انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Japan
۱۱:۳۰ - ۱۳۹۸/۱۲/۲۷
0
0
اقتصاد امارات یک اقتصاد کاملا باز است که به همین علت در واقع هدف امارات جذب سرمایه خارجی خواهد بود. دنیا دچار رکود شدیدی شده و این رکود احتمالا بدتر خواهد شد. البته جذب سرمایه در دوران رکود می تواند برای آنها راحت تر از حالت عادی باشد به شرطی‌ که یک مقداری قواعد بازی را به هم بزنند چون وقتی همه بازارها دارند پایین می آیند این که شما تنها بازاری باشید که بالا می رود آسان تر است و همین که به صورت مصنوعی این حالت را ایجاد کنید سرمایه خودش می آید.

اولین مشکل آنها این است که بازار مسکن که پایه اقتصاد آنهاست طی ۶ سال اخیر دائما پایین آمده ولی عرضه توسط بخش خصوص و خصولتی به صورت مصنوعی بالا مانده که باعث می شود مکانیزم های بازار درست عمل نکنند و قیمت ها بالا و پایین نروند. بازار بورسی را تصور کنید که قیمت سهام آن دائما پایین می آید، چنین بازاری هرگز نمی تواند سرمایه جذب کند، بخش مسکن امارات دچار چنین حالتی شده.

از طرفی دیگر نیروی محرکه بازار مسکن تراکم جمعیتی است. وقتی شما تراکم جمعیتی نداشته باشید، قاعدتا نیروی محرکه ای هم برای بازار مسکن خود ندارید. با وجود این که امارات در آوردن نیروهای خارجی به کشور خود موفق بوده ولی در جذب آنها برای ایجاد تراکم واقعی جمعیتی که فشار برای بالا بردن قیمت مسکن ایجاد کند کاملا موفق نبوده چون در نهایت کارگر خارجی علاقه ای به خرید مسکن ندارد و نهایتا در اتاق های ۶ نفره زندگی می کند و حتی فشار اجاره ای هم ایجاد نمی شود. مهندس و نیروی متخصص خارجی هم به همه بازارهای خارجی دسترسی دارد و تا وقتی انگیزه سود نداشته باشد و قیمت ها بالا نروند امکان ندارد ملک بخرد، البته به هر حال خانه اجاره می کنند که کمی تراکم جمعیتی و فشار ایجاد می کند ولی این هم به خوبی خرید ملک نیست.

برای حل این معضل می توانند بخش کارگری را به مشارکت در بازار مسکن به صورت سهامی تشویق کنند. یعنی شرکت هایی باشند که این کارگرها بتوانند ماهیانه به آنها پول بدهند و به صورت گروهی در بازار املاک سرمایه گذاری کنند. ساختار خرید سهم ساده هم باشد و باکلاس و اروپایی نباشد تا کارگرها گیج نشوند. مثلا ماهی یک متر با چند صد درهم بخرند و به آرامی زیاد بشود. هندی ها چون پول جمع کن هستند از چنین برنامه ای استقبال تواهند کرد.

مسئله بعدی این است که امارات نگاه کوتاه مدت به متخصصان خارجی دارد. این دیدگاه برای جذب سرمایه در کشوری که بازار مسکن آن اصلی ترین بازار است مناسب نیست چون مسکن یک سرمایه گذاری بلند مدت است. می توانند مثلا یک برنامه شهروندی افتخاری بگذارند که در آن کسانی که مثلا بالای ۵۰ متر ملک در شعاع دو کیلومتری مرکز شهر می خرند تا وقتی در این منطقه ملکی داشته باشند شهروند افتخاری امارات بشوند. شهروند افتخاری حق رای یا نظر دادن سیاسی یا خیلی حقوق دیگر را نداشته باشد و با کوچکترین کار خلافی این حق شهروندی منقضی بشود ولی تا وقتی شهروندان خوبی بودند حتی پاسپورت افتخاری هم بگیرند. اینجوری فشار تراکمی شدیدی برای مرکز شهرها با توجه به وضعیت بی ثبات بقیه منطقه ایجاد می شود و اقتصاد امارات از ضعف بقیه منطقه سود می کند.

