رایزنی های داغ منطقه ای
نظر کشورهای منطقه درباره حمله احتمالی به ایران چیست؟
در شرایطی که پیام های تهدید آمیز، هشدارهای سیاسی و تحرکات نظامی همزمان در جریان است، دیدگاه کشورهای منطقه درباره حمله احتمالی به ایران چیست؟
تحرکات دیپلماتیک اخیر تهران در روزهایی انجام میشود که منطقه غرب آسیا در یکی از حساسترین مقاطع امنیتی سالهای اخیر قرار دارد. تماسهای تلفنی سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، با همتایان قطری و سعودی را باید فراتر از یک رایزنی معمول دیپلماتیک دید؛ این تماسها بخشی از یک پازل بزرگتر برای مدیریت بحران، افزایش هزینههای درگیری و مهار سناریوهای پرریسک نظامی علیه ایران است. در شرایطی که پیامهای تهدیدآمیز، هشدارهای رسانهای و تحرکات نظامی همزمان در جریان است، دیپلماسی تهران تلاش میکند مسیر تصمیمگیری بازیگران منطقهای و فرامنطقهای را تحت تأثیر قرار دهد.
در گفتوگوی تلفنی عراقچی با شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر و وزیر امور خارجه قطر، دو طرف ضمن مرور روابط دوجانبه، بر ضرورت تداوم رایزنیها در همه سطوح و در همه حوزههای مورد علاقه تأکید کردند. این تأکید، در فضای پرتنش کنونی، حامل پیامی روشن است: تهران همچنان گفتوگو با همسایگان را یکی از ارکان اصلی امنیت منطقه میداند. قطر به دلیل نقش میانجیگرانه خود و ارتباطات گسترده با آمریکا، اروپا و بازیگران منطقهای، جایگاهی ویژه در معادلات فعلی دارد. تأکید مشترک دو وزیر بر «مسئولیت مشترک کشورهای منطقه برای حفظ امنیت و ثبات» در واقع تلاشی برای برجستهسازی راهحلهای درونزا در برابر گزینههای پرهزینه نظامی است.
ریاض و محاسبه هزینههای جنگ در بازار انرژی
تماس تلفنی وزیران خارجه ایران و عربستان سعودی، از منظر راهبردی اهمیت دوچندانی دارد. مرور محورهای گفتوگوی رئیسجمهور پزشکیان و ولیعهد عربستان، نشان میدهد که دو کشور، علیرغم اختلافنظرهای عمیق گذشته، به یک درک حداقلی مشترک درباره مخاطرات تشدید تنش رسیدهاند. هشدار نسبت به پیامدهای خطرناک هرگونه تصعید بحران، بهویژه برای صلح و ثبات منطقه، بازتابدهنده نگرانی جدی ریاض از کشیده شدن هرگونه درگیری به حوزه انرژی است؛ حوزهای که برای عربستان نهتنها یک مؤلفه اقتصادی، بلکه ستون اصلی قدرت و نفوذ منطقهای محسوب میشود.
در همین چارچوب، گزارش والاستریت ژورنال درباره محدود شدن گزینههای دونالد ترامپ علیه ایران بهدلیل مواضع عربستان و امارات، اهمیت مضاعفی پیدا میکند. هرچند امارات در برخی محافل بهعنوان بازیگری همسو با سیاستهای فشار علیه ایران شناخته میشود، اما واقعیت میدانی چیز دیگری است. تهدید صریح ایران مبنی بر هدف قرار دادن کشورهایی که پایگاه یا آسمان خود را در اختیار حمله قرار دهند، باعث شده نگرانیهای امنیتی بر تمایلات سیاسی غلبه کند. این همان نقطهای است که دیپلماسی بازدارنده تهران تلاش دارد آن را پررنگتر کند.
