نتایج ناامیدکننده جنگ برای نتانیاهو پس از آتش‌بس

کد خبر: 1395206

آتش‌بس حاصل شده پیش از سپیده دم چهارشنبه بین ایالات متحده و ایران، جنگ خلیج فارس را پس از پنج هفته و نیم جنگ، به مدت دوهفته متوقف کرده است. نتایج تاکنون به هیچ وجه دلگرم‌کننده نیستند.

نتایج ناامیدکننده جنگ برای نتانیاهو پس از آتش‌بس

پس از آتش‌بس ترامپ، نتایج جنگ ایران برای اسرائیل و نتانیاهو ناامیدکننده است: رژیم پابرجاست، صدها کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده باقی مانده و برنامه موشکی هنوز فعال است. جبهه حزب‌الله در لبنان همچنان در حال خروش است.

آتش‌بس حاصل شده پیش از سپیده دم چهارشنبه بین ایالات متحده و ایران، جنگ خلیج فارس را پس از پنج هفته و نیم جنگ، به مدت دوهفته متوقف کرده است. نتایج تاکنون به هیچ وجه دلگرم‌کننده نیستند.

وقتی این کمپین در ۲۸ فوریه آغاز شد، نزدیکان بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر، سه هدف اصلی را برای روزنامه‌نگاران تشریح کردند: سقوط حکومت ایران، نابودی برنامه هسته‌ای آن و از بین بردن تهدید موشک‌های بالستیک.

تاکنون، هیچ یک از این اهداف محقق نشده است. حکومت همچنان پابرجاست، هنوز هیچ راه‌حلی برای ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده پیدا نشده است و برنامه موشکی همچنان فعال است.

در مقابل، جایگاه اسرائیل در ایالات متحده به طور قابل‌توجهی آسیب دیده است و احتمالاً با اتهاماتی مبنی بر کشاندن دونالد ترامپ به یک جنگ غیرضروری روبه‌رو خواهد شد. جبهه داخلی اسرائیل خسارات قابل توجهی را متحمل شد. در شمال، اسرائیل خود را درگیر رویارویی نظامی با حزب‌الله لبنان کرده است که امنیت ساکنان شمال و احیای جلیله را تهدید می‌کند.

همان‌طور که قبل و در طول جنگ در اینجا نوشته شده است، هیچ همبستگی کاملی بین توانایی نظامی و نتیجه استراتژیک مطلوب وجود ندارد.

مشکل وقتی پیچیده‌تر می‌شود که هدف، تغییر حکومت در یک کشور بزرگ باشد. بر اساس آنچه تاکنون مشخص است، رهبری جدید در تهران، کاستی های نظامی را به عنوان شکست تفسیر نمی‌کند. برای آن، ایستادگی و شکست دشمن در چندین دور حملات ماشین جنگی آمریکا و اسرائیل برای اعلام پیروزی کافی است.

ورود به جنگ با ایران کاملاً بی‌دلیل نبود. اسرائیل عمیقاً از تهدید فزاینده موشک‌های بالستیک و پهپادها نگران بود، چرا که ایرانی‌ها پس از جنگ ۱۲روزه در ژوئن سال گذشته، تولید انبوه آنها را فراتر از برآوردهای اطلاعاتی قبلی از سر گرفته بودند.

اما در اینجا بسیاری از نقاط ضعف مشترک دولت فعلی آمریکا و سیستم اسرائیل تحت رهبری نتانیاهو آشکار شد: تمایل به قمار بر اساس خیال‌پردازی‌های بی‌اساس، برنامه‌های سطحی و نیمه‌پخته، بی‌توجهی به کارشناسان یا استفاده تهاجمی از فشار برای همسو کردن دیدگاه‌های آنها با خواسته‌های رهبری سیاسی.

در یک اتفاق قابل توجه، تنها چند ساعت قبل از اجرای آتش‌بس، نیویورک تایمز روز سه‌شنبه تحقیق مفصلی در مورد فرآیند تصمیم‌گیری پیش از جنگ منتشر کرد. خبرنگاران به اطلاعات درز کرده گسترده از حلقه نزدیکان ترامپ، تا محل دقیق نشستن شرکت‌کنندگان دور میز در طول جلسات، استناد کردند. طبق این گزارش، نقطه عطف در ۱۱ فوریه رخ داد، زمانی که نتانیاهو آخرین بازدید خود را از کاخ سفید انجام داد.

نخست‌وزیر یک طرح عملیاتی برای ایران را به رئیس‌جمهوری ارائه داد، در حالی که دیوید بارنیا، رئیس موساد و مقامات ارشد نظامی اسرائیل از طریق صفحه نمایش‌های بزرگ از اتاق وضعیت ترامپ به بحث و گفت‌و‌گو از راه دور پیوستند.

اسرائیلی‌ها از پیروزی تقریباً قطعی صحبت می‌کردند: برنامه موشک‌های بالستیک ظرف چند هفته نابود می‌شد، حکومت تضعیف‌شده قادر به بستن تنگه هرمز نبود و هرگونه آسیبی به منافع آمریکا در کشورهای خلیج فارس حداقلی بود.

آنها سناریوهای دیگری را ترسیم کردند که هرگز در طول جنگ محقق نشدند: اعتراضات گسترده در ایران از سر گرفته شود و شبه‌نظامیان کرد با تشویق موساد از مرز عراق عبور کنند و به بی‌ثبات کردن ایران کمک کنند. ترامپ به تلاش‌های نتانیاهو برای متقاعد کردن او پاسخ مثبت داد. اطرافیانش اشتیاق کمتری داشتند: مدیر سیا پیشنهادهای اسرائیل برای تغییر رژیم را «مسخره» توصیف کرد، وزیر امور خارجه، مارکو روبیو، آنها را «مزخرف» خواند و رئیس ستاد مشترک ارتش اظهار کرد که اسرائیلی‌ها «بیش از حد اغراق می‌کنند.»

