نقش تعیین كننده صلوات در استجابت دعا/ لذّت طعام را صائمين مى دانند!/ آزمایش الهى، یک سنت جاویدان/ شعرخوانی محمود کریمی: بگو کوفیان قدر نشناختند/ صوت: ترتیل جزء بیستم قرآن کریم

کد خبر: 276783

در نهج البلاغه از امیرالمؤمنین علیه السَّلام نقل شده است: اگر مسئلتی دارید، قبل از خواستن چیزی اول صلوات بفرستید، چون خداوند این صلوات را و طلب رحمت را مستجاب می‌كند. وقتی آن اولی را مستجاب كرد، خواسته‌ای را كه در كنار صلوات ارائه كردید و صلوات را شفیع خواسته قرار دادید، آن را هم برآورده می‌كند.

نقش تعیین كننده صلوات در استجابت دعا/ لذّت طعام را صائمين مى دانند!/ آزمایش الهى، یک سنت جاویدان/ شعرخوانی محمود کریمی: بگو کوفیان قدر نشناختند/ صوت: ترتیل جزء بیستم قرآن کریم
سرویس فرهنگی «فردا»: ماه پربرکت رمضان ایامی نورانی و روحانی است. این اوقات، فرصتی است برای تهذیب نفس، برای نزدیکی به پروردگار، برای واگذاشتن شیطان درون و برون و فرصتی است برای ارزشمند شدن انسان. این فرصت‌ها می‌تواند به یک فصل جدید در زندگی‌مان منجر شوند؛ به یک فصل معرفت و شناخت الهی. بیایید لحظه لحظه این ماه را قدر بدانیم و در سایه ولی امرمان امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میهمان سفره پر نعمت و برکت آن شویم. این چند سطر را نیز میهمان «فردا» باشید ...
.: دعای روز بیستم :.
اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي فِيهِ أَبْوَابَ الْجِنَانِ وَ أَغْلِقْ عَنِّي فِيهِ أَبْوَابَ النِّيرَانِ وَ وَفِّقْنِي فِيهِ لِتِلاوَةِ الْقُرْآنِ يَا مُنْزِلَ السَّكِينَةِ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ. خدايا در اين ماه درهاى بهشت‌هايت را به رويم باز كن، و درهاى آتش دوزخ را به روزيم‏ بربند ،و به تلاوت قرآن موفقم بدار، اى فرو فرستنده آرامش در دل مؤمنان.
.: شرح دعای ابوحمزه در محضر علامه جوادی آملی :.
نقش تعیین كننده صلوات در استجابت دعا

برای استجابت دعا، صلوات نقش تعیین كننده دارد. در نهج البلاغه از امیرالمؤمنین علیه السَّلام نقل شده است: اگر مسئلتی دارید، قبل از خواستن چیزی اول صلوات بفرستید، چون خداوند این صلوات را و طلب رحمت را مستجاب می‌كند. وقتی آن اولی را مستجاب كرد، خواسته‌ای را كه در كنار صلوات ارائه كردید و صلوات را شفیع خواسته قرار دادید، آن را هم برآورده می‌كند.

امام سجاد سلام الله علیه در این بخش از دعای ابوحمزه عرض می‌كند:

"اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مَحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد. وَاخْتِمْ لِی بِخِیرْ وَ اَكفِنی مَا اَهَمَّنِی مِنْ اَمرِ دُنیایْ وَ آخِرَِتِی وَلا تُسَلِّطْ عَلَیَّ مَنْ لا یَرحَمُنی. وَاجعَلْ عَلَیَّ مِنْكَ جُنَّهً واقِیَهً باقِیَهً وَلا تَسلُبنِی صالِحَ مَا أنْعَمْتَ بِهِ عَلَیَّ وَارْزُقنِی مِنْ فَضلِكَ رِزقاً واسِعاً حَلالاً طَیِّباً."

