*/?>

تنگه هرمز و توهم کریدورهای جایگزین

کد خبر: 1411772

تنگه هرمز تنها یک گذرگاه آبی میان خلیج فارس و دریای عمان نیست. این تنگه، شریان اصلی انتقال نفت و گاز منطقه به بازارهای جهانی است و به همین دلیل، هر تحول امنیتی در آن، بلافاصله به قیمت انرژی، بیمه کشتیرانی، بازارهای مالی و معادلات سیاسی جهان بازتاب پیدا می‌کند.

تنگه هرمز و توهم کریدورهای جایگزین

صبح نو: پس از بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران که واکنشی دفاعی به تجاوز دشمن بود، دشمنان به دنبال القای این موضوع بودند که به زودی با کریدورهای جایگزین، ارزش راهبردی این تنگه از میان می‌رود و وابستگی کشورهای منطقه به تنگه کاهش خواهد یافت. این استدلال اما با واقعیت‌های سخت سرمایه، زمان، امنیت، بیمه و جغرافیا روبه‌روست. انفجار اخیر خط لوله عربستان در عراق نشان داد که مسیرهای جایگزین، بیش از آنکه یک راه‌حل راهبردی باشند، یک رویای پرهزینه و پرریسک‌اند. در شرایطی که مذاکرات ایران و عمان نهایی شده و قرار است روز دوشنبه نشستی منطقه‌ای درباره تنگه برگزار شود، بهترین گزینه برای کشورهای منطقه حمایت از ترتیبات جدید و بازگرداندن امنیت به تنگه است، نه سرمایه‌گذاری در کریدورهایی که خودشان منشأ بحران تازه‌اند.

تنگه هرمز تنها یک گذرگاه آبی میان خلیج فارس و دریای عمان نیست. این تنگه، شریان اصلی انتقال نفت و گاز منطقه به بازارهای جهانی است و به همین دلیل، هر تحول امنیتی در آن، بلافاصله به قیمت انرژی، بیمه کشتیرانی، بازارهای مالی و معادلات سیاسی جهان بازتاب پیدا می‌کند. وقتی سخن از بسته شدن تنگه به میان می‌آید، بحث فقط بر سر یک مسیر ترانزیتی نیست؛ بحث بر سر نظم انرژی جهان است.

در چنین شرایطی، طبیعی است که برخی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به فکر «کریدورهای جایگزین» بیفتند. اما فاصله میان ایده و اجرا در این حوزه، بسیار بیشتر از آن است که در گزارش‌های خبری و اظهارنظرهای سیاسی به نظر می‌رسد. کریدور جایگزین، یک جمله در بیانیه نیست؛ یک زنجیره بلند از سرمایه، فناوری، امنیت، بیمه، توافق سیاسی و زمان است.

کریدور جایگزین؛ واقعیت جدید

نخستین مسئله، سرمایه است. هر کریدور برای ایجاد شدن، به سرمایه‌گذاری کلان نیاز دارد. خط لوله، جاده، ریل، بندر، تأسیسات ذخیره‌سازی، ایستگاه‌های پمپاژ و زیرساخت‌های ارتباطی، همه و همه هزینه‌های سنگینی دارند. این هزینه‌ها تنها با یک تصمیم سیاسی تأمین نمی‌شوند. سرمایه‌گذاران بین‌المللی پیش از ورود به چنین پروژه‌هایی، به بازگشت سرمایه، ثبات سیاسی، تضمین امنیت و چارچوب حقوقی روشن نیاز دارند. در منطقه‌ای که هر چند سال یک بار با بحران تازه‌ای روبه‌رو می‌شود، این تضمین‌ها به‌سادگی به دست نمی‌آید.

دومین مسئله، زمان است. کریدور جایگزین، جاده معمولی نیست که در شش ماه احداث شود. پروژه‌های بزرگ انتقال انرژی معمولاً سال‌ها زمان می‌برند. از مطالعات امکان‌سنجی و طراحی تا تأمین مالی، تملک زمین، عبور از مرزهای سیاسی، رفع موانع حقوقی و اجرای فنی، هر مرحله می‌تواند ماه‌ها و سال‌ها طول بکشد. حتی اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود، بهره‌برداری کامل از چنین مسیرهایی در افق کوتاه‌مدت ممکن نیست. بنابراین، ادعای اینکه کریدور جایگزین می‌تواند به‌سرعت جای تنگه هرمز را بگیرد، از پایه با منطق پروژه‌های زیرساختی ناسازگار است.

