دروغ مقامات آمریکایی و اسرائیلی در رهگیری موشکهای ایرانی
تئودور پوستل، استاد برجسته فیزیک در دانشگاه امآیتی و کارشناس مطرح موشکی به ویژه موشکهای بالستیک در گفتگو با دنیل دیویس، افسر بازنشسته آمریکایی، توضیح میدهد که انواع سامانههای پدافندی پاتریوت و حتی تاد، ماهیتاً قادر به رهگیری موشکهای پیشرفته بالستیک و هایپرسونیک ایرانی نیستند و آنچه که مقامات آمریکایی و اسرائیلی در باب رهگیری اغلب این موشکها مطرح میکنند، دروغ است.
استاد برجسته فیزیک در دانشگاه امآیتی در مصاحبهای مفصل توضیح میدهد که حتی با اتکا بر ویدئوهای موجود در منابع آشکار، با قطعیت میتوان گفت که دعاوی مقامات آمریکایی در باب نرخ رهگیری موشکهای ایرانی، دروغ است و این نرخ اصابتهاست که بیشتر از 95 درصد است.
فارس: تئودور پوستل، استاد برجسته فیزیک در دانشگاه امآیتی و کارشناس مطرح موشکی به ویژه موشکهای بالستیک در گفتگو با دنیل دیویس، افسر بازنشسته آمریکایی، توضیح میدهد که انواع سامانههای پدافندی پاتریوت و حتی تاد، ماهیتاً قادر به رهگیری موشکهای پیشرفته بالستیک و هایپرسونیک ایرانی نیستند و آنچه که مقامات آمریکایی و اسرائیلی در باب رهگیری اغلب این موشکها مطرح میکنند، دروغ است.
او تأکید میکند با بررسی فنی و تخصصی ویدئوهای موجود از درگیری این سامانهها با موشکهای ایرانی، میتوان به قطع گفت که بیش از 95 درصد از این پرتابهها به اهداف خود اصابت کردهاند. او تأکید میکند، ارائه دعاوی و اطلاعات دروغ درباره کارآمدی این سامانهها تحت فشار شرکتهای سودجوی تسلیحاتی انجام میشود تا دسترسی به منابع مالی کلانی را برای خود تضمین کنند که بخش مهمی از آن، از جیب مالیات دهندگان آمریکایی تأمین میشوند.
مقامات آمریکایی و اسرائیلی در رابطه با نرخ رهگیری موشکهای ایرانی، دروغ میگویند
پروفسور پوستل با رد دعاوی مقامات آمریکایی و اسرائیلی مبنی بر رهگیری حدود ۹۰ درصد موشکهای بالستیک ورودی، استدلال میکند که شواهد عینی، بهویژه ویدئوهای منتشرشده از حملات، چنین نسبتی را تأیید نمیکنند. او توضیح میدهد در یک رهگیری موفق باید انفجار بزرگ و پایدار در آسمان دیده شود و پس از آن، کلاهک یا جسم اصلی موشک دیگر مسیر خود را به سوی زمین ادامه ندهد؛ در حالی که در نمونههای بررسیشده، بسیاری از موشکها پس از انفجار رهگیرها همچنان به حرکت ادامه داده و با انفجار در سطح زمین به هدف اصابت کردهاند.
پوستل بر این مبنا تصریح میکند که شمار مواردی که واقعاً میتوان آنها را انهدام کامل کلاهک دانست، بسیار محدود است و نرخ حقیقی موفقیت پاتریوت پک-۳ احتمالاً در حدود ۲ تا ۳ درصد قرار دارد، نه نزدیک به ۹۰ درصد. او این فاصله فاحش میان دادههای تصویری و آمار رسمی را نشانه نبود شفافیت در گزارشدهی عملکرد سامانههای دفاع موشکی میداند و تأکید میکند که دعاوی رسمی باید با دادههای خام و ارزیابی فنی مستقل راستیآزمایی شوند.
در جنگهای پیشین نیز در مورد کارآمدی پاتریوت دروغ گفته شده است
این استاد برجسته فیزیک در دانشگاه امآیتی، برای تبیین تردید خود نسبت به روایت رسمی از عملکرد پاتریوت، به تجربه جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ رجوع میکند؛ دورهای که ارتش آمریکا و شرکت سازنده سامانه مدعی بودند پاتریوت نزدیک به ۹۶ درصد موشکهای اسکاد عراقی را رهگیری کرده است، اما به گفته او، بررسی فنی بعدی خودش و جرج لوئیس و نیز ارزیابی مستقلی که بعدها از سوی انجمن فیزیک آمریکا انجام شد، نشان داد این سامانه حتی در انهدام کلاهکهای اسکاد نیز موفق نبوده است.
