چرا حمله به ایران به ضرر جمهوریخواهان است؟
ترامپ قصد دارد در هفتههای پیش رو با سفر به ایالتهایی که جمهوریخواهان بهطور سنتی در آنها از پایگاه قدرتمندی برخوردارند، رأیدهندگان حزب را پشت سر خود حفظ کند. اما مسئله اینجاست که عملکرد ترامپ به جای تقویت نامزدهای جمهوریخواه، موجب بسیج بیشتر مخالفان آنها شده و نظرسنجیها نیز از احتمال پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا حکایت دارند.
ترامپ در حالی وارد ماه اکتبر شده که بخش مهمی از انرژی سیاسی خود را به انتخابات کنگره اختصاص داده است؛ انتخاباتی که برخلاف بسیاری از انتخابات میاندورهای گذشته، برای رئیسجمهور آمریکا اهمیتی فراتر از یک رقابت معمول حزبی پیدا کرده است.
ترامپ قصد دارد در هفتههای پیش رو با سفر به ایالتهایی که جمهوریخواهان بهطور سنتی در آنها از پایگاه قدرتمندی برخوردارند، رأیدهندگان حزب را پشت سر خود حفظ کند. اما مسئله اینجاست که عملکرد ترامپ به جای تقویت نامزدهای جمهوریخواه، موجب بسیج بیشتر مخالفان آنها شده و نظرسنجیها نیز از احتمال پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا حکایت دارند.
اما آنچه پاشته آشیل ترامپ در انتخابات پیش رو شده است، جنگ ایران است جنگی که کاخ سفید از هزینههای اقتصادی و نظامی آن در امان نمانده و ترامپ را با چالش ها و دردسرهای بزرگی مواجه ساخته است. نمونه آن افشاگریهای کریس مورفی، درباره پنهان کردن پیامدهای جنگ توسط دولت آمریکا است که دردسر تازه ای برای ترامپ ایجاد کرده است.
سناتور مطرح آمریکا در گفتگویی اعلام کرده که وزارت جنگ این کشور در جریان سفر وی به غرب آسیا، مانع از دسترسی اش به یک پایگاه نظامی کلیدی آمریکا در قطر شده است؛ او این اقدام را بخشی از تلاش دولت آمریکا برای پنهان کردن پیامدهای جنگ با ایران توصیف کرد. او گفت که این سفر برایم مسجل کرد که تلاشی فعال، بی سابقه و مغایر با قانون اساسی در جریان است تا هزینه ها و پیامدهای این جنگ از کنگره و مردم آمریکا پنهان نگه داشته شود. کریس مورفی این را هم گفت که در تمام دوران حضورم در سنا هرگز با چنین چیزی مواجه نشدهام؛ این بخشی از یک کارزار عامدانه برای کتمان حقایق است که همکاران جمهوریخواه من در کنگره باید خواستار پایان دادن به آن شوند. او همچنین روز گذشته در پیامی در رسانه اجتماعی ایکس نوشت: «این جنگ امنیت ما را کاهش داده و قیمت همه چیز را بالا برده است.»
اما مشکلات جنگ ایران تنها به حوزه نظامی محدود نمی شود، بلکه اصلیترین هزینه آن برای ترامپ در اقتصاد و بویژه در بخش انرژی است. آمارهای رسمی آمریکا حکایت از آن دارد که هزینه جنگ تاکنون به ۴۵ میلیارد دلار رسیده است. دفتر بودجه کنگره نیز برآورد کرده است که حتی ادامه درگیری در سطح پایین، ماهانه ۲ میلیارد دلار دیگر هزینه خواهد داشت. ترامپ دائما می گوید مردم امریکا برای رفع خطر ایران باید این هزینههای اقتصادی را تحمل کنند اما مردم، تحلیلگران و چهرههای سیاسی این کشور، این جنگ را اشتباه میدانند و اعتقاد دارند ایران هیچ تهدیدی برای امریکا نداشت و ترامپ تنها بخاطر اهداف نتانیاهو و اسرائیل به ایران حمله کرده است.
هنوز ترامپ نتوانسته افکارعمومی کشورش را در جنگ علیه ایران همراه سازد و این بزرگترین مشکل ترامپ در این جنگ است. بطوریکه رهبر دموکراتهای مجلس نمایندگان، در اظهارنظری با اشاره به بالا رفتن هزینههای مسکن، مواد غذایی و خدمات عمومی در دوران ترامپ، گفته که جمهوریخواهان و ترامپ برخلاف وعدههای انتخاباتی خود، «یک جنگ انتخاباتی بیپروا و پرهزینه با ایران» را به راه انداختند، در حالی که مردم آمریکا «آشکارا و قاطعانه مخالف این جنگ انتخابی و بیپروا علیه ایراناند.» او تصریح کرده که «هیچ دلیلی وجود ندارد که این جنگ حتی یک روز بیشتر از این ادامه پیدا کند.» جفریز تاکید کرده که «همین حالا باید این جنگ خاتمه یابد.» چراکه «مردم آمریکا به تنگ آمدهاند.»