اول وجود مبارك امام سجاد صلوات می‌فرستد، بر محمّد و آل محمّد (علیهم الصَّلاه و علیهم السَّلام) ، بعد درخواست می‌كند؛ عرض می‌كند: خدایا! پایان امور ما را به خیر ختم بكن، چون إنَّمَا الاُمورْ بِخواتِیمِها. بَد عاقبتی بسیار چیز بَدی است و حسن عاقبت بسیار چیز خوبی است. یكی از دعاهائی كه انسان درباره خود دارد، عرض می‌كند: پروردگارا ! بهترین حالت مرا در دوران پیری من قرار بده كه اوّلاً من در دوران پیری نیازمند به بیگانگان نباشم . ثانیاً با حسن عاقبت و ایمان كامل رخت بربندم. كه ایمان را به همراه خود به برزخ و قیامت ببرم.

"وَ اَكفِنی مَا اَهَمَّنِی مِنْ اَمرِ دُنیایْ وَ آخِرَتی."

پروردگارا ! مهمّات دنیا و مهمّات آخرت مرا مشغول كرده است. نه خود من توان آن را دارم كه كافی باشم و نه دیگران. و تو هم كه در قرآن كریم وعده دادی: ألَیسَ اللهُ بِكافٍ عَبدَه(2)، و غیر تو هم كه كافی نیست! بنابراین یك كسی كه كفایت كننده هر مهم هستی، امور مهم دنیا و آخرت ما را كفایت بكن!

"وَ اَكفِنی مَا اَهَمَّنِی مِنْ اَمرِ دُنیایْ وَ آخِرَتی." در بعضی از ادعیّه هم آمده است: یا مَنْ یَكفِی مِنْ كُلِّ شِیء وَ لا یَكفِی مِنْهُ شِیء اِكفِنی مَا اَهَمَّنِی مِنْ اَمرِ دُنیایْ وَ آخِرَتِی.(3)

ای خدائی كه از هر چیزی كفایت می‌كنی، و ای خدائی كه غیر تو كار تو را نمی‌كند و از تو كفایت نمی‌كند، امر دنیا و آخرت ما را كفایت بكن! و كسی كه بر ما رحم نمی‌كند بر ما مسلّط نفرما!

در صحیفه سجادیّه قریب به این مضمون آمده است كه: "اَللّهُمَّ حِصنِی حِیطَهً تَقیمِی بِها. پروردگارا! طوری مرا در تحت احاطه خود قرار بده كه حائط و دیواری از مهر به دور من كشیده بشود كه در اثر آن احاطه الهی گزندی از بیرون به ما نرسد.

بازگشت چنین دعاهائی به این است كه ما را در قلعه اَمن ولایت و توحید قرار بده! چون كلمه لا إله إلا الله، یعنی توحید حصن خداست. چنین كه ولایت اهل بیت (علیهم الصَّلاه و علیهم السَّلام) هم حصن خداست. این دو تا حصن مقابل هم نیستند، بلكه یكی دالان ورودیِ دیگری است و شرط دیگری است!‌ این كه دالان ورودی باشد و شرط باشد كه كسی بخواهد وارد حصن توحید بشود، باید از شرط ولایت بگذرد، از همان حدیث سلسلةُ‌ الذَّهب(4) كاملاً بر می‌آید. به هر تقدیر اگر لا إله إلا الله حصنُ الله است، و