کار دیگری که می توانند انجام بدهند این است که فشار مصنوعی ایجاد کنند. مثلا بانک ها و شرکت های بزرگ شروع به خرید ملک کنند، یک اصطلاحی دارد که یادم نیست. بانک ها ملک بخرند و بعد نفروشند و اجاره هم ندهند، فقط ملک ها را حفظ کنند تا فشار مصنوعی ایجاد بشود و برای این کار به آنها امتیازاتی بدهند. وقتی فشار ایجاد شد و قیمت ها شروع به بالا رفتن کردند بعد باز هم برای یک مدتی فشار را حفظ کنند و نفروشند تا قیمت ها برای مدتی روند افزایشی خود را ادامه بدهند و اعتماد سرمایه گذاران جلب شود. وقتی اعتماد جلب شد و بازار شتاب گرفت بعد به آرامی شروع به فروش کنند تا هزینه سرمایه گذاری های آنها جبران بشود. یا حتی کلا نفروشند و از آن به عنوان سرمایه اسمی استفاده کنند تا قیمت ها به صورت کاذب روند افزایشی خود را ادامه بدهند و جذب سرمایه خارجی ادامه پیدا کند.

مسئله بعدی که امارات دارد خروج سرمایه است. احتمالا تا ماهیانه یک میلیارد دلار توسط کارگرها و متخصصان از امارات خارج می شود. بخشی از اینها کارگرهایی هستند که برای خانواده خود پول می فرستند. فلیپینی ها و هندی هایی که جوامع آنها هنوز قبیله ای-کشاورزی هستند و برای همین به جای مصرف درآمد خود در بازار مصرفی داخلی و تقویت اقتصاد امارات، ترجیح می دهند آب و نان بخورند و پولشان را جمع کنند یا برای خانواده بفرستند. مشکل امارات اینجاست که برای این قشر بازار مصرفی کافی ایجاد نکرده و بازار مصرفی آن فقط برای قشر متخصص با درآمدهای بالاتر طراحی شده که پول جمع کردن را برای قشر ضعیف راحت تر می کند.

برای حل این معضل باید بازار مصرفی مخصوصی برای قشر کارگر طراحی کنند. مشکل اینجاست که قشر کارگر و ضعیف به مفهوم کیفیت نرسیده و همین که لباسی تن او باشد و یک چیزی در شکمش باشد کافی است. برای جذب این قشر به مصرف، اول باید به آنها سوبسید مصرفی داد و فرهنگ مصرف آنها را تغییر داد. از کارت های اعتباری بدون سود برای خرید مصرفی تا رستوران های ارزان قیمتی که با سود کم و با کیفیت بالا کار کنند. وقتی این قشر به مصرف عادت کردند و فرهنگ مصرفی در آنها شکل گرفت بعد به صورت خودکار به تقویت بازار کمک می کنند و می شود سوبسیدها را قطع کرد.

مسئله بعدی این قشر کارگر این است که خانواده درجه یک آنها در کشور مبدا مانده و برای همین خروج سرمایه به هر حال رخ می دهد. می توانند با دادن امتیاز به خانواده های کوچک کارگری که مثلا یکی دو فرزند دارند و مرد و زن هر دو کار می کنند، آنها را جذب کنند چون در نهایت بیشترین مصرف توسط خانواده هایی که یک جا زندگی می کنند و البته افراد مجردی که هیچ کسی را ندارند انجام می شود، طیفی که بین این دو هستند به جای مصرف معمولا خروج سرمایه دارند. خانواده کوچک به این علت که مصرف آنها کیفی تر است و باعث تکامل و رشد اقتصادی می شوند. مثلا می توانند یک سیستم امتیاز دهی به کارگرها طراحی کنند که مثلا افرادی که امتیازات دلخواه را دارند راحت تر استخدام بشوند یا برای پیدا کردن شغل ویزای اولیه کم هزینه تری بگیرند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه های سایت