سومین مسئله، ظرفیت است. حتی اگر چند خط لوله و مسیر جدید ساخته شود، مجموع ظرفیت آن‌ها با حجم روزانه انتقال از تنگه هرمز قابل مقایسه نیست. تنگه هرمز فقط نفت خام جابه‌جا نمی‌کند؛ میعانات گازی، فرآورده‌های نفتی و حجم عظیمی از تجارت دریایی نیز از این مسیر می‌گذرد. کریدورهای جایگزین معمولاً فقط بخشی از یک نوع محموله را می‌توانند منتقل کنند و برای بقیه، همچنان به دریا و تنگه نیاز است. این یعنی جایگزینی کامل، نه یک گزینه فنی، بلکه یک آرزو است.

انفجار خط لوله عربستان؛ هشدار یک واقعیت

انفجار اخیر خط لوله عربستان در عراق، دقیقاً همان نقطه‌ای است که توهم کریدورهای جایگزین را آشکار می‌کند. این حادثه نشان داد که مسیرهای زمینی و خطوط لوله در منطقه، تا چه اندازه آسیب‌پذیرند. خط لوله‌ای که از خاک عراق می‌گذرد، در معرض گروه‌های مسلح، رقابت‌های سیاسی، خرابکاری، عملیات تروریستی و بی‌ثباتی داخلی است. امنیت این مسیرها نه تنها کمتر از تنگه هرمز نیست، بلکه در بسیاری از موارد بسیار بیشتر در معرض خطر است.

تنگه هرمز، همچنان از نظر جغرافیایی، ظرفیتی و لجستیکی بی‌نظیر است. هیچ مجموعه‌ای از خط لوله، جاده و بندر نمی‌تواند به‌سادگی جای این مزیت را بگیرد. به همین دلیل، سرمایه‌گذاری در مسیرهای جایگزین، اگر با هدف حذف تنگه انجام شود، یک سرمایه‌گذاری بیهوده است. سرمایه‌گذاری واقعی، در بازگرداندن امنیت به خود تنگه و ایجاد ترتیبات پایدار منطقه‌ای است.

دیپلماسی، نه مهندسی خیال

اکنون که مذاکرات ایران و عمان نهایی شده و قرار است روز دوشنبه نشستی با کشورهای منطقه درباره تنگه برگزار شود، فرصت تاریخی برای بازسازی امنیت جمعی فراهم شده است. بهترین گزینه برای کشورهای منطقه این است که از ترتیبات جدید حمایت کنند و با جلب نظر ایران، امنیت را به تنگه بازگردانند. این راه، هم کم‌هزینه‌تر است و هم پایدارتر.

تجربه تحولات اخیر نشان داده که امنیت در خلیج فارس، یک کالای جمعی است. هیچ کشوری نمی‌تواند امنیت خود را به‌تنهایی و به قیمت ناامنی همسایه‌اش تأمین کند. اگر قرار است نفت و گاز منطقه با هزینه معقول و ریسک قابل کنترل به بازار برسد، باید میان بازیگران اصلی منطقه تفاهم شکل بگیرد. ایران، به‌عنوان یکی از طرف‌های اصلی این معادله، باید در ترتیبات امنیتی آینده نقش داشته باشد. نادیده گرفتن این واقعیت، فقط بحران را طولانی‌تر می‌کند.

راه‌حل واقعی، نه در مهندسی خیال، بلکه در دیپلماسی و امنیت جمعی است. کشورهای منطقه باید بپذیرند که تنگه هرمز یک واقعیت جغرافیایی و اقتصادی است که نمی‌توان آن را با بیانیه حذف کرد. بازگرداندن امنیت به تنگه، با ترتیبات جدید و با در نظر گرفتن منافع و نقش ایران، هم برای منطقه ارزان‌تر است و هم برای بازار جهانی قابل اعتمادتر. هیچ کریدوری نمی‌تواند جایگزین تنگه شود؛ جایگزین واقعی، بازگرداندن امنیت به خود تنگه است‌.

۰

دیدگاه تان را بنویسید