اگر ولایت اهل بیت (علیهم الصَّلاة و علیهم السَّلام) حصنُ الله است، یكی شرط است و دیگری مشروط . این چنین نیست كه دو تا حصن جدا و بیگانه باشد! و اگر كسی تحت ولایت الهی بود، قهراً تحت حیطه رحمت حقّ است. یعنی آن رحمت خاصّ به او محیط است . وقتی رحمت خاصّ به او محیط شد، هیچ كسی توان آسیب رساندن به او را ندارد! پی‌نوشت‌ها: 1- سوره نمل / آیه 62 2- سوره زمر / آیه 36 3- بحار الأنوار / جلد 97 / صفحه 418 4- توحید صدوق/ صفحه 25 ـ قالَ الرِّضاء (ع): لا إلهَ إلا الله حِصنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصنِی اَمِنَ مِنْ عَذابِی ، بِشَرطِها وَ شُرُوطِها وَ أنَا مِنْ شِرُوطِهَا؛ معروف به حدیث سلسلةُ‌ الذَّهب.
.: ضیافت معرفت با گفتاری از بهجت عارفان :.
لذّت طعام را صائمين مى دانند
همچنين در روايت است كه: « لِلصّائِمِ فَرْحَتانِ: فَرْحَةٌ عِنْدَ إِفْطارِهِ، وَ فَرْحَةٌ عِنْدَ لِقاءِ رَبِّهِ.» روزه دار دو خوشحالى دارد:يكى هنگام افطار، و ديگرى هنگام ديدار پروردگار.(1) البتّه اين در صورتى است كه در فطور و سحرى، نخوردن در روز را تدارك نكند. دوازده روز از رمضان گذشته بود، روزه دارى در مسجد كوفه مى گفت: تا به حال گرسنه نشده ام، صوم هم براى او جوع آور نيست! با اين كه بعضى طالب چلومرغ و غذاهاى لذيذند. درباره ى مقدار خوردن در روايات آمده است:« وقتى كه گرسنه شدى، بخور. » : « إِذا جُعْتَ فَكُلْ. » اگر انسان گرسنه باشد، نان خالى هم براى او لذيذ است، لذّت طعام را صائمين مى دانند. 1.كافى، ج 4، ص 65؛ من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 76؛ وسائل الشيعة، ج 10، ص 397؛ بحار الانوار، ج 93، ص 380. 2.مستدرك الوسائل، ج 1، ص 284؛ ج 16، ص 466؛ بحار الانوار، ج 56، ص 260؛ فقه الرضا، ص 340
.: تفسیر روز از بیکران وحی در محضر آیت‌الله مکارم شیرازی :.
آزمایش الهى، یک سنت جاویدان
آیات 1 تا 3 سوره مبارکه عنکبوت
بسم الله الرحمن الرحیم
الم أَ حَسِبَ النّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لایُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبِینَ
ترجمه: به نام خداوند بخشنده بخشایشگر 1 ـ الم 2 ـ آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم» به حال خود رها مى شوند و آزمایش نخواهند شد؟! 3 ـ ما کسانى را که پیش از آنان بودند آزمودیم; باید علم خدا درباره کسانى که راست مى گویند و کسانى که دروغ مى گویند تحقق یابد! تفسیر: باز در آغاز این سوره، به حروف مقطعه (الف ـ لام ـ میم) برخورد مى کنیم که تاکنون بارها تفسیر آن را از دیدگاههاى مختلف بیان کرده ایم.(1) * * * بعد از ذکر حروف مقطعه، به یکى از مهمترین مسائل زندگى بشر که مسأله شدائد و فشارها و آزمون هاى الهى است اشاره مى کند. نخست مى گوید: «آیا مردم گمان کردند: همین اندازه که اظهار ایمان کنند و شهادت به توحید و رسالت پیامبر دهند، به حال خود واگذارده خواهند شد و امتحان نمى شوند»؟! (أَ حَسِبَ النّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لایُفْتَنُونَ).(2) * * * بعد، بلافاصله به ذکر این حقیقت مى پردازد که، امتحان، یک سنت همیشگى و جاودانى الهى است، امتحان، مخصوص شما جمعیت مسلمانان نیست، سنتى است که در تمام امت هاى پیشین جارى بوده است. مى فرماید: «ما کسانى را که قبل از آنها بودند آزمایش کردیم» (وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ). آنها را نیز در کوره هاى سخت امتحان، افکندیم، آنها نیز همچون شما، در فشار دشمنان بى رحم و جاهل و بى خبر و متعصب و لجوج قرار داشتند، همیشه میدان امتحان باز بوده، و گروهى در این میدان شرکت داشته اند. باید هم، چنین باشد; چرا که در مقام ادعا، هر کس، مى تواند خود را برترین مؤمن، بالاترین مجاهد، و فداکارترین انسان معرفى کند، باید وزن و قیمت و ارزش این ادعاها از طریق آزمون روشن شود، باید معلوم گردد: چه اندازه نیات درونى و آمادگى هاى روحى، با این گفته ها هماهنگ یا ناهماهنگ است؟ آرى، «به یقین خدا مى داند کسانى را که راست مى گویند و نیز مى داند دروغگویان را» بنابراین هدف از امتحان، اتمام حجت است. (فَلَیَعْلَمَنَّ اللّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبِینَ). بدیهى است، خدا همه اینها را مى داند، حتى قبل از خلقت انسانها، بنابراین، منظور از «علم» در اینجا، همان تحقق عینى مسائل و وجود خارجى آنها است، و به تعبیر دیگر مراد: ظهور آثار و شواهد عملى است، یعنى: باید علم خدا درباره این گروه، عملاً در خارج پیاده شود، و تحقق عینى یابد، و هر کس آنچه را در درون دارد بیرون ریزد، این است معنى «علم»، هنگامى که در اینگونه موارد در مورد خداوند به کار مى رود. دلیل این مسأله نیز، روشن است; زیرا نیات درونى و صفات باطنى تا در عمل انسان تحقق و عینیت پیدا نکند، ثواب و جزا و کیفر مفهوم ندارد. آزمایش، براى تحقق بخشیدن به نیات و صفات درونى است. و به عبارت دیگر، این عالم همچون یک «دانشگاه» یا یک «مزرعه» است، (این تشبیهات در متون احادیث اسلامى وارد شده) برنامه این است که: در دانشگاه استعدادها شکوفا گردد، لیاقتها پرورش یابد، و آنچه در مرحله «قوه» است به «فعلیت» برسد. باید در این مزرعه، نهاد بذرها ظاهر گردد، و از درون آنها جوانه ها بیرون آید، جوانه ها سر از خاک بردارند، پرورش یابند، نهال کوچکى شوند و سرانجام درختى تنومند و بارور، و این امور، هرگز بدون آزمایش و امتحان ممکن نیست. و از اینجا مى فهمیم: آزمایش هاى الهى نه براى شناخت افراد است، بلکه براى پرورش و شکوفائى استعدادها است. بنابراین، اگر ما آزمایش مى کنیم، براى کشف مجهولى است، اما اگر خداوند آزمایش مى کند، براى کشف مجهول نیست ـ که علمش به همه چیز احاطه دارد ـ بلکه براى پرورش استعدادها و به فعلیت رسانیدن قوه ها است.(3) * * * نکته: آزمون ها در چهره هاى مختلف گرچه بیان عمومیت امتحان، براى تمام اقوام و جمعیت ها، اثر سازنده بسیار قابل ملاحظه اى بر مؤمنان «مکّه» که در آن روز در اقلیت شدیدى بودند، داشت، و توجه به این واقعیت، آنها را در مقابل دشمنان، سخت مقاوم و شکیبا مى کرد، ولى، این منحصر به مؤمنان «مکّه» نبود، بلکه هر گروه و جمعیتى، به نوعى در این سنت الهى شریک و سهیم اند، و امتحانات خداوند در چهره هاى گوناگون به سراغ آنها مى آید. گروهى، در محیط هائى قرار مى گیرند که از هر نظر آلوده است، وسوسه هاى فساد از هر طرف آنها را احاطه مى کند، امتحان بزرگ آنها این است که در چنین جو و شرائطى، همرنگ محیط نشوند، و اصالت و پاکى خود را حفظ کنند. گروهى، در فشار محرومیتها قرار مى گیرند، در حالى که مى بینند، اگر حاضر به معاوضه کردن سرمایه هاى اصیل وجود خود باشند، فقر و محرومیت به سرعت درهم مى شکند، اما به بهاى از دست دادن ایمان و تقوا و آزادگى و عزت و شرف و همین آزمون آنها است. گروهى دیگر، بر عکس غرق در نعمت مى شوند، و امکانات مادى از هر نظر در اختیارشان قرار مى گیرد، آیا در چنین شرائطى، قیام به وظیفه شکر نعمت مى کنند؟ یا غرق در غفلت و غرور و خودخواهى و خودبینى، غرق در لذات و شهوات و بیگانگى از جامعه و از خویشتن مى شوند؟! گروهى ـ همچون غرب و شرق زده هاى عصر ما ـ با کشورهائى روبرو مى شوند که در عین دورى از خدا و فضیلت و اخلاق، از تمدن مادى خیره کننده اى، بهره مندند، و رفاه اجتماعى قابل ملاحظه اى دارند، در اینجا، جاذبه نیرومند مرموزى آنها را به سوى این نوع زندگى مى کشاند، که به قیمت زیر پا نهادن همه اصولى که به آن اعتقاد دارند، و به قیمت تن دادن به ذلت وابستگى، آن گونه زندگى را براى خود و جامعه خویش فراهم سازند، این نیز یک نوع آزمون است. مصیبت ها، درد و رنج ها، جنگ و نزاع ها، قحطى و گرانى و تورم، حکومتهاى خودکامه، ـ که انسانها را به بردگى و اسارت خود دعوت مى کنند، و آنها را به تسلیم در برابر برنامه هاى طاغوتى خود فرا مى خوانند ـ و بالاخره، امواج نیرومند هواى نفس و شهوت، هر یک از اینها وسیله آزمایشى است بر سر راه بندگان خدا، و در همین صحنه ها است که ایمان و شخصیت و تقوى و پاکى و امانت و آزادگى افراد مشخص مى شود. اما، براى پیروزى در این آزمون هاى سخت، جز تلاش و کوشش مستمر و تکیه بر لطف خاص پروردگار، راهى نیست. جالب این که، در حدیثى که در «اصول کافى» از بعضى از معصومین در تفسیر آیه «أَ حَسِبَ النّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لایُفْتَنُونَ» آمده، چنین مى خوانیم: یُفْتَنُونَ کَمَا یُفْتَنُ الذَّهَبُ، ثُمَّ قَالَ یُخْلَصُونَ کَمَا یُخْلَصُ الذَّهَبُ!: «آزمایش مى شوند، همان گونه که طلا در کوره آزمایش مى شود، و خالص مى شوند، همان گونه که فشار آتش، ناخالصى هاى طلا را از بین مى برد و آن را خالص مى کند».(4) به هر حال، عافیت طلبانى که گمان مى کنند همین اندازه که اظهار ایمان کنند، در صف مؤمنان قرار مى گیرند، و در اعلى علیین بهشت، همنشین پیامبران و صدیقین و شهداء خواهند بود، سخت در اشتباهند. به گفته امیرمؤمنان على(علیه السلام) در «نهج البلاغه»: وَ الَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً وَ لَتُساطُنَّ سُوْطَ الْقِدْرِ، حَتَّى یَعُودَ أَسْفَلُکُمْ أَعْلَاکُمْ وَ أَعْلَاکُمْ أَسْفَلَکُمْ: «سوگند به کسى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) را به حق مبعوث کرده، به شدت مورد آزمایش قرار مى گیرید، و غربال مى شوید، و همانند محتویات یک دیگ به هنگام جوشش، زیر و رو خواهید شد، آن چنان که پائین شما بالا و بالاى شما پائین قرار خواهد گرفت»!.(5) این سخن را هنگامى مى گوید که، تازه مردم با او بیعت کرده اند و در انتظارند ببینند، او با تقسیم اموال «بیت المال» و مقام ها چه مى کند؟! آیا با همان معیارهاى گذشته و تبعیض ها، یا با معیار تلخِ عدالتِ محمّدى؟! * * * 1 ـ به جلد اول، آغاز سوره «بقره»، و جلد دوم، آغاز سوره «آل عمران» و جلد 6، آغاز سوره «اعراف» مراجعه فرمائید. 2 ـ «یُفْتَنُونَ»، از ماده «فتنه»، در اصل به معنى «گذاشتن طلا در آتش براى شناخته شدن میزان خلوص آن» است، سپس به هر گونه آزمایش ظاهرى و معنوى، اطلاق شده است. (براى توضیح بیشتر به جلد 2، صفحه 17 مراجعه شود). 3 ـ توضیح بیشتر در مورد آزمایش الهى، و جوانب مختلف این موضوع، در جلد اول، ذیل آیه 157 سوره «بقره» بیان شده است . 4 ـ «اصول کافى»، جلد 1، صفحه 370، طبق نقل تفسیر «نور الثقلین»، جلد 4، صفحه 148. 5 ـ «نهج البلاغه»، خطبه 16.
.: نوای ضیافت :.
شعرخوانی محمود کریمی
دانلود
.: ترتیل جزء بیستم قرآن کریم با صدای حامد شاکرنژاد :.
لینک دانلود از سایت شهید آوینی
۰

دیدگاه تان را بنویسید

 

تازه های سایت