رزمایش شبیه‌سازی جنگ بعدی با ایران/ موضع نظامی آمریکا چه باید باشد؟

کد خبر: 1414400

نویسندگان می‌گویند برنامه هسته‌ای ایران، زرادخانه موشکی و پهپادی این کشور و گروه‌های مقاومت در منطقع همچنان پابرجا هستند. از سوی دیگر، به ادعای این نشریه، کنترل بر تنگه هرمز همچنان مورد مناقشه است و حمایت روسیه و چین نیز به ایران در بازسازی سریع توانمندی‌هایش کمک می‌کند.

رزمایش شبیه‌سازی جنگ بعدی با ایران/ موضع نظامی آمریکا چه باید باشد؟

رزمایش‌های شبیه‌سازی‌شده برای یک جنگ احتمالی دیگر با ایران نشان می‌دهد آمریکا و متحدانش ممکن است در برابر موجی از موشک‌ها و پهپادهای ایران با کمبود شدید موشک‌های رهگیر و فرسایش سریع سامانه‌های پدافندی مواجه شوند؛ سناریویی که به نوشته رسانه آمریکایی می‌تواند توان عملیاتی ائتلاف را در همان روزهای نخست جنگ به‌شدت محدود کند.

خبرگزاری فارس: نشریه آمریکایی در تحلیلی با هشدار درباره احتمال وقوع دور جدیدی از جنگ میان آمریکا و ایران، نوشت واشنگتن باید رویکرد خود در زمینه دفاع در برابر موشک‌ها و پهپادها را تغییر دهد، زیرا در غیر این صورت، آمریکا و نیروهای ائتلاف در جنگ آینده ممکن است با تلفات و خساراتی فاجعه‌بار مواجه شوند.

نشریه «فارن پالیسی» به قلم «استیسی پتی‌جان» پژوهشگر ارشد و مدیر برنامه دفاعی مرکز امنیت آمریکای نوین و «فیلیپ شیرز» پژوهشگر ارشد این موسسه نوشته صرف‌نظر از تحولات ماه‌های آینده، چشم‌انداز برقراری صلحی پایدار میان آمریکا و ایران همچنان تیره است.

نویسندگان می‌گویند برنامه هسته‌ای ایران، زرادخانه موشکی و پهپادی این کشور و گروه‌های مقاومت در منطقع همچنان پابرجا هستند. از سوی دیگر، به ادعای این نشریه، کنترل بر تنگه هرمز همچنان مورد مناقشه است و حمایت روسیه و چین نیز به ایران در بازسازی سریع توانمندی‌هایش کمک می‌کند.

به نوشته فارن پالیسی، جنگ اخیر همچنین آسیب‌پذیری‌های اساسی در موضع نظامی آمریکا در غرب آسیا و ذخایر مهمات این کشور را آشکار کرده و نیروهای آمریکایی در حالی از درگیری خارج شده‌اند که «خسته هستند و از نظر تجهیزات و مهمات تحلیل رفته‌اند».

این نشریه می‌افزاید کاخ سفید و وزارت جنگ آمریکا باید انتظار داشته باشند که ایران در ماه‌های آینده، «دشمنی دشوارتر» برای مقابله باشد.

ایران از جنگ اخیر درس گرفته است

نویسندگان با اشاره به هفت ماه جنگ اخیر می‌نویسند ایران کارآمدی زرادخانه پهپادی و موشکی خود را به اثبات رسانده، میان اسرائیل و همسایگان عرب آن شکاف ایجاد کرده و به نیروهای آمریکایی آسیب زده است.

به نوشته آنها، مین‌ها، قایق‌های کوچک، پهپادها و موشک‌های ایران نیز «عملاً تنگه هرمز را بسته‌اند» و بازارهای جهانی انرژی را تحت فشار قرار داده‌اند.

در این تحلیل آمده است که جنگ، برخلاف تلاش احتمالی آمریکا برای منزوی کردن ایران از روسیه و چین، ظاهراً باعث افزایش همکاری‌های دفاعی و صنعتی میان این سه کشور شده است.

نویسندگان معتقدند ایران که از نتایج جنگ اخیر تقویت شده و انگیزه دارد تا از مداخلات احتمالی آینده آمریکا و اسرائیل جلوگیری کند، همچنین «انگیزه زیادی» برای بازسازی زرادخانه موشکی و پهپادی خود، درس گرفتن از جنگ و ادامه تلاش برای دستیابی به برتری منطقه‌ای دارد.

