پشتپرده نگرانی پنتاگون از حمله به ایران
طبق گزارشهای منتشر شده از جلسات محرمانه رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا با دونالد ترامپ، رئیس جمهوری این کشور و مقامات ارشد کاخ سفید، دَن کِین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا اعلام کرده است که تجمیع نیروهای آمریکایی در منطقه، تنها جوابگوی اجرای یک عملیات کوچک یا متوسط خواهد بود.
رئیس جمهوری آمریکا گزارشها درباره هشدار مقامات ارشد نظامی این کشور در رابطه با مخاطرات حمله احتمالی به ایران را تکذیب کرده اما واقعیت این است که ارتش آمریکا نگرانیهای خود را به نوعی از طریق رسانهها علنی کرده و به باور یک اندیشکده آمریکایی، بهتر است کاخ سفید این هشدارها را جدی بگیرد.
به گزارش سیاست خارجی ایرنا، طبق گزارشهای منتشر شده از جلسات محرمانه رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا با دونالد ترامپ، رئیس جمهوری این کشور و مقامات ارشد کاخ سفید، دَن کِین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا اعلام کرده است که تجمیع نیروهای آمریکایی در منطقه، تنها جوابگوی اجرای یک عملیات کوچک یا متوسط خواهد بود.
اندیشکده «شورای روابط خارجی» مستقر در نیویورک در گزارشی با اشاره به این گزارش نوشت: به نظر میرسد که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا پس از موفقیتهای عملیاتی که در دوران ریاست جمهوریاش فرمان اجرای آنها را صادر کرده است، حالا احساس میکند که ارتش آمریکا شکستناپذیر است؛ عملیاتهایی که از جمله آن می توان به ترور سپهبد شهید قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال ۲۰۲۰، بمباران سایتهای هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و ربودن نیکلاس مادورو، رئیس جمهوری سابق ونزوئلا در ماه ژانویه اشاره کرد. با این حال، همه این عملیاتها «ضربتی و تکمرحلهای» بودند. اما عملیات نظامیای که ترامپ ایران را به آن تهدید کرده، به طور بالقوه بسیار گستردهتر و طولانیتر و در نتیجه پرریسکتر است.
رسانههای مختلف در روزهای اخیر گزارش دادهاند که ژنرال دَن کِین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، نسبت به مخاطرات حمله به ایران ابراز نگرانی کرده است. این موضوع بسیار شبیه یک کارزار هماهنگ اطلاعرسانی از سوی ارتش آمریکاست تا پیش از صدور فرمان اقدام از جانب ترامپ، نگرانیهای خود را مطرح کند. ترامپ در واکنش به این گزارشها، در شبکه اجتماعی خود موسوم به «تروث سوشال» رسانههایی که اخباری مبنی بر «مخالفت کِین با جنگ علیه ایران» منتشر کرده بودند را به انتشار «اخبار جعلی» متهم کرد و این گزارشها را «۱۰۰ درصد نادرست» خواند.
با این حال، واقعیت این است که در همه این گزارشها اشاره شده که کین نه از حملات حمایت و نه با آن مخالفت کرده، بلکه صرفا درباره نحوه پیشبرد یک رشته عملیات نظامی ابراز نگرانی کرده است؛ کاری که بهعنوان مشاور نظامی ارشد رئیسجمهور، از نظر قانونی موظف به انجام آن است.
و باید گفت که خطرات هم کم نیستند. به ادعای این اندیشکده، ایالات متحده و اسرائیل با همکاری متحدان عرب خود توانستند در جریان «جنگ ۱۲ روزه» در ژوئن ۲۰۲۵، بخش زیادی از موشکهای بالستیک و پهپادهایی که ایران به سوی اسرائیل(اراضی اشغالی) شلیک کرده بود را رهگیری و منهدم کنند. با این حال، هرچند توان موشکی دوربرد ایران در آن درگیری تضعیف شد، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد تهران در حال بازسازی زرادخانه خود است. افزون بر این، ایران همچنان تعداد زیادی موشک کوتاهبرد و ضدکشتی در اختیار دارد؛ موشکهایی که قادرند پایگاههای آمریکا در منطقه و زیرساختهای نفتی متحدانش همچون عربستان سعودی و امارات متحده عربی را هدف قرار دهند.
کابوس نهایی آن است که ایران بتواند بهطور موقت تنگه هرمز را ببندد؛ یکی از مهمترین شاهراههای تجاری جهان که حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی نفت از آن عبور میکند و در نتیجه آن، قیمت جهانی نفت بهشدت افزایش پیدا کند. ایران در ژوئن ۲۰۲۵ از چنین اقدامی خودداری کرد، زیرا به ادعای این اندیشکده، حملات آمریکا و اسرائیل در آن درگیری، به طور عمده بر تاسیسات هستهای و قوای موشکی ایران متمرکز بود و تهران در واکنش، تنها یک حمله محدود به پایگاه هوایی آمریکا در قطر(العدید) انجام داد. با این حال، اگر رهبران ایران احساس کنند که ترامپ قصد سرنگونی کامل نظام را دارد، واکنش آنها میتواند به مراتب خسارتبارتر باشد. تعجبی هم ندارد که عربستان، امارات و دیگر متحدان آمریکا، با ازسرگیری حملات واشنگتن به ایران مخالفت کردهاند.
