درس هایی که باید از امام (ره) بیاموزیم/ ملت سازی نوین با احیای دیانت

کد خبر: 203784

سادگی و بی پیرایگی در زندگی یکی از بهترین دلایل معرفت انسانی به معنای حیات است. آرایش و پیرایش و تصنع در ارائه شخصیت به تنهایی می تواند جهل آدمی را به حقیقت حیات و شخصیت و رشد کمال آن به خوبی اثبات نماید. ما در طول تاریخ هیچ شخصیت رشد یافته ای را سراغ نداریم که در صدد برآید به وسیله تصنع در زندگی، تجسمی صحیح از شخصیت خود را در دل های مردم نصب نماید؛ استغنای ذات آدمی شخصیت را در مرتبه ای از رشد قرار می دهد که هرگز تن به آرایش خویشتن با پدیده های چشمگیر برای اهل دنیا نمی دهد.

مرتضی طلایی: واقعیت این است که برخی از انسان های خاص و البته ارزشمند و تاثیرگذار در تاریخ ماندگار تر از بقیه هستند.اولی ترین پرسش در باب این امر پرش از رمز این ماندگاری است. شاید یکی از اصلی ترین علل ماندگاری آنان در حافظه تاریخی ملت ها را بتوان در وارد زیر دانست : مردم داری، ظلم ستیزی ،دین داری، شجاعت ، ایثار و از خودگذشتگی، امین بودن، سلامت در گفتار و کردار، حافظ منافع مردم بودن ، ارجحیت منافع ملی بر صرفه های شخصی ، داشتن مهارت و هنر مدیریت ،ساده زیستی و ...؛ جملگی این مولفه های شخصیتی که ناظر بر رفتار فردی چنین شخصیت هایی می باشد، آنان را به ماندگار ترین چهره های ارزشمند و تاثیرگذار اجتماعی - سیاسی و فرهنگی تبدیل می نماید.
در این تعریف به جرات می توان گفت که یکی از بزرگترین چهره های تاریخ معاصر جهان بنیانگذار فقید انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) می باشد که دارای تمامی شاخص های شخصیتی اشاره شده بود و دقیقا همین شاخص ها بود که از چهره ایشان ، در حافظه تاریخی ملت ایران که در سالهای پیش از پیروزی انقلاب ، نمادهای ظلم را با چهره ها و ژست های متفاوتی احساس کردند ، تازگی داشته و ایشان را نمادی از اسلام واقعی ، انقلابی و شیعی معرفی می نماید. شخصیت امام خمینی (ره) آنچنان در دوران معاصر موثر و با اهمیت است که « هنری کسینجر» می گوید : « آيت‌الله خميني(ره)، غرب را با بحران جدي برنامه ريزي مواجه كرد، تصميمات او آنچنان رعدآسا بود كه مجال هر نوع تفكر و برنامه ريزي را از سياستمداران و نظريه پردازان سياسي مي‌گرفت. هيچ كس نمي‌توانست تصميمات او را از پيش حدس بزند، او با معيارهاي ديگري، غير از معيارهاي شناخته شده در دنيا، سخن مي‌گفت و عمل مي‌كرد. گويي از جايي ديگر الهام مي‌گرفت، دشمني آيت الله خميني(ره) با غرب، برگرفته از تعاليم الهي او بود. او در دشمني خود نيز خلوص نيت داشت.» در همین راستی آلوین تافلر ، یکی از استراتژیست های نامدار آمریکایی نیز در خصوص شخصیت ایشان اذعان دارد که :« وقتي آيت الله خميني (ره ) فتواي قتل سلمان رشدي را صادر كرد، در واقع براي حكومت‌هاي دنيا پيامي تاريخي فرستاد كه بسياري از دريافت و تحليل آن عاجز ماندند و مضمون واقعي