از نگاه نویسندگان، بنابراین پرسش اصلی برای آمریکا تنها این نیست که چگونه درگیری فعلی را پایان دهد، بلکه این است که چگونه از وقوع جنگی جدید جلوگیری کند که از نظر تلفات و خسارات، بسیار فراتر از آسیب‌های ماه‌های اخیر باشد.

آنها می‌گویند برای بررسی این مسئله، اخیراً دو رزمایش جنگی برگزار کرده‌اند که در آنها سناریوی دور جدید درگیری میان ایران و آمریکا و متحدانش شبیه‌سازی شده است.

نتایج این رزمایش‌ها، «نگران‌کننده» بوده و نشان می‌دهد واشنگتن باید رویکرد خود به دفاع موشکی و پهپادی در منطقه را تغییر دهد.

سناریوی جنگ جدید در سال ۲۰۲۷

طبق این یادداشت، در یکی از این رزمایش‌ها، جنگی را در اواخر سال ۲۰۲۷ شبیه‌سازی کردند که در آن تلاش اسرائیل برای اجرای عملیات موسوم به «چمن‌زنی» موجب آغاز دور جدیدی از درگیری‌ها می‌شود.

در این سناریو، روسیه و چین تا آن زمان به ایران برای بازسازی و ارتقای زرادخانه پهپادی و موشکی‌اش کمک کرده‌اند، همچنین ایران تاکتیک‌های تهاجمی روسیه را در عملیات‌های خود به کار گرفته تا حملاتش مرگبارتر شود.

نویسندگان می‌گویند در چنین شرایطی، ایران «ابزارهای تهاجمی بیشتری» در اختیار خواهد داشت و درک دقیق‌تری از نحوه استفاده از آنها پیدا خواهد کرد.

در این رزمایش، آنها همچنین فرض کردند که ائتلاف منطقه‌ای تحت رهبری آمریکا از سامانه‌های دفاعی بیشتر و پیشرفته‌تری برای مقابله با پهپادها برخوردار است.

آنها در خوش‌بینانه‌ترین فرض، تصور کردند که آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن ذخایر موشک‌های پدافندی پاتریوت، تاد و غیره را دوباره تکمیل کرده‌اند؛ فرایندی که به گفته آنها احتمالاً دست‌کم تا سال ۲۰۲۹ طول خواهد کشید.

همچنین فرض بر این بود که نیروهای آمریکایی و متحدانشان می‌توانند با تشدید بحران، سامانه‌های دفاعی خود را به‌سرعت جابه‌جا کنند.

با وجود این فرض‌های خوش‌بینانه، نتیجه برای طرف آمریکایی همچنان بد بود.

موشک‌ها و پهپادهای ایران پایگاه‌های آمریکا را از کار انداختند

بر اساس نتایج هر دو رزمایش، تیم قرمز که نماینده ایران و نیروهای مقاومت بود، در مراحل اولیه خسارات قابل‌توجهی به اهداف انتخاب‌شده وارد کرد.

در یکی از سناریوها، تیم قرمز پایگاه‌های نظامی آمریکا را هدف حملات تلافی‌جویانه قرار داد و در سناریوی دیگر، زیرساخت‌های حیاتی و پایگاه‌های هوایی اسرائیل را هدف گرفت.

در هر دو سناریو، موشک‌های بالستیک باندهای پروازی را تخریب کردند و پهپادها و موشک‌های کروز، انبارها، سوخت، هواپیماها و رادارهای پدافند هوایی را هدف قرار دادند و پایگاه‌های آمریکا را از کار انداختند.

پایگاه‌های هوایی اسرائیل نیز برای مدتی تعطیل شدند، هرچند استحکامات گسترده باعث محدود شدن خسارات شد.

تیم قرمز همچنین صدها موشک بالستیک و پهپاد به سمت شبکه برق اسرائیل و یک تأسیسات آب‌شیرین‌کن شلیک کرد که باعث قطع برق و سهمیه‌بندی آب شد.

ذخایر موشکی آمریکا در چند روز تحلیل می‌رود

فارن پالیسی می‌نویسد فشار بر ذخایر تسلیحاتی آمریکا نیز در هر دو رزمایش قابل‌توجه بود.