نگرانی دیگری که وجود دارد این است که مداخله ترامپ در ایران به کاهش خطرناک زرادخانه مهمات آمریکا منجر شود. چنین درگیریای مستعد طولانی شدن است، بهویژه اگر ایران تصمیم بگیرد بدون تسلیم شدن در برابر خواستههای ترامپ برای توقف برنامههای هستهای و موشکی و همچنین حمایت(ادعایی) از نیروهای نیابتی در منطقه، در برابر بمباران و حملات موشکی آمریکا مقاومت کند.
در چنین سناریویی، الگو مشابه جنگ دولت ترامپ علیه حوثیها(انصارالله) در یمن حد فاصل مارس تا مه ۲۰۲۵ است. آمریکا تنها در ماه نخست حدود یک میلیارد دلار برای عملیات هزینه کرد. این هزینهها شامل شلیک دو هزار بمب و موشک، متحمل شدن سرنگونی هفت پهپاد و از دست رفتن دو فروند جنگنده «اف/ای-۱۸ سوپر هورنت» هنگام عملیات از روی یک ناو هواپیمابر بود. ترامپ در نهایت با توافقی برای حفظ آبرو، به حملات پایان داد؛ حوثیها(انصارالله) پذیرفتند که کشتیهای آمریکایی را هدف قرار ندهند، اما تعهدی درباره کشتیهای مرتبط با اسرائیل ندادند. حملات آنها به اسرائیل تا پایان جنگ غزه ادامه یافت و در صورت حمله آمریکا به ایران، امکان دارد که این حملات از سر گرفته شود.
بمبها و مهمات هدایتشونده، از جمله رهگیرهای پدافند هوایی که در زرادخانه آمریکا کمیاب هستند و ممکن است برای رخدادهای پیشبینینشده دیگر نیاز شوند، در صورت وقوع جنگی فرسایشی و بینتیجه با ایران بهسرعت مصرف خواهند شد. طبق مجموعهای از شبیهسازیهای جنگیِ مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی در سال ۲۰۲۳، در صورت جنگ با چین بر سر تایوان، «آمریکا احتمالا ظرف کمتر از یک هفته با کمبود برخی مهمات از جمله مهمات هدایتشونده دوربرد، مواجه خواهد شد. در درگیری با روسیه نیز وضعیت مشابهی برای واشنگتن پیشبینی شده است.»
این کمبودها در سالهای اخیر بهدلیل محدودیت ظرفیت تولید صنعتی آمریکا به حد کفایت جبران نشده و جنگ احتمالی با ایران میتواند این مشکل را بهسرعت و به میزان قابل توجهی تشدید کند. روزنامه انگلیسی «فایننشال تایمز» گزارش داده است که طبق ارزیابی اطلاعاتی اسرائیل، نیروهای آمریکایی مستقر در خاورمیانه تنها برای چهار تا پنج روز حملات هوایی شدید یا حدود یک هفته حملات با شدت کمتر علیه ایران، توان عملیاتی دارند. البته آمریکا میتواند تسلیحات بیشتری از سایر نقاط جهان به منطقه منتقل کند، اما این کار آسیبپذیری متحدانی همچون تایوان، کره جنوبی یا کشورهای حوزه بالتیک را در برابر حمله احتمالی چین، کره شمالی یا روسیه وخیمتر خواهد کرد.
هرچقدر حضور نیروهای آمریکایی در خاورمیانه برای مقابله با ایران طولانیتر شود، فشار بر نیروهایی که همین حالا هم بیشازحد تحت فشار هستند، بیشتر خواهد شد. نیروی دریایی آمریکا به منظور آمادهسازی برای اقدام علیه تهران، گروه ضربت ناو هواپیمابر «جرالد فورد» را از دریای کارائیب یعنی جایی که در عملیات ربایش مادورو مستقر بود، بهسرعت به خاورمیانه اعزام کرد.
ماموریت ناوهای هواپیمابر در زمان صلح به طور معمول حدود ۶ ماه به طول میانجامد، اما این ناو تاکنون هشت ماه در دریا بوده و ممکن است این روند تا ۱۱ ماه یا بیشتر نیز ادامه یابد و رکوردی بیسابقه را در ماموریتهای بیوقفه بر جای بگذارد. چنین ماموریتهای طولانیمدتی، فشار سنگینی هم بر ملوانان و هم تجهیزاتی که اپراتوری آنها را برعهده دارند، وارد میآورد، روحیه پرسنل و نیروها را تضعیف میکند و نرخ سوانح و خرابی و اختلال تجهیزات را افزایش میدهد.
ارتش آمریکا بهخوبی از تمام این خطرات آگاه است؛ خطراتی که با توجه به احتمال فقدان حمایت متحدان آمریکا (بهجز اسرائیل) در عملیات علیه ایران، برجسته و تشدید میشوند. شاید آمریکا بتواند اهدافی را در ایران با موفقیت هدف قرار دهد، اما مشخص نیست که حتی با چنین حملاتی امتیازات قابل توجهی از تهران بگیرد. بنابراین، بهتر است که ترامپ، پیش از آغاز جنگی بدون راهبرد خروج روشن، این هزینهها و مخاطرات چشمگیر و غیرقابل اغماض را بهدقت مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد.
دیدگاه تان را بنویسید