پيام امام چيزي نبود مگر فرا رسيدن "عصري جديد " از حاكميت جهاني ، كه غربي‌ها بايد آن را با دقت مورد نظر و بررسي قرار دهند. زيرا در ادامه حركت امام خميني(ره)، قلمرو انديشه‌هاي بشري هم جايگاه حكومت‌هاي دولتي و هم اقتدار دولت‌هاي ملي و محلي را تغيير مي‌دهد» احمد جبرئيل، دبير كل جبهه خلق براى آزادى فلسطين نیز ابراز می دارد که : «بنيانگذار جمهورى اسلامى، اسلام را از انزوا نجات داد. ديدگاه مرتجعانه نسبت‏ به اين دين مبين را كه دشمنان در طول صدها سال ارائه كرده بودند، از ميان برد و مقوله دين افيون ملت‌ها را منسوخ كرد و اسلام را در سطح بين المللى به عنوان يك نياز انسانى در زمينه‏هاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى، مادى و معنوى، مطرح كرد. امام خمينى(ره) توانست جهان اسلام را از خواب بيدار كرده، به مسلمانان حيات جديدى ببخشد . امام راحل ثابت كرد كه اسلام قادر است ملت‌هاى مستضعف و محروم را آزاد كرده، آنان را در برابر كشورهاى استكبارى و طغيانگر به حركت درآورد. امام خمينى (ره) نشان داد كه اسلام در دوران كنونى يك عنصر اصلى در تحرك و مقابله مردمى با حكومت‌هاى ستمگر و فاسد است.» البته شخصیت های بزرگ جهان نیز در خصوص شخصیت ویژه حضرت امام خمینی (ره) نیز جملات قابل توجهی را بیان کرده اند که از میان آنان می توان به : فیدل کاسترو ، علامه فضل ا... ، دبیران کل سازمان ملل متحد و ... اشاره داشت . پاپ ژان پل دوم ، رهبر فقید کاتولیک های جهان بیان می دارد : « برما لازم است که ضمن اداي احترام در برابر همه دستاوردهاي آيت‌الله خميني (ره) که با رهبري سياسي و ديني خود براي ملت و امت خويش به ارمغان آورد، تأمل عميق و تشکر و تقدير نماييم. » با نگاهی به مجموعه شاخص های رفتاری و شخصیتی حضرت امام (ره) و دیدگاه های دیگر شخصیت های مطرح جهانی می توان به راحتی و شفافیت به جایگاه عظیم ایشان در ملت سازی نوینی در سطح جهانی و با هویتی آزادی خواه و مترقی پی برد. همچنین یکی از بزرگترین دانشمندان فلسفه اسلامی ، علامه محمدتقی جعفری نیز درباره شخصیت وارسته و ویژه حضرت امام خمینی (ره) بیان می دارد که :« علاقه حضرت امام به اهل بیت عصمت و طهارت امری بسیار آشکار بود و معظم له از مصادیق بارز کسانی بودند که مشمول این حدیث شریف بودند که "یحزنون لحزننا و یفرحون لفرحنا". مخصوصا ارادت شدیدی که به سرور شهیدان امام حسین علیه السلام داشتند در کلمات ایشان کاملا واضح بود. ایشان به سرور شهیدان راه حق و عدالت بسیار تکیه می کردند. » ایشان در جایی دیگر می گوید : « نظم و قانونگرایی در زندگی فردی و اجتماعی از آن اهمیت حیاتی برخوردار است که می توان گفت بدون آن نظم و ترتیب: سعیکم شتی تناقض اندرید (روز می دوزید و شب برمی درید ) » وی ادامه میدهد « اینجانب در سیر مطالعات محدود و بررسی هایی که تاکنون در بعد نظم و قانونگرایی انسان ها داشته ام به این نتیجه رسیده ام