در هر دو بازی جنگی، تیم آبی صدها فروند از رهگیرهای پیشرفته را مصرف کرد و ذخایر تازه احیاشده خود را تنها در چند روز به‌شدت کاهش داد.

سامانه‌های مقابله با پهپاد در برخی موارد دفاع نقطه‌ای مفیدی ارائه کردند. با این حال، حتی قابلیت‌های ارتقایافته نیز در برابر حملات چندلایه و چندموجی ایران با موشک و پهپاد تحت فشار قرار گرفتند.

یکی از مهم‌ترین یافته‌های این رزمایش‌ها، ظرفیت خطرناک ایران برای افزایش مقیاس حملات و در عین حال تمرکز آتش بر تعداد محدودی هدف بود.

در چند روز نخست جنگ ۲۰۲۶، ایران به‌طور متوسط روزانه ۳۰ تا ۵۰ موشک و ۱۰۰ پهپاد شلیک کرده بود که در سراسر منطقه پراکنده بودند.

اما در رزمایش‌های انجام‌شده، تیم‌های قرمز معمولاً ۱۵۰ تا ۳۰۰ سلاح را تنها به سمت یک هدف شلیک کردند.

نویسندگان می‌گویند حملات بزرگ‌تر که روی اهداف کمتری متمرکز می‌شوند، رهگیرها را به سرعت مصرف می‌کنند و پیش از آنکه سامانه‌های پدافندی فرصت بارگذاری مجدد پیدا کنند، تعداد بسیار بیشتری موشک و پهپاد را به اهداف می‌رسانند.

ذخایر تسلیحاتی تیم قرمز در این سناریو به اندازه‌ای بود که می‌توانست حملاتی با این ابعاد را برای هفته‌ها و حتی ماه‌ها ادامه دهد، در حالی که تیم آبی تنها به اندازه چند بار بارگذاری مجدد، رهگیرهای دفاع موشکی در اختیار داشت و برای نابودی پرتابگرهای متحرک و پراکنده ایران با مشکل مواجه بود.

توانمندی موشکی-پهپادی ایران پابرجاست

نویسندگان هشدار می‌دهند که این تهدید «دور از ذهن نیست» و رویکرد فعلی آمریکا برای مقابله با آن کافی نخواهد بود.

به نوشته آنها، با وجود تلاش‌های قابل‌توجه، صنایع دفاعی آمریکا نمی‌توانند رهگیرهای موشکی پیشرفته‌ای را که در جنگ ۲۰۲۶ شلیک شدند، با سرعت کافی جایگزین کنند تا برای یک درگیری نزدیک در آینده آماده باشند.

آنها تأکید می‌کنند که اگر در کوتاه‌مدت جنگی تمام‌عیار با یک ایران بازسازی‌شده از سر گرفته شود، نیروهای ائتلاف طی چند روز، نه چند هفته، ذخایر موشک‌های رهگیر پاتریوت، تاد و موشک‌های استاندارد خود را تمام خواهند کرد.

حملات تهاجمی متقابل گاهی به‌عنوان راه‌حل مطرح می‌شوند، اما «زدن کماندار»  یعنی نابودی پرتابگرهای ایران دشوار بوده است.

قدرت هوایی تهاجمی مشترک آمریکا و اسرائیل نتوانسته پهپادها و موشک‌های ایران را از بین ببرد.

از سوی دیگر، هواپیماهای آمریکایی برای کاهش آسیب‌پذیری خود در برابر حملات، بیش از پیش از پایگاه‌های دوردست در اردن، اسرائیل و مناطق دیگر عملیات می‌کنند و همین مسئله شکار پرتابگرهای کوچک و متحرک ایران را دشوارتر کرده است.

خلیج فارس به شبکه یکپارچه پدافندی نیاز دارد

نویسندگان برای جلوگیری از وقوع چنین سناریویی، چند تغییر اساسی را ضروری می‌دانند که مهم‌ترین مسئله ایجاد یک شبکه یکپارچه‌تر شناسایی و شلیک در خلیج فارس است.

آنها تأکید می‌کنند که با توجه به اینکه برای واکنش به موج حملات موشکی و پهپادی ایران تنها چند دقیقه فرصت وجود دارد، شناسایی زودهنگام می‌تواند زمان حیاتی برای برقراری ارتباط و جلوگیری از اشتباهات فراهم کند.