پوستل هشدار میدهد که این ماجرا حاکی از نقص جدی در چرخه تولید، انتقال و راستیآزمایی اطلاعات در ساختار دفاعی آمریکاست و تأکید میکند که مقام، سابقه دولتی یا طبقهبندیشدن یک گزارش، بهخودیخود اعتبار اطلاعات را تضمین نمیکند و دستگاههای نظامی و اطلاعاتی ممکن است دادههای پیمانکاران یا ارزیابیهای داخلی تأییدنشده را بازتولید کنند. پوستل هشداری میدهد این اطلاعات نادرست، به خطای راهبردی، تخصیص نادرست بودجه و برداشت خطرناک از میزان واقعی امنیت دفاعی منجر میشود.
سامانه پاتریوت ذاتاً قادر به پدافند موشکهای بالستیک ایرانی نیست
پوستل در توضیح تفاوت فنی میان رهگیرهای پاتریوت پک-۲ و پک-۳ میگوید هرچند نسخه جدیدتر، یعنی پک-۳، برای جبران کاستیهای پاتریوت در جنگ خلیج فارس طراحی شد و به رادار فعال دماغه و روش «برخورد مستقیم با هدف» متکی است، اما این پیشرفتها الزاماً مسئله اصلی رهگیری کلاهکهای بالستیک را حل نمیکند.
پک-۲ با انفجار در نزدیکی هدف و پاشیدن ترکش عمل میکند؛ روشی که به گفته او در برابر هواپیماها یا اهداف کندتر میتواند مؤثر باشد، اما در برابر کلاهک بالستیک سریع احتمال دارد فقط بدنه موشک را آسیب بزند و کلاهک همچنان با تغییر اندک مسیر به سمت زمین ادامه دهد.
پک-۳ نیز، با وجود برخورد مستقیم، برای موفقیت باید با دقت بسیار بالا به بخش جلویی و محل کلاهک اصابت کند؛ در حالی که رادار آن به علت بازتاب ضعیف دماغه هدف، در تشخیص دقیق موقعیت کلاهک با محدودیت روبهرو است.
به عقیده این استاد فیزیک، سرعت بالای تقاطعی میان رهگیر و موشک ورودی، همراه با ضرورت اصابت تقریباً روبهرو به کلاهک، سبب میشود هر دو نسخه پاتریوت در برابر موشکهای بالستیک سریع با چالش بنیادی مواجه باشند.
ویدئوهای موجود، کذب دعاوی مقامات آمریکایی را در مورد عملکرد پاتریوت، آشکار میکند
این کارشناس سامانههای موشکی، برای اثبات ادعای خود درباره ناکارآمدی نرخهای اعلامی رهگیری، بر تحلیل دقیق ویدئوهای حملات موشکی تمرکز میکند و میگوید این تصاویر، برخلاف ادعای ارتش آمریکا و پیمانکاران، داده کافی برای تشخیص نتیجه واقعی هر درگیری فراهم میکنند.
از نظر او، انفجار بزرگ، روشن و پایدار در آسمان زمانی نشانه رهگیری موفق است که پس از آن هیچ جسم نورانی یا کلاهکی به مسیر خود ادامه ندهد؛ زیرا چنین انفجاری میتواند حاصل برخورد مستقیم پک-۳ با کلاهک و انفجار آن باشد. اما اگر پس از انفجار رهگیر یا انفجار هوایی، یک جسم نورانی همچنان به سوی زمین حرکت کند و سپس انفجار زمینی رخ دهد، این وضعیت نشان میدهد کلاهک از بین نرفته و تلاش پدافندی ناموفق بوده است.
پوستل همچنین هشدار میدهد که انفجار پک-۲ در آسمان، که با پاشش ترکش عمل میکند، میتواند در نگاه اولیه به اشتباه «رهگیری» تلقی شود، در حالی که ممکن است این رهگیر هدف را از دست داده باشد. بر این اساس، او خواهان تفکیک روشن میان انفجار یک رهگیر و نابودی قطعی کلاهک است و تأکید میکند سنجش نرخ رهگیری باید بر مبنای سرنوشت نهایی کلاهکها انجام شود، نه صرف مشاهده انفجار در آسمان.