صفبندی منطقهای؛ مخالفت فعال، حمایت مردد
بررسی دیدگاه کشورهای منطقه نسبت به حمله احتمالی به ایران، تصویر روشنی از شکافها و تردیدها ارائه میدهد. ترکیه، قطر و پاکستان بهطور سرسختانه مخالف هرگونه اقدام نظامی هستند و در سطوح مختلف دیپلماتیک و سیاسی برای جلوگیری از آن تلاش میکنند. این کشورها بهخوبی میدانند که یک درگیری گسترده، ثبات شکننده منطقه را بهسرعت فرو خواهد ریخت.در مقابل، کشورهایی مانند اردن، امارات و جمهوری آذربایجان، اگرچه در تحلیلهای راهبردی خود از تضعیف ایران استقبال میکنند، اما بهشدت نگران پیامدهای مستقیم جنگ برای امنیت داخلی و زیرساختهای حیاتیشان هستند. عربستان در موضعی بینابین قرار دارد؛ نه مدافع آشکار حمله و نه مخالف صریح، اما عمیقاً نگران پیامدهای آن بر بازار نفت و امنیت انرژی جهانی است. عراق نیز با توجه به حضور نیروها و سامانههای آمریکایی در خاک خود، به یکی از حساسترین نقاط معادله تبدیل شده و عملاً هرگونه درگیری میتواند این کشور را به میدان رویارویی مستقیم بدل کند.
پیامهای ردشده، تهدیدهای علنی و تعویق عملیات
در دو هفته اخیر، انتقال دو پیام مهم از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی به تهران و رد صریح هر دو، نشاندهنده بازتعریف جدی خطوط قرمز از سوی ایران است. پیام واشینگتن مبتنی بر انجام حملهای محدود و انتظار برای پاسخ نمادین، با پاسخ قاطع تهران مواجه شد؛ پاسخی که تصریح میکرد هر حملهای بهمنزله جنگی تمامعیار تلقی خواهد شد. پیام اسرائیل نیز که تلاش داشت خود را از پیامدهای حمله آمریکا جدا کند، با پاسخ منفی مشابهی روبهرو شد و تهران اعلام کرد که در صورت آغاز اقدام نظامی آمریکا، اسرائیل نیز در دایره پاسخ قرار خواهد گرفت. در همین چارچوب گفته می شود که علت اصلی لغو حمله نظامی امریکا در هفته گذشته همین مسئله بود. از همین رو عملیات به تعویق افتاد تا با گسیل حجم گسترده تجهیزات نظامی آفندی و پدافندی به منطقه، سه هدف دنبال شود: بازدارندگی، مهار پاسخ ایران و آماده شدن برای سناریوی تصعید.
این تعویق، نه نشانه عقبنشینی کامل، بلکه بیانگر تردید عمیق در واشینگتن نسبت به هزینههای غیرقابل پیشبینی درگیری با ایران است. حتی در ارزیابیهای داخلی رژیم صهیونیستی نیز تأکید میشود که یک حمله محدود، ارزش پاسخ بزرگ ایران را ندارد و حمله گسترده، بدون اجماع و همراهی کامل آمریکا، میتواند پیامدهای سیاسی و امنیتی سنگینی برای تلآویو بههمراه داشته باشد. تهدیدات اخیر بنیامین نتانیاهو را نیز باید بیشتر در چارچوب جنگ روانی و تلاش برای حفظ بازدارندگی تحلیل کرد تا نشانهای از تصمیم قطعی برای ورود به جنگ.
در مجموع، آنچه امروز در منطقه جریان دارد، نه حرکت خطی بهسوی جنگ، بلکه یک موازنه پیچیده میان تهدید، بازدارندگی و دیپلماسی است. تهران با ترکیب تماسهای منطقهای، هشدارهای صریح و پیامهای روشن درباره خطوط قرمز، تلاش میکند هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی را بهحدی افزایش دهد که حتی گزینههای روی میز نیز در عمل بلااستفاده بمانند. آینده نزدیک نشان خواهد داد که آیا این راهبرد میتواند منطقه را از لبه بحران دور کند یا خیر، اما آنچه مسلم است، نقش فعال دیپلماسی منطقهای ایران در این مقطع، به یکی از عوامل تعیینکننده معادلات تبدیل شده است.
دیدگاه تان را بنویسید