جلائیپور در نقد کرباسچی: ترامپ بهانه نمیخواهد؛ رضایت مردم هم بهتنهایی مانع جنگ نیست/ امروز ۶۷ نیست؛ صلح عزتمندانهای روی میز نیست /توافق حافظ استقلال، «جام زهر» نیست
جلائیپور در پاسخ به تأکید کرباسچی بر «بهانهندادن» به آمریکا نوشته رفتار ترامپ در خروج از توافقها نشان میدهد مبنای تصمیم او، منافع و میزان تواناییاش برای تحمیل خواستههاست؛ نه لزوماً داشتن بهانه.
سرویس سیاسی فردا: اظهارات غلامحسین کرباسچی درباره تفاهمنامه اسلامآباد و راههای جلوگیری از جنگ، با نقد محمدرضا جلائیپور روبهرو شد. این فعال سیاسی اصلاحطلب در یادداشتی، چهار برداشت کرباسچی را به چالش کشید: نیاز ترامپ به بهانه، مسئولیت آغاز نقض تفاهم، کفایت رضایت عمومی برای بازدارندگی و مقایسه شرایط امروز با پایان جنگ در سال ۱۳۶۷.
جلائیپور تأکید کرده هدف از این نقد، گفتوگوی عمومی درباره تصمیمهایی است که بر امنیت و آینده ایران اثر میگذارند. او هشدار داده ارزیابیهای نادرست از رفتار آمریکا و شرایط منطقه میتواند به تجویزهایی منجر شود که در خدمت منافع ملی نباشند.
۱. ترامپ برای خروج از توافق به بهانه نیاز دارد؟
جلائیپور در پاسخ به تأکید کرباسچی بر «بهانهندادن» به آمریکا نوشته رفتار ترامپ در خروج از توافقها نشان میدهد مبنای تصمیم او، منافع و میزان تواناییاش برای تحمیل خواستههاست؛ نه لزوماً داشتن بهانه.
از نگاه او، عبارت جلوگیری از جنگ «به هر قیمت» نیازمند دقت است؛ زیرا اگر این قیمت، واگذاری اهرمهایی مانند توان موشکی یا موقعیت ایران در تنگه هرمز باشد، ممکن است بهجای جلوگیری از جنگ، طرف مقابل را برای گرفتن امتیازهای بیشتر تشویق کند.
۲. چه کسی نقض تفاهم اسلامآباد را آغاز کرد؟
جلائیپور با رد این برداشت که ایران آغازگر نقض تفاهم بوده، به گزارش نمایندگی ایران در سازمان ملل استناد کرده که به گفته او، بیش از ۱۰۰ مصداق نقض تفاهم توسط آمریکا را ذیل ۴۲ عنوان ثبت کرده است. او همچنین نوشته شماری از تحلیلگران آمریکایی و ساکن آمریکا، واشنگتن را نخستین نقضکننده تفاهم دانستهاند.
استدلال او این است که حتی پس از شلیک ایران به کشتیها، آمریکا امکان پذیرش پیشنهاد بازگشت به تفاهم اسلامآباد یا تفاهم هفتمادهای را داشت، اما نپذیرفت؛ بنابراین نمیتوان تصمیم واشنگتن را فقط به آن شلیکها نسبت داد.
بااینحال، جلائیپور نقد کرباسچی درباره ضرورت در جریان قرارگرفتن رئیسجمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی از تصمیم شلیک به سه کشتی را وارد دانسته است. او احتمال ترجیح واکنشهای مؤثرتر از نگاه کارشناسان را نیز مطرح کرده، اما تأکید دارد این بحث نباید به نادیدهگرفتن نقضهای پیشین آمریکا و مقصرشناختن طرف مورد حمله منجر شود.
۳. رضایت مردم ضروری است؛ اما کافی نیست
جلائیپور با تأکید بر اهمیت رضایت شهروندان و همبستگی اجتماعی نوشته این عوامل، یکی از پایههای قدرت ملیاند و بدون توان نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک، لزوماً مانع حمله خارجی نمیشوند.
او خواستار افزایش رضایت عمومی و فراگیرترشدن مشارکت مردم در دفاع از ایران شده است. در عین حال، تقویت انسجام را صرفاً به آزادی زندانیان سیاسی محدود ندانسته و بر کاهش نابرابری، حمایت از محرومان، افزایش مبلغ کالابرگ و تضمین تأمین دارو و امنیت غذایی تأکید کرده است.
به اعتقاد او، پایان پایدار جنگ و محاصره، به تقویت همزمان مؤلفههای قدرت و کاهش اثر فشار اقتصادی نیاز دارد. جلائیپور همچنین فعالترشدن دیپلماسی در قبال چین و زمینهسازی برای امنیت جمعی منطقهای بدون حضور آمریکا را از مسیرهای قابل بررسی دانسته است.
او مسئولیت انسجام داخلی را فقط متوجه حاکمیت ندانسته و از نیروهای سیاسی نیز پرسیده است: آیا مقصرنامیدن ایران بدون شواهد کافی، همبستگی را تقویت میکند یا پیام شکاف میفرستد؟
۴. چرا شرایط امروز را مشابه سال ۱۳۶۷ نمیداند؟
جلائیپور با نقد اشارههای کرباسچی به «جام زهر» و «ترکمنچای» نوشته به ارزیابی او، امروز پیشنهاد صلح عزتمندانهای که استقلال و اهرمهای دفاعی ایران را حفظ کند، روی میز نیست.
او معتقد است باید با تقویت قدرت نظامی، اقتصادی، اجتماعی و دیپلماتیک، طرف مقابل را از نتیجهبخشی حمله و محاصره ناامید کرد تا زمینه توافق فراهم شود.
اگر توافقی استقلال راهبردی، بقا و امنیت ایران را به رسمیت بشناسد، پذیرش آن «جام زهر» نیست؛ بلکه گامی در مسیر توسعه، عدالت، آزادی و مردمسالاری است.
دیدگاه تان را بنویسید