقاد هم قبول نمي كند چون اعتماد به نفس پوشالي او با كوچكترين ضربه اي مي ريزد. وقتي با 100 دلار به محبوبيت برسيد شاهي هستيد كه فكر مي كند محبوب است و دقيقا به همين علت به دنبال به دست آوردن محبوبيت واقعي نمي رود و جامعه خود را از دست مي دهد. در مقابل رقيب آن شاه كه نمي تواند به محبوبيت پوشالي برسد كيسه برنج روي دوش خود مي گذارد و بين مردم تقسيم مي كند و بالاخره يك روزي دنياي خيالي شاه را مي شكند.


بايد بفهميم كه اهداف ما انسان ها معمولا سطحي هستند و اهميتي ندارند. چيزي كه مهم است انتخاب مسيري است كه واقعي باشد و ما را به رشد برساند. اگر ميانبر بزنيم و زيرساختمان ضعيف باشد بعد دير يا زود آن خانه خراب مي شود. كسي كه دكتري مي خواهد بايد علم جمع كند و كسي كه محبوبيت مي خواهد بايد بار بكشد و موج هاي جامعه را بشناسد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه های سایت