آمریکا در گذشته نقش اصلی را در تبادل اطلاعات میان کشورهای خلیج فارس داشته است، اما با تردید و بی‌میلی برخی شرکای منطقه‌ای برای مشارکت و به اشتراک گذاشتن اطلاعات مواجه شده است.

به نوشته نویسندگان، اکنون زمان آن رسیده که این «جزیره‌های جدا از هم» در حوزه اطلاعاتی از میان برداشته شوند و آگاهی از وضعیت هوایی بر فراز خلیج فارس افزایش یابد.

ضرورت استفاده گزینشی از موشک‌های پاتریوت

نویسندگان همچنین معتقدند آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن نه‌تنها به رهگیرهای پدافند هوایی بیشتری نیاز دارند، بلکه باید در استفاده از آنها رویکردی گزینشی‌تر در پیش بگیرند.

به نوشته آنها، موشک‌های بسیار توانمند PAC-3 در غیاب راه‌حل‌های مقرون‌به‌صرفه‌تر، به ابزارهای موقتی تبدیل شده‌اند، اما این وضعیت پایدار نیست.

این موشک‌ها باید برای مقابله با تهدیدهای سطح بالا حفظ شوند و نباید برای مقابله با پهپادها شلیک شوند، مگر آنکه هدف مورد نظر ارزش بسیار بالایی داشته باشد.

نویسندگان می‌گویند استقرار مجموعه‌ای قدرتمندتر و چندلایه از رهگیرها کمک می‌کند موشک‌های پیشرفته‌تر با دقت و گزینش بیشتری استفاده شوند.

این مسئله به نوبه خود مستلزم استقرار سامانه‌های مقرون‌به‌صرفه‌تر برای مقابله با پهپادها و موشک‌های کروز است.

به نوشته آنها، مقام‌های ارشد پنتاگون باید سامانه‌های جدید را در سریع‌ترین زمان ممکن طراحی، آزمایش، خریداری و مستقر کنند.

نویسندگان در ادامه تأکید می‌کنند که واشنگتن باید کاری کند تا شناسایی و نابودی دارایی‌های منطقه‌ای آمریکا برای ایران دشوارتر شود.

آمریکا در منطقه چه می‌خواهد؟

فارن پالیسی در پایان نوشته تلاش‌های آمریکا برای بازدارندگی و دفاع در برابر ایران در آینده، در نهایت به یک پرسش راهبردی بزرگ‌تر بستگی دارد: اهداف و موضع نظامی آمریکا در خاورمیانه چه باید باشد؟

نویسندگان می‌گویند آمریکا نمی‌تواند همه‌جا حضور داشته باشد و برخی پایگاه‌هایی که در تیررس تعداد زیادی از تسلیحات کوتاه‌برد ایران قرار دارند، ممکن است اساساً قابل دفاع نباشند.

از نظر آنها، کاخ سفید و کنگره باید خطرات جدید را ارزیابی کنند و تصمیم بگیرند که آیا نیروهای آمریکایی صرفاً از مسیرهای حمل‌ونقل و خطوط دریایی محافظت خواهند کرد یا اینکه دفاع و بازدارندگی در برابر حملات آینده به متحدان منطقه‌ای آمریکا را نیز بر عهده خواهند گرفت.

این پرسش‌ها مستقیماً بر نوع پدافند هوایی مورد نیاز آمریکا و میزان فوریت تأمین آن تأثیر می‌گذارند.

نویسندگان تأکید می‌کنند که رزمایش‌های جنگی پیش‌بینی‌کننده آینده نیستند، اما محیطی امن برای شکست خوردن و درس گرفتن فراهم می‌کنند.

آنها در پایان هشدار می‌دهند: «اگر ایالات متحده رویکرد خود به پدافند هوایی در خاورمیانه را مورد بازنگری قرار ندهد، در آینده با خطر تلفات فاجعه‌بار مواجه خواهد شد. اکنون پرسش پیش روی رهبران آمریکا این است که آیا می‌توانند پیش از آنکه زمان به پایان برسد، خود را با شرایط جدید تطبیق دهند یا خیر.»

۰

دیدگاه تان را بنویسید