که ضرورت و عظمت نظم و قانونگرایی و احساس جدی تکلیف و انجام آن به حدی است که می تواند یک زندگی بی هویت و بدون مبنا و فلسفه و هدف را قابل تحمل و رضایت بسازد چنان که در مقداری قابل توجه از جوامع مغرب زمین می بینیم. و در صورت بی اعتنایی به نظم و قانونگرایی در زندگی با داشتن هویت و مبنای حقیقی برای زندگی و فلسفه و هدف قابل قبول برای آن حیات آدمی هویت و مبنای خود را از دست داده و سایه شوم پوچی بر آن زندگی گسترده باشد. زندگی پربار و پربرکت امام بیانگر حکومت نظم و ترتیب بر زندگی ایشان است و از نزدیکترین افراد با ایشان بارها شنیده بودم که ایشان در همه کارها سخت به نظم و ترتیب مقید بوده اند. » علامه جعفری در خصوص شخصیت مقتدر و نستوه امام خمینی (ره) بیان می دارد که : « با نظر به پدیده های آشکار، وضع روانی ایشان در طول سالیان گذشته استنباط شده است. امام کسی است که فرموده است: من در عمرم جز از خداوند متعال از کسی نترسیده ام. این است که ایشان از قدرت شخصیتی با اهمیتی برخوردار بوده اند و همین اقتدار باعث شده بود که حوادث روزگار از دوران مدرسی در حوزه علمیه قم تا سالیان آخر زندگی ایشان که پر از تلاطم های سخت بوده است نتوانسته بود تزلزلی در آن شخصیت به وجود بیاورد. » از دیگر شاخص های شخصیتی امام خمینی (ره) به باور علامه جعفری می توان به : « سادگی و بی پیرایگی در زندگی یکی از بهترین دلایل معرفت انسانی به معنای حیات است. آرایش و پیرایش و تصنع در ارائه شخصیت به تنهایی می تواند جهل آدمی را به حقیقت حیات و شخصیت و رشد کمال آن به خوبی اثبات نماید. ما در طول تاریخ هیچ شخصیت رشد یافته ای را سراغ نداریم که در صدد برآید به وسیله تصنع در زندگی، تجسمی صحیح از شخصیت خود را در دل های مردم نصب نماید؛ استغنای ذات آدمی شخصیت را در مرتبه ای از رشد قرار می دهد که هرگز تن به آرایش خویشتن با پدیده های چشمگیر برای اهل دنیا نمی دهد. خنده طبیعی، گریه طبیعی، نگاه طبیعی، رفتار طبیعی، رویارویی ساده و ناب با انسان ها که بندگان خداوندی هستند، همه و همه کشف از استغنای شخصیت آدمی می نماید. این حالت روحی در امام(س) مورد اتفاق نظر همه کسانی بود که ایشان را دیده بودند.» شخصیت عظیـم و افکار بلند حضرت امام خمینی از یک سـو ، گستردگـى مباحث مـربـوط به هنـر و شاخه هاى مختلف آن از سـوى دیگـر ، و محـدودیت صفحات خاص ایـن موضوع از سوى سـوم ، پرداختـن به مـوضـوع امام خمینی و هنر را دشوار مى سازد . اما از آنجـا که جـامعیت شخصیت امـام راحل و دیـدگـاه هاى نـو و مترقى حضرت او نسبت به مسایل گوناگون از جمله هنر ، پرداختـن به ایـن موضوع را ضرورى مـى سازد ، هر چند گذرا به مـوضـوع یاد شـده مى پردازیم. گستـره بحث دامنه مبـاحث و شـاخه هاى مـربـوط به هنر ، بسـى گسترده است . از نـویسنـدگـى ، شعر ، قصه ، طنز ، نقاشـى ، مـوسیقـى ، خطـابه و سخنـورى گـرفته ، تـا وادى فیلـم و سینمـا