در کنار اظهارنظر جریان رقیب، گرانی گازوئیل در آمریکا از کامیونها به قیمت کالاهای روزمره رسیده است. گارانی گازوئیل موجب شده هر یک از ایالت های آمریکا سیاست های مختلفی را از جمله کاهش و حذف مالیات فروش و یا استفاده از گازوئیل رنگی را در پیش بگیرند. بنابراین جنگ و افزایش قیمت سوخت، محبوبیت ترامپ را به پایینترین سطح رسانده است. افکار عمومی نسبت به جنگ بدبینتر شده و دولت میکوشد آن را کوچک جلوه دهد، همچنانکه ونس گفته «من اسمش را جنگ نمیگذارم.»
از سوی دیگر، بورس آمریکا همچنان در آتش جنگافروزی ترامپ میسوزد. مطابق آخرین دادهها، حدود ۷۰ درصد شرکتهای بزرگ آمریکایی در ماه گذشته میلادی بازدهی منفی داشتهاند. افزایش تورم در اثر ادامه تنشها در منطقه و کاهش عرضه نفت، شرکتهای آمریکایی را با بحران مواجه کرده است و پیشبینی میشود این بحران به زودی دامنگیر شرکتهای پیشرو بورس نیز بشود.
همچنین، بستهشدن تنگه هرمز در پی این درگیریها، موجب اختلال شدید در زنجیره تأمین جهانی انرژی شده و شوک بزرگی به بازارهای بینالمللی وارد آورده است . برخلاف آنکه ترامپ بارها مدعی بازبودن تنگه هرمز و کنترل آمریکا بر آن شده، اما او در پی افزایش قیمت سوخت در آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره دست به دامن اروپا شد و از آنان خواست دخایر اضطراری گازوئیل خود را آزاد کنند.
بنابراین تمام این عوامل توانایی ترامپ برای ادامه دادن جنگ را تهدید میکنند و بسیاری از این مشکلات فراتر از میدان نبرد و میز مذاکره هستند. از این رو، هرگونه افزایش تنش با ایران و شروع جنگی که هیچ مشروعیت در سیاست داخلی آمریکا ندارد همچون شمشیری دولبه برای ترامپ و جمهوری خواهان عمل خواهد کرد. ترامپ نیز با آگاهی به تبعات این جنگ، حداقل تا برگزاری انتخابات از آن اجتناب خواهد کرد.
اما مشکل ترامپ تنها به سیاست داخلی آمریکا باز نمیگردد. ایران نیز کشوری نیست که در برابر گزینه های ترامپ دست بسته باشد و واکنش ایران به هرگونه خطای راهبردی مجدد ترامپ، او را در تصمیم گیری برای وارد شدن در یک جنگ دیگر، مردد کرده است. مهمتر آنکه واکنش ایران میتواند بر قیمت نفت و انرژی اثر بگذارد و از این مسیر مستقیماً بر سیاست داخلی آمریکا و انتخابات میاندورهای تأثیر بگذارد. این یعنی هر خطای راهبردی ترامپ میتواند به یک بحران دووجهی تبدیل شود: بحران امنیتی در خارج و بحران انتخاباتی در داخل.
از سوی دیگر، ترامپ جنگهای طولانی را دوست ندارد و ترجیح میدهد از قدرت نظامی بهعنوان اهرم فشار برای گرفتن امتیاز استفاده کند. حمله پیش از انتخابات، این اهرم را از بین میبرد و او را در یک باتلاق نظامی گرفتار میکند که هیچ سودی برایش ندارد.
سیانان، نیز اعلام توقف حملات به ایران تا پیش از انتخابات میاندورهای را اعترافی صریح به خسارات سیاسی سنگین جنگ و آسیب شدید به شانس جمهوریخواهان در رقابتهای پیشرو دانسته است. این رسانه نوشته است: «این موضعگیری نشاندهنده بنبست کاخ سفید و هراس شدید از پیامدهای انتخاباتی خشم عمومی نسبت به جنگی است که قرار بود چند هفته طول بکشد اما وارد ماه هشتم شده است.» این گزارش تأکید میکند که ایران توانسته با ابزار جنگ نامتقارن بحران انرژی و جهش قیمت سوخت (بنزین و گازوئیل)، فشار سیاسی بیسابقهای را بر نامزدهای حزب جمهوریخواه در ایالتهای کلیدی مانند آیووا، اوهایو و کارولینای شمالی وارد کند و محاسبات ترامپ را به هم بریزد.
ترامپ با آگاهی از تبعات داخلی و بینالمللی جنگ، فعلا گزینه نظامی را به بعد از انتخابات موکول کرده است. این تعویق، نه پایان تنش است و نه تضمینی برای عدم درگیری است اما عقبنشینی علنی ترامپ از تهدیدات خود تا زمان انتخابات، گواهی بر این واقعیت است که راهبرد فشار حداکثری اقتصادی و نظامی نه تنها ایران را تسلیم نکرده، بلکه جنگ خلیج فارس به اصلیترین پاشنه آشیل داخلی و خطری جدی برای حاکمیت جمهوریخواهان در واشنگتن تبدیل شده است.
دیدگاه تان را بنویسید