تحقیقات نیویورک تایمز بسیار جذاب است. این تحقیقات می‌تواند شدیدترین ضربه به جایگاه اسرائیل در واشنگتن از زمان ماجرای جاسوسی جاناتان پولارد در چهار دهه پیش باشد. حتی بدون آن، حمایت عمومی در ایالات متحده از جنگ و رئیس‌جمهوری رو به کاهش بوده است. در عین حال، بخشی از پایگاه طرفداران سرسخت MAGA ترامپ، سوءظن فزاینده‌ای نسبت به انگیزه‌های نتانیاهو در این جنگ پیدا کرده‌اند.

نتانیاهو حتی ممکن است دلیلی برای نگرانی در مورد آینده روابطش با ترامپ داشته باشد. تاکنون رئیس‌جمهوری محبت زیادی به او نشان داده و تقریباً در هر اختلاف و هر موقعیتی از او حمایت کرده است. اما ترامپ دوست ندارد ببازد و مطمئناً دوست ندارد شکست را بپذیرد.

اگر کارزار ایران در ایالات متحده به عنوان یک شکست دیده شود، او به دنبال کسی خواهد گشت که آن را سرزنش کند. نتانیاهو نیز در حال حاضر به دنبال کسی است که مسئولیت را به گردن او بیندازد، همان‌طور که پس از ۷ اکتبر این کار را کرد. حملات مکرر به کانال‌های تبلیغاتی اسرائیل علیه ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل و اشارات گاه به گاه به رئیس موساد، در حال حاضر زمینه را برای آنچه در صورت پایان جنگ بدون دستاوردهای بیشتر رخ خواهد داد، فراهم می‌کند.

تنها بیانیه‌ای که دفتر نتانیاهو دیشب منتشر کرد، متنی کوتاه به زبان انگلیسی بود که در آن از اعلام آتش‌بس ترامپ حمایت شده بود. عبری زبان‌ها باید منتظر بمانند.

خود رئیس‌جمهوری، کمتر از یک روز پس از تهدید ایران به «مرگ تمدنش» نوشت که این «روز بزرگی برای صلح جهانی است!» و افزود که «اقدامات مثبت زیادی انجام خواهد شد. پول زیادی به دست خواهد آمد... این می‌تواند عصر طلایی خاورمیانه باشد!»

ترامپ می‌تواند مدعی یک دستاورد باشد: تنگه هرمز به عنوان بخشی از آتش‌بس بازگشایی شد، نه فقط در چهارچوب یک توافق گسترده‌تر، همان‌طور که ایران در ابتدا درخواست کرده بود. با این حال، یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که بسته شدن تنگه هرمز، که ترامپ را غافلگیر کرد (او همچنین گفت که انتظار داشت جنگ فقط سه روز طول بکشد)، دهه‌هاست که سناریوی اصلی در برنامه‌ریزی جنگی ایالات متحده بوده است و تنگه هرمز هنگام شروع جنگ باز بود.

ایران آسیب‌پذیری آمریکا - تهدیدی برای اقتصاد جهانی و بازارهای نفت - را شناسایی کرد و فشاری را اعمال کرد که به نظر می‌رسد بخشی از فشار نظامی علیه آن را جبران کرده است. طبق گزارش‌ها، ایالات متحده حتی در حال بررسی این است که به ایران اجازه دهد در طول آتش‌بس موقت، برای هر کشتی که از تنگه عبور می‌کند، 2 میلیون دلار هزینه ترانزیت دریافت کند.

لبنان: یک میدان مین بزرگ

برای اسرائیل، یک سؤال نگران‌کننده همچنان حل نشده باقی مانده است: جبهه لبنان. در حالی که گزارش‌هایی در طول شب منتشر شد مبنی بر اینکه آتش‌بس شامل جنگ با حزب‌الله نیز می‌شود، حملات اسرائیل صبح چهارشنبه از سر گرفته شد. عدم اطمینان در مورد امنیت ساکنان جلیل همچنان ادامه دارد، زیرا ارتش پنج لشکر را برای عملیات زمینی در جنوب لبنان مستقر کرده است. این یک میدان مین سیاسی بزرگ است که دولت پس از وعده‌های نتانیاهو برای ایجاد و حفظ یک منطقه امنیتی در لبنان باید از آن عبور کند.

این بار، کار دشوارتر از همیشه خواهد بود. تاکنون، نتانیاهو توانسته است از طریق مانورهای سیاسی پیچیده، از مسئولیت قتل عام اطراف غزه شانه خالی کند، زیرا اکثر مقامات ارشد ارتش اسرائیل و شین بت که در این امر دخیل بوده‌اند، مدت‌هاست که استعفا داده‌اند.

این چهارمین بار متوالی است - در غزه، یک بار در لبنان و دوبار در ایران - که لاف‌های او در مورد پیروزی کامل و رفع تهدیدات وجودی، وعده‌های توخالی از آب درمی‌آیند. ادعاهای او مبنی بر تبدیل اسرائیل به یک «قدرت منطقه‌ای و تقریباً جهانی» نه با تنگنای استراتژیکی که اکنون با آن مواجه است و نه با واقعیت زندگی اسرائیلی‌هایی که قبل از طلوع آفتاب از پناهگاه‌ها و اتاق‌های امن در سراسر کشور بیرون آمدند، تنها با امیدی ضعیف به اینکه شاید آخرین بار بوده باشد، همسو نیست.

منبع: HAARETZ 

روزنامه ایران

۰

دیدگاه تان را بنویسید