استفاده از پاتریوت در برابر پهپاد مؤثر است که به هیچوجه اقتصادی نیست
استاد دانشگاه امآیتی ضمن اذعان به اینکه پاتریوت میتواند علیه هواپیماها، اهداف کمسرعتتر و تا حدی پهپادها مفید باشد، تأکید میکند که این کارکرد نیز با یک محدودیت جدی اقتصادی و عملیاتی روبهروست. او توضیح میدهد استفاده از رهگیر پک-۲ با هزینهای در حدود یک میلیون دلار و پک-۳ با هزینهای چندمیلیوندلاری برای مقابله با پهپادهایی که ممکن است تنها چند ده هزار دلار ارزش داشته باشند، دفاع هوایی را در برابر حملات انبوه به گزینهای بسیار پرهزینه و در بلندمدت ناپایدار تبدیل میکند.
از نگاه پوستل، حتی کشوری با منابع مالی بالا نیز نمیتواند برای مقابله با هزاران یا دهها هزار پهپاد، بهطور مستمر از موشکهای رهگیر گرانقیمت استفاده کند؛ بهویژه آنکه خود واحدهای پاتریوت نیز در معرض شناسایی و حمله قرار دارند. بنابراین، او نتیجه میگیرد که پاتریوت شاید بتواند در برابر هواگردها و تهدیدهای محدود نقش مؤثری ایفا کند، اما اتکای گسترده به آن برای دفع حملات پهپادی پرتعداد، هم از حیث هزینه و هم از نظر دوام عملیاتی، با تردیدهای اساسی مواجه است.
در برابر موشکهای پیشرفته تمام لایههای پدافند موشکی آمریکا و اسرائیل، با چالشی جدی مواجهند
پوستل در جمعبندی بحث فنی خود، توان مانور کلاهکها، حرکتهای غیرقابلپیشبینی مانند چرخش یا مارپیچزدن، استفاده از پیشرانهای مرحلهای و نیز پراکندن مهمات فرعی را عواملی میداند که مسئله رهگیری را برای سامانههایی چون پاتریوت و تاد بهمراتب پیچیدهتر میکنند.
او تأکید میکند رهگیر برای اصابت موفق باید محل برخورد آینده را از پیش محاسبه کند و چندصد ثانیه پیش از رسیدن هدف، به سوی همان نقطه شلیک شود؛ اما حتی مانور محدود یک کلاهک در ارتفاع بالا میتواند آن را از نقطه پیشبینیشده خارج کرده و رهگیر را بیاثر کند. او با اینکه داده عملیاتی مستقیمی درباره نرخ موفقیت تاد ارائه نمیدهد، استدلال میکند همین منطق فنی درباره این سامانه نیز صادق است؛ زیرا تاد نیز برای رهگیری به برآورد دقیق مسیر هدف وابسته است و در برابر کلاهکهای مانورپذیر یا حامل اقدامات فریب، با محدودیت اساسی مواجه خواهد شد.
پوستل در نتیجه هشدار میدهد توسعه موشکهای مانورپذیر، کلاهکهای پیشراندار و مهمات بارشی، نهتنها کارایی پاتریوت، بلکه اتکاپذیری لایههای مختلف پدافند موشکی آمریکا و اسرائیل را زیر سؤال میبرد.
منافع ملی آمریکا، قربانی سودجویی ابرشرکتهای تسلیحاتی این کشور میشود
استاد فیزیک دانشگاه امآیتی در نهایت تأکید میکند که اساس انتقاد او متوجه پیمانکاران دفاعی و روند خریدهای تسلیحاتی آمریکاست و هشدار میدهد شرکتهای سازنده پاتریوت، بدون انتشار دادههای قابل راستیآزمایی از عملکرد عملیاتی سامانه، از قراردادهای بزرگ و تداوم سرمایهگذاریهای چندمیلیارددلاری بهره میبرند درحالیکه هیچ اطلاعات کارآمدی را ارائه نمیکنند.
او میگوید دولت و کنگره بهجای اتکا به نمودارها و دعاوی ارائهشده از سوی شرکتها، باید دادههای خام مربوط به هر رهگیری، از جمله مسیر موشک ورودی، زمان شلیک رهگیر، محل درگیری و سرنوشت نهایی کلاهک را مطالبه و با ارزیابی مستقل فنی بررسی کنند.
از نگاه پوستل، پنهانماندن این اطلاعات فقط اتلاف منابع عمومی نیست، بلکه باعث میشود برنامهریزی دفاعی آمریکا بر تصوری اغراقآمیز از توان پدافندی استوار شود؛ وضعیتی که به گفته او از یک سو سود مالی پیمانکاران را تضمین میکند و از سوی دیگر، امنیت ملی آمریکا را در برابر تهدیدات واقعی، به شدت آسیبپذیرتر میسازد.
دیدگاه تان را بنویسید