و تـإتـر و برنامه هاى هنرى رادیو و تلـویزیون و کاریکاتـور ، نمایشنامه ها و فیلمهاى عروسکى و کارتـون کودکان و طراحى و گرافیک و خـوشنویسى و آهنگ و آواز و .. . را شـامل مـى شـود. در مقـوله هنر ، زیباشناسى و زیبایی آفرینى از عناصر مهم به شمار مى رود. تخیل و ذهـن خلاق هنرمند ، به کمک احساس بالنده و قـدرت تعبیـر و ظرافت انـدیشه و نکته شنـاسـى و نکته سنجـــــى و خیال انگیزى ، جلـوه هاى مانـدگارى از هنر را پـدیـد مـى آورد. آنکه روحـى لطیف و درکـى زیبا و زبانى نافذ و بیانـى رسا دارد ، در شاخه هاى مختلف هنر ، بهتر مى تـواند انـدیشه و احساس و پیامـى را بـر بـال هنـر بنشانـد و در آفاق انـدیشه هاى بشـرى و در قلمـرو دل و جـان انسـانها به پـرواز آورد. امام امت ، با برخـوردارى از مایه هاى اصلـى و عمـده هنر ، در حـد بالایى ایـن عناصر را در وجـود خـویـش فراهـم آورده بـود. نیروى خطابه و سخنـورى امام امت ، زیبایـى قلـم و قدرت نگارش و تعبیرى او ، تـوان تإثیـرگذارى عمیق بـر دلهاى مخاطبیـن ، قـدرت انگیزش نسبت به جـوانان ، ذوق لطیف شعرى ، خط پخته و زیبـا ، مایه هاى طنز و کنایه و استعاره و صناعات ادبـى در گفتار و نـوشتار ، زیبایـى روح و رفتار ، جمال ظاهر و باطن و حسن صورت و حسـن سیرت و حسـن سریرت ، همه و همه در امام امت جمع بـود. هنر رفتارى و جاذبه فـوق العاده او و هنـر ایجاد تغییـر در رفتار و ساختـار فرد و جامعه نیز از او چهره اى به عنوان معمار حکـومت اسلامى ساخته است. هـم او بود که هنر بسیج توده ها را علیه ستـم در سطح جهان داشت و ایـن کـم هنـرى نیست. خـــــــــداى متعال ، که زیبایـى آفـرین پهنه خلقت است ، هنـرهاى متعددى را در وجـود ایـن انسان پیامبرگـون ، مسیح وار ، ابراهیـم آسا ، على وش یکجا گرد آورده است. در بحث از امام و هنر ، هـم مى تـوان به جلـوه هاى هنرى که در وجـود و فکـر و بیان و قلـم و شعر و ادبیات و ذوقیات امام راحل نهفته است پرداخت ، هـم مى تـوان دیدگاههاى او را در باره هنرهاى مختلفـى چـون: قلـم ، شعر ، مـوسیقـى ، فیلـم و سینمـا ، رادیــو و تلویزیون ، هنرهاى نمایشى و تصـویرى و ... بررسى کرد. دو مقـوله جدا از هـم ، و دو بررسى که هر یک میدانى متفاوت از دیگرى دارد. در مجموع ، بررسی فرآیند رفتاری و شخصیت امام خمینی (ره) ، هر محقق، نخبه و اندیشمندی را به این سوی می برد که به راستی ایشان در راه ملت سازی با رویکرد جهانی و برگرفته ازتعالیم اصیل ایرانی - اسلامی و شیعی زبانزد تمامی جهانیان بوده و با اینکه بیش از 2 دهه از رحلت جانگداز ایشان می گذرد ، هنوز در دل های آحاد ملت ایران اسلامی از کسانی که ایشان را دیده و درک کرده اند تا حتی فرزندان خردسال ما جای دارد . وی را باید نمادی از عشق ، مهرورزی ، شور و شعور ، آگاهی و بصیرت دانست و آدمیت کامل و تجلی انوار انسانیت را در ایشان جستجو کرد .
۰

دیدگاه تان را بنویسید

 

تازه های سایت